اردوگاه آشویتس
| آشویتس Konzentrationslager Auschwitz (آلمانی) | |
|---|---|
| اردوگاه کار اجباری و اردوگاه مرگ (۱۹۴۰–۱۹۴۵) | |
بالا: دروازهٔ آشویتس ۱ و شعار کار (شما را) آزاد میکندپایین: دروازهٔ اردوگاه آشویتس ۲-بیرکناو. مسیر ریل قطار که از ماه مه تا اکتبر ۱۹۴۴ فعال بود، به سمت اتاقهای گاز میرفت.[۱] | |
| دستگاه مختصات جغرافیایی | ۵۰°۰۲′۰۹″ شمالی ۱۹°۱۰′۴۲″ شرقی / ۵۰٫۰۳۵۸۳°شمالی ۱۹٫۱۷۸۳۳°شرقی |
| شناختهشده برای | هولوکاست |
| مکان | لهستان تحت اشغال آلمان |
| ساخته شده توسط | اییگه فاربن |
| اداره شده توسط | آلمان نازی و اساس |
| فرمانده | رودولف لانگه |
| استفادهٔ اصلی | پادگان نظامی |
| دورهٔ فعالیت | مه ۱۹۴۰ – ژانویه ۱۹۴۵ |
| انواع زندانیان | عمدتاً یهودیان، لهستانیها، کولیها، و اسرای جنگی شوروی |
| تعداد زندانیان | دستکم ۱٫۳ میلیون[۲] |
| تعداد کشته | دستکم ۱٫۱ میلیون[۲] |
| آزاد شده توسط | شوروی، ۲۷ ژانویه ۱۹۴۵ |
| زندانیان برجسته | زندانیان:
|
| کتابهای برجسته |
|
| وبگاه | auschwitz |
| نام رسمی | آشویتس بیرکناو، اردوگاه کار اجباری و مرگ نازیهای آلمان (۱۹۴۰–۱۹۴۵) |
| گونه | فرهنگی |
| معیار | vi |
| تاریخ ثبت | ۱۹۷۹ (سومین نشست) |
| شماره ثبت | 31 |
| منطقه | اروپا و آمریکای شمالی |
اردوگاه آشْویتس (به آلمانی: Auschwitz) (تلفظ [ˈʔaʊʃvɪts] ()) مجموعهای از بیش از ۴۰ اردوگاه کار اجباری و اردوگاه مرگ بود که توسط آلمان نازی در لهستان اشغالی در دوران جنگ جهانی دوم اداره میشد[۳] و یکی از محلهای وقوع هولوکاست محسوب میشود. این مجموعه شامل آشویتس ۱، اردوگاه اصلی (Stammlager) در اوشوینچیم، آشویتس ۲ -بیرکناو، یک اردوگاه کار اجباری و اردوگاه مرگ با اتاق گازها، آشویتس ۳-مونوویتز، یک اردوگاه کار برای کارخانهٔ شیمیایی اییگه فاربن، و دهها اردوگاه فرعی بود.[۴] این اردوگاهها به یکی از مراکز اصلی اجرای راهحل نهایی نازیها برای مسئلهٔ یهود تبدیل شدند.
پس از وقوع جنگ جهانی دوم و حملهٔ آلمان نازی به لهستان در سپتامبر ۱۹۳۹، اساس اردوگاه آشویتس ۱ را که قبلاً یک پادگان نظامی بود، به یک اردوگاه اسیران جنگی تبدیل کرد.[۵] اولین گروه از زندانیان سیاسی که به آشویتس منتقل شدند، تقریباً بهطور کامل از لهستانیها تشکیل میشدند (اردوگاه ابتدا برای آنها تأسیس شد). در دو سال اول نیز، اکثر زندانیان لهستانی بودند.[۶] در ماه مه ۱۹۴۰، مجرمان آلمانی که به اردوگاه آورده شدند، به عنوان کارکنان، شهرت اردوگاه را به دلیل سادیسمی که داشتند تثبیت کردند. زندانیان به دلایل کوچک مورد ضرب و شتم، شکنجه و اعدام قرار گرفتند. اولین مرگها با گاز - از زندانیان شوروی و لهستانی - حدود ماه اوت ۱۹۴۱ در بلوک ۱۱ آشویتس ۱ اتفاق افتاد.
ساخت و ساز آشویتس ۲ در ماه بعد آغاز شد و از ۱۹۴۲ تا اواخر ۱۹۴۴ قطارهای باربری، یهودیان را از سراسر اروپای تحت اشغال آلمان نازی به اتاقهای گاز این اردوگاه منتقل کردند. از ۱٫۳ میلیون نفر که به آشویتس منتقل شدند، ۱٫۱ میلیون نفر به قتل رسیدند. تعداد قربانیان شامل ۹۶۰٬۰۰۰ یهودی (۸۶۵٬۰۰۰ نفر از آنها در بدو ورود به اتاقهای گاز رفتند)، ۷۴٬۰۰۰ لهستانی غیر یهودی، ۲۱٬۰۰۰ کولی، ۱۵٬۰۰۰ اسیر جنگی شوروی و تا ۱۵٬۰۰۰ نفر افراد دیگر میشود.[۷] کسانی که توسط گاز کشته نشدند از طریق گرسنگی، خستگی، بیماری، اعدامهای فردی یا ضرب و شتم کشته شدند. دیگران در طول آزمایشهای پزشکی جان باختند.
حداقل ۸۰۲ زندانی تلاش کردند فرار کنند که ۱۴۴ نفر موفق شدند، و در ۷ اکتبر ۱۹۴۴، دو واحد زوندرکماندو، شامل زندانیانی که اتاقهای گاز را اداره میکردند، یک قیام ناموفق را آغاز کردند. پس از پایان هولوکاست، تنها ۷۸۹ نفر از کارکنان اساس (بیش از ۱۵ درصد) به دادگاه احضار شدند.[۸] چند نفر از آنها اعدام شدند، از جمله فرمانده اردوگاه رودلف هوس. ناکامی متفقین در پاسخ به گزارشهای اولیه از کشتار جمعی با بمباران اردوگاه یا راهآهنهای آن همچنان موضوعی جنجالی است.
هنگامی که ارتش سرخ شوروی در ژانویهٔ ۱۹۴۵، نزدیک پایان جنگ، به آشویتس نزدیک شد، اساس بیشتر جمعیت اردوگاه را به غرب و به اردوگاههایی در داخل آلمان و اتریش فرستاد. نیروهای شوروی وارد اردوگاه شدند و در ۲۷ ژانویهٔ ۱۹۴۵، روزی که از سال ۲۰۰۵ به عنوان روز جهانی یادبود هولوکاست گرامی داشته میشود، آنجا را آزاد کردند. در دهههای پس از جنگ، بازماندگانی مانند پریمو لوی، ویکتور فرانکل، و الی ویزل خاطرات خود از تجربیاتشان را نوشتند و اردوگاه به نمادی برجسته از هولوکاست تبدیل شد. در سال ۱۹۴۷، لهستان موزهٔ ایالتی آشویتس-بیرکناو را در محل آشویتس ۱ و ۲ تأسیس کرد و در سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. آشویتس محل بزرگترین قتلعام در یک مکان واحد در تاریخ است.[۹][۱۰]
پیشزمینه
[ویرایش]ایدئولوژی نازیسم ترکیبی از «بهداشت نژادی»، اصلاح نژاد، یهودستیزی، پانژرمنیسم و توسعهطلبی ارضی بود. ریچارد جی. ایوانز مینویسد که آدولف هیتلر و حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان به شدت به «مسئلهٔ یهود» توجه داشتند.[۱۱] در دوران قبل و بعد از به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان در سال ۱۹۳۳، اقدامات خشونتآمیز علیه یهودیان آلمانی به شدت رواج داشت،[۱۲] و قوانینی تصویب شد که آنها را از برخی حرفهها، از جمله خدمات دولتی و حقوقی، کنار میگذاشت.[الف]
تحقیر و فشار اقتصادی، یهودیان را تشویق به ترک آلمان کرد؛ کسبوکارهایشان از دسترسی به بازارها محروم شدند، از تبلیغ در روزنامهها منع شدند و از قراردادهای دولتی کنار گذاشته شدند.[۱۴] در ۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵، رایشستاگ قوانین نورنبرگ را تصویب کرد. یکی از این قوانین، قانون شهروندی رایش، شهروندی را برای کسانی که «خون آلمانی یا خویشاوندی دارند و با رفتار خود نشان میدهند که آماده و مناسب برای خدمت به مردم و رایش آلمان هستند» تعریف میکرد و قانون حمایت از خون آلمانی و ناموس آلمانی، ازدواج و روابط خارج از ازدواج بین کسانی که «خون آلمانی یا خویشاوندی» دارند و یهودیان را ممنوع میکرد.[۱۵]
وقتی که آلمان در سپتامبر ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، باعث آغاز جنگ جهانی دوم شد. هیتلر دستور داد که رهبری و روشنفکری لهستان نابود شود.[۱۶] منطقهٔ اطراف آشویتس به رایش آلمان الحاق شد، ابتدا به عنوان بخشی از گائو سیلزی و از سال ۱۹۴۱ به عنوان قسمتی گائو سیلزی علیا.[۱۷] اردوگاه آشویتس در آوریل ۱۹۴۰ تأسیس شد، ابتدا به عنوان یک اردوگاه قرنطینه برای زندانیان سیاسی لهستانی. در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱، به منظور دستیابی به سرزمینهای جدید، هیتلر به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد.[۱۸] اولین کشتن با گاز در آشویتس - از یک گروه از اسیران جنگی شوروی - در حدود اوت ۱۹۴۱ انجام شد.[۱۹] تا پایان آن سال، در آنچه که بیشتر مورخان آن را اولین مرحلهٔ هولوکاست میدانند، ۵۰۰٬۰۰۰ تا ۸۰۰٬۰۰۰ یهودی شوروی در تیراندازیهای دستهجمعی توسط ترکیبی از آینزاتسگروپن، سربازان معمولی آلمانی و همکاران محلی کشته شدند.[۲۰] در کنفرانس وانزه در برلین در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۲، راینهارت هایدریش راه حل نهایی را به نازیهای ارشد توضیح داد،[۲۱] و از اوایل ۱۹۴۲ قطارهای باربری، یهودیان را از سراسر اروپای تحت اشغال آلمان نازی به اردوگاههای نابودی در لهستان از جمله: آشویتس، بلزک، خلمنو، مایدانک، سوبیبور و تربلینکا انتقال دادند. اکثر زندانیان بلافاصله پس از ورود با گاز کشته شدند.[۲۲]
اردوگاههای آشویتس
[ویرایش]آشویتس ۱
[ویرایش]گسترش
[ویرایش]یک اردوگاه سابق جنگ جهانی اول برای کارگران موقت و بعداً سربازخانهٔ ارتش لهستان، آشویتس ۱ اردوگاه اصلی (Stammlager) و مقر اداری مجموعهٔ اردوگاهی بود. این محل برای اولین بار در فوریه ۱۹۴۰، در پنجاه کیلومتر (۳۱ مایل) جنوب غربی کراکوف، به عنوان اردوگاه قرنطینه برای زندانیان لهستانی توسط آرپاد ویگاند، بازرس زیشرهایتسپولیتسای (پلیس امنیت) و معاون اریش فون دم باخ-سلوسکی، رهبر اساس و پلیس عالی برای سیلزی، پیشنهاد شد. ریشارد گلوکس، رئیس سازمان بازرسی اردوگاههای کار اجباری، والتر آیسفلد، فرماندهٔ سابق اردوگاه کار اجباری زاکسنهاوزن در ارانینبورگ را برای بازرسی به آنجا فرستاد.[۲۴] این اردوگاه حدود ۱٬۰۰۰ متر (۳٬۳۰۰ فوت) طول و ۴۰۰ متر (۱٬۳۰۰ فوت) عرض داشت،[۲۵] آشویتس در آن زمان شامل ۲۲ ساختمان آجری بود که هشت تای آنها دو طبقه بودند. در سال ۱۹۴۳ یک طبقه به بقیهٔ ساختمانها اضافه شد و هشت بلوک جدید ساخته شد.[۲۶]
رایشسفورر-اساس هاینریش هیملر، رئیس اساس، در آوریل ۱۹۴۰ بر اساس توصیهٔ اوبراشتورمبانفورر رودلف هوس از بازرسان اردوگاه، این محل را تأیید کرد. هوس توسعهٔ اردوگاه را نظارت میکرد و به عنوان اولین فرماندهٔ آن خدمت کرد. اولین ۳۰ زندانی در ۲۰ مه ۱۹۴۰ از اردوگاه زاکسنهاوزن وارد شدند. «مجرمان حرفهای» (به آلمانی: Berufsverbrecher)، مردانی بودند که به عنوان «سبزها» (Grünen) به دلیل مثلثهای سبز رنگ روی لباس زندانیشان شناخته میشدند. این گروه که به اردوگاه به عنوان کارمندان آورده شده بودند، نقش زیادی در استقرار خشونت اولیه در اردوگاه داشتند که بهویژه به سوی زندانیان لهستانی هدایت میشد تا زمانی که زندانیان سیاسی وظایف آنها را به عهده گرفتند.[۲۷] بْرونو برودنِیویچ، اولین زندانی (که شمارهٔ سریال ۱ را دریافت کرد)، ارشد اردوگاه شد. دیگران موقعیتهایی مانند کاپو و ناظر بلوک را دریافت کردند.[۲۸]
اولین جابجایی جمعی
[ویرایش]اولین جابجایی جمعی از ۷۲۸ زندانی سیاسی مرد لهستانی، از جمله کشیشان کاتولیک و یهودیان، در ۱۴ ژوئن ۱۹۴۰ از تارنوف وارد آشویتس ۱ شدند. به آنها شمارهٔ سریالی بین ۳۱ تا ۷۵۸ داده شد.[ب] در نامهای در ۱۲ ژوئیهٔ ۱۹۴۰، هوس به گلوکس اطلاع داد که جمعیت محلی «به شدت لهستانی هستند و آمادهٔ انجام هرگونه عملیات علیه مردان منفور اساس میباشند».[۳۰] تا پایان سال ۱۹۴۰، اساس زمینهای اطراف اردوگاه را مصادره کرده و یک منطقهٔ ۴۰ کیلومتر مربعی (۱۵ مایل مربع) با عنوان «منطقهٔ مورد علاقه» (Interessengebiet) ایجاد کرد که توسط اساس، گشتاپو و پلیس محلی گشتزنی میشد.[۳۱] تا مارس ۱۹۴۱، ۱۰٬۹۰۰ نفر در اردوگاه زندانی بودند که بیشتر آنها لهستانی بودند.[۲۵]
اولین مواجههٔ زندانی با آشویتس، اگر ثبت نام شده و بهطور مستقیم به اتاقهای گاز فرستاده نمیشد، در مرکز پذیرش زندانیان نزدیک دروازه با علامت کار آزاد میکند بود، جایی که بر بدن آنها تتو میشد، سرهایشان را میتراشیدند، ضدعفونی میشدند و یونیفرم راهراه زندانیان را دریافت میکردند. این مرکز که بین سالهای ۱۹۴۲ و ۱۹۴۴ ساخته شد، شامل یک حمام، لباسشویی و ۱۹ اتاق گاز برای ضدعفونی کردن لباسها بود. مرکز پذیرش زندانیان آشویتس ۱ به مرکز پذیرش بازدیدکنندگان موزهٔ ایالتی آشویتس-بیرکناو تبدیل شد.[۲۳]
کورهٔ شمارهٔ ۱، اولین گازها
[ویرایش]ساخت کورهٔ شمارهٔ ۱ در آشویتس ۱ از پایان ژوئن یا اوایل ژوئیهٔ ۱۹۴۰ آغاز شد.[۳۳] این کوره در ابتدا برای کشتار جمعی در نظر گرفته نشده بود بلکه برای زندانیانی بود که اعدام شده یا به هر طریق دیگری در اردوگاه مرده بودند. کوره از اوت ۱۹۴۰ تا ژوئیهٔ ۱۹۴۳ در حال فعالیت بود که در آن زمان کورههای موجود در آشویتس ۲ کار را به عهده گرفتند.[۳۴] تا مه ۱۹۴۲ سه اجاق در کورهٔ شمارهٔ ۱ نصب شده بود که با هم میتوانستند ۳۴۰ بدن را در ۲۴ ساعت بسوزانند.[۳۵]
اولین آزمایش گاز زنی در حدود اوت ۱۹۴۱ صورت گرفت، زمانی که کارل فریچ، به دستور رودولف هس، گروهی از اسیران جنگی شوروی را با ریختن کریستالهای سایکلون ب به داخل سلول زیرزمینی آنها در بلوک ۱۱ آشویتس ۱ به قتل رساند. گروه دومی از ۶۰۰ اسیر جنگی شوروی و حدود ۲۵۰ زندانی بیمار لهستانی در تاریخ ۳–۵ سپتامبر گاز زده شدند.[۳۶] سردخانه سپس به یک اتاق گاز تبدیل شد که قادر به نگهداری حداقل ۷۰۰–۸۰۰ نفر بود.[۳۵][پ] سایکلون ب از طریق شکافهای سقف به اتاق ریخته میشد.[۳۵]
اولین جابجایی جمعی یهودیان
[ویرایش]تاریخنگاران در مورد تاریخ آغاز جابجایی همهٔ یهودیان به آشویتس اختلاف نظر دارند. در کنفرانس وانزه در برلین در ۲۰ ژانویهٔ ۱۹۴۲، رهبری نازیها برنامههای خود را برای راه حل نهایی با زبان و الفاظ ملایم بیان کرد.[۳۷] طبق گفتهٔ فرانسیشک پایپر، فرماندهٔ آشویتس، رودلف هوس پس از جنگ روایتهای متناقضی ارائه داد که نشان میدهد نابودی یهودیان از دسامبر ۱۹۴۱، ژانویهٔ ۱۹۴۲ یا پیش از تأسیس کمپ زنان در مارس ۱۹۴۲ آغاز شده است.[۳۸] در کتاب فرمانده در آشویتس نوشت: «در بهار ۱۹۴۲ اولین حملات یهودیان که همگی برای نابودی تعیین شده بودند، از سیلزی علیا به آشویتس رسیدند».[۳۹] در ۱۵ فوریهٔ ۱۹۴۲، طبق گفتهٔ دانوتا چک، حمل و نقل یهودیان از بویتن (بیتوم، لهستان) به آشویتس ۱ رسید و بلافاصله به اتاق گاز فرستاده شد.[۴۰] در سال ۱۹۹۸ یک شاهد عینی گفت که قطار شامل «زنان بویتن» بود.[۴۱] سائول فریدلاندر نوشت که یهودیان بویتن از اردوگاههای کار سازمان اشملت بودند و غیرقابل استفاده برای کار شناخته شده بودند.[۴۲] طبق گفتهٔ کریستوفر براونینگ، یهودیانی که برای کار مناسب نبودند، از پاییز ۱۹۴۱ به اتاق گاز در آشویتس فرستاده میشدند.[۴۳] شواهد این جابجایی و حملهٔ فوریهٔ ۱۹۴۲ در سال ۲۰۱۵ توسط نیکولاس واچسمن به چالش کشیده شد.[۴۴]
حدود ۲۰ مارس ۱۹۴۲، طبق گفتهٔ دانوتا چک، جابجایی یهودیان لهستانی از سیلزی و زگلبی دامبرووسکی بهطور مستقیم از ایستگاه به اتاق گاز آشویتس ۲ که تازه شروع به کار کرده بود، انجام شد.[۴۵] در ۲۶ و ۲۸ مارس دو جابجایی یهودیان اسلواکی به عنوان زندانی در کمپ زنان ثبت شدند و برای کار اجباری نگهداری شدند؛ این جابجاییها اولین حملاتی بودند که توسط آدولف آیشمن و ادارهٔ امنیت رایش سازماندهی شده بودند.[ت] در ۳۰ مارس اولین حمل و نقل ادارهٔ امنیت رایش از فرانسه رسید.[۴۶] «انتخاب»، جایی که ورود جدیدها برای کار یا اتاق گاز انتخاب میشد، در آوریل ۱۹۴۲ آغاز شد و از ژوئیه بهطور منظم برگزار میشد. پایپر مینویسد که این نشاندهندهٔ افزایش نیاز آلمان به نیروی کار بود. کسانی که برای کار غیرمناسب شناخته میشدند، بدون ثبتنام به عنوان زندانی، در اتاق گاز کشته میشدند.[۴۷]
در مورد تعداد یهودیانی که در آشویتس ۱ در اتاق گاز کشته شدند نیز اختلاف نظر وجود دارد. پری براد، در کتاب SS-Unterscharführer نوشت که «انتقالدادهشدگان بعد از حمل و نقل در کورهٔ آشویتس [۱] ناپدید میشدند».[۴۸] در نظر فیلیپ مولر، یکی از زوندرکماندوهای آشویتس ۱، دهها هزار یهودی از فرانسه، هلند، اسلواکی، سیلزی علیا و یوگسلاوی کشته شدند، همچنین از گتوی ترزینشتات، چیخانوف، و گروتنو.[۴۹] در مقابل ژان-کلود پرساک برآورد کرده است که حداکثر ۱۰٬۰۰۰ نفر در آشویتس ۱ کشته شدند.[۴۸] آخرین زندانیان که در آنجا در دسامبر ۱۹۴۲ کشته شدند، حدود ۴۰۰ نفر از اعضای Sonderkommando آشویتس ۲ بودند که مجبور به حفاری و سوزاندن باقیماندهٔ گورهای دستهجمعی آن کمپ شدند که بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ جسد در آنها دفن بود.[۵۰]
آشویتس ۲-بیرکناو
[ویرایش]ساختوساز
[ویرایش]پس از بازدید از آشویتس ۱ در مارس ۱۹۴۱، به نظر میرسد که هاینریش هیملر دستور گسترش اردوگاه را صادر کرده است،[۵۱] اگرچه پیتر هایز اشاره میکند که در ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۴۱، مقاومت لهستانی به دولت در تبعید لهستان در لندن گزارش داد: «اردوگاه کار اجباری آشویتس … در حال حاضر میتواند حدود ۷٬۰۰۰ زندانی را در خود جای دهد، و قرار است بازسازی شود تا حدود ۳۰٬۰۰۰ نفر را در خود جای دهد».[۵۲] ساخت آشویتس۲-بیرکناو—که در نقشهها بهعنوان Kriegsgefangenenlager (اردگاه اسیران جنگی) نامگذاری شده بود—در اکتبر ۱۹۴۱ در بریژینکا، حدود سه کیلومتر دورتر از آشویتس ۱، آغاز شد.[۵۳] طرح اولیه این بود که آشویتس ۲ شامل چهار بخش (Bauabschnitte I–IV) باشد که هرکدام شامل شش زیراردوگاه (BIIa–BIIf) با دروازهها و حصارهای خود باشند. دو بخش اول تکمیل شدند (بخش BI ابتدا اردوگاه قرنطینه بود)، اما ساخت بخش BIII در ۱۹۴۳ آغاز شد و در آوریل ۱۹۴۴ متوقف شد، و طرح بخش BIV رها شد.[۵۴]
کارل بیشاف معمار، رئیس ساختوساز بود.[۵۱] بر اساس بودجهٔ اولیهٔ ۸٫۹ میلیون مارک رایش، طرحهای او پیشبینی میکرد که هر پادگان ۵۵۰ زندانی را در خود جای دهد، اما بعدها این تعداد را به ۷۴۴ نفر برای هر پادگان تغییر داد، که به این معنا بود که اردوگاه میتوانست ۱۲۵٬۰۰۰ نفر را بهجای ۹۷٬۰۰۰ نفر در خود جای دهد.[۵۵] ۱۷۴ پادگان وجود داشت، هرکدام با ابعاد ۳۵٫۴ در ۱۱٫۰ متر (۱۱۶ در ۳۶ فوت)، که به ۶۲ بخش ۴ متر مربع (۴۳ فوت مربع) تقسیم شده بودند. بخشها به «آشیانهها» تقسیم شدند که ابتدا برای سه زندانی و بعدها برای چهار نفر طراحی شده بودند. با فضای شخصی ۱ متر مربع (۱۱ فوت مربع) برای خواب و قرار دادن هرگونه وسایل موجود، زندانیان از «حداقل فضایی که برای ادامهٔ حیات نیاز داشتند» محروم بودند، همانطور که روبرت-جان ون پلِت نوشت.[۵۶]
زندانیان مجبور بودند در پادگانها زندگی کنند در حالی که آنها را میساختند؛ علاوه بر کار، آنها با کارهای طولانی در شب روبرو بودند. بهطور نتیجه، بیشتر زندانیان در BIb (اردوگاه مردان) در ماههای اول به دلیل هیپوترمی، گرسنگی یا خستگی در چند هفتهٔ اول مُردند.[۵۷] حدود ۱۰٬۰۰۰ اسیر جنگی شوروی بین ۷ تا ۲۵ اکتبر ۱۹۴۱ به آشویتس ۱ رسیدند،[۵۸] اما تا ۱ مارس ۱۹۴۲ تنها ۹۴۵ نفر ثبتنام شده بودند؛ آنها به آشویتس ۲ منتقل شدند،[۵۹] جایی که بیشتر آنها تا مه همان سال مردند.[۶۰]
کورههای آدمسوزی ۲–۵
[ویرایش]اولین اتاق گاز در آشویتس ۲ تا مارس ۱۹۴۲ به بهرهبرداری رسید. در حدود ۲۰ مارس، یک انتقال جمعی از یهودیان لهستانی که توسط گشتاپو از سیلزی و زاگلنبی دامبروفسکی فرستاده شده بودند، مستقیماً از ایستگاه باربری اوشوینچیم به اتاق گاز آشویتس ۲ برده شدند و سپس در یک چمنزار نزدیک دفن شدند.[۴۵] اتاق گاز در جایی قرار داشت که زندانیان آن را «خانهٔ قرمز کوچک» مینامیدند (که توسط اساس به عنوان «پناهگاه ۱» شناخته میشد)، یک کلبهٔ آجری که به یک تأسیسات گازدهی تبدیل شده بود؛ پنجرهها با آجر مسدود شده بودند و چهار اتاق آن به دو اتاق عایقشده تبدیل شدند، درهایی که بر روی آنها نوشته شده بود "Zur Desinfektion" («برای ضدعفونی»). کلبهٔ آجری دوم، «خانهٔ سفید کوچک» یا پناهگاه ۲، تا ژوئن ۱۹۴۲ تبدیل و عملیاتی شد.[۶۱] زمانی که هیملر در تاریخ ۱۷ و ۱۸ ژوئیهٔ ۱۹۴۲ از اردوگاه بازدید کرد، او یک نمایش از انتخاب یهودیان هلندی، قتلعام جمعی در اتاق گاز در پناهگاه ۲، و یک تور از محل ساخت اردوگاه آشویتس ۳، کارخانهٔ جدید اییگه فاربن در حال ساخت در اردوگاه کار اجباری مونوویتس را مشاهده کرد.[۶۲] استفاده از پناهگاههای ۱ و ۲ در بهار ۱۹۴۳ متوقف شد، هنگامی که کورههای جدید ساخته شدند، هرچند پناهگاه ۲ در مه ۱۹۴۴ دوباره برای قتل یهودیان مجارستانی به کار گرفته شد. پناهگاه ۱ در سال ۱۹۴۳ تخریب شد و پناهگاه ۲ در نوامبر ۱۹۴۴.[۶۳]
طرحهای کورههای ۲ و ۳ نشان میدهند که هر دو دارای یک اتاق کوره به ابعاد ۳۰ در ۱۱٫۲۴ متر (۹۸٫۴ در ۳۶٫۹ فوت) در طبقهٔ همکف، و یک اتاق لباسپوشی زیرزمینی به ابعاد ۴۹٫۴۳ در ۷٫۹۳ متر (۱۶۲٫۲ در ۲۶٫۰ فوت) و اتاق گاز به ابعاد ۳۰ در ۷ متر (۹۸ در ۲۳ فوت) بودند. اتاقهای لباسپوشی دارای نیمکتهای چوبی در امتداد دیوارها و گیرههای شمارهگذاریشده برای لباسها بودند. قربانیان از این اتاقها به یک راهروی باریک پنجمتری هدایت میشدند، که در نهایت به فضایی میرسید که درب اتاق گاز از آنجا باز میشد. اتاقها در داخل سفید بودند و نازلهایی به سقف نصب شده بودند تا شبیه به سر دوشها به نظر برسند.[۶۴] ظرفیت روزانهٔ کورهها (چند جسد میتوانستند در یک دورهٔ ۲۴ ساعته سوزانده شوند) ۳۴۰ جسد در کورهٔ شمارهٔ ۱؛ ۱٬۴۴۰ جسد در هر یک از کورههای ۲ و ۳؛ و ۷۶۸ جسد در هر یک از کورههای ۴ و ۵ بود.[۶۵] تا ژوئن ۱۹۴۳ همهٔ چهار کوره عملیاتی شدند، اما کورهٔ شمارهٔ ۱ پس از ژوئیه ۱۹۴۳ دیگر استفاده نشد. این موضوع ظرفیت روزانهٔ کل را به ۴٬۴۱۶ جسد رساند، هرچند با بارگذاری سه تا پنج جسد در هر بار، زوندرکوماندو قادر بودند روزانه حدود ۸٬۰۰۰ جسد را بسوزانند. این ظرفیت حداکثری به ندرت نیاز بود؛ میانگین سوزاندن جسدها بین سالهای ۱۹۴۲ و ۱۹۴۴ روزانه ۱٬۰۰۰ جسد بود.[۶۶]
آشویتس ۳–مونوویتس
[ویرایش]
پس از بررسی چندین مکان برای احداث یک کارخانهٔ جدید برای تولید لاستیک نیتریل، نوعی لاستیک مصنوعی که برای عملیاتهای جنگی ضروری بود، شرکت شیمیایی آلمانی اییگه فاربن یک مکان نزدیک به شهرهای دِوُری و مونوویتس (به آلمانی: Monowitz) را انتخاب کرد که حدود ۷ کیلومتر (۴٫۳ مایل) شرق آشویتس ۱ قرار داشت.[۶۷] معافیتهای مالیاتی برای شرکتهایی که آمادگی داشتند در مناطق مرزی طبق قانون کمکهای مالی شرقی، که در دسامبر ۱۹۴۰ تصویب شد، صنایع را توسعه دهند، در دسترس بود. علاوه بر نزدیکی به اردوگاه کار اجباری، که منبعی از نیروی کار ارزان بود، این مکان دارای اتصالات راهآهن خوب و دسترسی به مواد اولیه نیز بود.[۶۸] در فوریهٔ ۱۹۴۱، هیملر دستور داد که جمعیت یهودی اوشوینچیم اخراج شوند تا جایی برای کارگران ماهر فراهم شود؛ که تمام لهستانیهای قادر به کار در شهر بمانند و در ساخت کارخانه مشغول شوند؛ و که زندانیان آشویتس در کار ساخت و ساز به کار گرفته شوند.[۶۹]
زندانیان آشویتس از آوریل ۱۹۴۱ در کارخانهای که به نام بونا ورکه و آگ-آشویتس شناخته میشد، شروع به کار کردند و خانهها در مونوویتس را برای ساخت آن تخریب کردند.[۷۰] در ماه مه، به دلیل کمبود کامیون، چند صد نفر از آنها هر روز دو بار از ساعت ۳ صبح برای رفتن به آنجا از آشویتس ۱ پیاده میرفتند.[۷۱] به دلیل آنکه صف طولانی از زندانیان خسته که از طریق شهر اوشوینچیم میرفتند ممکن بود به روابط آلمان و لهستان آسیب بزند، به زندانیان گفته شد که هر روز اصلاح کنند، تمیز باشند و در هنگام راه رفتن آواز بخوانند. از اواخر ژوئیه، آنها با قطار بر روی واگنهای باربری به کارخانه منتقل شدند.[۷۲] با توجه به دشواری جابجایی آنها، از جمله در زمستان، اییگه فاربن تصمیم گرفت که یک اردوگاه در نزدیکی کارخانه بسازد. اولین زندانیان در ۳۰ اکتبر ۱۹۴۲ به آنجا منتقل شدند.[۷۳] این اردوگاه که به KL Auschwitz III–Aussenlager (زیر اردوگاه آشویتس ۳) و بعدها به اردوگاه کار اجباری مونوویتس شناخته شد،[۷۴] اولین اردوگاهی بود که توسط بخش خصوصی تأمین مالی و ساخته شد.[۷۵]

این اردوگاه که اندازهاش ۲۷۰ در ۴۹۰ متر (۸۹۰ در ۱٬۶۱۰ فوت) بود، بزرگتر از آشویتس ۱ بود. تا پایان سال ۱۹۴۴، این اردوگاه شامل ۶۰ پادگان بود که هرکدام اندازهای معادل ۱۷٫۵ در ۸ متر (۵۷ در ۲۶ فوت) داشتند و هر کدام یک اتاق روز و یک اتاق خواب شامل ۵۶ تخت چوبی سه طبقه داشتند.[۷۶] اییگه فاربن به اساس سه یا چهار رایشسمارک برای شیفتهای ۹ تا ۱۱ ساعته از هر کارگر پرداخت میکرد.[۷۷] در سالهای ۱۹۴۳–۱۹۴۴، حدود ۳۵٬۰۰۰ زندانی در این کارخانه کار میکردند؛ ۲۳٬۰۰۰ نفر (بهطور متوسط ۳۲ نفر در روز) به دلیل سوءتغذیه، بیماری و فشار کار کشته شدند. پیتر هایز مینویسد که در مدت سه تا چهار ماه از حضور در اردوگاه، زندانیان «به اسکلتهای متحرک تبدیل شدند».[۷۸] مرگها و انتقالها به اتاقهای گاز در آشویتس ۲ جمعیت اردوگاه را تقریباً هر ماه به یک پنجم کاهش میداد.[۷۹] مدیران سایت بهطور مداوم زندانیان را با اتاقهای گاز تهدید میکردند و بوی دود از کورههای آدمسوزی در آشویتس ۱ و ۲ فضای اردوگاه را پر کرده بود.[۸۰]اگرچه انتظار میرفت کارخانه در سال ۱۹۴۳ شروع به تولید کند، کمبود نیروی کار و مواد خام باعث شد که شروع تولید بارها به تعویق بیفتد.[۸۱] متفقین در سال ۱۹۴۴ این کارخانه را در ۲۰ اوت، ۱۳ سپتامبر، ۱۸ دسامبر و ۲۶ دسامبر بمباران کردند. در ۱۹ ژانویهٔ ۱۹۴۵، اساس دستور داد که سایت تخلیه شود و ۹٬۰۰۰ زندانی، بیشتر آنها یهودی، به یک راهپیمایی مرگ به اردوگاه فرعی آشویتس در گلیویتسه فرستاده شدند.[۸۲] از گلیویتسه، زندانیان با قطار در واگنهای باربری باز به اردوگاههای کار اجباری اردوگاه بوخنوالت و ماوتهاوزن منتقل شدند. ۸۰۰ زندانی که در بیمارستان مونوویتس باقی مانده بودند، به همراه سایرین در ۲۷ ژانویهٔ ۱۹۴۵ توسط جبههٔ اول اوکراینی ارتش سرخ آزاد شدند.[۸۳]
اردوگاههای فرعی
[ویرایش]چندین شرکت صنعتی آلمانی دیگر، مانند کروپ و زیمنس-شوکرت، کارخانههایی با اردوگاههای فرعی برای خود ساختند.[۸۴] حدود ۲۸ اردوگاه در نزدیکی کارخانههای صنعتی وجود داشت که هر کدام صدها یا هزاران زندانی را در خود جای داده بودند.[۸۵] اردوگاهها تحت عنوانهای آوسنلاگر (به آلمانی: Aussenlager) (اردوگاه خارجی)، نِبِنلاگر (به آلمانی: Nebenlager) (اردوگاه توسعهای)، آربایتسلاگر (به آلمانی: Arbeitslager) (اردوگاه کار)، یا آوسنکوماندو (به آلمانی: Aussenkommando) (گروه کاری خارجی) شناخته میشدند،[۸۶] اردوگاهها در مکانهایی همچون بلِخهامر، یاویشوویتسه، یاورزنو، لاگیشه، مسووویتسه، چبینیا، و حتی در بوهم و موراویا در چکسلواکی ساخته شدند.[۸۷] صنایع با اردوگاههای اقماری شامل معادن زغالسنگ، ریختهگریها و سایر کارگاههای فلزی، و کارخانههای شیمیایی بودند. زندانیان همچنین مجبور به کار در جنگل و انجام امور کشاورزی میشدند.[۸۸] برای مثال، ویرتشافتشوف بودی، در روستای پولندی بودی نزدیک برژشچه، یک اردوگاه کوچک کشاورزی بود که در آن زندانیان ۱۲ ساعت در روز در زمینها کار میکردند، به حیوانات رسیدگی میکردند و با مخلوط کردن خاکستر انسانی از کورهها با چمن و کود، کمپوست میساختند.[۸۹] حوادث خرابکاری برای کاهش تولید در چندین اردوگاه فرعی رخ داد، از جمله شارلوتنگروبه، گلیویتسهٔ ۲، و راجسکو.[۹۰] شرایط زندگی در برخی از اردوگاهها آنقدر بد بود که بهعنوان اردوگاههای فرعی مجازات در نظر گرفته میشدند.[۹۱]
زندگی در اردوگاهها
[ویرایش]پادگان اساس
[ویرایش]رودلف هوس که در سال ۱۹۰۱ در بادن-بادن به دنیا آمد،[۹۳] هنگامی که هاینریش هیملر در ۲۷ آوریل ۱۹۴۰ دستور ایجاد اردوگاه را صادر کرد، بهعنوان نخستین فرماندهٔ آشویتس منصوب شد.[۹۴] او همراه با همسر و فرزندانش در خانهای دوطبقه با گچبری در نزدیکی ساختمان فرماندهی و اداری زندگی میکرد[۹۵] و تا ۱۱ نوامبر ۱۹۴۳ سمت فرماندهی را بر عهده داشت.[۹۴] یوزف کرامر در این مدت معاون هوس بود.[۲۵] پس از او آرتور لیبهنشل فرمانده شد،[۹۴] و هوس بهعنوان مدیر «ادارهٔ DI» در ادارهٔ اصلی اقتصادی و اجرایی اساس در اورانیِنبورگ منصوب شد؛[۹۴] سمتی که او را نایبِ بازرس اردوگاهها میکرد.[۹۶]
ریشارد بائر در ۱۱ مهٔ ۱۹۴۴ فرماندهٔ آشویتس ۱ شد و فریتس هارتینشتاین از ۲۲ نوامبر ۱۹۴۳ فرماندهٔ آشویتس ۲ بود؛ پس از او یوزف کرامر از ۱۵ مهٔ ۱۹۴۴ تا زمان انحلال اردوگاه در ژانویهٔ ۱۹۴۵ فرماندهی را بر عهده داشت. هاینریش شوارتس زمانی که آشویتس ۳ در نوامبر ۱۹۴۳ به اردوگاهی مستقل تبدیل شد تا زمان انحلال آن فرمانده بود.[۹۷] هوس میان ۸ مه و ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۴۴، برای نظارت بر ورود یهودیان مجارستان، دوباره به آشویتس بازگشت و بهعنوان «فرماندهٔ پادگان اساس» (Standortältester) بر تمامی فرماندهان اردوگاههای آشویتس مقام بالادستی یافت.[۹۴]
بهنوشتهٔ الکساندر لاسیک، حدود ۶٬۳۳۵ نفر (۶٬۱۶۱ مرد) در طول فعالیت اردوگاه برای اساس در آشویتس کار کردند؛[۹۸] ۴٫۲٪ افسر، ۲۶٫۱٪ درجهدار و ۶۹٫۷٪ نفرات عادی بودند.[۹۹] در مارس ۱۹۴۱، ۷۰۰ نگهبان اساس؛ در ژوئن ۱۹۴۲، ۲٬۰۰۰؛ و در اوت ۱۹۴۴، ۳٬۳۴۲ نگهبان حضور داشت. در شلوغترین حالت، در ژانویهٔ ۱۹۴۵، ۴٬۴۸۰ مرد و ۷۱ زن اساس در آشویتس کار میکردند؛ رقم بالاتر احتمالاً نتیجهٔ تدارکات لازم برای تخلیهٔ اردوگاه بود.[۱۰۰] نگهبانان زن «سرپرستان اساس» (SS-Aufseherinnen) نامیده میشدند.[۱۰۱]
بیشتر کارکنان از آلمان یا اتریش بودند، اما با ادامهٔ جنگ، شمار بیشتری از «فولکسدویچه»های کشورهای دیگر—از جمله چکسلواکی، لهستان، یوگسلاوی و کشورهای بالتیک—به اساس در آشویتس پیوستند؛ بسیاری از آنان از نظر قومی آلمانی نبودند. نگهبانانی نیز از مجارستان، رومانی و اسلواکی سربازگیری شدند.[۱۰۲] نگهبانان اردوگاه—حدود سهچهارم کل پرسنل اساس—اعضای «اساس-توتنکوپففربانده» (یگانهای سرِمرگ) بودند.[۱۰۳] سایر کارکنان اساس در بخشهای پزشکی، سیاسی، یا در ادارهٔ اقتصادی کار میکردند؛ ادارهای که مسئول پوشاک و دیگر تدارکات، از جمله اموال زندانیان کشتهشده بود.[۱۰۴] اساس، خدمت در آشویتس را «پستِ راحت» میدانست؛ حضور در آنجا یعنی دوری از جبهه و دسترسی به اموال قربانیان.[۱۰۵]
کارگزاران و «زوندرکماندو»
[ویرایش]
برخی زندانیان—در ابتدا آلمانیهای غیرِیهودی و بعدها یهودیان و لهستانیهای غیرِیهودی—بهعنوان فونکتسیونسهِفتلینگه (Funktionshäftlinge؛ کارگزاران اردوگاه) به مقامهایی با اختیار گسترده منصوب شدند که دسترسی آنان را به مسکن و غذای بهتر فراهم میکرد. لاگرپرومنینتس (نخبهٔ اردوگاه) شامل بلوکسشرایبر (منشیِ آسایشگاه)، کاپو (سرکارگر/ناظر)، اشتوبندیست (خدمتکار آسایشگاه) و کماندیرته (اعتمادشدگان) بود.[۱۰۶] این کارگزاران که قدرت عظیمی بر سایر زندانیان داشتند، به بیرحمی و رفتار سادیستی شهرت یافتند.[۱۰۷] پس از جنگ، تنها شمار اندکی از آنان محاکمه شدند، زیرا تعیین اینکه کدام جنایت به دستور اساس انجام شده بود بسیار دشوار بود.[۱۰۸]
با آنکه اساس بر روند قتل در هر اتاق گاز نظارت داشت، بخش کار اجباری این فرایند را زندانیانی انجام میدادند که از ۱۹۴۲ با نام «زوندرکماندو» (Sonderkommando؛ گروه ویژه) شناخته میشدند.[۱۰۹] بیشتر آنان یهودی بودند، اما گروههایی دیگر—از جمله اسرای جنگی شوروی—نیز در میانشان حضور داشتند. در سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۱، زمانی که تنها یک اتاق گاز وجود داشت، این گروه ۲۰ نفر بود؛ در پایان ۱۹۴۳ شمار آنان به ۴۰۰ تن رسید و در سال ۱۹۴۴، همزمان با هولوکاست یهودیان مجارستان، به ۸۷۴ نفر افزایش یافت.[۱۱۰] زوندرکماندو مسئول تخلیهٔ کالا و اجساد از قطارهای ورودی، هدایت قربانیان به رختکنها و اتاقهای گاز، بیرونآوردن اجساد، و جداکردن زیورآلات، مو، کارهای دندانی و هرگونه فلز قیمتی از دهان قربانیان بود؛ همهٔ این اموال به آلمان ارسال میشد. پس از جداشدن هر چیز ارزشمند، آنان باید اجساد را در کورههای آدمسوزی میسوزاندند.[۱۱۱]
از آنجا که آنان شاهدان مستقیم قتلعام بودند، زوندرکماندو جدا از دیگر زندانیان زندگی میکردند، هرچند این قاعده برای افراد غیرِیهودی گروه سختگیرانه رعایت نمیشد.[۱۱۲] سطح زندگی آنان بهسبب دسترسی به اموال زندانیان تازهوارد بهبود مییافت و این اقلام را در داخل اردوگاه—از جمله با خود اساس—مبادله میکردند.[۱۱۳] با وجود این، امید به زندگی آنان بسیار کوتاه بود؛ آنها مرتباً کشته و جایگزین میشدند.[۱۱۴] حدود ۱۰۰ نفر از آنان تا زمان تخلیهٔ اردوگاه زنده ماندند. آنها را در «راهپیمایی مرگ» و سپس با قطار به ماوتهاوزن منتقل کردند. سه روز بعد، در هنگام آمارگیری، از آنان خواسته شد پیشقدم شوند؛ هیچکس جلو نرفت، و چون اساس فهرست دقیق آنان را نداشت، شماری از آنان از مرگ جان سالم بهدر بردند.[۱۱۵]
خالکوبیها و مثلثها
[ویرایش]
بهصورت منحصربهفرد در آشویتس، برای زندانیان یک شمارهٔ سریال خالکوبی میشد: بر روی سینهٔ چپ برای اسرای جنگی شوروی[۱۱۶] و بر روی بازوی چپ برای غیرنظامیان.[۱۱۷][۱۱۸]
ردههای مختلف زندانیان با تکههای مثلثیشکل پارچه (آلمانی: وینکل، Winkel) که زیر شمارهٔ زندانی بر روی کت آنان دوخته میشد، قابل تشخیص بود. زندانیان سیاسی (شوتسهِفتلینگه یا Sch)، عمدتاً لهستانیها، مثلث قرمز داشتند. بزهکاران (بِروفسفِربِرخر یا BV)، که بیشتر آلمانی بودند، مثلث سبز میپوشیدند. زندانیان «غیرِاجتماعی» (آزوتسیاله یا Aso)، که شامل آوارگان، روسپیان و رومانیها میشدند، مثلث سیاه داشتند. رنگ بنفش برای شاهدان یهوه (اینترناتسیوناله بیبلفورشِرفِرآینینگ، IBV) و صورتی برای مردان همجنسگرا بود که بیشترشان آلمانی بودند.[۱۱۹]
برآورد میشود که میان ۵٬۰۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ مرد همجنسگرا که طبق بند ۱۷۵ قانون جزایی آلمان (که اعمال جنسی میان مردان را ممنوع میکرد) محاکمه شده بودند، به اردوگاههای کار اجباری فرستاده شدند که شمار نامعلومی از آنان به آشویتس منتقل شدند.[۱۲۰]
یهودیان نشان زرد، بهشکل ستارهٔ داوود، میپوشیدند که اگر به یکی از دستههای دیگر هم تعلق داشتند، یک مثلث دوم روی آن قرار میگرفت. ملیت زندانی با حرفی که روی آن تکهپارچه دوخته میشد مشخص میگردید. یک سلسلهمراتب نژادی وجود داشت: آلمانیها در بالاترین رتبه قرار داشتند، پس از آن زندانیان غیرِیهودیِ کشورهای دیگر، و در پایینترین رتبه زندانیان یهودی بودند.[۱۲۱]
انتقالها
[ویرایش]
تبعیدشدگان در شرایطی بسیار رقتبار، در واگنهای باری یا دامی فشرده میشدند و به آشویتس منتقل میگردیدند. قطارها یا نزدیک ایستگاه راهآهن توقف میکردند یا در یکی از چند سکو و رمپ ویژهٔ کنار خطوط راهآهن، از جمله رمپی در کنار آشویتس ۱. «Altejudenrampe» (رمپ یهودیان قدیمی)، که بخشی از ایستگاه باری اوشویچیم بود، از ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ برای انتقال یهودیان مورد استفاده قرار میگرفت.[۱۲۲][۱۲۳]
این رمپ که میان آشویتس ۱ و آشویتس ۲ قرار داشت، پس از پیادهسازی، نیازمند پیمودن مسافتی حدود ۲٫۵ کیلومتر تا آشویتس ۲ و اتاقهای گاز بود. بیشتر تبعیدشدگان مجبور بودند این مسیر را پیاده طی کنند؛ همراهیشده با نگهبانان اساس و خودرویی با نشان صلیب سرخ که زیکلون ب را حمل میکرد، و همچنین پزشکی از اساس تا در صورت مسموم شدن تصادفی مأموران، مداخله کند. زندانیانی که شبهنگام میرسیدند یا آنقدر ضعیف بودند که نمیتوانستند راه بروند، با کامیون برده میشدند.[۱۲۴]
کار ساخت خط راهآهن و رمپ جدید میان بخشهای BI و BII در آشویتس ۲ در مهٔ ۱۹۴۴ به پایان رسید تا برای پذیرش یهودیان مجارستان آماده باشد؛[۱۲۳] این انتقالها از مه تا اوایل ژوئیهٔ ۱۹۴۴ ادامه داشت.[۱۲۵] خطوط ریلی مستقیماً به ناحیهٔ اطراف اتاقهای گاز منتهی میشد.[۱۲۲]
زندگی زندانیان
[ویرایش]روزِ زندانیان مرد ساعت ۴:۳۰ بامداد آغاز میشد (در زمستان یک ساعت دیرتر) و برای زنان حتی زودتر؛ زمانی که سرپرست بلوک گونگ را به صدا درمیآورد و با چوب، زندانیان را میزد تا آنها را وادار کند هرچه سریعتر خود را شسته و از مستراحها استفاده کنند.[۱۲۶] تعداد مستراحها اندک و آبِ پاکیزه کمیاب بود. هر ساختمانِ شستوشو باید پاسخگوی هزاران زندانی میبود. در بخشهای BIa و BIb در آشویتس ۲، دو ساختمانِ دارای مستراح و اتاق شستوشو در سال ۱۹۴۳ ساخته شد. این ساختمانها دارای آبریزهای طولانی برای شستوشو و ۹۰ شیر آب بودند؛ سرویسهای توالت «کانالهای فاضلابی» بودند که با بتن پوشیده شده و ۵۸ حفره برای نشستن داشتند. برای ۱۶ آسایشگاه مسکونی در BIIa سه آسایشگاه دارای امکانات شستوشو یا توالت وجود داشت و برای ۳۲ آسایشگاه در BIIb، BIIc، BIId و BIIe شش ساختمان شستوشو/مستراح فراهم بود.[۱۲۷]
پریمو لوی در سال ۱۹۴۴ اتاق شستوشوی آشویتس ۳ را چنین توصیف میکند:

اینجا نور ضعیفی دارد، پر از کوران است و کف آجری آن با لایهای از گل پوشیده شده است. آب قابل نوشیدن نیست؛ بوی مشمئزکنندهای دارد و اغلب برای ساعتها قطع میشود. دیوارها با فرسکوهای آموزشیِ عجیبی پوشیده شدهاند: برای نمونه، هافتلینگِ خوب را نشان میدهد که تا کمر برهنه است و با دقت مشغول کف زدن روی سرِ تراشیده و گلگون خود است؛ و هافتلینگِ بد، با بینیِ برجستهٔ سامیگونه و رنگی سبزآلود، که در لباسهای آشکارا چرکین و با کلاه برهای بر سر، در هم فرورفته و با احتیاط انگشتی را در آبِ روشویی فرو میبرد. زیر اولی نوشته شده است: «So bist du rein» (اینگونه پاکی)، و زیر دومی: «So gehst du ein» (اینگونه به فرجام بد میرسی)؛ و پایینتر، به فرانسویِ مشکوک اما با خط گوتیک: «La propreté, c'est la santé» (پاکیزگی، سلامتی است).[۱۲۸]
زندانیان صبحها نیم لیتر جانشین قهوه یا دمنوش گیاهی دریافت میکردند، اما غذایی داده نمیشد.[۱۲۹] گونگ دوم، زمان آمارگیری را اعلام میکرد؛ زمانی که زندانیان باید در ردیفهای دهنفره در محوطه میایستادند. در هر شرایط آبوهوایی، باید منتظر میماندند تا مأموران اساس برای شمارش برسند؛ مدت زمانی که مجبور بودند سرپا بمانند، بسته به حالوهوای افسران و اینکه فرار یا رویدادی تنبیهبرانگیز رخ داده باشد، تفاوت میکرد.[۱۳۰] نگهبانان ممکن بود زندانیان را وادار کنند یک ساعت در حالت چمباتمه با دستهای بالا بمانند، یا برای تخلفاتی مانند دکمهٔ گمشده یا ظرف غذای خوب شستهنشده، کتک یا بازداشت بدهند. زندانیان بارها شمرده و بازشماری میشدند.[۱۳۱]
پس از آمارگیری، با شنیدن فرمان «Arbeitskommandos formieren» («یگانهای کار شکل بگیرند»)، زندانیان پنجنفره در صف حرکت میکردند تا به محل کار خود برسند و روز کاریای را آغاز کنند که معمولاً ۱۱ ساعت طول میکشید—در تابستان طولانیتر و در زمستان کوتاهتر بود.[۱۳۳] ارکستر زندان، مانند ارکستر زنان آشویتس، مجبور بود هنگام خروج کارگران از اردوگاه موسیقی شاد پخش کند. کاپوها مسئول رفتار زندانیان در هنگام کار بودند، همانگونه که یک همراهِ اساس نیز حضور داشت. بخش عمدهٔ کارها در فضای باز انجام میشد: در کارگاههای ساختمانی، چالههای شن و ماسه، و انبارهای چوب. هیچ زمان استراحتی در نظر گرفته نمیشد. یک زندانی برای کنترل زمانِ استفادهٔ کارگران از مستراحها تعیین شده بود تا مدت تخلیهٔ مثانه و رودهٔ آنان را اندازه بگیرد.[۱۳۴]
ناهار سهچهارم لیتر سوپ رقیقی بود که در نیمروز داده میشد؛ طعم آن بهگفتهٔ زندانیان بسیار زننده بود، با چهار وعده گوشت در هفته و سه وعده سبزیجات (عمدتاً سیبزمینی و شلغم زرد). شام ۳۰۰ گرم نان—اغلب کپکزده—بود، بخشی از آن را باید برای صبحانهٔ روز بعد نگهمیداشتند، همراه با یک قاشق مرباخوری پنیر یا مارمالاد، یا ۲۵ گرم مارگارین یا سوسیس. زندانیانی که کار سخت انجام میدادند جیرهٔ اضافی دریافت میکردند.[۱۳۵]
آمارگیری دوم ساعت هفت عصر انجام میشد، که در جریان آن ممکن بود زندانیان حلقآویز یا شلاق زده شوند. اگر زندانیای غایب بود، دیگران باید همانجا میایستادند تا فرد گمشده پیدا شود یا دلیل غیبت مشخص شود، حتی اگر ساعتها طول میکشید. در ۶ ژوئیهٔ ۱۹۴۰، آمارگیری ۱۹ ساعت طول کشید چون یک زندانی لهستانی، تادئوش ویهیوفسکی، فرار کرده بود؛ پس از فراری در سال ۱۹۴۱، گروهی از زندانیان از آسایشگاه او انتخاب شده و به بلوک ۱۱ فرستاده شدند تا از گرسنگی کشته شوند.[۱۳۶] پس از آمارگیری، زندانیان به بلوکهای خود بازمیگشتند و جیرهٔ نان خود را دریافت میکردند. سپس اندکی زمان آزاد داشتند تا از سرویسها استفاده کنند و نامههای خود را تحویل بگیرند، جز زندانیان یهودی: یهودیان اجازهٔ دریافت نامه نداشتند. مقررات خاموشی («آرامش شبانه») ساعت ۹ شب با صدای گونگ اعلام میشد.[۱۳۷]
زندانیان در ردیفهای طولانی از تختهای آجری یا چوبی، یا روی زمین میخوابیدند؛ در حالی که لباسها و کفشهایشان را به تن داشتند یا روی آنها دراز میکشیدند تا از دزدیدهشدنشان جلوگیری کنند.[۱۳۸] تختهای چوبی پتوی نازک و تشکهای کاغذی پرشده از پوشال چوب داشت؛ در آسایشگاههای آجری، زندانیان روی کاه میخوابیدند.[۱۳۹] بنا بر گفتهٔ میکلوش نیشلی:
هشتصد تا هزار نفر در محفظههای رویهمچیدهٔ هر آسایشگاه چپانده میشدند. بیآنکه بتوانند کاملاً کش بیایند، در آنجا طولی و عرضی میخوابیدند، با پاهای یکی روی سر، گردن یا سینهٔ دیگری. از هرگونه کرامت انسانی تهی شده، برای چند سانتیمتر فضای بیشتر که بتوانند اندکی راحتتر بخوابند، یکدیگر را هل میدادند، گاز میگرفتند و لگد میزدند؛ زیرا زمان خواب بسیار کوتاه بود.[۱۴۰]
یکشنبهها روز کار نبود، اما زندانیان باید آسایشگاهها را تمیز میکردند و حمام هفتگی میرفتند،[۱۴۱] و اجازه داشتند (به زبان آلمانی) به خانوادههای خود نامه بنویسند، اگرچه اساس نامهها را سانسور میکرد. زندانیانی که آلمانی بلد نبودند برای دریافت کمک، نان معامله میکردند.[۱۴۲] یهودیان شباتنگهدار میکوشیدند تقویم عبری، اعیاد یهودی، شبات و بخش هفتگی تورات را دنبال کنند. هیچ ساعت، تقویم یا زمانسنجی در اردوگاه مجاز نبود. تنها دو تقویم یهودی ساختهشده در آشویتس تا پایان جنگ باقی ماند. زندانیان راههای دیگری برای حساب روزها مییافتند، از جمله گرفتن اطلاعات از تازهواردان.[۱۴۳]
اردوگاه زنان
[ویرایش]حدود ۳۰ درصد از زندانیان ثبتشده زن بودند.[۱۴۴] نخستین انتقال جمعی زنان، ۹۹۹ زن آلمانیِ غیرِ یهودی از اردوگاه کار اجباری راونسبروک، در ۲۶ مارس ۱۹۴۲ رسید. این زنان، که در دستههای مجرم، ضداجتماعی و سیاسی طبقهبندی شده بودند، بهعنوان کارگزارانِ بنیانگذارِ اردوگاه زنان به آشویتس آورده شدند.[۱۴۵] رودلف هوس دربارهٔ آنان نوشت: «بهآسانی میشد پیشبینی کرد که این حیوانات، زنانی را که بر آنها قدرت داشتند شکنجه خواهند کرد … رنج روحی برای آنان کاملاً بیگانه بود».[۱۴۶] به این زنان شمارههای سریالی ۱ تا ۹۹۹ داده شد.[۴۶][ث] نگهبان زن از راونسبروک، یوهانا لانگفلد، نخستین «لاگرفوررین» (فرماندهٔ اردوگاه زنان) در آشویتس شد.[۱۴۵] انتقال جمعی دومِ زنان، ۹۹۹ زن یهودی از پوپراد در اسلواکی، همان روز رسید. بنا بر گفتهٔ دانوتا چخ، این نخستین انتقال ثبتشدهای بود که از سوی دفتر ۴ B4 ادارهٔ اصلی امنیت رایش (آرشآها)، معروف به «دفتر یهودی» و به رهبری اساس اوبِراشتورمبانفورر آدولف آیشمن، به آشویتس فرستاده شد.[۴۶] (دفتر ۴ همان گشتاپو بود)[۱۴۷] انتقال سوم شامل ۷۹۸ زن یهودی از براتیسلاوا بود که در ۲۸ مارس رسید.[۴۶]
زنان در آغاز در بلوکهای ۱ تا ۱۰ آشویتس ۱ نگهداری میشدند،[۱۴۸] اما از ۶ اوت ۱۹۴۲،[۱۴۹] ۱۳هزار زندانی به اردوگاه تازهٔ زنان (Frauenkonzentrationslager یا FKL) در آشویتس ۲ منتقل شدند. این بخش در ابتدا شامل ۱۵ آسایشگاه آجری و ۱۵ آسایشگاه چوبی در بخش BIa بود؛ و بعدها به BIb نیز گسترش یافت.[۱۵۰] در اکتبر ۱۹۴۳، این اردوگاه ۳۲٬۰۶۶ زن را در خود جای داده بود.[۱۵۱] در سالهای ۱۹۴۳–۱۹۴۴، حدود ۱۱هزار زن نیز در اردوگاه خانوادگی کولیها، و چند هزار زن در اردوگاه خانوادگی ترزینشتات نگهداری میشدند.[۱۵۲]
شرایط در اردوگاه زنان چنان اسفبار بود که هنگامی که گروهی از زندانیان مرد در اکتبر ۱۹۴۲ برای برپایی یک درمانگاه وارد شدند، نخستین وظیفهٔ آنان — به گفتهٔ پژوهشگران موزهٔ آشویتس — تشخیص این بود که کدام اجساد واقعاً مردهاند و کدام زنان هنوز زندهاند.[۱۵۱] جیزلا پرل، متخصص زنانِ رومانیایی-یهودی و از زندانیان اردوگاه زنان، در سال ۱۹۴۸ نوشت:
یک مستراح برای سی تا سیودوهزار زن وجود داشت و تنها در ساعاتی معین اجازهٔ استفاده از آن را داشتیم. ما در صف میایستادیم تا وارد این ساختمان کوچک شویم، در حالی که تا زانو در فضولات انسانی فرورفته بودیم. چون همه به اسهال مبتلا بودیم، بهسختی میتوانستیم تا نوبتمان صبر کنیم و لباسهای ژندهٔ خود را آلوده میکردیم—لباسهایی که هرگز از تنمان درنمیآمد—و همین بوهای وحشتناک، وجود ما را همچون ابری احاطه میکرد. مستراح، یک گودال عمیق بود که تختههایی در فواصل معین روی آن انداخته بودند. ما مانند پرندگانی نشسته بر سیم تلگراف روی آن تختهها چمباتمه میزدیم؛ آنقدر نزدیک به هم که ناگزیر یکدیگر را آلوده میکردیم.[۱۵۳]
لانگفلد در اکتبر ۱۹۴۲ جای خود را به اساس اوبِراوفزِهرین ماریا مندل داد که به بیرحمی شهرت یافت. هوس مردانی را برای نظارت بر سرپرستان زن استخدام کرد: نخست اساس اوبِراشتورمفورر پاول مولر و سپس اساس هاوپتاشتورمفورر فرانتس هوسلر.[۱۵۴] مندل و هوسلر پس از جنگ اعدام شدند. آزمایشهای عقیمسازی در آسایشگاه ۳۰ توسط متخصص زنان آلمانی، کارل کلائوبرگ، و پزشک آلمانی دیگر، هورست شومان انجام میشد.[۱۵۱]
آزمایشهای پزشکی، بلوک ۱۰
[ویرایش]
پزشکان آلمانی مجموعهای از آزمایشها را روی زندانیان در آشویتس انجام دادند. پزشکان اساس کارایی پرتو ایکس را بهعنوان ابزار عقیمسازی میآزمودند و دوزهای بالای پرتو را به زندانیان زن وارد میکردند. کارل کلائوبرگ مواد شیمیایی را به رحم زنان تزریق میکرد تا آن را بهاصطلاح «چسبانده و مسدود» کند. زندانیان برای پژوهشهای مربوط به واکسیناسیون به تب لکهای آلوده میشدند و برای بررسی اثرات مواد سمی، در معرض آنها قرار میگرفتند.[۱۵۵]
در یک آزمایش، شرکت بایر آگ—که در آن زمان بخشی از ئیگه فاربن بود—برای خرید ۱۵۰ زن زندانی از آشویتس (اردوگاه درخواست ۲۰۰ رایشمارک بهازای هر زن کرده بود) مبلغ ۱۵۰ رایشمارک برای هر نفر پرداخت. آنان به یک مرکز بایر منتقل شدند تا یک مادهٔ بیهوشی رویشان آزمایش شود. یکی از کارکنان بایر به رودلف هوس نوشت: «گروه ۱۵۰ نفری زنان در وضعیت خوب رسیدند؛ اما نتوانستیم به نتایج قطعی برسیم، زیرا آنها در جریان آزمایشها مردند. خواهشمندیم گروه دیگری از زنان، به همان تعداد و با همان قیمت، برای ما بفرستید». پژوهش بایر در آشویتس توسط هلموت فِتر از بایر/ئیگه فاربن که همچنین پزشک آشویتس و سروان اساس بود، و نیز توسط پزشکان آشویتس فریدریش انتِرس و ادوارد ویرتس انجام میشد.[۱۵۶]

مشهورترین پزشک آشویتس یوزف منگله، «فرشتهٔ مرگ»، بود که از ۳۰ مهٔ ۱۹۴۳ در آشویتس ۲ کار میکرد و نخست در اردوگاه خانوادگی کولیها مستقر بود.[۱۵۷] او که به پژوهش بر روی دوقلوها، کوتاهقامتان و افراد دارای بیماریهای موروثی علاقه داشت، در آسایشگاههای ۲۹ و ۳۱ مهدکودکی برپا کرد برای کودکانی که روی آنها آزمایش میکرد، و نیز برای همهٔ کودکان رومانی زیر شش سال؛ جایی که سهمیهٔ غذایی بهتری دریافت میکردند.[۱۵۸] از مهٔ ۱۹۴۴، او هنگام «انتخاب» از میان تازهواردان دوقلوها و کوتاهقامتان را جدا میکرد،[۱۵۹] و مرتباً فریاد میزد «Zwillinge heraus!» («دوقلوها، جلو بیایید!»).[۱۶۰] منگله و دیگر پزشکان (که برخی زندانی بودند) اعضای بدن دوقلوها را اندازهگیری میکردند، از آنها عکس میگرفتند، و آزمایشهای دندان، بینایی، شنوایی، رادیولوژی، خون، جراحی و انتقال خون میان آنها انجام میدادند.[۱۶۱] سپس آنها را میکشت و کالبدشکافی میکرد.[۱۵۹]
کورت هایسمایر، پزشک دیگر آلمانی و افسر اساس، بیست کودک یهودی لهستانی را از آشویتس به اردوگاه کار اجباری نوینگامه در نزدیکی هامبورگ برد تا در آزمایشهای شبهعلمی از آنان استفاده کند. او سل را به آنها تزریق کرد تا درمان احتمالی بیماری را بیازماید. در آوریل ۱۹۴۵، برای پنهان کردن پروژه، کودکان به دار آویخته شدند.[۱۶۲]
یک مجموعه استخوانهای یهودیان از میان ۱۱۵ زندانی یهودی انتخاب شد که بهزعم نازیها دارای «ویژگیهای نژادی کلیشهای» بودند. رودولف برانت و ولفرام زیفرس، مدیر اجرایی آننربه (مؤسسه پژوهشی نازی)، اسکلتها را به مجموعهٔ مؤسسهٔ کالبدشناسی Reichsuniversität Straßburg در آلزاس–لورن فرستادند. این مجموعه با تأیید هاینریش هیملر و زیر نظر آگوست هیرت گردآوری شد. در نهایت ۸۷ نفر از این زندانیان به اردوگاه کار اجباری ناتزوایلر-اشتروتهوف منتقل و در اوت ۱۹۴۳ کشته شدند.[۱۶۳] برانت و زیفرس در سال ۱۹۴۸ پس از محکومیت در دادگاه پزشکان—بخشی از دادگاههای متعاقب نورنبرگ—اعدام شدند.[۱۶۴]
تنبیه، بلوک ۱۱
[ویرایش]
زندانیان ممکن بود برای کوچکترین تخلف از قوانین، توسط نگهبانان و «کاپو» ها کتک خورده یا کشته شوند. تاریخنگار لهستانی ایرنا اشترژِلِتسکا مینویسد که به کاپوها لقبهایی داده میشد که بازتابدهندهٔ سادیسم آنها بود: «خونی»، «آهنی»، «خفهکننده»، «بوکسور».[۱۶۵] بر اساس ۲۷۵ گزارش موجود دربارهٔ تنبیه در آرشیو آشویتس، اشترژلتسکا فهرستی از تخلفات رایج ارائه میکند: دوبار آمدن برای گرفتن غذا در وعدهٔ غذایی، بیرون آوردن دندان طلا برای خرید نان، ورود به طویلهٔ خوکها برای دزدیدن غذای آنها، و گذاشتن دست در جیب.[۱۶۶]
شلاقزدن در هنگام آمارگیری امری رایج بود. میزی مخصوص شلاقزدن که «بُز» نام داشت، پاهای زندانی را در جعبهای ثابت میکرد و زندانی مجبور بود روی میز دراز بکشد. زندانیان باید تعداد ضربهها را میشمردند— «۲۵ ضربه با تشکر فراوان دریافت کردم» —و اگر عدد را اشتباه میگفتند، شلاق از ابتدا شروع میشد.[۱۶۶] تنبیه با «میله» شامل بستن دستهای زندانی پشت سر با زنجیرهایی بود که به قلابهایی وصل میشد، سپس زنجیر را بالا میکشیدند تا زندانی تنها از مچها آویزان بماند. اگر شانههای زندانی پس از آنچنان آسیب میدید که نمیتوانست کار کند، ممکن بود به اتاق گاز فرستاده شود. زندانیان برای کمک به زندانی کتکخورده یا برداشتن تهسیگار نیز به میله بسته میشدند.[۱۶۷] برای بیرون کشیدن اطلاعات، نگهبانان سر زندانیان را روی اجاق فشار میدادند و صورت و چشمان آنان را میسوزاندند.[۱۶۸]
بلوک ۱۱، که تا سال ۱۹۴۱ «بلوک ۱۳» نام داشت، زندان درون زندان بود و برای زندانیانی اختصاص داشت که به فعالیتهای مقاومت مظنون بودند.[۱۶۹] سلول ۲۲ در بلوک ۱۱ یک سلول ایستاده بدون پنجره (Stehbunker) بود. این سلول به چهار بخش تقسیم شده بود؛ هر بخش کمتر از ۱٫۰ متر مربع (۱۱ فوت مربع) مساحت داشت و چهار زندانی را در خود جای میداد. ورود به آن از طریق دریچهای نزدیک زمین انجام میشد. یک منفذ ۵ در ۵ سانتیمتر (۲ در ۲ اینچ) برای هوا وجود داشت که با صفحهای سوراخدار پوشانده شده بود. اشترژلتسکا مینویسد که زندانیان ممکن بود چندین شب را در سلول ۲۲ سپری کنند؛ «ویسواف کیلار» چهار هفته را بهخاطر شکستن یک لوله در آن گذراند.[۱۷۰] چند اتاق در بلوک ۱۱ بهعنوان Polizei-Ersatz-Gefängnis Myslowitz in Auschwitz (شعبهٔ آشویتسِ ادارهٔ پلیس مسووویتسه) مورد استفاده قرار میگرفت.[۱۷۱] همچنین مواردی از «Sonderbehandlung» («رفتار ویژه» —اعدام) برای لهستانیها و دیگر افرادی که برای آلمان نازی «خطرناک» تلقی میشدند، وجود داشت.[۱۷۲]
دیوار مرگ
[ویرایش]
حیاط بین بلوکهای ۱۰ و ۱۱، که به «دیوار مرگ» مشهور بود، بهعنوان محل اعدام استفاده میشد، از جمله برای لهستانیهایی در منطقهٔ دولت عمومی که توسط دادگاه جنایی به مرگ محکوم شده بودند.[۱۷۲] نخستین اعدامها—شلیک به پشت سر زندانیان—در ۱۱ نوامبر ۱۹۴۱، در روز روز استقلال ملی این کشور، در همین مکان انجام شد. ۱۵۱ متهم را یکبهیک به جلوی دیوار بردند، لختشان کردند و دستهایشان را از پشت بستند. دانوٹا چخ اشاره میکند که یک «مراسم کاتولیک مخفی» روز یکشنبهٔ بعد در طبقهٔ دوم بلوک ۴ در آشویتس ۱، در فضای باریکی بین تختها برگزار شد.[۱۷۳]
برآورد میشود که ۴٬۵۰۰ زندانی سیاسی لهستانی، از جمله اعضای مقاومت اردوگاه، در دیوار مرگ اعدام شدند. ۱۰٬۰۰۰ لهستانی دیگر نیز بدون ثبتنام به اردوگاه آورده شدند تا اعدام شوند. حدود ۱٬۰۰۰ اسیر جنگی شوروی نیز به همین شیوه جان باختند، اگرچه این رقم تقریبی است. گزارشی از دولت تبعیدی لهستان ابراز کرد که ۱۱٬۲۷۴ زندانی و ۶٬۳۱۴ اسیر جنگی اعدام شده بودند.[۱۷۴] رودولف هوس نوشت که «دستورهای اعدام بیوقفه میرسیدند».[۱۷۱] بهگفتهٔ افسر اساس پری برود: «برخی از این اسکلتهای متحرک ماهها را در سلولهایی گذرانده بودند که حتی حیوانات را هم در آن نگه نمیداشتند، و بهسختی میتوانستند صاف بایستند. اما در همان لحظهٔ آخر، بسیاری از آنها فریاد زدند: "زندهباد لهستان!" یا "زندهباد آزادی!"».[۱۷۵] از جملهٔ کشتهشدگان، سرهنگ یان کارچ و سرگرد ادوارد گوت-گتینسکی بودند که در ۲۵ ژانویه ۱۹۴۳ به همراه ۵۱ نفر دیگر که به فعالیت مقاومت مظنون بودند، اعدام شدند. یوزف نوجی، دوندهٔ استقامت لهستانی، در ۱۵ فوریهٔ همان سال اعدام شد.[۱۷۶] در اکتبر ۱۹۴۴، ۲۰۰ نفر از اعضای «زوندرکماندو» بهخاطر مشارکت در شورش زوندرکماندو اعدام شدند.[۱۷۷]
اردوگاههای خانوادگی
[ویرایش]اردوگاه خانوادگی کولیها
[ویرایش]اردوگاهی جداگانه برای رومها با نام Zigeunerfamilienlager («اردوگاه خانوادگی کولیها») در بخش BIIe آشویتس ۲–بیرکِنائو در فوریهٔ ۱۹۴۳ ایجاد شد. بنا به دلایلی ناشناخته، آنها مشمول «گزینش» نمیشدند و خانوادهها اجازه داشتند کنار هم بمانند. نخستین انتقال کولیهای آلمان در ۲۶ فوریه همان سال رسید. شمار اندکی از کولیها پیش از آن در اردوگاه بودند؛ دو زندانی کولی اهل چک، «اگناتس» و «فرانک دنهِل»، در دسامبر ۱۹۴۲ تلاش به فرار کردند—که دومی موفق شد—و یک زن کولی لهستانی بهنام «استفانیا چیورون» در ۱۲ فوریه ۱۹۴۳ رسید و در آوریل گریخت.[۱۷۹] یوزف منگله، بدنامترین پزشک هولوکاست، از ۳۰ مه ۱۹۴۳ کار خود را در اردوگاه خانوادگی کولیها آغاز کرد.[۱۵۷]
دفتر اصلی ثبت آشویتس نشان میدهد که ۲۰٬۹۴۶ کولی در اردوگاه ثبت شده بودند،[۱۸۰] و تصور میشود ۳٬۰۰۰ نفر دیگر بدون ثبتنام وارد شدند.[۱۸۱] در ۲۲ مارس ۱۹۴۳، یک انتقال متشکل از ۱٬۷۰۰ سینتی و کولی لهستانی بهدلیل بیماری هنگام ورود گازدهی شدند؛ گروه دیگری با ۱٬۰۳۵ نفر در ۲۵ مه ۱۹۴۳ نیز به همین سرنوشت دچار شدند.[۱۸۰] اساس در ۱۶ مه ۱۹۴۴ تلاش کرد اردوگاه را تخلیه کند، اما کولیها با چاقو و لولههای آهنی مقاومت کردند و اساس عقب نشست. اندکی بعد، اساس ۲٬۹۰۸ نفر را برای کار منتقل کرد و در ۲ اوت ۱۹۴۴، ۲٬۸۹۷ نفر باقیمانده را گازدهی کرد. سرنوشت ۱۰٬۰۰۰ نفر دیگر نامشخص است.[۱۸۲]
اردوگاه خانوادگی ترزینشتات
[ویرایش]اساس حدود ۱۸٬۰۰۰ یهودی را از اردوگاه کار اجباری ترزینشتات در ترزین، چکسلواکی، به آشویتس تبعید کرد،[۱۸۳] که این کار از ۸ سپتامبر ۱۹۴۳ با انتقال ۲٬۲۹۳ زندانی مرد و ۲٬۷۱۳ زندانی زن آغاز شد.[۱۸۴] آنان را در بخش BIIb بهعنوان یک «اردوگاه خانوادگی» جای دادند؛ زندانیان اجازه داشتند اموال خود را نگه دارند، لباسهای خود را بپوشند، و برای خانوادهشان نامه بنویسند؛ موهایشان تراشیده نمیشد و مشمول «گزینش» نبودند.[۱۸۳] مکاتبات دفتر آدولف آیشمن با کمیته بینالمللی صلیب سرخ نشان میدهد که آلمانیها این اردوگاه را برای ایجاد تردید دربارهٔ گزارشهایی—در آستانهٔ یک بازدید برنامهریزیشدهٔ صلیب سرخ از آشویتس—برپا کردند که میگفتند در آنجا قتلِعام صورت میگیرد.[۱۸۵] زنان و دختران در سربازخانههای فرد، و مردان و پسران در سربازخانههای زوج اسکان داده شدند. یک درمانگاه در سربازخانههای ۳۰ و ۳۲ ایجاد شد، و سربازخانهٔ ۳۱ به مدرسه و مهدکودک تبدیل گردید.[۱۸۳] با وجود شرایط اندکی بهتر، وضعیت همچنان ناکافی بود؛ ظرف شش ماه نخست، ۱٬۰۰۰ نفر از ساکنان اردوگاه خانوادگی جان باختند.[۱۸۶] دو گروه دیگر به تعداد ۲٬۴۹۱ و ۲٬۴۷۳ یهودی نیز در ۱۶ و ۲۰ دسامبر ۱۹۴۳ از ترزینشتات به این اردوگاه رسیدند.[۱۸۷]
در ۸ مارس ۱۹۴۴، ۳٬۷۹۱ زندانی—مرد، زن و کودک—به اتاقهای گاز فرستاده شدند؛ مردان را به کورهٔ جسدسوزی شمارهٔ ۳ و زنان را بعداً به کورهٔ شمارهٔ ۲ بردند.[۱۸۸] گزارش شده است که برخی از گروهها در مسیر، سرود ملی اسرائیل و سرود ملی چک را میخواندند.[۱۸۹] پیش از قتل، از آنان خواسته شد کارتپستالهایی خطاب به بستگان خود بنویسند که تاریخ پُستشان را بین ۲۵ تا ۲۷ مارس گذاشته بودند. چند دوقلو برای انجام آزمایشهای پزشکی نگه داشته شدند.[۱۹۰] دولت در تبعید چکسلواکی پس از آنکه نمایندهاش در برن گزارش گزارش وربا–وتسلر—نوشتهٔ دو زندانی فراری، رودلف وربا و آلفرد وتسلر—را دریافت کرد که هشدار میداد بازماندگان اردوگاه خانوادگی بهزودی گازدهی خواهند شد، اقدام به تلاشهای دیپلماتیک برای نجات یهودیان چک کرد.[۱۹۱] بیبیسی نیز از این گزارش آگاه شد؛ سرویس آلمانی آن در برنامهٔ ویژهٔ زنان در ۱۶ ژوئن ۱۹۴۴ خبر کشتار اردوگاه خانوادگی را پخش کرد و هشدار داد: «تمام مسئولان این کشتارها، از بالا تا پایین، بازخواست خواهند شد».[۱۹۲] صلیب سرخ در ژوئن ۱۹۴۴ از ترزینشتات بازدید کرد و توسط اساس متقاعد شد که هیچکس از آنجا تبعید نمیشود.[۱۸۵] ماه بعد، حدود ۲٬۰۰۰ زن از اردوگاه خانوادگی برای انتقال به اردوگاههای دیگر «گزینش» شدند و ۸۰ پسر به اردوگاه مردان منتقل شدند؛ ۷٬۰۰۰ نفر باقیمانده بین ۱۰ تا ۱۲ ژوئیه گازدهی شدند.[۱۹۳]
برآورد قربانیان و زندانیان
[ویرایش]حداقل ۱٫۳ میلیون نفر بین سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ به اردوگاه آشویتس فرستاده شدند و حداقل ۱٫۱ میلیون نفر در آنجا جان باختند. ۴۰۰٬۲۰۷ زندانی در این اردوگاه ثبت شدند: ۲۶۸٬۶۵۷ مرد و ۱۳۱٬۵۶۰ زن. در یک مطالعه در اواخر دهه ۱۹۸۰ توسط فرانسیسزک پایپر، مورخ لهستانی که در سال ۱۹۹۱ توسط یادواشم منتشر شد، با استفاده از زمانبندی ورود قطارها و سوابق اخراجها، محاسبه شد که از ۱٫۳ میلیون نفری که به این اردوگاه فرستاده شدند، ۱٬۰۸۲٬۰۰۰ نفر در آنجا جان باختهاند. پایپر این رقم را (که به ۱٫۱ میلیون نفر گرد شده است) حداقل قربانیان در نظر گرفت. این رقم بهطور گسترده پذیرفته شد.
نازیها سعی داشتند تعداد قربانیان را پنهان کنند. در ژوئیه ۱۹۴۲، بنا بر خاطرها پس از جنگ رودلف هوس، او از هینریش هیملر، از طریق دفتر آدولف آیشمن و فرمانده اس اس پاول بلوبل، دستور دریافت کرد که «همه گورهای دسته جمعی باید باز شده و اجساد سوزانده شوند. علاوه بر این، خاکستر باید به گونهای دفع شود که در آینده محاسبه تعداد اجساد سوزانده شده امکانپذیر نباشد».
برآوردهای اولیه از شمار قربانیان بیشتر از برآورد پایپر بود. پس از آزادی اردوگاه، دولت شوروی در ۸ مه ۱۹۴۵ اعلام کرد که چهار میلیون نفر در این محل کشته شدهاند، رقمی که بر اساس ظرفیت کورههای آدم سوزی ارائه شده بود. هوس به دادستانهای نورنبرگ گفت که حداقل ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر در آنجا با گاز کشته شدهاند و ۵۰۰٬۰۰۰ نفر دیگر نیز از گرسنگی و بیماری جان باختهاند. او شهادت داد که رقم بیش از دو میلیون را از آیشمن شنیده بود.
تا سال ۱۹۹۰ میلادی تابلویی در ورودی اردوگاه آشویتس توسط دولت لهستان نصب شده بود که شمار کشتهشدگان در این اردوگاه را چهار میلیون نفر عنوان میکرد. در این سال، تابلوی جدیدی در محل گذاشته شد که تعداد کشتهشدگان را عدد دقیقتر یک و نیم میلیون نفر معرفی کرد.[۱۹۴]
آزادسازی
[ویرایش]اردوگاه آشویتس توسط ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی آزاد شد.[۱۹۵] روز ۲۷ ژانویه، سالروز آزادسازی اردوگاه مرگ آشویتس است. ارتش سرخ شوروی، صبح سیزدهم ژانویه بزرگترین لشکرکشی خود را به راه انداخت. جنگ در جبههای به عرض ۱۰۰۰ کیلومتر جریان پیدا کرد؛ تا سرانجام در بعد از ظهر روز شنبه، ۲۷ ژانویه ۱۹۴۵ میلادی؛ اردوگاه آزاد شد. سرگرد آناتولی شاپیرو، یک یهودی اوکراینی، فرماندهی گردانی را داشت که وارد اردوگاه شد.[۱۹۶]
بعد از جنگ
[ویرایش]در سال ۱۹۷۹ میلادی، سازمان یونسکو، این اردوگاه را به عنوان «نماد بیرحمی انسانی نسبت به همنوعان خود در قرن بیستم»، در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار داد.[۱۹۷]
امروزه مجتمع سهگانه اردوگاه آشویتس به صورت شاهد تاریخ جهت بازدید جهانگردان از سراسر جهان درآمده است. شعار معروف آلمانی «کار شما را آزاد خواهد کرد» (ARBEIT MACHT FREI) به صورت یادگاری از آن دوران هنوز بر سر در معروف اردوگاه آشویتس به جای مانده است. (تصویر روبرو).[۱۹۸]
جستارهای وابسته
[ویرایش]یادداشت
[ویرایش]- ↑ قانون احیای خدمات مدنی، که در ۷ آوریل ۱۹۳۳ تصویب شد، اکثر یهودیان را از حرفههای حقوقی و خدمات دولتی محروم کرد. قوانین مشابه همچنین حقوق یهودیان در حرفههای دیگر را برای ادامهٔ فعالیت سلب کرد.[۱۳]
- ↑ دانوته چخ (آشویتس ۱۹۴۰-۱۹۴۵، جلد ۵، موزه ایالتی آشویتس-بیرکناو، ۲۰۰۰): «۱۴ ژوئن [۱۹۴۰]: اولین حمل و نقل زندانیان سیاسی لهستانی از زندان تارنوف وارد شد: ۷۲۸ مرد که به دستور فرمانده سیپو و اسدی (پلیس امنیت و سرویس امنیت) در کراکوف به آشویتس فرستاده شدند. به این زندانیان شماره سریالی بین ۳۱ تا ۷۵۸ داده شد. این حمل و نقل شامل بسیاری از مردان جوان و سالم بود که برای خدمت نظامی مناسب بودند و هنگام تلاش برای عبور از مرز جنوبی لهستان برای پیوستن به نیروهای مسلح لهستانی که در فرانسه تشکیل شده بودند، دستگیر شدند. برگزارکنندگان این عملیات مهاجرت غیرقانونی نیز در این حمل و نقل بودند، همراه با سازماندهندگان مقاومت، فعالان سیاسی و اجتماعی، اعضای روشنفکری لهستان، کشیشان کاتولیک و یهودیان، که در عملیات 'AB' (Außerordentliche Befriedungsaktion) دستگیر شدند که توسط هانس فرانک در بهار ۱۹۴۰ سازماندهی شده بود. همزمان، ۱۰۰ نفر دیگر از نیروهای اساس—افسران و سربازان اساس—برای تقویت گارد اردوگاه فرستاده شدند.»[۲۹]
- ↑ فرانچیژک پیپر مینویسد که، طبق شهادتهای پس از جنگ از چندین زندانی، و همچنین از رودلف هس (فرمانده آشویتس از مه ۱۹۴۰)، اتاق گاز در آشویتس ۱ میتوانست ۱٬۰۰۰ نفر را در خود جای دهد.[۳۵]
- ↑ دانوتا چک (آشویتس ۱۹۴۰–۱۹۴۵، جلد پنجم، ۲۰۰۰): «۲۶ مارس ۱۹۴۲: نهصد و نود و نه زن یهودی از پوپراد در اسلواکی رسیدند و شمارههای ۱۰۰۰ تا ۱۹۹۸ به آنها اختصاص داده شد. این اولین حمل و نقل ثبتشدهای بود که توسط ادارهٔ امنیت رایش IV B4 (ادارهٔ یهودی، تحت هدایت SS-Obersturmbannführer آدولف آیشمن) به آشویتس ارسال شد.»[۴۶]
- ↑ این سومین مجموعهٔ شمارههای سریالی بود که در اردوگاه آغاز شد.[۱۱۸]
پانویس
[ویرایش]- ↑ "The unloading ramps and selections". Auschwitz-Birkenau State. Archived from the original on 21 January 2019.
- 1 2 Piper 2000b, p. 230.
- ↑ "Auschwitz". encyclopedia.ushmm.org (به انگلیسی). Archived from the original on 13 June 2018. Retrieved 2021-07-02.
Auschwitz is the German name for the Polish city Oświęcim. Oświęcim is located in Poland, approximately 40 miles (about 64 km) west of Kraków. Germany annexed this area of Poland in 1939.
- ↑ "Auschwitz I, Auschwitz II-Birkenau, Auschwitz III-Monowitz". Auschwitz-Birkenau State Museum. Archived from the original on 22 January 2019.
- ↑ Dwork & van Pelt 2002, p. 166.
- ↑ Auschwitz-Birkenau, Former German Nazi Concentration and Extermination Camp - Memorial and Museum. "Poles in Auschwitz". auschwitz.org. Archived from the original on 12 August 2020. Retrieved 2021-07-08.
The first transport of political prisoners to Auschwitz consisted almost exclusively of Poles. It was for them that the camp was founded, and the majority of prisoners were Polish for the first two years. They died of starvation, brutal mistreatment, beating, and sickness, and were executed and killed in the gas chambers.
- ↑ (Piper 2000b، صص. 230–231); also see (Piper 1998b، صص. 71–72).
- ↑ Lasik 2000b, p. 116, n. 19.
- ↑ Arnett, George (2015-01-27). "Auschwitz: a short history of the largest mass murder site in human history". amp.theguardian.com. Retrieved 2024-04-11.
- ↑ "Auschwitz. Not long ago. Not far away". Museum of Jewish Heritage — A Living Memorial to the Holocaust (به انگلیسی). Retrieved 2024-04-11.
- ↑ Evans 2005, p. 7.
- ↑ Browning 2004, p. 424.
- ↑ Longerich 2010, pp. 38–39.
- ↑ Longerich 2010, pp. 41, 67–69.
- ↑ Longerich 2010, p. 60.
- ↑ (Browning 2004، صص. 24–26); (Longerich 2010، ص. 144).
- ↑ Haar 2009, pp. 41–46.
- ↑ Cesarani 2016, p. xxxiii.
- ↑ Piper 2000b, p. 117.
- ↑ Matthäus 2004, p. 244.
- ↑ Gerlach 2016, pp. 84–85.
- ↑ "Killing Centers: An Overview". Holocaust Encyclopedia. United States Holocaust Memorial Museum. Archived from the original on 14 September 2017.
- 1 2 Dwork & van Pelt 2002, p. 362.
- ↑ (Piper 2000a، صص. 52–53); (Dwork و van Pelt 2002، ص. 166).
- 1 2 3 Gutman 1998, p. 16.
- ↑ (Piper 2000a، صص. 52–53); also see (Iwaszko 2000b، ص. 51); (Dwork و van Pelt 2002، ص. 166)
- ↑ Iwaszko 2000a, p. 15.
- ↑ (Czech 2000، ص. 121); برای شماره سریال ۱، (Strzelecka و Setkiewicz 2000، ص. 65).
- ↑ Czech 2000, pp. 121–122.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 71.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, pp. 72–73.
- ↑ Dwork & van Pelt 2002, p. 364.
- ↑ Piper 2000b, p. 121.
- ↑ (Piper 2000b، صص. 121, 133); (Piper 1998c، صص. 158–159).
- 1 2 3 4 Piper 2000b, p. 128.
- ↑ (Dwork و van Pelt 2002، ص. 292); (Piper 1998c، صص. 157–158); (Piper 2000b، ص. 117).
- ↑ (Czech 2000، ص. 142); (Świebocki 2002، صص. 126–127, n. 50).
- ↑ Piper 2000a, p. 61.
- ↑ Höss 2003, p. 148.
- ↑ (van Pelt 1998، ص. 145); (Piper 2000a، ص. 61); (Steinbacher 2005، ص. 107); "Anniversary of the First Transport of Polish Jews to Auschwitz" بایگانیشده در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine. Auschwitz-Birkenau State Museum, 13 February 2006.
- ↑ (Fulbrook 2012، صص. 220–221, 396, n. 49)}
- ↑ Friedländer 2007, p. 359.
- ↑ Browning 2004, p. 357.
- ↑ Wachsmann 2015, p. 707.
- 1 2 Czech 2000, p. 143.
- 1 2 3 4 5 Czech 2000, p. 144.
- ↑ Piper 2000a, p. 62.
- 1 2 Piper 2000b, p. 133, n. 419.
- ↑ (Müller 1999، ص. 31); (Piper 2000b، ص. 133).
- ↑ (Piper 2000b، ص. 132, for more on the corpses, p. 140); for 400 prisoners and over 107,000 corpses, see (Czech 2000، ص. 165).
- 1 2 Piper 2000b, p. 144.
- ↑ Hayes 2003, p. 335.
- ↑ Piper 2000b, pp. 144, 155 for Kriegsgefangenenlager.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, pp. 80–83.
- ↑ van Pelt 1998, pp. 118–119.
- ↑ van Pelt 1998, pp. 122–123.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 87.
- ↑ Czech 2000, pp. 138–139.
- ↑ Czech 2000, p. 142.
- ↑ Steinbacher 2005, p. 94.
- ↑ (Piper 2000b، صص. 134–136); also see (Piper 1998c، ص. 161).
- ↑ (Pressac و van Pelt 1998، صص. 214–215); also see (Piper 2000b، ص. 138).
- ↑
- ↑ Piper 2000b, pp. 165–166.
- ↑ Piper 2000b, p. 159.
- ↑ Piper 2000b, p. 164.
- ↑ Steinbacher 2005, p. 45.
- ↑ Hilberg 1998, p. 81–82.
- ↑ Steinbacher 2005, p. 49.
- ↑ (Strzelecka و Setkiewicz 2000، ص. 108)؛ برای "ایجی-آوشویتس"، ببینید (Hayes 2001، ص. xii).
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 108.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 109–110.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 111–112.
- ↑ Lasik 2000a, p. 151–152.
- ↑ Steinbacher 2005, p. 53.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 112.
- ↑ Hayes 2001, p. 353.
- ↑ Hayes 2001, p. 359.
- ↑ Krakowski 1998, p. 57.
- ↑ Hayes 2001, p. 364.
- ↑ Steinbacher 2005, p. 52, 56.
- ↑ (Hayes 2001، ص. 367); (Strzelecka و Setkiewicz 2000، ص. 115)؛ وقتی اردوگاه تخلیه شد، ۹٬۰۵۴ نفر از ۹٬۷۹۲ زندانی یهودی بودند، ببینید (Strzelecka و Setkiewicz 2000، ص. 113).
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 115.
- ↑ Steinbacher 2005, p. 57.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, pp. 103–104.
- ↑ (Strzelecka و Setkiewicz 2000، صص. 103, 119); (Gutman 1998، ص. 17).
- ↑ (Gutman 1998، ص. 18); (Piper 1998a، ص. 45); (Steinbacher 2005، ص. 58).
- ↑ Gutman 1998, pp. 17–18.
- ↑ (Strzelecka و Setkiewicz 2000، ص. 106); (Kubica 2009، صص. 233–234).Also see "The Budy Massacre—A grim anniversary" بایگانیشده در ۲۶ فوریه ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine. Auschwitz-Birkenau State Museum, 10 October 2007.
- ↑ Dunin-Wasowicz 1984, p. 139.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 104.
- ↑ Wilkinson, Alec (17 March 2008). "Picturing Auschwitz". The New Yorker. Archived from the original on 8 December 2012. Retrieved 3 January 2020.
- ↑ (Lasik 1998b، ص. 288)؛ (Lasik 2000b، ص. 154)
- 1 2 3 4 5 Lasik 2000a, p. 154.
- ↑ Harding 2013, p. 100.
- ↑ Lasik 1998b, pp. 294–295.
- ↑ Lasik 2000a, pp. 153–157.
- ↑ Lasik 2000b, p. 314.
- ↑ Lasik 1998a, p. 282.
- ↑ Lasik 2000b, p. 299.
- ↑ Lasik 1998a, p. 274.
- ↑ Lasik 2000b, pp. 323–324.
- ↑ Lasik 1998a, p. 273.
- ↑ Lasik 1998a, pp. 272–273.
- ↑ Lasik 1998a, p. 285.
- ↑ Steinbacher 2005, pp. 35–36.
- ↑ Strzelecka 2000a, p. 49.
- ↑ Wittmann 2003, pp. 519–520.
- ↑ Piper 2000b, p. 180.
- ↑ Piper 2000b, pp. 180–181, 184.
- ↑ Piper 2000b, pp. 170–171.
- ↑ Piper 2000b, p. 189.
- ↑ Piper 2000b, pp. 190–191.
- ↑ Piper 2000b, pp. 180–181.
- ↑ Piper 2000b, pp. 188–189.
- ↑ Steinbacher 2005, pp. 90–91.
- ↑ Gutman 1998, p. 20.
- 1 2 "Tattoos and Numbers: The System of Identifying Prisoners at Auschwitz". United States Holocaust Memorial Museum. Archived from the original on 13 June 2018. Retrieved 25 January 2019.
- ↑ "System of triangles". Auschwitz-Birkenau State Museum. Archived from the original on 5 July 2018.
- ↑ "Persecution of Homosexuals in the Third Reich". United States Holocaust Memorial Museum. Archived from the original on 11 September 2018. Retrieved 1 February 2019.
- ↑ Steinbacher 2005, pp. 31–32.
- 1 2 3 "An Original German Train Car at the Birkenau Ramp". Auschwitz-Birkenau State Museum. 14 October 2009. Archived from the original on 25 January 2019.
- 1 2 Iwaszko 2000a, p. 17.
- ↑ Piper 1998c, p. 162.
- ↑ Longerich 2010, p. 408.
- ↑ Strzelecka 2000b, pp. 65–66.
- ↑ Iwaszko 2000b, p. 56.
- ↑ Levi 2001, p. 45.
- ↑ Iwaszko 2000b, p. 60.
- ↑ Strzelecka 2000b, p. 66.
- ↑ Steinbacher 2005, p. 33.
- ↑ "Life in the camp: living conditions". Auschwitz-Birkenau State Museum. Archived from the original on 19 March 2016. Retrieved 3 January 2020.
- ↑ Strzelecka 2000b, p. 67.
- ↑ (Steinbacher 2005، ص. 33); (Gutman 1998، صص. 20–21).
- ↑ Iwaszko 2000b, pp. 60–61.
- ↑ Strzelecka 2000b, pp. 68–69.
- ↑ Strzelecka 2000b, p. 69.
- ↑ (Gutman 1998، ص. 21); (Iwaszko 2000b، ص. 55); برای خوابیدن روی زمین، بنگرید به (Strzelecka 2000b، ص. 70).
- ↑ Iwaszko 2000b, p. 55.
- ↑ Nyiszli 2011, p. 25.
- ↑ Gutman 1998, p. 21.
- ↑ Steinbacher 2005, p. 34.
- ↑ Rosen 2014, p. 18.
- ↑ Strzelecka 2000c, p. 171.
- 1 2 Czech 2000, pp. 143–144.
- ↑ Strzelecka 2000c, p. 177.
- ↑ Stangneth 2014, p. 22.
- ↑ Strzelecka 2000c, p. 172.
- ↑ Czech 2000, p. 155.
- ↑ Strzelecka 2000c, pp. 172–173.
- 1 2 3 Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 88.
- ↑ Strzelecka 2000c, p. 174.
- ↑ (Perl 1948، صص. 32–33); (van Pelt 1998، ص. 133).
- ↑ Strzelecka 2000c, p. 176.
- ↑ Steinbacher 2005, pp. 114–115.
- ↑ Strzelecka 2000d, p. 362.
- 1 2 (Kubica 1998، ص. 319); (Czech 2000، ص. 178).
- ↑ Kubica 1998, pp. 320–323.
- 1 2 Kubica 1998, p. 325.
- ↑ Friedländer 2007, p. 505.
- ↑ Kubica 1998, pp. 323–324.
- ↑ Kater 2000, pp. 124–125.
- ↑ Spitz 2005, pp. 232–234.
- ↑ Mehring 2015, pp. 161–163.
- ↑ Strzelecka 2000d, pp. 371–372.
- 1 2 Strzelecka 2000e, pp. 373–376.
- ↑ Strzelecka 2000e, pp. 384–385.
- ↑ Strzelecka 2000e, p. 389.
- ↑ Strzelecka 2000e, p. 381.
- ↑ Strzelecka 2000e, pp. 382, 384.
- 1 2 Piper 2000b, p. 77.
- 1 2 Piper 2000b, p. 79.
- ↑ Czech 2000, p. 139.
- ↑ Piper 2000b, p. 102.
- ↑ Piper 2000b, p. 87.
- ↑ Piper 2000b, p. 89.
- ↑ Piper 2000b, pp. 89–90.
- ↑ "Romani children in an orphanage in Germany". United States Holocaust Memorial Museum. Archived from the original on 1 February 2023. Retrieved 2 February 2019.
- ↑ Bauer 1998, pp. 447–448.
- 1 2 Bauer 1998, p. 448.
- ↑ Piper 2000b, p. 55, note 145.
- ↑ Bauer 1998, pp. 449–450.
- 1 2 3 Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 96.
- ↑ Czech 2000, p. 185.
- 1 2 Keren 1998, p. 429.
- ↑ Keren 1998, p. 428.
- ↑ Czech 2000, pp. 190–191.
- ↑ Czech 2000, p. 194.
- ↑ Keren 1998, p. 439.
- ↑ Strzelecka & Setkiewicz 2000, p. 97.
- ↑ Fleming 2014, pp. 231–232.
- ↑ Fleming 2014, p. 215.
- ↑ Czech 2000, p. 203.
- ↑ The Center for Holocaust and Genocide Studies - The University of Minnesota
- ↑ ایستن، آدام (۲۰۱۵-۰۱-۱۵). «دعوای روسیه و لهستان بر سر مراسم یادبود آشویتس». BBC Persian. دریافتشده در ۲۰۱۵-۰۹-۲۷.
- ↑ «سالروز آزادسازی «آشویتس»، اردوگاه مرگ - آلمان و جهان - 27.01.2013». DW.COM. ۲۰۱۳-۰۱-۲۷. دریافتشده در ۲۰۱۵-۰۹-۲۷.
- ↑ Auschwitz Birkenau German Nazi Concentration and Extermination Camp (1940-1945) وبگاه میراث جهانی یونسکو
- ↑ http://www.ushmm.org/wlc/fa/article.php?ModuleId=10005189
منابع
[ویرایش]- "Auschwitz Birkenau: German Nazi Concentration and Extermination Camp (1940–1945)". World Heritage List. UNESCO. Archived from the original on 22 November 2019.
- Bartrop, Paul R. (2016). Resisting the Holocaust: Upstanders, Partisans, and Survivors. New York: ABC-CLIO. ISBN 978-1-61069-878-8.
- Bauer, Yehuda (1998) [1994]. "Gypsies". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 441–455. ISBN 0-253-32684-2.
- Baxter, Ian (2017). Images of War: Auschwitz and Birkenau. Barnsley, South Yorkshire: Pen and Sword. ISBN 978-1-4738-5687-5.
- Berger, Ronald J. (2017) [2012]. The Holocaust, Religion, and the Politics of Collective Memory: Beyond Sociology. New Brunswick and London: Transaction Publishers. ISBN 978-1-4128-5255-5.
- Biddle, Tami Davis (2000). "Allied Air Power: Objectives and Capabilities". In Neufeld, Michael J.; Berenbaum, Michael (eds.). The Bombing of Auschwitz: Should the Allies Have Attempted It?. New York: St. Martin's Press. pp. -9780312198381/page/35 35–51. ISBN 0-312-19838-8.
- Cesarani, David (2016). Final Solution: The Fate of the Jews 1933–1949. New York: St. Martin's Press. ISBN 978-1-250-00083-5.
- Browning, Christopher R. (2004). The Origins of the Final Solution: The Evolution of Nazi Jewish Policy, September 1939 – March 1942. Lincoln and Jerusalem: University of Nebraska Press and Yad Vashem. ISBN 0-8032-1327-1.
- Carroll, James (2002). Constantine's Sword: The Church and the Jews – A History. Houghton Mifflin Harcourt. ISBN 978-0-547-34888-9.
- Cohen, Nathan (1998) [1994]. "Diaries of the Sonderkommando". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 522–534. ISBN 0-253-32684-2.
- Czech, Danuta (2000). "A Calendar of the Most Important Events in the History of the Auschwitz Concentration Camp". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. V: Epilogue. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 119–231. ISBN 978-8385047872. OCLC 929235229.
- Didi-Huberman, Georges (2008) [2003]. Images in Spite of All: Four Photographs from Auschwitz. Chicago: University of Chicago Press.
- Dunin-Wasowicz, Krzysztof (1984). "Forced Labor and Sabotage in the Nazi Concentration Camps". In Gutman, Yisrael; Saf, Avital (eds.). The Nazi concentration Camps: Structure and Aims, the Image of the Prisoner, the Jews in the Camps. Jerusalem: Yad Vashem. pp. 133–142. OCLC 11889621.
- Dwork, Debórah; van Pelt, Robert Jan (2002) [1996]. Auschwitz: 1270 to the Present. New York: W. W. Norton & Company. ISBN 0-393-32291-2.
- Fulbrook, Mary (2012). A Small Town Near Auschwitz: Ordinary Nazis and the Holocaust. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-967925-6.
- Espín, Oliva M. (Spring 2008). "'The destiny of this people is my own': Edith Stein's paradoxical sainthood". CrossCurrents. 58 (1): 117–148. doi:10.1111/j.1939-3881.2008.00008.x. ISSN 0011-1953. JSTOR 24461656. S2CID 170628493.
- Evans, Richard J. (2005). The Third Reich in Power. New York: Penguin Books. ISBN 1-59420-074-2.
- Evans, Richard J. (2008). The Third Reich at War. New York: Penguin. ISBN 978-0-14-311671-4.
- Fleming, Michael (2014). Auschwitz, the Allies and Censorship of the Holocaust. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-1-139-91727-8.
- Fleming, Michael (30 August 2016). "Geographies of obligation and the dissemination of news of the Holocaust". Holocaust Studies. 23 (1–2): 59–75. doi:10.1080/17504902.2016.1209834. S2CID 147829212.]
- Friedländer, Saul (2007). The Years of Extermination: Nazi Germany and the Jews, 1939–1945. New York: HarperCollins. ISBN 978-0-06-019043-9. Archived from the original on 1 February 2023. Retrieved 25 October 2015.
- Gerlach, Christian (2016). The Extermination of the European Jews. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-88078-7.
- Gradowski, Zalmen (1989). "The Czech Transport: A Chronicle of the Auschwitz Sonderkommando". In Roskies, David (ed.). The Literature of Destruction: Jewish Responses to Catastrophe. Philadelphia: The Jewish Publication Society. pp. 548–564. ISBN 978-0-8276-0314-1.
- Gradowski, Zalmen (2017). From the Heart of Hell. Manuscripts of a Sonderkommando Prisoner, Found in Auschwitz. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. ISBN 978-8377042465.
- Greif, Gideon (2005). We Wept Without Tears: Testimonies of the Jewish Sonderkommando from Auschwitz. New Haven, CT: Yale University Press. ISBN 978-0-300-13198-7.
- Gutman, Yisrael (1998) [1994]. "Auschwitz—An Overview". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 5–33. ISBN 0-253-32684-2.
- Haar, Ingo (2009). "Inklusion und Genozid: Raum- und Bevölkerungspolitik im besetzten Polen 1939 bis 1944". In Beer, Mathias; Beyrau, Dietrich; Rauh, Cornelia (eds.). Deutschsein als Grenzerfahrung: Minderheitenpolitik in Europa zwischen 1914 und 1950 (به آلمانی). Klartext. pp. 35–59. ISBN 978-3-8375-0097-4.
- Harding, Thomas (2013). Hanns and Rudolf: The German Jew and the Hunt for the Kommandant of Auschwitz. New York: Simon & Schuster. ISBN 978-1-4767-1184-3.
- Hayes, Peter (2001) [1987]. Industry and Ideology: IG Farben in the Nazi Era. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 0-521-78110-8.
- Hayes, Peter (2003). "Auschwitz, Capital of the Holocaust". Holocaust and Genocide Studies. 17 (2): 330–350. doi:10.1093/hgs/dcg005. S2CID 144058870.
- Hilberg, Raul (1961). The Destruction of the European Jews. New Haven; London: Yale University Press. ISBN 978-0-300-09592-0.
- Hilberg, Raul (1998) [1994]. "Auschwitz and the 'Final Solution'". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 81–92. ISBN 0-253-32684-2.
- Hoess, Rudolf (2003) [1951]. Commandant of Auschwitz: The Autobiography of Rudolf Hoess. Translated by Constantine FitzGibbon. London: Phoenix Press. ISBN 1-84212-024-7.
- "One Hundredth and Eighth Day, Monday, 15 April 1946, Morning Session" (PDF). Nuremberg: The International Military Tribunal. 15 April 1946. pp. 396–422. Archived (PDF) from the original on 2022-10-09.
- Iwaszko, Tadeusz (2000a). "Reasons for confinement in the camp and categories of prisoners". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. I: The Establishment and Organization of the Camp. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 11–43. ISBN 978-8385047872. OCLC 874340863.
- Iwaszko, Tadeusz (2000b). "The Housing, Clothing and Feeding of the Prisoners". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. II: The Prisoners—Their Life and Work. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 51–63. ISBN 978-8385047872. OCLC 874337926.
- Kater, Michael H. (2000). Doctors Under Hitler. Chapel Hill: University of North Carolina Press. ISBN 978-0-8078-4858-6.
- Keren, Nili (1998) [1994]. "The Family Camp". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 428–440. ISBN 0-253-32684-2.
- Kitchens, James H. (2000). "The Bombing of Auschwitz Re-examined". In Neufeld, Michael J.; Berenbaum, Michael (eds.). -9780312198381/page/80 The Bombing of Auschwitz: Should the Allies Have Attempted It?. New York: St. Martin's Press. pp. -9780312198381/page/80 80–100. ISBN 0-312-19838-8.
{{cite book}}: Check|url=value (help) - Krahelska, Halina (January 1985) [1942]. "Oświęcim. Pamiętnik więźnia" [Auschwitz: Diary of a prisoner]. WIĘŹ (به لهستانی). Warsaw: Towarzystwo WIĘŹ. 1–3 (315): 5–47. Archived from the original on 9 August 2017. Retrieved 27 April 2014.
- Krakowski, Shmuel (1998) [1994]. "The Satellite Camps". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 50–60. ISBN 0-253-32684-2.
- Kubica, Helena (1998) [1994]. "The Crimes of Josef Mengele". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 317–337. ISBN 0-253-32684-2.
- Kubica, Helena (2009). "Budy". In Megargee, Geoffrey P. (ed.). Encyclopedia of Camps and Ghettos, 1933–1945. Volume 1. Indiana University Press, in association with the United States Holocaust Memorial Museum. pp. 233–234. ISBN 978-0-253-35328-3.}
- Langfus, Leib (2000). "Appendix 3. Notes by Members of the Sonderkommando [...] The Extermination Procedure in the Bunker". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. IV: The Resistance Movement. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. ISBN 978-8385047872. OCLC 874233579.
- Lasik, Aleksander (1998a) [1994]. "Historical–Sociological Profile of the Auschwitz SS". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 271–287. ISBN 0-253-32684-2.
- Lasik, Aleksander (1998b) [1994]. "Rudolf Höss: Manager of Crime". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 288–300. ISBN 0-253-32684-2.
- Lasik, Aleksander (2000a). "Organizational Structure of Auschwitz Concentration Camp". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. I: The Establishment and Organization of the Camp. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 145–279. ISBN 978-8385047872. OCLC 874340863.
- Lasik, Aleksander (2000b). "The Apprehension and Punishment of the Auschwitz Concentration Camp Staff". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. V: Epilogue. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 99–117. ISBN 978-8385047872. OCLC 929235229.
- Levi, Primo (2001) [1947 and 1963]. If This is a Man and The Truce. London: Little, Brown (Abacus). ISBN 0-349-10013-6.
- Levi, Primo (2017) [1986]. The Drowned and the Saved. New York: Simon & Schuster Paperbacks. ISBN 978-1-5011-6763-8.
- Longerich, Peter (2010). Holocaust: The Nazi Persecution and Murder of the Jews. Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-280436-5.
- Mais, Yitzchak; Engel, David; Fogelman, Eva (2007). Daring to Resist: Jewish Defiance in the Holocaust. New York: Museum of Jewish Heritage. ISBN 978-0-9716859-2-5.
- Matthäus, Jürgen (2004). "Operation Barbarossa and the Onset of the Holocaust, June–December 1941". In Browning, Christopher (ed.). The Origins of the Final Solution: The Evolution of Nazi Jewish Policy, September 1939 – March 1942. Lincoln and Jerusalem: University of Nebraska Press and Yad Vashem. pp. 244–308. ISBN 0-8032-1327-1.
- Mehring, Sigrid (2015). First Do No Harm: Medical Ethics in International Humanitarian Law. Leiden: Brill. ISBN 978-90-04-27916-2. Archived from the original on 1 February 2023. Retrieved 2 October 2020.
- Müller, Filip (1999) [1979]. Eyewitness Auschwitz: Three Years in the Gas Chambers. Chicago: Ivan R. Dee. ISBN 978-1-56663-271-3.
- Neufeld, Michael J. (2000). "Introduction to the Controversy". In Neufeld, Michael J.; Berenbaum, Michael (eds.). -9780312198381/page/1 The Bombing of Auschwitz: Should the Allies Have Attempted It?. New York: St. Martin's Press. pp. -9780312198381/page/1 1–9. ISBN 0-312-19838-8.
{{cite book}}: Check|url=value (help) - "The Nobel Peace Prize for 1986". Norwegian Nobel Committee. 14 October 1986. Archived from the original on 3 November 2013. Retrieved 25 August 2013.
- Nyiszli, Miklós (2011) [1960]. Auschwitz: A Doctor's Eyewitness Account. New York: Arcade Publishing. ISBN 978-1-61145-011-8.
- Perl, Gisella (1948). I Was a Doctor in Auschwitz. New York: International Universities Press. OCLC 937965417.
- "Permanent exhibition – grounds of former Auschwitz I Concentration Camp". Auschwitz-Birkenau State Museum. Archived from the original on 1 May 2014. Retrieved 10 February 2016.
- Piper, Franciszek (1991). "Estimating the Number of Deportees to and Victims of the Auschwitz-Birkenau Camp". Yad Vashem Studies. XXI: 49–103. ISSN 0084-3296.
- Piper, Franciszek (1998a) [1994]. "The System of Prisoner Exploitation". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 34–49. ISBN 0-253-32684-2.
- Piper, Franciszek (1998b) [1994]. "The Number of Victims". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 61–76. ISBN 0-253-32684-2.
- Piper, Franciszek (1998c) [1994]. "Gas Chambers and Crematoria". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 157–182. ISBN 0-253-32684-2.
- Piper, Franciszek (2000a). "The Origins of the Camp". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. I: The Establishment and Organization of the Camp. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 39–62. ISBN 978-8385047872. OCLC 929235229.
- Piper, Franciszek (2000b). Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. III: Mass Murder. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. ISBN 978-8385047872. OCLC 929235229.
- Pressac, Jean-Claude; van Pelt, Robert-Jan (1998) [1994]. "The Machinery of Mass Murder at Auschwitz". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 183–245. ISBN 0-253-32684-2.
- Rees, Laurence (2005). Auschwitz: A New History. New York: Public Affairs, member of Perseus Books Group. ISBN 1-58648-303-X.
- Rosen, Alan (2014). "Tracking Jewish time in Auschwitz". Yad Vashem Studies. Yad Vashem. 42 (2): 11–46. OCLC 1029349665.
- Snyder, Timothy (2010). Bloodlands: Europe Between Hitler and Stalin. New York: Basic Books. ISBN 978-0-465-00239-9.
- Spitz, Vivien (2005). Doctors from Hell: the Horrific Account of Nazi Experiments on Humans. Boulder, Colorado: Sentient. ISBN 978-1-59181-032-2.
- Staff (27 January 2015). "Auschwitz 70th anniversary: Survivors warn of new crimes". BBC News. Archived from the original on 27 January 2015. Retrieved 27 January 2015.
- Staff (9 September 2016). "British school students 'stole Auschwitz artefacts'". BBC News. Archived from the original on 10 September 2016. Retrieved 10 September 2016.
- Stangneth, Bettina (2014). Eichmann Before Jerusalem: The Unexamined Life of a Mass Murderer. New York: Alfred A. Knopf. ISBN 978-0-307-95967-6.
- Steinbacher, Sybille (2005) [2004]. Auschwitz: A History. New York: Ecco Press. ISBN 0-06-082581-2.
- Stone, Dan (2015). The Liberation of the Camps: The End of the Holocaust and Its Aftermath. New Haven and London: Yale University Press. ISBN 978-0-300-20457-5.
- Strzelecka, Irena; Setkiewicz, Piotr (2000). "The Construction, Expansion and Development of the Camp and its Branches". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. I: The Establishment and Organization of the Camp. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 63–138. ISBN 978-8385047872. OCLC 874340863.
- Strzelecka, Irena (2000a). "Quarantine on Arrival". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. II: The Prisoners—Their Life and Work. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 45–50. ISBN 978-8385047872. OCLC 874337926.
- Strzelecka, Irena (2000b). "The Working Day for Auschwitz Prisoners". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. II: The Prisoners—Their Life and Work. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 65–70. ISBN 978-8385047872. OCLC 874337926.
- Strzelecka, Irena (2000c). "Women in the Auschwitz Concentration Camp". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. II: The Prisoners—Their Life and Work. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 171–200. ISBN 978-8385047872. OCLC 874337926.
- Strzelecka, Irena (2000d). "Experiments". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. II: The Prisoners—Their Life and Work. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 347–369. ISBN 978-8385047872. OCLC 874337926.
- Strzelecka, Irena (2000e). "Punishment and Torture". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. II: The Prisoners—Their Life and Work. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 372–398. ISBN 978-8385047872. OCLC 874337926.
- Strzelecki, Andrzej (2000a). "The Liquidation of the Camp". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. V: Epilogue. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 9–85. ISBN 978-8385047872. OCLC 929235229.
- Strzelecki, Andrzej (2000b). "Utilization of the Victims' Corpses". In Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. II: The Prisoners—Their Life and Work. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. pp. 399–418. ISBN 978-8385047872. OCLC 929235229.
- Świebocki, Henryk (2000). Długoborski, Wacław; Piper, Franciszek (eds.). Auschwitz, 1940–1945. Central Issues in the History of the Camp. Vol. IV: The Resistance Movement. Oświęcim: Auschwitz-Birkenau State Museum. ISBN 978-8385047872. OCLC 874233579.
- Świebocki, Henryk, ed. (2002). London Has Been Informed: Reports by Auschwitz Escapees. Oświęcim: The Auschwitz-Birkenau State Museum.
- Szabó, Zoltán Tibori (2011). "The Auschwitz Reports: Who Got Them, and When?". In Braham, Randolph L.; vanden Heuvel, William (eds.). The Auschwitz Reports and the Holocaust in Hungary. New York: Columbia University Press.
- van Pelt, Robert-Jan (1998) [1994]. "A Site in Search of a Mission". In Gutman, Yisrael; Berenbaum, Michael (eds.). Anatomy of the Auschwitz Death Camp. Bloomington, IN: Indiana University Press. pp. 93–156. ISBN 0-253-32684-2.
- van Pelt, Robert Jan (2016) [2002]. The Case for Auschwitz: Evidence from the Irving Trial. Bloomington, IN: Indiana University Press. ISBN 978-0-253-02298-1.
- Westermann, Edward B. (2004). "The Royal Air Force and the bombing of Auschwitz: first deliberations, January 1941". In Cesarani, David (ed.). Holocaust. Volume 5: Responses to the persecution and mass murder of the Jews. London: Routledge. pp. 195–211. ISBN 978-0-415-31871-6.
- Wachsmann, Nikolaus (2015). KL: A History of the Nazi Concentration Camps. New York: Farrar, Straus and Giroux. ISBN 978-0-374-11825-9.
- Wittmann, Rebecca Elizabeth (October 2003). "Indicting Auschwitz? The Paradox of the Frankfurt Auschwitz Trial". German History. 21 (4): 505–532. doi:10.1191/0266355403gh294oa.
- Wittmann, Rebecca (2005). Beyond Justice: The Auschwitz Trial. Cambridge, MA: Harvard University Press. ISBN 978-0-674-01694-1.
- Zarembina, Natalia; Harriman, Florence Jaffray (1944). Oswiecim, Camp of Death (Underground Report). New York: Poland Fights. OCLC 3899327.
مطالعهٔ بیشتر
[ویرایش]- تادئوش بوروفسکی (1992) [1976]. This Way for the Gas, Ladies and Gentlemen. Trans. from the Polish by Barbara Vedder. East Rutherford: Penguin Books. شابک ۰-۱۴-۰۱۸۶۲۴-۷
- Glenday, James (23 February 2018). "Life next to the world's most notorious concentration camp". ABC News (Australia). Archived from the original on 15 February 2021. Retrieved 25 February 2018.
- Huener, Jonathan (2003). Auschwitz, Poland, and the Politics of Commemoration, 1945–1979. Athens: Ohio University Press. ISBN 0-8214-1506-9.
- Pilecki, Witold (2012). The Auschwitz Volunteer: Beyond Bravery. Trans. from the Polish by Jarek Garlinski. Los Angeles: Aquila Polonica. شابک ۹۷۸-۱-۶۰۷۷۲-۰۱۰-۲
- Polish Ministry of Information (1942). The Black Book of Poland. New York: G.P. Putnam's Sons. pp. 87–88. OCLC 489805.
- Raczyński, Edward (1941). German Occupation of Poland, Extract of note addressed to the allied and neutral powers (به انگلیسی). London and New York: Republic of Poland Ministry of Foreign Affairs, Greystone Press.
- Trial of the Major War Criminals before the International Military Tribunal بایگانیشده در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine. Nuremberg, ۱۴ نوامبر ۱۹۴۵ – 1 October 1946.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- Drone footage, 2015 در یوتیوب
- Google Earth
- Auschwitz-Birkenau State Museum.
- "Auschwitz". موزه یادبود هولوکاست.
- "The Auschwitz Album" بایگانیشده در ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۸ توسط Wayback Machine. ید وشم.
- Auschwitz-Birkenau photographs by Bill Hunt.
- درس الکترونیکی راجع به آئوشویتس به زبان فارسی که توسط موزه آئوشویتس-بیرکنائو آماده شد: https://web.archive.org/web/20141207045924/http://pl.auschwitz.org/lekcja/5_per/
- موزه آشویتس-بیرکنائو
- اردوگاه آشویتس
- اردوگاههای کار اجباری آلمان نازی در لهستان
- اردوگاههای مرگ نازیها در لهستان
- بایر آگ
- بنیانگذاریهای ۱۹۴۰ (میلادی) در آلمان
- جنایتهای جنگی نازیها در لهستان
- زندانیان اردوگاه مرگ آشویتس
- گردشگری در اروپای شرقی
- منطقههای جنگ جهانی دوم در آلمان نازی
- منطقههای جنگ جهانی دوم در لهستان
- موزههای ثبت شده در لهستان
- میراث جهانی در لهستان
- هولوکاست