ترور آبراهام لینکلن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۸°۵۳′۴۸″ شمالی ۷۷°۰۱′۳۲″ غربی / ۳۸.۸۹۶۶۰° شمالی ۷۷.۰۲۵۵۵° غربی / 38.89660; -77.02555

ترور آبراهام لینکلن
ترور آبراهام لینکن . از چپ به راست: هنری راثبون، کلارا هریس، ماری تاد لینکون، آبراهام لینکلن و جان ویلکز بوت
مکان تئاتر فورد, واشنتگتن دی.سی.
تاریخ ۱۴ آوریل ۱۸۶۵
نوع حمله -
مرگ ها یک کشته رئیس جمهور آبراهام لینکلن
مجروح -
عنصر جنایت جان ویلکز بوت

ترور آبراهام لینکلن در ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ رخ داد.

پایه ریزی ترور[ویرایش]

جان ویلکز بوت، قصد ربودن رئیس جمهور را داشت تا در عوض آزادیش، خواهان آزاد کردن زندانیهای هم پیمانها شود. اما در ۱۱ آوریل ۱۸۶۵ لینکلن در خارج از کاخ سفید سخنرانی ایراد کرد و از دادن حق و حقوق سیاهان دفاع کرد. این امر خشم بوت را، که در جمع مستمعین حضور داشت برانگیخت و در نتیجه نقشه اش را برای ربودن لینکلن تغییر داد و تصمیم گرفت او را ترور کند.[۱] با به پایان رسیدن جنگ، لینکن و گرانت مدام با یکدیگر دیدار و ملاقات داشتند. هر دو با هم برای بازسازی برنامه ریزی می‌کردند و برای همگان مشخص بود که آنها احترام زیادی برای یکدیگر قائل بودند.

در آخرین دیدارشان در ۱۴ آوریل ۱۸۶۵، لینکن لینک گرانت را برای دیداری در بعد از ظهر آن روز دعوت کرد اما گرانت دعوت را نپذیرفت. و در نهایت نامزد و خواهر ناتنی اش قبول کردند بروند .

جان بوت که بازیگری مشهور و جاسوس همپیمانان در مریلند بود خبردار شد که قرار است رئیس جمهور ، همسرش و گرانت به تئاتر بروند . بوت که در نقشهٔ اولیه اش برای ربودن لینکلن ناکام شده بود، همدستانش را خبر کرد و اعلام کرد که قصد کشتن لینکلن را دارد، دیگران نیز موظف شدند معاون وزیر، اندرو جانسون و وزیر کشور، ویلیام سودارد را به قتل برسانند.

ترور در سالن تئاتر[ویرایش]

لینکلن بدون محافظ اصلی اش، وارد هیل لمون، در تئاتر" پسر عموی آمریکائیمان" در تئاتر فورد شرکت کرد. در همان حالی که تنها محافظ او مشغول قدم زدن بود. و لینکلن در جای خود در اتاقکی در بالکن نشسته بود، بوت وارد شد و در پشت اتاقک خود را مخفی کرد و منتظر خنده دارترین صحنه تاتر ماند به این امید که صدای خنده مانع شنیده شده صدای شلیک گلوله شود.

بر روی صحنه شخصیتی به نام سرود اندری (که هری هاک نقشش را بازی می‌کرد) که به خاطر اینکه صدای خنده حاضرین بلند شد بوت وارد اتاقک رئیس جمهورشد و گلوله‌ای بر سر او شلیک کرد . گلوله از کنار گوش چپ لینکلن وارد شد و در پشت کره چشم راستش قرار گرفت.

هنری رابتن برای لحظه‌ای با بوت دست به یقه شد، اما بوت با ضربه چاقو خود را رها کرد . سپس بوت فریاد زد:

این دست فدای ستمکاران

، و فرار کرد. ۱2 روز دنبال قاتل فراری بودند، ماموران فدارل به رهبری وزیر جنگ، ادوین استانتن، در جستجوی او بودند تا اینکه بالاخره او را در طویله‌ای در ویرجینیا مورد اصابت گلوله قرار دادند، او اندکی بعد مرد. از دیگر هم دستان بوت نیز تنها یک نفر تقریباً موفق به ترور هدفش شد: لویس پول به سو دارد، وزیر جنگ حمله کرد و او را به شدت مجروح نمود. دکتر چارلز میل، جراح ارتش، به سرعت زخم لینکلن را ارزیابی کرد و آن را مهلک و کشنده تشخیص داد. رئیس جمهور از داخل تاتر به خیابان آوردند و او به مدت ۹ ساعت در خیابان در حالت کما بود. متخصصان بسیاری بر بالین او آمدند، از جمله ژنرال جوزف بارتر، جراح ارتش آمریکا. او لینکون را معاینه کرد و تشخیص داد که در چند جا جمجمه آسیب دهده و گلوله در ۶ اینچی داخل مغز جای گرفته. لینکون دیگر به هوش نیامد و در ساعت ۷:۲۲ بعد از ظهر رسماً مرگ او را اعلام کردند. در مورد گفته‌های استانتن پس از مرگ لینکلن، تاریخ نویسان اختلاف نظر دارند. همه توافق دارند که او سخنش را با این عبارت شروع کرد که

"هم اکنون لینکلن به .... پیوست

. اینکه واژه جا افتاده تاریخ بوده یا فرشتگان معلوم نیست.

پس از ترور[ویرایش]

قطار حامل آبراهام و ۳۰۰ نفر از افراد شرکت کننده در مراسم و تابوت پسرش ویلیام در فاصله ۱۶۵۴ مایل معادل ۲۶۶۱ کیلومتر از ایلینویز

در موزه پزشکی ارتش که هم اکنون موزه ملی پزشکی و سلامت نامیده می‌شود، برخی از وسائل مربوط به ترور نگهداری می‌شود . هم اکنون در موزه گلوله‌هایی از اسلحهٔ درینگر شلیک شده اند، تکه‌هایی از جمجمه لینکون و لباس حراج که به خون لینکلن آغشته است در معرض نمایش گذاشته شده.

طی مراسمی جنازه آبراهام لینکلن را با قطار به ایالت ایلینویز بردند و ملت در سوگ مردی نشستند که در نگاه عده‌ای ناجی ایالات متحده بود. کاپرهد ها که وی را یک یاغی بی قانون می‌دانستند با مرگش به شادی و سرور پرداختند. وی در قبرستان اوک ریج در اسپرینگفیلدز ایلینویز دفن شد و در سال ۱۸۷۴ یک بنای ۱۷۷ فوتی (۵۴ متری) به همراه انبوهی از مجسمه‌های برنزی در اطراف مقبره اش ساخته شد.

در سال ۱۹۰۱ رابرت تاد لینکلن برای جلوگیری از دزدیده شدن بقایای جسد پدرش مقبره آبراهام را نبش قبر کرد و وی را مجدداً در زیر سیمانی به ضخامت چندین فوت دفن کرد.

منابع[ویرایش]