مالکوم ایکس
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
| مالکوم ایکس | |
|---|---|
مالکوم ایکس |
|
| زادروز | ۱۹ مه، ۱۹۲۵ نبراسکا، اماها |
| درگذشت | ۲۱ فوریه، ۱۹۶۵ شهر نیویورک، نیویورک ایالات متحده آمریکا |
| نامهای دیگر | مالکوم لیتل، حاجی مالک ال شباز |
| نهاد | امت اسلام، گروه مسجد مسلمان، سازمان وحدت آفریقایی آمریکایی |
| مذهب | مسلمان سنی |
| مکتب | پان آفریکانیسم، ضد نژادپرستی |
| همسر | بتی شباز |
مالکوم ایکس (به انگلیسی: Malcolm X)
(۱۹ مه ۱۹۲۵ در نبراسکا - ۲۱ فوریه ۱۹۶۵ در نیویورک) مدافع حقوق سیاهپوستان آمریکایی بود.
پدر ملکوم ایکس توسط افراد گروه کوکلوسکلان کشته شدند.[۱]
محتویات |
زندگی [ویرایش]
مالکوم ایکس، مبارز سیاهپوستی بود که سال ۱۹۲۵ در شهر اوهاما در ایالت نبراسکای آمریکا به دنیا آمد. او هفتمین فرزند خانواده بود. پدرش کشیش مذهبی و از جمله افرادی بود که برای حقوق مدنی سیاهپوستان فعالیت می کرد. مالکوم چهار سال بیشتر نداشت که با چشمان خود دید فرقه ای از سفیدپوستان آمریکا خانه او را آتش زدند. به شش سالگی که رسید، پدری در خانه ندید. دو سال از ربوده شدن کشیش لیتل، پدرش می گذشت که یک روز جسد مثله شده او را کنار ریل راه آهن پیدا کردند. مادر مالکوم در بیمارستان روانی بستری شد.
مالکوم در کتاب خاطراتش درباره وضعیت زندگی خود بعد از مرگ پدرش، می نویسد: "کانون خانوادگی ما از هم گسست. یک قاضی سفیدپوست وکیل خانوادگی ما شد و بردگی در لباس محبت را به یکایک ما آموخت. هر یک از خواهران و برادرانم تحت سرپرستی خانواده ای قرار گرفتند و ما کاملاً از هم جدا شدیم."
زندان [ویرایش]
مالکوم ایکس، درس و مدرسه را رها کرد.او سرانجام هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفت، به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد.
او با برنامه ریزی برای اوقات فراغت خود در زندان، به مطالعات مذهبی پرداخت. او به تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد که هم بندش بودند؛ افرادی از گروه «ملت مسلمان». آنان از اسلام گفتند.
گروه امت اسلام [ویرایش]
هفت سال از دوران محکومیت مالکوم گذشت. اما این بار مالکوم ایکس درنگ نکرد و بلافاصله پس از آزادی، به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآمد. او سیر مطالعاتی و تحقیقاتی خویش را ادامه داد و تا جایی پیش رفت که به عنوان سخنگوی این جمعیت برگزیده شد. تبلیغات مذهبی و اعتقادی او در آمریکا، باعث شد تعداد زیادی از سیاهپوستان با اسلام آشنا شوند و در مدت کوتاهی به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآیند.
مالکوم به سیاهان می گفت: «زیستن در آمریکا، شما را آمریکایی نمی کند. شما باید یاد بگیرید از میوه های آمریکایی ها لذت ببرید. اما شما از این میوه ها لذت نبرده اید. شما تنها از خارها و سختی ها لذت برده اید برای اینکه شما باید سخت تر کار می کردید تا به میوه ها دست یابید».
بِتی، پرستار سیاهپوستی بود که در یکی از بیمارستان های آمریکا مالکوم را شناخت و پیشنهاد زندگی مشترک با او را پذیرفت.
مالکوم ایکس به چند کشور آسیایی و آفریقایی سفر کرد. یکی از علل جدایی مالکوم ایکس از عالیجاه محمد درگرایش بیش از اندازه عالیجاه محمد به نرمش در مقابل خشونت بود درصورتیکه مالکوم ایکس میگفت برای دفاع ازخودگاهی بایدخشن بود
ترور [ویرایش]
مالکوم ایکس، پس از بازگشت از حج، نام حاج ملک شبّاز را برای خود برگزید. مالکوم در آستانه راه بود که خانه اش را به آتش کشیدند و از این واقعه جان سالم به در برد، یک هفته بعد در ۳۹ سالگی هنگام سخنرانی در سالن بالروم مانهاتان، با شلیک چند گلوله توسط تالماج هایر، از هواداران عالیجاه محمد، کشته شد.[۲]
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به مالکوم ایکس در ویکیگفتاورد موجود است. |
پانویس [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ مالکوم ایکس موجود است. |
- ↑ The Autobiography of Malcolm X, p. ۲
- ↑ مالکوم ایکس(Malcolm X) را بشناسيد. - كانون گفتگوی قرآنی
|