پرش به محتوا

استرآباد

مختصات: ۳۶°۵۰′۳۱″شمالی ۵۴°۲۶′۰۰″شرقی / ۳۶٫۸۴۱۹°شمالی ۵۴٫۴۳۳۳°شرقی / 36.8419; 54.4333
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از پیشینه گرگان)
استرآباد (شهر قدیم گرگان)
ناماسترآباد (شهر قدیم گرگان)
کشورایران
استاناستان گلستان
شهرستانگرگان
اطلاعات اثر
کاربریشهر تاریخی
اطلاعات ثبتی
شمارهٔ ثبت۴۱
تاریخ ثبت ملی۲۴ شهریور ۱۳۱۰
اطلاعات بازدید
امکان بازدیددارد
Map
استرآباد در ایران واقع شده
استرآباد
استرآباد
مکان در ایران


اَستَرآباد نام تاریخی شهر کنونی گرگان است که هستهٔ اصلی و بافت کهن این شهر را شکل می‌دهد. این محدوده شامل بخش‌هایی از بافت تاریخی گرگان است که پیشینهٔ آن به دوران‌های مختلف پس از اسلام بازمی‌گردد و در سال ۱۳۱۰ خورشیدی با شمارهٔ ثبت ۴۱ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.[۱]

شهر گرگان تا سال ۱۳۱۶ خورشیدی با نام «استرآباد» شناخته می‌شد. در منابع تاریخیِ قرون وسطی، نام «گرگان» عمدتاً به شهر باستانی گرگان در شرق این منطقه اطلاق می‌شد؛ اما در دورهٔ رضاشاه، نام گرگان به شهر استرآباد انتقال یافت و از آن پس به‌عنوان نام رسمی شهر به‌کار رفت.

استرآباد در طول تاریخ، به‌واسطهٔ موقعیت جغرافیایی خود در مرز طبرستان، مازندران و گرگان تاریخی، نقشی اداری، نظامی و اقتصادی ایفا کرده و در دوره‌های مختلف بخشی از تحولات سیاسی شمال ایران بوده است.

وجه تسمیه

[ویرایش]

نام «استرآباد» در منابع تاریخی با صورت‌هایی چون «استارآباد»، «ستارآباد» و «استراباد» نیز آمده است. دربارهٔ ریشهٔ این نام دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. برخی آن را به معنای چراگاه استرها و اسب‌ها دانسته‌اند، در حالی که گروهی دیگر آن را ترکیبی از «استر» (ستاره) و «آباد» تفسیر کرده‌اند. در برخی روایت‌های تاریخی نیز، نام شهر به استر، همسر خشایارشا، نسبت داده شده است.[۲]

موقعیت جغرافیایی

[ویرایش]

یاقوت حموی در معجم‌البلدان، استرآباد را شهری بزرگ از اعمال طبرستان و واقع در اقلیم پنجم معرفی می‌کند.[۳] مهلبی نیز در تقویم‌البلدان، استرآباد را در مرز طبرستان دانسته و فاصلهٔ آن تا آمل را ۳۹ فرسنگ ذکر کرده است.[۴]

به گفتهٔ ظهیرالدین مرعشی، سرزمین طبرستان در گذشته شامل دو ولایت گرگان و مازندران بوده و استرآباد در ناحیهٔ مرزی این دو قرار داشته است.[۵]

تاریخ

[ویرایش]

پیشااسلامی

[ویرایش]

از دورهٔ پیشااسلامی استرآباد آثار اندکی بر جای مانده است. مهم‌ترین نشانۀ این دوره، تپهٔ تاریخی «قلعهٔ خندان» در مرکز گرگان امروزی است که برخی پژوهش‌ها قدمت آن را به چند هزار سال پیش نسبت داده‌اند.[۶]

از ورود اسلام تا پایان صفویان

[ویرایش]

نخستین اشاره‌های مکتوب به استرآباد به سده‌های نخستین اسلامی بازمی‌گردد. در دورهٔ طاهریان، این شهر بخشی از ایالت طبرستان بود و به‌عنوان پایگاه نظامی در برابر علویان اهمیت داشت. در دورهٔ صفوی، استرآباد جایگاه اداری مهمی یافت و در عین حال، ناآرامی‌هایی ناشی از تحرک قبایل ترکمن در منطقه گزارش شده است.[۲]

از افشاریه تا دورهٔ معاصر

[ویرایش]

پس از سقوط اصفهان به دست افغان‌ها، استرآباد مدتی به تصرف روسیه درآمد، اما در دورهٔ نادرشاه دوباره به قلمرو ایران بازگشت. در دورهٔ قاجار و سپس پهلوی، شهر به‌تدریج گسترش یافت و با تغییر نام به گرگان، وارد مرحله‌ای جدید از تاریخ شهری خود شد.

مذهب

[ویرایش]

با توجه به پیشینهٔ زرتشتی و مقاومت‌های محلی، فرایند اسلامی‌شدن استرآباد تدریجی بود. در دوره‌های بعد، مذهب شیعه در این منطقه تثبیت شد. برخی منابع از وجود اسقف‌نشین مسیحی در گرگان طی سده‌های نخست میلادی یاد کرده‌اند، هرچند اطلاعات دقیقی از چگونگی افول مسیحیت نسطوری در این ناحیه در دست نیست.[۷]

ابنیهٔ تاریخی

[ویرایش]

منابع جغرافیایی قرون وسطی بیش از آنکه به بناهای استرآباد بپردازند، به آب‌وهوای مساعد و محصولات کشاورزی آن اشاره کرده‌اند. به نوشتهٔ مقدسی، ارگ استرآباد در قرن چهارم هجری تخریب شد. مسجد جامع استرآباد از مهم‌ترین بناهای تاریخی شهر است که مناره‌ای آجری با کتیبه‌هایی متعلق به قرن ششم هجری دارد. بر پایهٔ کتیبه‌های موجود، این مسجد در دورهٔ صفوی تکمیل و در عصر افشاریه مرمت شده است.[۸]

نگارخانه

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. «سازمان میراث فرهنگی و صنایع‌دستی و گردشگری». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۸.
  2. 1 2 «استراباد». مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  3. ستوده، شهرهای ایران، ۲: ۳۰۹.
  4. ستوده، شهرهای ایران، ۲: ۳۰۸.
  5. کیا، شاهنامه و مازندران، ۲۸–۲۹.
  6. «تاریخ و مشاهیر گرگان». شهرداری گرگان.
  7. Bosworth, “Astarābād”, Iranica.
  8. Bosworth, “Astarābād”, Iranica.

منابع

[ویرایش]
  • Encyclopaedia Iranica, Astarābād
  • منوچهر ستوده، شهرهای ایران
  • مسیح ذبیحی، استرآبادنامه