نصیرالدین همایون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نصیرالدین همایون
دومین پادشاه گورکانیان
Painting of Humayun, c. 1700.jpg
پس از بابر
پیش از اکبرشاه
همسر حمیده بانو بیگم
نام کامل
-
پدر بابر
زادروز ۶ مارس ۱۵۰۸(۱۵۰۸-03-0۶)
کابل،
مرگ ۲۲ فوریه ۱۵۵۶ میلادی (۴۷ سال)
دهلی،
خاک‌سپاری دهلی

نصیرالدین همایون (۶ مارس ۱۵۰۸ - ۲۲ فوریه ۱۵۵۶ م) دومین پادشاه امپراتوری مغولی هند یا گورکانیان بود که به سال ۱۵۰۸ میلادی در کابل متولد شد.

وی فرزند مؤسس این سلسله ظهیرالدین محمد بابر (۱۴۸۳ – ۱۵۳۰ م) و پدر بزرگترین امپراتور گورکانی جلال الدین محمد اکبر (۱۵۴۲–۱۶۰۵م) بود.

فرمانروایی[ویرایش]

همایون از سال ۱۵۳۰ تا ۱۵۴۰ بر بخش وسیعی شامل افغانستان و پاکستان امروزی و شمال هند سلطنت کرد اما پس از آن به مدت پانزده سال این حکمرانی توسط سلطان افغان شیرشاه سوری (۱۴۸۶ – ۱۵۴۵) دچار وقفه شد.

رقابت میان همایون و برادرش کامران‌میرزا، سبب شد تا همایون ضعیف شود و طولی نکشید که شیرشاه و بهادرشاه آماده حمله به همایون شدند. لشکر همایون و شیرشاه در سال ۹۴۵ قمری/۱۵۳۹ میلادی در «بگزار» درگیر گشتند. همایون با لشکر ضعیف خود، ترسیده بود و نمی‌خواست وارد جنگ شود و ترجیح داد که با شیرشاه از در صلح وارد شود و حکومت بیهار و بنگال را واگذار کند که یک‌باره افغان‌ها از پشت بر سر لشکر همایون ریختند. گورکانی‌ها چون غافل‌گیر شده بودند، بنای فرار گذاشتند. خیلی از لشکریان سپاه هند یا همایون در رودخانه گنجیز غرق شدند، ولی همایون توانست جان سالم ببرد و شیرشاه به منزله یک قهرمان افغانی به شمار آمد.[۱]

همایون دوباره آماده جنگ گشت و در سال ۹۴۷ قمری/۱۵۴۰ میلادی در «قنوج» با سپاه شیرشاه درگیر شد و دوباره شکست خورد و برای نجات جان خویش، مجبور گردید تا تاج‌وتخت را به حریف فاتح خود واگذار نماید؛ ولی چون برادرش کامران او را به قلمرو خویش پناه نمی‌داد، به طرف سند گریخت و پس از آن راهی ایران گشت.[۲]

او مدتی را در ایران سپری کرد و به دربار شاه تهماسب اول (۳ مارس ۱۵۱۴-۱۵۷۶) پناهنده شد و پس از پانزده سال به کمک شاه تهماسب تاج و تخت خود را باز پس گرفت و دوباره از سال ۱۵۵۵ تا ۱۵۵۶ حکومت کرد. همایون در سال ۱۵۵۶ پس از چند ماه بازگشت از تبعید و پناهندگی طولانی به دربار صفوی به طور ناگهانی و بر اثر سقوط از پلکان کتابخانه خود در دهلی درگذشت.

اقامت در ایران[ویرایش]

همایون طی اقامت طولانی خود در ایران با آداب، سنن و فرهنگ ایرانی بیش از پیش آشنا شد و هنگام بازگشت همراه خود تعداد زیادی از هنرمندان و سیاست‌مداران ایرانی را به دربار هند آورد. به این ترتیب سلسه گورکانیان هند که از پیش ریشه‌های ایرانی داشت، بیش از پیش تحت نفوذ فرهنگ ایرانی قرار گرفت و تاثیر فرهنگ ایرانی در شبه قاره هند گسترده‌تر شد.

همایون در سال ۹۵۱ ه‍. ق به ایران آمد و در تبریز به حضور شاه تهماسب صفوی رسید.

حمایت از هنرمندان[ویرایش]

نگاره همایون در حضور شاه طهماسب صفوی بر دیوار کاخ چهل‌ستون

در آن زمان شهر تبریز مکتب پرآوازه‌ای داشت که به سرپرستی استاد کمال‌الدین بهزاد و جمعی دیگر از هنرمندان کانون طراز اول هنر دوران به شمار می‌رفت. در ملاقات پایانی و در دیدار خداحافظی که در شهر میانه صورت گرفت، همایون از پادشاه ایران درخواست کرد که به بعضی از هنرمندان رخصت داده شود، برای اشاعه هنر ایرانی و همکاری و آموزش به هنرمندان هندی به آن دیار عزیمت نمایند و در صورت امکان در این کار تسریع گشته و هنرمندان در معیت خود همایون به هندوستان بروند. شاه تهماسب از آنجایی که ماخوذ به حیا شده بود تقاضای همایون را پذیرفت و رخصت سفر هنرمندان صادر گردید اما به بعضی هنرمندان همچون میر سید علی و عبدالصمد مصور شیرازی، که بعدها ملقب به شیرین قلم شد، صراحتاً این اجازه داده نشد.

این هنرمندان که رسماً از طرف پادشاه هندی به آن دیار دعوت شده بودند و از علاقه و محبت زایدالوصف همایون مطلع بودند. بعدها در سال ۹۵۵ ه‍. ق بدون اجازه شاه، خود را با مرارت بسیار به قندهار رساندند تا به دربار همایون نزدیک‌تر باشند. با توجه به گرفتاری همایون در جنگ با دشمنانش، نخست هنرمندان موفق به دیدار همایون نشدند و در قندهار بلاتکلیف باقی‌ماندند تا در سال ۹۵۶ همایون فراغتی یافت و آنان را به کابل دعوت کرده و به حضور پذیرفت.

همایون در کابل مقدم هنرمندان ایرانی را گرامی داشت و دستور داد کارگاه‌های مجهز و کاملی در اختیار آنان قرار گیرد و ایشان را به سرپرستی هنرمندان هندی گمارد. به این ترتیب مکتب معروف هندی-ایرانی شکل گرفت و پس از پنج سال به داخل هند وارد گشت.

در هندوستان همایون کتابخانه‌ای در محوطه قلعه کهنه دهلی برپا نمود که استادان ایرانی با همکاری هنرمندان هندی به خلق آثار بدیع بپردازند. در دربار هند برخی هنرمندان همچون عبدالصمد مصور شیرین قلم همچون وزرا و شاهزادگان درباری در مجلس پادشاهی صاحب اعتبار بوده و حق مجالست و مصاحبت با پادشاه را داشته‌اند.

همایون اغلب از این کتابخانه بازدید می‌کرد و موجبات تشویق هنرمندان رافراهم می‌نمود. او به‌طور ناگهانی از پلکان همین کتابخانه سقوط کرد و درگذشت. پس از او پسرش اکبرشاه راهش را تداوم بخشید و به تعالی هنر و نقاشی ایرانی همت گمارد.[۳]

از این رو تعداد زیادی از هنرمندان نقاش، خوشنویس، تذهیب کار، صحاف و ... همراه همایون به هندوستان مهاجرت کردند و بخشی از هنر و فرهنگ ایرانی در آن دیار شکل گرفت.

آرامگاه همایون[ویرایش]

آرامگاه همایون اولین باغ ساخته شده به سبک ایرانی در شبه قاره در این آرامگاه ساخته شد
نوشتار اصلی: آرامگاه همایون

آرامگاه همایون با شکوه تمام در دهلی واقع است. این آرامگاه به دستور همسر وی حمیده بانو بیگم که در ایران با معماری ایرانی آشنا شده بود، طی هشت سال ساخته شد. ساخت این بنا یک سال پس از مرگ همایون آغاز و در سال ۱۵۶۵ پایان یافت. این مقبره با الهام از مقابر ایرانی و فضای چهار باغ یا باغ جنت ساخته شده که اولین باغ به این سبک در هندوستان به شمار می‌رود. معماران این باغ سید محمد بن میرک غیاث الدین و پدر وی میرک غیاث الدین بودند که از هرات که در آن زمان از شهرهای ایران محسوب می‌شد به دهلی آورده شده بودند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. علی شاه رضوی، سید هدایت: تاریخ سیاسی اجتماعی بابریان هندوستان. در: مجله «سخن تاریخ». تابستان ۱۳۸۷ - شماره ۳. (از صفحه ۷۴ تا ۹۳).
  2. علی شاه رضوی، سید هدایت: تاریخ سیاسی اجتماعی بابریان هندوستان. در: مجله «سخن تاریخ». تابستان ۱۳۸۷ - شماره ۳. (از صفحه ۷۴ تا ۹۳).
  3. کریم زاده تبریزی

منابع[ویرایش]

  • کریم زاده تبریزی، محمدعلی - احوال و آثار نقاشان قدیم ایران - انتشارات مستوفی - تهران ۱۳۷۶ شابک:۲-۰۱-۶۵۳۲-۹۶۴ صفحات ۱۷۴ و ۳۳۰-۳۳۱
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Humayun»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ می۲۰۰۸).