گری کوپر
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| گری کوپر | |
|---|---|
گری کوپر در نقش کلانتر |
|
| نام اصلی | فرانک جیمز کوپر |
| زمینه فعالیت | بازیگر |
| ملیت | آمریکایی |
| تولد | ۷ مه ۱۹۰۱ هلنا , ایالت مونتانا |
| مرگ | ۳۱ مه ۱۹۶۱ لوس آنجلس , ایالت کالیفرنیا |
| سالهای فعالیت | ۱۹۲۵-۱۹۶۱ |
| همسر(ها) | ورونیکا بالف ۱۹۶۱-۱۹۳۳ |
| این مقاله به تمیزکاری نیاز دارد. لطفاً آن را تا جایی که ممکن است از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید. سپس این الگو را از بالای مقاله حذف کنید. محتویات این مقاله ممکن است غیرقابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
فرانک جیمز "گری" کوپر (به انگلیسی: Frank James “Gary” Cooper) (۷ مه ۱۹۰۱ - ۱۳ مه ۱۹۶۱) معروف به گری کوپر، بازیگر سرشناس آمریکایی صاحب پنج جایزه اسکار بود. او بیشتر در نقشهای وسترن بازی میکرد.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] زندگینامه
پدرش یک مزرعه دار متمول بود بنابراین تحصیلات ابتداییش را در یک مدرسه مشهور در انگلستان به اتمام رساند. سپس در یک کالج در مونتانا به تحصیلاتش ادامه داد. پس از اتمام درسش در یک روزنامه به عنوان کاریکاتوریست مشغول کار شد. در آنجا به تشویق یکی از دوستانش پا به عرصه سینما گذاشت. بین سالهای ۱۹۲۵ و ۱۹۲۶ در چندین نقش کوتاه بازی کرد تا اینکه در پایان دهه ۲۰ جایگاه واقعی خود را در سینما به دست آورد.
[ویرایش] فیلمشناسی
مرگ تدریجی سینمای صامت، تولد گری کوپر در سینما بود. او در فیلم اسکار گرفته بال ها محصول ۱۹۲۷ و به کارگردانی ویلیام ای ولمن نقش کوتاهی بازی کرد که از اولین نقشهای پر اهمیت تر وی میباشد.
قد بلند ۱۹۱ سانتیمتری او بسیار برای ایفای نقشهای کابوی در فیلمهای وسترن مناسب بود و این نکته را اولین بار سران کمپانی پارامونت پیکچرز متوجه شدند و از او در فیلم وسترن ویرجینیایی ساخته ویکتور فلمینگ (که ۱۰ سال بعد برباد رفته و جادوگر شهر زمرد راساخت) بهره جستند. بعد از آن ،او آماده بازی در فیلمهای متفاوتی شد.
در فیلم مراکش ساخته جوزف فون استرنبرگ نقش لژیونی را بازی کرد که در مراکش در دام عشق زنی رقاصه با بازی مارلین دیتریش می افتد. همزمان کاراکتر امی جولی با بازی مارلین دیتریش به خاطر پول به سمت توریستی متمول میرود که موجب رنجش خاطر لژیون میشود. ولی در آخرین لحظات امی جولی در صحنه ای به یاد ماندنی به رسم زنان عرب پا برهنه به دنبال لژیون که به ماموریت اعزام شده در بیابان قدم در راهی سخت می گذارد.
بازی در این فیلم به گری کمک کرد تا در آثار فاخری حضور یابد. او در نسخه سینمایی وداع با اسلحه نوشته دوست صمیمی اش ارنست همینگوی بازی کرد. تراژدی فیلم بسیار تاثیرگذار بود و گری به خوبی در کنار بازیگر باتجربه هلن هیز پرستاری که کاراکتر گری در جنگ جهانی اول عاشق او میشود و جنگ را رها میکند، نقش خود را ایفا میکند. فیلم به کارگردانی فرانک بورزاگ فیلمسازی که ۲ جایزه اسکار را در خانه خود می دید ساخته شد و حساسیت ها روی آن بسیار زیاد بود.
در سال ۱۹۳۳ در فیلمی ساخته هاوارد هاکس(هاکسی که سال قبل از آن فیلم موفق صورت زخمی را ساخته بود)با نام امروز زندگی می کنیم برای اولین و آخرین بار با ستاره هالیوود یوان کرافورد همبازی شد. کرافورد زنی است که عاشق خلبانی با بازی کوپر میشود. با شعله ور شدن جنگ،خلبان به جنگ میرود و خبر کشته شدن او به زن میرسد. این نخستین فیلمی بود که براساس داستانهای نویسنده نامدار ویلیام فالکنر ساخته میشد. حال دیگر کوپر بازیگری بود که در اقتباسهای برجسته ترین رمانهای جهان بازی میکرد.
ویژگی بارز گری کوپر این بود که بر خلاف سایرین در فیلمهایی حاضر میشد که در فضای باز مثلا در کوهستان یا در بیابان یا در جنگلهای جنوب شرق آسیا فیلمبرداری میشدند. در فیلم زندگی یک نیزه دار بنگالی ساخته هنری هاتاوی نقش یک نیزه دار را ایفا میکند که از دستورات افسر مافوقش سرپیچی میکند و در این حین باید از حمله احتمالی هندی ها جلوگیری شود.
فرانک کاپرا هم در سال ۱۹۳۶ از کوپر در فیلمش بهره جست. فیلم آقای دیدز به شهر میرود اولین فیلم از سه گانههای کاپراست که در آن کوپر مردی دهاتی است که میلیون ها دلار ارث میبرد و سعی دارد علی رغم مخالفت اطرافیان سودجویش، پولش را به نیازمندان بدهد. با این فیلم کوپر برای اولین بار نامزد اسکار شد. کوپر نقش یک انسان ساده را عالی بازی کرد.
کوپر از اولین وسترنرهای تاریخ سینما هم هست . قبل از اینکه جان فورد بازیگر مورد علاقه اش جان وین را رو کند سیسیل ب دمیل، بازیگری خوش چهره و بلند بالای هالیوود، کوپر را در دل بیابانهای مرکز آمریکا به بازی گرفت و خیلی هم خوب جواب داد. دشت نشین اولین همکاری از ۳ همکاری دمیل با کوپر است. کوپر در این فیلم برای دومین سال پیاپی بعد از آقای دیدز به شهر میرود با جین آرتور ستاره ی زن خوش چهره هالیوود همبازی شد. ضمنا این اولین فیلم آنتونی کوئین بازیگر مکزیکی الاصل هالیوود بود که بعد از فیلم با دختر دمیل ازدواج کرد.
هشتمین زن ریش آبی کمدی ای به سبک کمدی های ارنست لوبیچ بود که کوپر با بازیگر فرانسوی هالیوود کلودت کولبرت همبازی شد. اولین همکاری کوپر با کارگردان سرشناس هالیوود ویلیام وایلر فیلم اهل غرب آمریکا بود که در ژانر وسترن بود. کوپر در این فیلم در نقش کول هاردین به ناحق به اتهام اسب دزدی توسط قاضی شهر با بازی والتر برنان (که برای این فیلم سومین اسکار نقش مکمل خود را میگیرد و رکورد دار میشود) به اعدام محکوم میشود. قاضی به نمایشگری مشهور علاقه دارد و کول با دانستن این موضوع با نمایشگر زن دوست میشود و به شرط اینکه مقداری از موهای نمایشگر را برای قاضی ببرد از حکم اعدام تبرعه میشود.
خیلی ها سال ۱۹۴۱ را بهترین سال در کارنامه گری کوپر میدانند چون در ۳ فیلم به غایت عالی ظاهر شد. اولی فیلمی که اولین جایزه اسکارش را به او تقدیم کرد یعنی گروهبان یورک. فیلم به دو قسمت تقسیم میشد که منتقدان قسمت اول را که گروهبان یورک در آمریکا به نگهداری از خانواده اش میپرداخت بیشتر پسندیدند. در قسمت دوم فیلم با شعله ور شدن آتش جنگ یورک به جبهه میرود و هاوارد هاکس دلاوری های او را در جنگ که به گرفتن نشان لیاقت منجر میشود نشان میدهد. کوپر واقعا یکی از بهترین کاراکترهای تاریخ سینما را خلق میکند.
دومین فیلم این سال او، باز هم ساخته هاوارد هاکس است ولی اینبار کمدی. یک کمدی عالی نوشته ی بیلی وایلدر فقید که بیننده را از خنده روده بر میکند. عده ای فیلسوف مشغول تهیه یک دایره المعارف هستند ولی همه آنها انسانهای اتو کشیده ای هستند که در سالها پیش سیر میکنند. آنها برای اینکه با کلمات عامیانه آشنا شوند با یه رقاصه با بازی باربارا استانویک ارتباط برقرار میکنند که این باعث عشقی عمیق بین برترام پاتز یکی از پروفوسورها با بازی کوپر و رقاصه میشود.
سومین فیلم، آخرین و سومین قسمت از سه گانههای کاپرا است و این بار جان دو را ملاقات کن. فیلم به قدرت دو فیلم قبلیست ولی طنز تلخی دارد. روزنامه ای برای جلوگیری از ورشکستگی با فکر یکی از کارمندانش با بازی باربارا استانویک تصمیم میگیرد فردی خیالی با نام جان دو را خلق کند که قرار است در شب کریسمس خود را ازبالای ساختمان شهرداری به پایین پرت کند. طنز تلخی که کاپرا در این فیلم به کار بست از بهترین های این ژانر بود. کوپر از نیمههای فیلم میآید و جدا ما را با بازی خوب و متفاوتش غافلگیر میکند.
غرور یانکی ها در سال ۱۹۴۲ گری کوپر را برای سومین بار نامزد اسکار میکند. به راستی سام وود (کارگردانی که انتهای فیلمبرداری بربادرفته زیر نظر کارگردانی او انجام شد) فیلمساز کهنه کار هالیوود توانایی های کوپر را میدانست و از او یک قهرمان واقعی ساخت. فیلم در مورد بیسبالیست ها بود.
در سال ۱۹۴۳ برای دومین بار گری کوپر در فیلمهایی که اقتباسی از رمانهای ارنست همینگوی بود حضور پیدا کرد. این بار در شاهکار همینگوی در مورد جنگهای داخلی اسپانیا در سال ۱۹۳۷ به نام زنگها برای که به صدا در میآیند؟. کارگردان فیلم سام وود بود که داستان منفجر کردن یک پل را توسط مخالفان دیکتاتور اسپانیا فرانکو با مایههای عاشقانه به تصویر می کشید. یکی از بهترین و عاشقانه ترین سکانسهای تاریخ سینما در این فیلم است. آنجایی که اینگرید برگمن مجبور است از گری کوپر علی رغم میل باطنی جدا شود و این دو به بهترین شکل اینکار را میکنند.
بعد از این فیلم کوپر در فیلمهای زیادی بازی کرد اما این فیلمها معروف نشدند. حتی سرگذشت دکتر واسل ساخته سیسیل ب دمیل محصول ۱۹۴۴ هم نتوانست آنقدر ها بزرگ شود. دمیل وصف فداکاریهای دکتر واسل (دکتری که در جاوه در جریان جنگ جان عده زیادی را نجات داد) را از یک نطق رادیویی به زبان فرانکلین روزولت شنیده بود و به فکر این اقتباس سینمایی افتاده بود.
کوپر در سالهای بعد در فیلمهای شنل و خنجر ساخته فریتز لانگ ،فتح نشده ساخته سیسیل ب دمیل ،سام خوب ساخته لئو مک کری ،سرچشمه ساخته کینگ ویدور ،برگ روشن ساخته مایکل کورتیز (خالق کازابلانکا ۱۹۴۲) و اکنون در نیروی دریایی هستی ساختههنری هاتاوی ظاهر شد. فتح نشده فیلمی حماسی درباره سرخپوستان و شکل گیری آمریکا است و همانند سایر آثار دمیل با هزینههای گزاف (۵ میلیون دلار) ساخته شد و علی رغم این بودجه و حضور ستارههایی همچون گری کوپر و پائولت گودارد در گیشه شکست خورد. این آخرین همکاری کوپر با دمیل بود. سرچشمه یکی از آثار خوب گری کوپر است که توسط کینگ ویدور ساخته شد و کوپر در این فیلم در نقش یک آرشیتکت بود. اما تولد دوباره گری کوپر در سال ۱۹۵۲ و با بازی در شاهکار فرد زینه مان به نام ماجرای نیمروز بود. کوپر با این فیلم دوباره همه توجهات را به سوی خود خلق کرد و دومین اسکار را برای خود به ارمغان آورد. به راستی بازی او در این فیلم از درخشانترین بازیهای تاریخ سینماست مخصوصا در سکانسی که تک وتنها در خیابانها راه میرود تا به پیکار با تبهکاران بپردازد. او نقش کلانتری را بازی میکند که در آخرین روز کاریش در حالی که میتواند شانه خالی کند و با نوعروسش با بازی گریس کلی به ماه عسل برود و شهر را ترک کند تا تبهکاران آن را بر هم بزنند، در شهر می ماند و تک وتنها با تبهکاران روبه رو میشود.
او در وزش وحشی محصول سال ۱۹۵۳ ساخته هوگو فرگونزه برای سومین بار با باربارا استانویک و برای دومین بار با آنتونی کوئین همبازی میشود.این فیلم چندان موفق نمیشود.
سال ۱۹۵۴ کوپر در فیلم وراکروز ساخته کارگردان خشن سینما رابرت آلدریچ در کنار برت لنکستر حضور مییابد که فیلمی تقریبا ضعیف راجع به سرخپوستان مکزیک است. در هنگامه جنگهای مکزیکیان کوپر و لنکستر در فکر به دست آوردن طلا هستند.
آخرین و هفتمین همکاری گری کوپر با هنری هاتاوی فیلم باغ شیطان است که در آن سوزان هایوارد و ریچارد ویدمارک هم بازی میکنند. فیلم داستان زنی است که برای نجات شوهرش (که در اثر سقوط معدن مجروح شده) چند مرد را اجیر میکند تا برای نجات شوهرش راه زیادی را بپیمایند. مونولوگ استثنایی گری کوپر در انتهای فیلم به یاد ماندنیست: "اگر زمین از طلا ساخته میشد انسان به خاطر یک مشت از آن حاضر بود خودکشی کند"
کوپر در سال ۱۹۵۶ در فیلمی خوب به کارگردانی ویلیام وایلر ظاهر شد. فیلم ترغیب دوستانه نام داشت که وایلر برای این فیلم توانست جایزه نخل طلای جشنواره کن را در سال ۱۹۵۷ نصیب خود کند. اودر کنار دوروتی مک گوایر بازی کرد که مگ گوایر جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره گلدن گلاب را ازآن خود کرد.
بالاخره بیلی وایلدر از گری کوپر در فیلمهای کمدی اش استفاده کرد. عشق در بعد از ظهر کمدی عاشقانه ای بود که وایلدر آن را با حضور دونسل متفاوت بازیگری گری کوپر و آدری هپبورن ساخت. فیلم ماجرای مردی زنباره است . براثر کنجکاویهای دخترکی که پدرش عکاسی است که از معاشقه ی کوپر با زنان عکس گرفته با بازی هپبرن رابطه ای عاشقانه بین این دو شکل میگیرد. این کمدی به اندازه کمدی های شاهکار وایلدر مانند آپارتمان مورد استقبال قرار نگرفت.
در سال ۱۹۵۸ کوپر در فیلم مردی از غرب ساخته استاد ساخت وسترنهای فلسفی یعنی آنتونی مان در کنار جولی لندن و لی جی کاب ظاهر میشود. در همین سال در فیلم درخت اعدام دلمر دیوز بازی میکند. در این فیلم نقش دکتری را بازی میکند که پیشینه ی درخشانی ندارد. دکتر با رفتن در شهری کوچک به زنی نابینا با بازی ماریا شل کمک میکند و سرپرستی او را برعهده میگیرد. وقتی مردی قصد آزار زن نابینا را دارد دکتر او را میکشد و به خاطر همین به اعدام محکوم میشود ولی اینبار دخترک نابینا جان او را نجات میدهد. فیلم بسیار زیباست و بازیهای گری کوپر و ماریا شل و سایر بازیگران عالیست. کوپر در ۵۷ سالگی هم تکنیکهایی از بازیگری را رو میکند که تا الان هم مورد استفاده قرار میگیرند.
فیلم بعدی گری کوپر،آنها به کوردوبا میآیند وسترنی ساخته رابرت راسن (خالق بیلیارد باز ۱۹۶۱) است که در آن با ریتا هایوارث همبازی میشود. و در نهایت وداع گری کوپر با سینما تریلر تیغ برهنه ساخته مایکل آندرسون (خالق دور دنیا در هشتاد روز ۱۹۵۶) است که در آن با دبورا کری بازیگر بریتانیایی سینما همبازی میشود. او در ۶۰ سالگی به دلیل ذاتالریه در لوس آنجلس ,ایالت کالیفرنیا درگذشت.
درآخر
گری کوپر که بیشتر در نقش آمریکایی های آرام و خوش ذات ظاهر میشد تیپی از بازیگری را به سینما شناساند که پس از چندین دهه از مرگ او همچنان تازه و جریان ساز به شمار میرود. و در طول زمان زنده بودن مهمترین میراث یک بازیگر ایت که در کوپر کاملا دیده شد.
[ویرایش] جوایز
جوایز اسکار = برنده ۲ جایزه اسکار در سالهای ۱۹۴۲ برای گروهبان یورک ساخته هوارد هاکس و در سال ۱۹۵۳ برای ماجرای نیمروز ساخته فرد زینه مان. او همچنین ۳ بار دیگر در سالهای ۱۹۳۷ برای آقای دیدز به شهر میرود ساخته فرانک کاپرا و ۱۹۴۳ برای غرور یانکی ها ساخته ی سام وود و سال ۱۹۴۴ برای زنگها برای که به صدا در میآیند؟ ساخته ی سام وود نامزد اسکار شد. در سال ۱۹۶۱ به او اسکاری افتخاری اهدا گردید. که گری نتوانستد در مراسم حاضر شود و جیمز استوارت جایزه او را تحویل گرفت و به او داد.
جوایز گوی طلایی = برنده ۱ جایزه گوی طلایی یا گلدن گلاب در سال ۱۹۵۳ برای ماجرای نیمروز. او یکبار دیگر در سال ۱۹۵۷ در فیلم ترغیب دوستانه ساخته ویلیام وایلر نامزد این جایزه شد.
او در سال ۱۹۴۱ برای بازی در فیلم گروهبان یورک توانست جایزه بهترین بازیگر مرد منتقدان فیلم نیویورک را تصاحب کند.
[ویرایش] فیلمها
از فیلمهای معروف او عبارتاند از:
- بال ها ۱۹۲۷
- ویرجینیایی ۱۹۲۹
- مراکش ۱۹۳۰
- وداع با اسلحه ۱۹۳۲
- امروز زندگی می کنیم ۱۹۳۳
- زندگی یک نیزه دار بنگالی ۱۹۳۵
- آقای دیدز به شهر میرود ۱۹۳۶
- دشت نشین ۱۹۳۶
- هشتمین زن ریش آبی ۱۹۳۸
- اهل غرب آمریکا ۱۹۴۰
- گروهبان یورک ۱۹۴۱
- جان دو را ملاقات کن ۱۹۴۱
- گلوله آتش ۱۹۴۱
- غرور یانکی ها ۱۹۴۲
- زنگها برای که به صدا در میآیند؟ ۱۹۴۳
- سرگذشت دکتر واسل ۱۹۴۴
- شنل و خنجر ۱۹۴۶
- فتح نشده ۱۹۴۷
- سام خوب ۱۹۴۸
- سرچشمه ۱۹۴۹
- برگ روشن ۱۹۵۰
- حالا در نیروی دریایی هستی ۱۹۵۱
- ماجرای نیمروز ۱۹۵۲
- وزش وحشی ۱۹۵۳
- ورا کروز ۱۹۵۴
- باغ شیطان ۱۹۵۴
- ترغیب دوستانه ۱۹۵۶
- عشق در بعدازظهر ۱۹۵۷
- مردی از غرب ۱۹۵۸
- درخت اعدام ۱۹۵۸
- آنها به کوردوبا میآیند ۱۹۵۹
- تیغ برهنه ۱۹۶۱ آخرین فیلم او
[ویرایش] منابع
- Gary Cooper by Jeffrey Meyers, Aurum Press Ltd, ۲۰۰۵
- Gary Cooper (Legends) by Richard Schickel, Little Brown & Co, ۱۹۸۶
[ویرایش] پیوند به بیرون
- گری کوپر در بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها (IMDb)
- Wikipedia contributors, "Gary Cooper," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Gary_Cooper&oldid=185237860 (accessed January 19, 2008).
- سالهای طلایی
|
||||||||

