جنگ ایران و روم (۶۳–۵۸)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ ۶۳–۵۸
بخشی از جنگ‌های ایران و روم
زمان ۵۸ تا ۶۳ بعد از میلاد
مکان ارمنستان
نتیجه سلسله اشکانی ارمنستان تحت‌الحمایه امپراتوری روم بر تخت سلطنت ارمنستان نشست
علت جنگ برای به دست گرفتن کنترل ارمنستان
تغییرات سرزمینی قلمروها فرقی نکرد
جنگندگان
اشکانیان
ارمنستان بزرگ
امپراتوری روم
سوفن
ارمنستان کوچک
ایبری قفقازی
کوماژن
پنتوس
فرماندهان
بلاش یکم
تیرداد یکم (ارمنستان)
کوربولون
پائتوس
تیگران ششم

جنگ (۶۳–۵۸) بخشی از مجموعه جنگ‌های ایران و روم است که در زمان اشکانیان، امپراتوری پارت‌ها و امپراتوری روم اتفاق افتاد. این جنگ بین سالهای ۵۸ تا ۶۳ بعد از میلاد[۱]برای به دست گرفتن کنترل ارمنستان روی داد و در نهایت منجر به پادشاهی رسیدن تیرداد یکم از نسل و تبار اشکانیان ایران و قدرت گرفتن سلسله اشکانی ارمنستان در این منطقه شد.[۲]

شرح جنگ[ویرایش]

ارمنستان بزرگ و امپراتوری روم در حدود ۵۰ میلادی، قبل از وقوع جنگ

بلاش یکم برای افزایش نفوذ خود و خاندانش در ارمنستان برادرش تیرداد یکم را برای پادشاهی ارمنستان معرفی کرد سرانجام تیردﺍد با یاری برخی بزرگان ﺍرمنستان بر تخت فرمانروﺍیی ﺍین کشور نشست و به ﺍین ترتیب، نفوذ کوتاه مدت ﺍیبرها را در ﺍرمنستان خاتمه دﺍده شد.[۳][۴] رومیان در پاسخ به ﺍین ﺍقدﺍم بلاش، کوربولون، سردﺍر روم، را ﺍز ژرمانیا ﺍحضار و به فرماندهی نیروهای نظامی در ﺁسیا (سوریه و سرزمین کوهستانی ارمنستان) منصوب شد.[۵] ﺍو پس ﺍز برقرﺍری ﺁرﺍمش در ﺍرتش روم ﺍز موقعیت ﺍستفاده و عملیات نظامی خود رﺍ در شرق ﺁغاز کرد. وی برﺍی ﺍین ﺍقدﺍم (لژیون‌های چهارم سَکایی، ششم ﺁهِن، سوم گُل و دهم فرتنسیس) رﺍ در ﺍختیار دﺍشت.[۶] ﺍین لشکر ﺍز حدود بیست هزﺍر نیروی رومی و همین تعدﺍد نیروهای غیر رومی شامل نیروهایی ﺍز ارمنستان کوچک، پونتوس، میتریداتس و کوماژن فرﺍهم ﺁمده بود.[۷]هدف کوربولون ﺍز ﺍین ﺍقدﺍم بر تخت نشاندن نامزد مورد نظر روم، یعنی تیگرﺍن ششم، در ﺍرمنستان بود.

تیرداد یکم در ﺍین مقطع ﺍز همیاری بلاش، برخوردﺍر نبود و تنها به نیروهای محلی ﺍکتفا کرد. ﺍرمنیان شجاعانه جنگیدند موفق شدمد شکستی جدی بر معاون سردار رومی کوربولون موسوم به «پاکتیوس» وارد آورد. ﺍما کوربولون در ۵۸ میلادی با تمام قدرت وﺍرد ﺍرمنستان شد. مسیر حرکت وی به گونهﺍی بود که ﺍرتباط بین تیردﺍد و متحدﺍن ﺍحتمالی ﺍو در ﺁسروئن و آدیابن قطع شد و در نتیجه کوربولون به نتیجهٔ دلخوﺍه خود رسید. ﺍو همچنین برﺍی محاصرهٔ تیگراناکرت، تلاشی نکرد تا به ﺍین ترتیب فرصتی برﺍی ﺍتحاد نیروهای ﺁدیابن، ﺁسروئن و ارمنستان بزرگ فرﺍهم نیاورده باشد. کوربولون شهر آرتاشات پایتخت ارمنستان را به تصرف درآورد و آن را طمعه حریق ساخت. پس ﺍز ﺍین پیروزی و به حکومت رسیدن تیگرﺍن ششم در ﺍرمنستان کوربولون به سوی تیگراناکرت رفت و ﺁن شهر رﺍ نیز در ۵۹ میلادی به تصرف درﺁورد.[۸]

کوربولون در ۶۰ میلادی در حالی ﺍرمنستان رﺍ ترک کرد که غرب ﺍین سرزمین به یک مستعمرهٔ رومی تبدیل شده بود.[۹] ﺍما در شرق ﺍرمنستان وضعیت روم ناپایدﺍر و ﺍحتماًﻻً، هنوز برتری در ﺁن با تیردﺍد و هوﺍدﺍرﺍنش بود.

تیگرﺍن در ﺍولین زمان ممکن و بدون در نظر گرفتن شرﺍیط به ﺁدیابن حمله کرد و به تهدید قلمروی ﺍیرﺍن پردﺍخت. در مقابل، تیردﺍد نیز بلافاصله وﺍرد صحنه شد و در ناحیهٔ شرق ﺍرمنستان، برتری خود رﺍ بار دیگر به ﺍثبات رساند. پیش بینی می‌شد بلاش، که در شرق ﺍوضاع رﺍ ﺁرﺍم کرده بود، رﺍهی ﺍرمنستان شود. کوربولون به رغم تصرف دو پایتخت ﺍرمنستان، به خوبی میدﺍنست که پیروزی بر بلاش بسیار دشوﺍر و دور ﺍست. به همین دلیل، به تیردﺍد پیشنهاد صلح کرد و تاج پادشاهی رﺍ به ﺍو دﺍد.[۱۰]

حمله متقابل[ویرایش]

نقشهٔ تحرکات ارتش اشکانی و لژیون‌های رومی در ۶۰–۶۲ م

بلاش، پس ﺍز پایان نبردهایش در هیرکانی، به غرب بازگشت. ﺍولین ﺍقدﺍم بلاش در غرب زیر فشار قرﺍر دﺍدن مونوبائوس پادشاه ﺁدیابن، بود که به علت ﺍنجام ندﺍدن ﺍقدﺍمات ﻻزم در برﺍبر ﺍرتش کوربولون (در ۵۹ میلادی ) مورد بازخوﺍست قرﺍر گرفت.[۱۱]در گام بعدی، بلاش در سال ۶۰ میلادی با ﺍستفاده ﺍز ﺍرتش ﺍصلی ﺍشکانی و همچنین، قوﺍی کمکی ﺁدیابن و برخی ﺍز ﺍشرﺍف وفادﺍر به تیردﺍد شروع به ﺍقدﺍمات جنگی کرد. کوربولون در برﺍبر ﺍین تهدیدﺍت لژیون‌های دوﺍزدهم رعد و چهارم سَکایی رﺍ به ﺍرمنستان فرستاد و خود در جبههٔ فرات در سوریه با لژیون‌های سوم گُل، ششم ﺁهِن و دهم فرتنسیس مستقر شد.[۱۲]در مقابل، بلاش پس ﺍز عبور ﺍز میان‌رودان وﺍرد سوریه شد ﺍما ﺍز فرﺍت عبور نکرد.

ﺍو با ﺍستقرﺍر در بخش شرقی فرﺍت کوربولون رﺍ وﺍدﺍشت تا برﺍی دفاع ﺍز سوریه با تمام ﺍرتش جنوبی خود در منطقه بماند. در سوی دیگر میدﺍن، کوربولون تیگراناکرت رﺍ برﺍی تیگرﺍن ﺁرﺍم کرده بود و تدﺍرکات کافی رﺍ برﺍی وی در نظر گرفته بود ﺍما بلاش در حالی که ﺍردوی خود رﺍ در نصیبین مستقر کرده بود، به مونوبائوس دستور دﺍد تا به تیگراناکرت حمله کند. هرچند مونوبائوس با پیروزی‌های ﺍولیه به پشت دیوﺍرهای تیگراناکرت رسید ضدحملهٔ رومی‌ها سبب شد تا بخشی ﺍز سوﺍره نظام پارتی، که در نبردهای کوهستانی تخصص ندﺍشتند، ﺍز ﺍرتش مشترک روم و متحدﺍن ﺁسیایی ﺁن شکست بخورند و به نصیبین عقب‌نشینی کنند.[۱۳] با ورود تیردﺍد به جبههٔ جنوبی وفادﺍری بسیاری ﺍز خاندﺍن‌های ﺍرمنی ﺍز روم به ﺍیرﺍن متمایل شد. تیگرﺍن در درﺍز مدت نمی توﺍنست در ﺍرمنستان کاری رﺍ ﺍز پیش برد[۱۴]به همین دلیل، کوربولون سفیری به ﺍردوی شاه فرستاد و خوﺍستار مذﺍکره در باب صلح شد.[۱۵]بلاش ﺍز ﺍین ﺍقدﺍم استقبال کرد و پس ﺍز مذﺍکرﺍت ﺍبتدﺍیی قرﺍر بر ﺍین شد که سفیر ﺍیرﺍن در ۶۱ میلادی به روم رود و مذﺍکرﺍت رﺍ با ﺍمپرﺍتور نرون ﺍدﺍمه دهد. کوربولون تلاش کرد تا وضعیت ﺍرمنستان رﺍ برﺍی نرون به تصویر کشد؛ ﺍو می دﺍنست که توسعهٔ مرزهای روم در شرق متوقف شده ﺍست؛ عبور ﺍز شاهنشاهی ﺍشکانی غیرممکن بود؛ ﺍو می‌کوشید تا با بستن یک پیمان صلح مناسب ﺍز سویی نفوذ روم رﺍ در سرزمین ﺍرمنستان حفظ کند و ﺍز سوی دیگر، شاهنشاهی ﺍشکانی رﺍ ﺁرﺍم نگاه دﺍرد زیرﺍ در سرزمین‌های شرقی، به ویژه، در ناحیهٔ یهودیه ﺍندک ﺍندک ناﺁرﺍمی‌هایی در حال شکل گیری بود و کمتر ﺍز ده سال بعد شورش بزرگ یهودیان شعله‌ور شد.[۱۶]

ﺍما نرون در روم تصور درستی ﺍز وضعیت شرق ندﺍشت؛ ﺍو معتقد بود که کوربولون بیش ﺍز ﺍندﺍزه ﺍز قدرت ﺍشکانیان وﺍهمه دﺍرد، به همین دلیل، فرماندهی وی رﺍ در شرق ﺍز ﺍو بازستاند و جبههٔ شمالی نبرد رﺍ به لوسیوس کاسینوس پیتوس، کنسول پیشین روم (۶۱ میلادی )، به منزلهٔ فرماندﺍر کاپادوکیه سپرد. نرون سفیر ﺍیرﺍن رﺍ دست خالی به نزد بلاش بازگردﺍند و لژیون پنجم مقدونی رﺍ به همرﺍه پیتوس به شرق فرستاد. ﺍز همان ﺍبتدﺍ رﺍبطهٔ میان ﺍین دو سردﺍر رومی رقابتﺁمیز بود.[۱۴] پیتوس خود رﺍ در جایگاهی باﻻتر نسبت به کوربولون می‌دید و با تحقیر ﺍو پیروزی‌هایش رﺍ ناچیز میﺍنگاشت. در حالی که کوربولون در فرﺍت باقی‌مانده بود پیتوس ﺁخرین روزهای سال ۶۱ میلادی رﺍ صرف تصرف چند دژ مرزی کرد و برﺍی زمستان به کاپادوکیه بازگشت. ﺍین زمان فرصت بسیار خوبی برﺍی بلاش و جاسوسانش بود تا ﺍز ﺍوضاع ﺍرتش روم باخبر و ﺁمادهٔ حمله در ۶۲ میلادی شوند.

در سال ۶۲ میلادی بلاش به فرﺍت حمله کرد، جایی که در ﺁن کوربولون با ﺍستقرﺍر ناوگانی مجهز به منجنیق توﺍنسته بود ﺍز مرزهای روم پاسدﺍری کند.[۱۷]پس ﺍز چندین حملهٔ پرﺍکندهٔ بلاش، پیتوس، که ﺍطمینان دﺍشت منطقهٔ شمال ﺍز نیروهای ﺍیرﺍنی خالی ﺍست، شروع به پیشروی به سوی تیگرﺍنوکرتا کرد. بلاش به یکباره فرﺍت رﺍ رها ساخت و به سوی تیگراناکرت تاخت و به صورت کاملاً غافلگیرﺍنه ﺁن رﺍ به تصرف ﺍرتش ﺍشکانی در ﺁورد. سپس، با ﺍستقرﺍر چند وﺍحد کوچک در ﺍین منطقه، به سرعت رﺍهی شمال غرب شد و به پیشوﺍز ﺍرتش پیتوس رفت که بی خبر ﺍز وقایع رخ دﺍده به ﺁرﺍمی و با همرﺍهی لژیون‌های دوﺍزدهم رعد و چهارم سکایی در حال پیشروی به سوی تیگراناکرت بود.[۱۷]بلاش در بهار ۶۲ میلادی، پیتوس رﺍ در کوهستان‌های ﺍرمنستان بزرگ، در نزدیکی «رﺍندیا»، به دﺍم ﺍندﺍخت. پیتوس کوشید تا ﺍز موقعیت جغرﺍفیایی موجود، یعنی کوهستانی که در ﺁن بودند، برﺍی غلبه بر پارتیان بهره برد ﺍما نیروهای ﺍرمنیﺍی که همرﺍه ﺍشکانیان بودند خانهٔ خود رﺍ بهتر ﺍز پیتوس می‌شناختند و به ﺍین ترتیب، به عامل مهمی در شکست پیتوس بدل شدند. ﺍین شکست به قدری سنگین بود که پیتوس درخوﺍست صلح کرد و شرﺍیط سنگین و خوﺍر کنندهٔ بلاش رﺍ پذیرفت. مهمترین شرط بلاش بر تخت نشستن برﺍدرش، تیردﺍد، در ﺍرمنستان بود که بی درنگ ﺍز سوی پیتوس پذیرفته شد. پس ﺍز ﺍین رخدﺍدها ﺍرتش پیتوس به سوریه عقب‌نشینی کرد.

کوربولون بار دیگر با بلاش وﺍرد مذﺍکره شد و ﺍین بار پیشنهاد کرد که ﺍرمنستان به صورت موقت به دست ﺍشکانیان ﺍدﺍره شود تا قرﺍردﺍد صلحی میان ﺍشکانیان و روم بسته شود. بلاش بار دیگر نمایندهٔ خود رﺍ به روم فرستاد ﺍما ﺍین بار نرون ﺍز وﺍقعهٔ شکست رﺍندیا فهمیده بود که نمیتوﺍن قدرت ﺍشکانیان رﺍ در ﺍرمنستان بیﺍهمیت ﺍنگاشت. بنابرﺍین، به توصیه‌های کربولو توجه بیشتری نشان دﺍد. بر طبق قرﺍر صلح تیردﺍد بر تخت پادشاهی ﺍرمنستان باقی ماند ﺍما قرﺍر بر ﺍین شد که تاج وی رﺍ نرون بر سر وی نهد؛ ولی بلاش پیش ﺍز تاجگذﺍری تیردﺍد مرﺍسمی در تیسفون برگزﺍر کردند و تاج شاهی رﺍ ﺍز سوی بلاش بر سر تیردﺍد گذﺍشتند و سپس، وی رﺍ به روم فرستادند تا بار دیگر در روم تاجگذﺍری کند. به ﺍین ترتیب، ﺍشکانیان توﺍنستند شاخه ﺍی ﺍز خاندﺍن خود رﺍ در سرزمین ﺍرمنستان مستقر کنند.

نرون به ﺍین دلیل که ﺍقدﺍم نهایی برﺍی صلح ﺍز طرف ﺍو صورت گرفته بود خود رﺍ پیروز نبردهای ﺍشکانیان و روم بر سر ﺍرمنستان جلوه دﺍد و در جشنی باشکوه برﺍی خود مجسمهٔ یادبود ﺍفتخار ساخت و به خود لقب ﺍمپرﺍتور دﺍد.[۱۸]نرون همچنین برﺍی به دست ﺁوردن دل مردم ﺍرمنستان و دیگر مسائل سیاسی دستور دﺍد تا شهر به ﺁتش کشیده شدهٔ آرتاشات رﺍ به هزینه روم بازسازی کنند.

منابع[ویرایش]

  1. تاریخ شروع جنگ در منابع ارمنی بین سالهای ۵۴ تا ۶۴ آمده است و در بعضی منابع ۵۷ تا ۶۶ میلادی ذکر شده است.
  2. Redgate, Anne Elizabeth (2000). The Armenians (First ed.). Massachusetts: Blackwell Publishers Inc. pp. 88–91. ISBN 0-631-22037-2. 
  3. Tacitus, Annals 12.50.1–2
  4. Sherk, Robert K. (1980). ANRW II.7, Politische Geschichte (Provinzen und Randvölker: Griechischer Balkanraum; Kleinasien), Roman Galatia: The Governors from 25 B. C. to A. D. 114. Berlin & New York: Walter de Gruyter & Co. pp. 954–1052. ISBN 311008015X. 
  5. Tacitus Annales XI 20.
  6. Adrian Goldsworthy, In the name of Rome: The men who won the Roman Empire (London: Phoenix, 2004), p. 312
  7. Adrian Goldsworthy, In the name of Rome: The men who won the Roman Empire (London: Phoenix, 2004), p. 186
  8. Goldsworthy, Adrian. In the Name of Rome: The Men Who Won The Roman Empire, 2nd Ed.. London: Weidenfeld & Nicolson, 2003.
  9. Tacitus, ibid. , vol. XIV, p. 26
  10. Tacitus, ibid. , vol. XIV, p. 26
  11. Tacitus, Annales XV.1
  12. Goldsworthy (2007), pp. 318–319
  13. Tacitus, Annales XV.5
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Tacitus, Annales XV.6
  15. Tacitus, Annales XV.7
  16. David Shotter, Nero (London: Routledge,2005), p. 40&41
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Tacitus, Annales XV.9
  18. Cassius Dio, Historia Romana(Loeb Classical Library edition)(Massachusett:Harvard University, 1925), vol. 23, p. 4