کلارک گیبل
| کلارک گیبل | |
|---|---|
کلارک گیبل در نقش فلچر کریسشن در فیلم شورش در کشتی بونتی |
|
| نام اصلی | William Clark Gable |
| زمینه فعالیت | بازیگر |
| ملیت | آمریکایی |
| تولد | ۱ فوریه ۱۹۰۱ كاديز، ایالت اوهایو |
| والدین | پدرش ويليام هنري گيبل مادرش آدلين هرشلمن |
| مرگ | ۱۶ نوامبر ۱۹۶۰ |
کلارک گیبل (به انگلیسی: William Clark Gable) متولد ۱ فوریه ۱۹۰۱، درگذشته در ۱۶ نوامبر ۱۹۶۰ یک بازیگر مرد مشهور آمریکایی است. او به خاطر بازی در نقش رت باتلر در فیلم بربادرفته به شهرت جهانی رسید. او تنها توانست برای یکبار جایزه اسکار را از آن خود بکند[۱].
او در ۵۹ سالگی بر اثر سکته قلبی در گذشت. هالیوود را با آثار دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ به خاطر میآورند دهههایی که عصر طلایی سینما نامیده شدهاست. دورهای که سینما فارغ از رقیب توانمندی چون تلویزیون، محمل تخیل میلیونها مخاطبی بود که برای تماشای فیلم بلیت میخریدند و در سالنهای تاریک مینشستند، تا برای لحظاتی از جهان تلخ و بی رحم واقعیت جدا و وارد جهان رویاها شوند. آن چه به هالیوود جلوه و رونق میبخشید، بازیگران جذابی بودند که تمایلات فرو خفته تماشاگران را بر پرده به تصویر میکشیدند. برخی از آنها پا را از حیطه بازیگری فراتر گذاشتند و تبدیل به ستاره شدند. ستارگانی که زندگی آنها چه مقابل دوربین و چه دور از آن، به مایه کنجکاوی و حتی دغدغه تماشاگران پرشور سینما مبدل شد. از «چارلی چاپلین»، «باستر کیتن»، «هارولد لوید» و «لورل و هاردی» گرفته که با ملاحت خود تماشاگر خسته از واقعیت را از ته دل میخنداندند، تا ستارگان بسیار جذابی چون «همفری بوگارت»، «ارول فلین»، «گری کوپر» و «جان وین» که نماد تمام عیار عصر خود بودند و خاطره آنها تا سینما سینماست، جاودان خواهد ماند. در میان این کهکشان پرستاره یک ستاره ابعادی فراتر از دیگران یافت و درخشش خیره کننده اش هالیوود را محو خود کرد.طی یک قرن اخیر تنها یک ستاره به چنین جایگاهی رسید و تنها یک بازیگر لقب «سلطان هالیوود» را به دست آورد و او کسی نبود جز «کلارک گیبل».
به نوشته «ویکیپدیا»، ویلیام کلارک گیبل نخستین روز فوریه سال ۱۹۰۱ در «کادیز اوهایو» به دنیا آمد. پدر او «ویلیام هنری گیبل» یک کارگر حفار چاه نفت و مادرش «آدلین هرشلمن»، یک مهاجر آلمانی بود.
مادر «کلارک» هنگامی که او ۶ ماهه بود، وی را در کلیسای کاتولیک رم غسل تعمید داد و هنگامی که «کلارک» تنها ۱۰ ماه سن داشت، در پی رشد شدید تومور مغزی از دنیا رفت. پس از مرگ مادر بر سر نحوه تربیت «کلارک» خردسال بین خانوادههای والدینش، اختلاف نظر شدیدی به وجود آمد. هنگامی که «کلارک» پا به دوره نوجوانی گذاشت، زندگی خانوادگی اش در پی ورشکستگی پدر دچار تلاطم و سختیهای بسیار شد. در پی آن وی ترک تحصیل کرد و در کارخانه لاستیک سازی شهر محل سکونتش، آکرن، مشغول کار شد. در این سالها بود که «کلارک» نوجوان پس از دیدن نمایش «مرغ بهشت»، به بازیگری علاقه مند شد. در سن ۲۱ سالگی «کلارک» مادرخوانده مهربان خود را نیز از دست داد و پس از پرسه زدن در شهرهای مختلف و کار کردن در کارخانهها و نیز میدانهای نفتی، سرانجام به سوی گروههای تئاتری کشیده شد. ازدواج با «لوراهوپ کروز» هم بازی، مربی و مدیر پرنفوذ کلارک پای او را به هالیوود در حال شکوفایی دهه ۱۹۲۰ کشاند. اولین فیلمهای «کلارک گیبل» صامت بود. در ابتدا مدیران استودیوهای هالیوود نظر مثبتی درباره این بازیگر سبزه رو و گستاخ نداشتند. غافل از آن که همین ویژگیها به علاوه صدای بم و چهره مردانه «کلارک گیبل» به شدت مورد اقبال تماشاگران قرار میگیرد. «مترو گلدوین مایر» استودیوی معتبر هالیوود که «کلارک» را در استخدام داشت، به تدریج و ناباورانه متوجه تاثیرگذاری وی بر تماشاگران سینما شد. اگرچه مدیران استودیو، باز هم خطر میدان دادن به این جوان گستاخ ولی دوست داشتنی را نپذیرفتند. سال ۱۹۳۱ «گیبل» برای آزمودن بخت خویش، روانه استودیوی برادران وارنر شد. «داریل زانوک» مدیر اجرایی استودیو، پس از تست اولیه «کلارک»، در حاشیه فرم استخدامی وی نوشت: «گوشهای او بیش از حد بزرگ است و در واقع به یک میمون تنومند شباهت دارد.» به این ترتیب برادران وارنر یکی از ارزشمندترین جواهرات هالیوود را از دست داد، زیرا گیبل نزد «متروگلدوین مایر» و مدیر جدید و آینده نگر آن «ایرونیگ» بازگشت. تنها ظرف ۲ سال «کلارک گیبل» به یکی از درخشانترین چهرههای هالیوود مبدل شد و ازدواج دومش با «گرتا گاربو» او را در حد یک ستاره سرشناس مطرح کرد.
این در حالی بود که بداخلاقی و ناسازگاری وی با تهیه کنندگان، به سوژه نشریات مبدل شد و جالب آن که محبوبیت او را نیز افزایش داد. در سالهای دهه ۱۹۳۰ حضور «کلارک گیبل» در هر فیلمی، به معنای هجوم تماشاگران مشتاق به سالنهای سینما بود و رسانههای گروهی و تماشاگران به او لقب «سلطان هالیوود» را دادند، لقبی که تا آن زمان به کسی داده نشده بود. پس از آن نیز کسی یارای تصاحب این عنوان را نیافت.
سال ۱۹۳۴ «کلارک گیبل» با نقش آفرینی به یادماندنی خود در فیلم «در یک شب اتفاق افتاد»، علاوه بر کسب اسکار بهترین بازیگر سال، قامت بازیگری اسطورهای را یافت. براساس گزارشهای مطبوعاتی و نظرسنجیهای آن سالها، نقش آفرینی وی در این فیلم تاثیر چشمگیری بر نحوه لباس پوشیدن، رفتارهای اجتماعی و سبک زندگی مردان در آن سالها و حتی دهههای بعد گذاشت و شکل خاص سبیل او تا چند دهه بین مردان رایج شد. نقش «گیبل» در این فیلم هم چنین الهام بخش «فرتیس فرلنگ» طراح و کارگردان سرشناس انیمیشن، برای خلق شخصیت کارتونی «باگزبای» شد. یک سال بعد «گیبل» برای حضور درفیلم «شورش در کشتی بونتی» نامزد دریافت اسکار شد، گرچه آن را به دست نیاورد. او خود این فیلم را بهترین اثر کارنامه حرفهای اش توصیف کرد. «گیبل» برای جاودانه شدن نیاز به برداشتن یک گام دیگر و شاید مهمترین گام زندگی اش داشت. این امکان سال ۱۹۳۹ برای او فراهم شد زمانی که «دیوید سلزنیک» بی پروا تصمیم گرفت تا شاهکار عظیم«مارگرت میچل» را به تصویر بکشد. به این ترتیب تولید «بربادرفته» با شکوهترین فیلم تاریخ سینما آغاز شد. براساس نتایج نظرسنجیها، «کلارک گیبل» بهترین فرد برای ایفای نقش «رت باتلر» گستاخ و جذاب بود. «مارگرت میچل» خالق «بربادرفته» نیز گیبل را خود «رت باتلر» میدانست. اما «متروگلدوین مایر» با آگاهی از حساسیت عمومی در این باره، شرایط سختی را برای قرض دادن ستاره خود به «سلزنیک» مطرح کرد. از این رو «سلزنیک» بر آن شد تا از «گری کوپر» برای ایفای نقش «رت باتلر» بهره بگیرد. «سلزنیک» بعدها در این باره گفت: «هم «گیبل» و هم «کوپر» از چهرههای شاخص زمان خود بودند. «کلارک» بسیار خوش لباس بود و هیبتی مردانه داشت و «گری» نماد یک آمریکایی واقعی بود.»
«گری کوپر» این پیشنهاد را رد کرد و در نهایت «سلزنیک» مجبور شد تا در مقابل ۵/۱ میلیون دلار و ۱۵ درصد از درآمد خالص فیلم «کلارک گیبل» را از متروگلدوین مایر قرض بگیرد، و در عوض، لویی بی. میر،پدرخواندهٔ سلزنیک و رئیس کمپانی متروگلدوینمیر، نیمس از هزینهٔ ساخت فیلم را بر عهدا گرفت. چنین توافقی برسر یک بازیگر در کل تاریخ سینما بی سابقهاست. از قول «گری کوپر» درباره دلیل رد کردن پیشنهاد «سلزنیک» چنین نقل شدهاست: ««بربادرفته» بزرگترین شکست تاریخ هالیوود خواهد بود. خوشحالم از این که به جای من، دماغ کلارک گیبل به خاک مالیده خواهد شد.»
فیلم «بربادرفته» با تمام مشکلات و موانع پیش روی خود ساخته شد و به خلاف پیش بینی «گری کوپر» نه تنها بزرگترین شکست تاریخ هالیوود نبود، بلکه به پرفروشترین و محبوبترین فیلم تاریخ سینما مبدل شد. با این وصف نه تنها بینی «کلارک گیبل» -آن طور که «گری کوپر» انتظار داشت- به خاک مالیده نشد، بلکه شگفتی آفرید. «گیبل» دهه ۱۹۵۰ در مصاحبهای گفت: «هر گاه تصور میشود دوره افول من فرارسیدهاست، پخش مجدد فیلم «بربادرفته» مرا به لحاظ حرفهای دوباره زنده میکند.»سال ۱۹۴۲ و در بحبوحه جنگ جهانی دوم «کلارک گیبل»، پس از مرگ همسر محبوبش «کارول لومبارد» به نیروی هوایی ارتش آمریکا پیوست. وی به ماموریتهای متعددی برفراز اروپا -میدان اصلی جنگ جهانی دوم- و حتی بر فراز خاک آلمان اعزام شد. آدولف هیتلر پیشوای رایش سوم، «کلارک گیبل» را بزرگترین بازیگر سینما میدانست و برای کسی که «سرگرد کلارک گیبل» را دستگیر کند و سالم تحویل ارتش آلمان دهد، پاداش بسیار چشمگیری تعیین کرده بود.پس از جنگ جهانی دوم «گیبل» به هالیوود بازگشت. گرچه نقشهای او در این دوره از نظر خود وی جالب نبودند. «سلطان هالیوود» دیگر پا به سن گذاشته بود. وی طی این سالها برای پنجمین و ششمین بار نیز ازدواج کرد.۱۶ نوامبر ۱۹۶۰«کلارک گیبل»، در پی چهارمین حمله قلبی خود در لس آنجلس درگذشت. گفته میشود نقشهای سنگین و پرتحرک او در فیلمهای آخرش، وی را از پا درآورد. «گیبل» در سالهای پایانی زندگی اش بسیار چاق شده بود. هنگام ساخت فیلم «بربادرفته»، گیبل ۸۶ کیلوگرم وزن داشت و با توجه به قد ۱۸۵ سانتی متری خود از اندام بسیار متناسبی برخوردار بود. حال آن که در سالهای پایانی وزن او به ۱۰۴ کیلوگرم رسیده بود. وی برای حضور در آخرین فیلمش -ناجورها- ۱۶ کیلوگرم از وزن بدنش را کم کرد. استفاده مفرط از قرصهای لاغری و استعمال شدید دخانیات (گیبل به مدت ۳۰ سال به طور متوسط روزانه ۳ پاکت سیگار میکشید) سلطان هالیوود را تسلیم مرگ کرد. چهار ماه پس از مرگ وی، تنها پسرش «جان کلارک گیبل» به دنیا آمد.
" پس از ازدواج با «کارول لومبارد»، کلارک گیبل به معنای واقعی خوشبختی را در زندگی مشترک تجربه کرد. مرگ ناگهانی «کارول لومبارد» در پی یک سانحه هوایی و در یک هواپیمای نظامی، کمر گیبل را شکست. به گفته یکی از دوستانش، کلارک هیچ گاه پس از مرگ «کارول لومبارد» احساس خوشبختی نکرد و در واقع شعله قلبش برای همیشه خاموش شد. جسد سلطان هالیوود به وصیت وی در کنار «لومبارد» دفن شد.
" پس از اعلام خبر فوت گیبل، نیویورک تایمز نوشت: «سلطان هالیوود مرد. او همتایی نداشت و نخواهد داشت. لقب سلطان هالیوود نیز همراه او دفن شد...» او به لحاظ تکنیکی بهترین بازیگر تاریخ سینما نبود و از ظرافت و کمال تئاتریهای بریتانیایی هالیوود نیز بی بهره بود. اما «کلارک گیبل» اینک یک مقیاس سنجش است و ستارگان سینما چه در گذشته و چه در حال و چه در آینده با او مقایسه میشوند. او نماد مردانگی بود و خشونت فرهنگ آمریکایی.
" لس آنجلس تایمز نیز نوشت: «کلارک گیبل از خصوصیات انسانی نادری برخوردار بود مردانگی و در عین حال شوخ طبعی، خوش طینت و برخوردار از درک و فهم بالا، و آسان گیری و در عین حال تکلف و ملاحظه کاری. علاوه بر اینها «کلارک گیبل» به لحاظ حرفهای فردی بااصالت و به لحاظ شخصیتی یک رنگ و صادق بود، خصوصیاتی که در عرصه سینما کمتر مشاهده میشود.»
[ویرایش] پانویس
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ کلارک گیبل موجود است. |
|
||||||||