ریچارد براتیگان
| ریچارد گری براتیگان | |
|---|---|
![]() |
|
| زادروز | ۳۰ ژانویه ۱۹۳۵ تاکوما، ایالت واشنگتن |
| درگذشت | ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ بولیناس، شمال کالیفرنیا |
| ملیت | آمریکایی |
| پیشه | نویسنده، شاعر |
| همسر | ویرجینیا آدلر (۱۳ سال) آکیکو (۲ سال) |
| فرزندان | ایانت و لانته |
ریچارد گری براتیگان (به انگلیسی: Richard Brautigan) (۳۰ ژانویه ۱۹۳۵ - ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی. از او ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شده است. رمان صید قزل آلا در آمریکا اولین و شناخته شدهترین اثر اوست. وی عضو جنبش بیت بود. ریچارد براتیگان با تفنگ شکاری کالیبر ۴۴ خودکشی کرد.
محتویات |
زندگینامه [ویرایش]
کودکی [ویرایش]
ریچارد در سیام ژانویه ۱۹۳۵ در تاکوما واشنگتن به دنیا آمد.از دوران کودکی او اطلاعات زیادی در دسترس نیست اما ظاهراً دوران کودکی سختی را پشت سر گذشته است. پدرش پیش از به دنیا آمدن او، خانواده را ترک کرد و پس از آن که خبر درگذشت او را خواند، تازه متوجه شد پسری به نام ریچارد داشتهاست. خواهرش باربارا در بارهٔ دوران کودکی او میگوید:«او شبها را به نوشتن میگذراند و تمام روز را میخوابید. اطرافیان خیلی اذیتش میکردند و سر به سرش میگذاشتند. آنها هیچوقت نفهمیدند که نوشتههای او چهقدر برایش مهم هستند.»[۱]
جوانی [ویرایش]
در بیست سالگی شیشهٔ پاسگاه پلیس را با سنگ شکست و یک هفته در زندان گذراند و بعد به بیمارستان دولتی ارگون تحویل داده شد. به تشخیص پزشکان به دلیل ابتلا به جنون جوانی پارانوئیدی در بیمارستان تحت شوک درمانی و مراقبت ویژه قرار گرفت. پس از مرخص شدن از بیمارستان به سانفرانسیسکو رفت.
در ۱۹۵۶ سالی که براتیگان ۲۱ ساله به سانفرانسیسکو رفت دوران اوج جنبش بیت بود و نویسندگان و شاعران سرشناس این جنبش در این شهر فراوان یافت میشدند. افرادی مانند: جک کرواک، آلن گینزبرگ، رابرت کریلی، میکل میککلور، فیلیپ والن، گری اشنایدرو.. او تحت تأثیر جنبش بیت قرار گرفت؛ و نخستین مجموعه شعرش را در بیست و یک سالگی منتشر کرد و سال بعد در بیست و دو سالگی با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرده، سه سال بعد در ۲۵ مارس ۱۹۶۰ دخترش ایانت به دنیا آمد. تابستان سال بعد برای براتیگان نقطهٔ عطف محسوب میشود. در تابستان ۱۹۶۱ به همراه همسر و کودک خردسالش به آیداهو رفت و زندگی در چادر کنار رودخانههای پر از قزلآلای آنجا را تجربه کرد و رمان صید قزلآلا در آمریکا را نوشت. این رمان شش سال بعد در ۱۹۶۷ منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق بسر میبرد و حتا در تامین غذای روزانه دچار مشکل بود از نظر مالی نجات داد.
دوران اوج [ویرایش]
قبل از صید غزلآلا در آمریکا براتیگان چند مجموعه شعر منتشر کرد که یا به رایگان توزیع شد یا خود براتیگان در خیابان به فروش نسخههای آنها میپرداخت. رمان ژنرال متفقین، اهل بیگسور هر چند دومین رمان او محسوب میشود اما اولین رمان منتشر شدهای اوست. این رمان در سال ۱۹۶۴ منتشر شد و تنها ۷۴۳ نسخه از آن فروش رفت.
پس از موفقیت صید غزلآلا در آمریکا براتیگان دیگر هر کتابی میتوانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتا کتابی منتشر کرد با نام لطفا این کتاب را بکارید که شامل هشت شعر بود و به همراه هر شعر بستهای بذر، بستههای باز نشده این مجموعه الان نزد مجموعهدارن (کلکسیونرها) چندین هزار دلار خرید و فروش میشود.[۲] سه شعر از این اشعار با ترجمهٔ علیرضا بهنام در کتاب کلاه کافکا گزیدهٔ شعرهای ریچارد براتیگان در ایران منتشر شدهاست. البته بدون بذر.
براتیگان به سفارش جان لنون و پل مککارتنی، دوستاناش در گروه بیتلز، چند شعر و بخشهایی از رمانهایش را در نوار کاستی با عنوان گوش دادن به ریچارد براتیگان خواند و منتشر کرد. این نوار که همزمان با مجموعهٔ شعر کاشتنی براتیگان منتشر شده بود نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلاً شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش لانته خوانده شد.
در ۱۹۷۰ پس از سیزده سال زندگی زناشویی پرفراز و نشیب از همسرش ویرجینیا جدا شد و دو سال بعد به پاینکریک مونتانا رفت و تا هشت سال پس از آن در مجامع ظاهر نشد و حاضر به ایراد سخنرانی یا انجام مصاحبه نبود.
در ۱۲ مه ۱۹۷۶ برای اولین بار به ژاپن رفت. از کودکی با ژاپنیها بر سر بمباران بندر پرل هاربر مشکل داشت. عمویاش در آن حادثه ترکش خورد بود و هر چند یک سال بعد بر اثر حادثهای از بلندی سقوط کرد و مرده بود، اما ریچارد هفت ساله مرگ عمو را به حساب ژاپنیها نوشته بود و از آنان متنفر بود. سفر به ژاپن دیگاهاش نسبت به ژاپنیها را تغییر داد و شیقتهٔ فرهنگ ژاپنی شد تا آنچا که بارها به ژاپن سفر کرد و وطناش را سانفرانسیسکو، مونتانا و توکیو میدانست. او حتا با آکیکو که ژاپنی بود ازدواج کرد و این ازدواج دو سال دوام یافت.
براتیگان نویسندهای خاصی بود و تعلقاش به سبک یا جریان ادبی ویژه دشوار مینماید. «زیباییشناسی او ترکیبی از دستاوردهای سورئالیسم فرانسوی و تفکر ضدبورژوازی است که جان مایهٔ آثار هنری معاصرش را شکل داده و در عین حال در تضاد کامل با پدرسالاری قرار میگیرد.»[۳]
علیرضا طاهری عراقی مترجم مجموعهٔ داستان اتوبوس پیر در یادداشت مترجم مینویسد: «توصیف آثار براتیگان کار سادهای نیست. هیچ سبک و مکتب ادبی و سنت تاریخی را نمیتوان زادگاه یا مبنای شیوه خاص نویسندگی و شاعری او دانست. در مورد آثار نثرش حتی این مشکل وجود دارد که آیا آنها را باید در کدام گونهٔ ادبی جای داد؟ آیا رمانهایش را واقعا میتوان رمان نامید؟ آیا اصلاً در حوزهٔ ادبیات داستانی قرار میگیرد؟ شاید سادهتر این باشد که آن را سبک براتیگانی بخوانیم و بس. به هر حال به نظر میرسد که آثار براتیگان هم مثل خودش یتیماند.»[۴]
روان شناختی آثار [ویرایش]
نقاط اوج داستانهای براتیگان یکدست نیست و از این نظر به کنکاش بیشتری برای درک بهتر این آثار نیاز است. در رمان صید قزل آلا در آمریکا و نیز دیگر آثار براتیگان از جمله در مجموعه اشعار او تمایل درونی نویسنده به خودکشی منعکس شده است. آثار براتیگان از این نظر شباهت به آثار ویرجینیا وولف و ولادیمیر مایاکوفسکی دارد و خواستههای درونی نویسنده به خوبی از آنها مشخص است. به این دلیل خواننده آثار براتیگان خود را خارج از فضای آنها حس نمیکند چون براتیگان نویسندهای است که با چیره دستی و مهارت لازم از آثار خود برای ارتباط مستقیم با خواننده استفاده کرده است. شعر براتیگان را باید نمونه ی کاملی از شعر زمینی دانست.شعری که بدون نحمیل تئوری ها و فلسفه های ادبی مخاطبش را نرم و آرام تا پایان با خود شریک و همراه می کند.شعر براتیگان مانند داستان هایش هیچ پیش داوری را بر نمی تابد.
مرگ [ویرایش]
زندگی و مرگ او مانند آثارش بسیار پرفراز و نشیب و متفاوت و غیرمنتظره بود. او در فصل شکار همیشه به مونتانا میرفت و با دوستاناش به شکار میپرداخت هر چند او هیچوقت نمیتوانست به موجود زندهای شلیک کند و بیشتر ادای شکارچیان را در میآورد. در فصل شکار ۱۹۸۴، براتیگان به مونتانا نرفت. دوستاناش نگران شدند. امکان تماس با او وجود نداشت به همین دلیل پلیس شهر بولیناس در شمال کالیفرنیا که محل زندگی براتیگان بود را خبر کردند. در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴ پلیس در خانهٔ براتیگان را شکست و یک بطری مشروب و یک تفنگ کالیبر ۴۴ کنار جسدش پیدا کرد. بنابر اظهار نظر پزشکی قانونی: او «ایستاده رو به دریا پشت پنجره» به شقیقهاش شلیک کرده است.[۵]
آثار [ویرایش]
رمان [ویرایش]
- - صید قزل آلا در آمریکا
- - در قند هندوانه
- - اتوبوس پیر
- - در رؤیای بابل
- - پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد
- - ژنرال متفقین، اهل بیگسور
- - سقط جنین
- - یک زن بدبخت
- -هیولای هاوکلاین
داستان کوتاه [ویرایش]
- - انتقام چمن، در ایران: اتوبوس پیر و چند داستان دیگر
شعر [ویرایش]
- - پادشاهی دوم. (قلمرو دوم)
- - لطفا این کتاب را بکارید.
- - ۳۰ ژوئن، ۳۰ ژوئن
- - در لولا شده به فراموشی
در زبان فارسی [ویرایش]
داستان [ویرایش]
- - ۱۳۸۴ - صید قزلآلا در آمریکا، پیام یزدانجو، نشر چشمه.
- - ۱۳۸۴ - در قند هندوانه، مهدی نوید، نشر چشمه.
- - ۱۳۸۴ - اتوبوس پیر و چند داستان دیگر(دشمن چمن)، علیرضا طاهری عراقی، نشر مرکز.
- - ۱۳۸۵ - صید قزلآلا در آمریکا، هوشیار انصاری فرد، نشر نی.
- - ۱۳۸۶ - در رؤیای بابل، پیام یزدانجو، نشر چشمه.
- - ۱۳۸۷ - پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد، حسین نوشآذر، انتشارات مروارید.
- یک زن بدبخت
تک داستانها [ویرایش]
شعر [ویرایش]
- ۱۳۸۴ - کلاه کافکا، علیرضا بهنام، نشر چشمه.
- ۱۳۸۶ - دری لولا شده به فراموشی، یگانه وصالی، نشر چشمه.
- ۱۳۸۷ - خانهای جدید در آمریکا،محسن بوالحسنی و سینا کمال آبادی، نشر رسش.
- ۱۳۸۷ - لطفا این کتاب را بکارید، مهدی نوید، نشر رخداد نو.
نمونهای از ترجمه اشعار در فارسی [ویرایش]
| علیرضا بهنام | یگانه وصالی |
|---|---|
| کلاه کافکا | دری لولا شده به فراموشی |
| رنگ به جای شروع | رنگی برای آغاز |
| عشق را فراموش کن
میخواهم هلاک شوم در گیسوان زردت[۶] |
عشق را فراموش کن
میخواهم در گیسوان زرد تو بمیرم.[۷] |
نمونهای از ترجمه صید قرلآلا در آمریکا [ویرایش]
| پیام یزادنجو | هوشیار انصاریفر |
|---|---|
| ۱۳۸۴ | ۱۳۸۵ |
| درآمد فصل مایونز | پیشدرآمدی به فصل مایونز |
| «اسکیموها همهٔ عمرشان را بین یخها سر میکنند اما هیچ تکواژهای برای یخ ندارند»- یک میلیون سال نخست انسان، نوشتهٔ ام.اف. اشلی مونتگیو.[۸] | «اسکیموها تمام عمر خود را میان یخ به سر میبرند، اما حتا یک واژه هم برای یخ ندارند»- بشر: یک میلیون سال ابتدای حیاتش نوشتهٔ م.ف. اشلی مانتگیو.[۹] |
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- براتیگان، ریچارد. دری لولا شده به فراموشی. ترجمهٔ یگانه وصالی فلاح. تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۶. ۹. ISBN 964-362-343-2.
- براتیگان، ریچارد. کلاه کافکا. ترجمهٔ علیرضا بهنام. تهران: نشر مشکی، ۱۳۸۴ه.خ. ISBN 964-362-218-5.
- بهنام، علیرضا. «یادداشت مترجم». براتیگان، ریچارد. در کلاه کافکا. ترجمهٔ علیرضا بهنام. تهران: نشر مشکی، ۱۳۸۴ه.خ. ISBN 964-362-218-5.
- پورترفیلد، ریچارد. «باشه، اسمش رو بذار زندگی!». ریچارد براتیگان. در خانهای جدید در آمریکا. ترجمهٔ محسن بوالحسنی، سینا کمالآبادی. اهواز: نشر رسش، ۱۳۸۷. ۱۷-۲۲. ISBN 964-8049-25-1.
- طاهری عراقی، علیرضا. «یادداشت مترجم». براتیگان، ریچارد. در اتوبوس پیر و داستانهای دیگر. ترجمهٔ علیرضا طاهری عراقی. تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۴. ISBN 964-305-806-9.
- ملکمحمدی، نیما. «ریچارد براتیگان». ناباکوف و دیگران. در باغ تروتسکی، مجموعه داستانهایی از نویسندگان جهان. ترجمهٔ نیما ملکمحمدی. تهران: اندیشهسازان، ۱۳۸۳. ۵۱. ISBN 964-352-182-6.
- وصالی فلاح، یگانه. «مقدمه». در دری لولا شده به فراموشی. تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۶. ۹. ISBN 964-362-343-2.
جستارهای وابسته [ویرایش]
پیوند به بیرون [ویرایش]
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به ریچارد براتیگان در ویکیگفتاورد موجود است. |
- مجموعهای از شعرهای ریچارد براتیگان
- وبگاه ریچارد براتیگان با مجموعهای از آثارش
- آلبوم جلد کتابهای براتیگان در وبگاه فلیکر
- براتیگان همان براتیگن است، گفتوگو با مهدی نوید دربارهٔ ریچارد براتیگان، حسین جاوید، سایت ماندگار.
- مروری بر آثار داستانی ترجمهشدهٔ ریچارد براتیگان
|
