پرش به محتوا

میر شمس‌الدین ادیب‌سلطانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
میرشمس‌الدّین اَدیب‌سلطانی
میرشمس‌الدّین ادیب‌سلطانی
اَدیب‌سلطانی در ۱۳۸۹
زادهٔ۲۱ اردیبهشت ۱۳۱۰
درگذشت۲۰ مهر ۱۴۰۲ (۹۲ سال)
تهران، ایران
تحصیلاتدکترای پزشکی
محل تحصیلدانشگاه تهران
پیشه‌ها
  • فیلسوف
  • مترجم
  • ویراستار
  • زبانشناس
  • نقاش
  • ریاضیدان
  • پژوهشگر
  • روانپزشک
شناخته‌شده
برای
تألیف و ترجمه‌ی ادبی-فلسفی
آثار برجستهراهنمای آماده‌ ساختن کتاب
والدین
خانوادهدو برادر: شریف (میرشریف) اَدیب‌سلطانی و شهاب (میرمهدی) اَدیب‌سلطانی، یک خواهر: ممتاز ادیب‌سلطانی

میرشمس‌الدّین اَدیب‌سلطانی (۲۱ اردیبهشت ۱۳۱۰ – ۲۰ مهر ۱۴۰۲) پزشک، مترجم، نویسنده و فلسفه‌پژوه ایرانی بود.[۲] او مترجم منطق ارسطو، سنجش خرد ناب کانت، رسالهٔ منطقی-فلسفی ویتگنشتاین و همچنین برخی از نوشتارهای دیگر به زبان فارسی و نویسنده‌ی چند کار-نوشته‌ی فارسی و انگلیسی بود.

زندگانی

[ویرایش]

میرشمس‌الدّین ادیب‌سلطانی، چهارمین فرزند زین‌العابدین ادیب‌سلطانی و بتول آغا، در خانواده‌ای نامی، ادبمند و شعردان، در سال ۱۳۱۰ و در محلّه‌ی قلمستان تهران زاده شد.[۳] در دانشنامهٔ دانش‌گستر آمده که او در بروجرد زاده شده‌ است.[۱] پدر و مادرش از روی مهرشان به خواجه شمس‌الدین حافظِ شیرازی، او را «میرشمس‌الدین» نامیدند. بخاطر کار پدر، دوره‌ی کودکی او تا پیش از آغاز دبستان در بروجرد، سنندج و زنجان سپری شد.[۴] زبان فرانسه‌ای را در کودکی با کتابی دسته‌دوم بنام فرانسه بدون معلم آموخت، و زبان انگلیسی را از رادیو-بی‌بی‌سی فرا گرفت. او در سال ۱۳۲۲ به دبیرستان رفت و در همین روزگاران نیز، به سازْمانِ جوانانِ حزب توده‌ی ایران پیوست.[۳] به‌گفته‌ی برادرش، او در این زمان کتابهای لنین و استالین که زمان شوروی به ایران می‌آمده و این کشور را می‌ستوده را میخواند. او همچنین کتابهای مارکس و انگلس را میخواند.[۳]

او پس از پایان شش سال دبیرستان در سال ۱۳۲۸، به دانشکده‌ی طب دانشگاه تهران رفت، و دکترای پزشکی خود را از دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه تهران دریافت. در روز هشت آبان ۱۳۳۰، میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی در همراهی با برخی از دانشجویان، در جلسه‌ی هفتگی شورای دانشگاه، با مسدودگری راههای ارتباطی به این جلسه، بیان کردند که تا زمانی که اعضا خواسته‌های دانشجویان را به‌ رسمیت نشناسند، جلوی هرگونه خروج آنها را میگیرند. پس از این واقعه برخی از دانشجویان توده‌ای‌ی گروگانگیر، از دانشگاه اخراج شدند؛ ولی ادیب‌سلطانی اخراج نشد. در سال ۱۳۳۰ به‌ناگهان به هند رفت. پس از چندی، برای پیشبرد دانشجویی‌اش در زمینه‌ی روان‌پزشکیِ بالینی و پژوهشهای شیمی‌ی زیستی (بیوشیمی)، به شهر وین رفت. او پس از گذراندن چندین دوره‌ی دانشجویانه در آنجا، دستیار استاد هافمن، یکی از نامدارترین روانپزشکان آن زمانه شد. او در سال ۱۳۴۰ برای دیدار خانواده به ایران بازگشت، ولی پس از آن دیگر به دانشگاه وین نرفت؛ از این رو، روان‌پزشکی-جویی‌اش را نیمه‌کاره رها کرد و رهسپار لندن شد.[۳] پس از چندی زندگی‌ی فرهنگی در لندن، به تهران بازگشت. ولی اینبار از حزب توده دور گشت. میرشمس‌الدین سپس به آموزش زبان انگلیسی در بریتیش کانسل تهران روی آورد. به‌خلاف روش مشخص آموزگاری در این بنیاد، میرشمس‌الدین بر پایه‌ی روش ویژه‌ی خود می‌آموزید، و چه‌بسا گاهی خُرده‌هایی از کتابهای درسی‌ی انگلیسی‌ی واردشده میگرفت، که به کام مدیرانِ بنیاد خوش نمی‌آمد. در سال ۱۳۴۶ به‌پیشنهاد کریم امامی، سرویراستار کتابهای نادرسی در بنیاد انتشارات فرانکلین تهران شد. در این دوران کم‌کم پرسشهایش پیرامون چگونگی‌ی جایگزینی‌ی اصطلاحاتِ مناسب به زبان فارسی در ذهن او پا گرفت؛ پرسشی که تا پایان زندگی‌اش همراهش بود. با کار بر روی واژگان، نگرش او به خط و شیوه‌ی نگارشِ فارسی کشیده شد. دو کار-نوشته‌ی درآمدی بر چگونگی شیوهٔ خط فارسی و راهنمای آماده‌ساختن کتاب، هر دو دست‌رنج این زمانه هستند. در سال ۱۳۵۶ از انتشارات فرانکلین بیرون آمد و ترجمه‌‌ی ادبیات و فلسفه را آغاز نمود.[۳]

با این‌همه، اطّلاعات اندکی از زندگانی‌ او در دست است.[۵][۶] وی به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، یونانی باستان، عربی، ایتالیایی، روسی، عبری، ارمنی، لاتین، پارتی، اوستایی، پارسی میانه و پارسی باستان چیره بود.[۵]

میرمهدی برادر بزرگش معمار، دیگر برادرش شریف از اقتصاددانان نامدار، و یگانه خواهرش ممتاز، پزشکِ داروساز بود. از مادر میرشمس‌الدین بتول‌آغا، دو دیوان شعر چاپ شده‌است.[۴]

وی در ۲۰ مهر ۱۴۰۲ در تهران درگذشت.[۷] پیکر او در ۲۴ مهر در دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران تشییع و در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا به خاک سپرده‌شد.[۸]

رویکرد زبانی

[ویرایش]

ادیب‌سلطانی کارهای ترجمه‌ایک را یکسره از زبان خاستگاه به فارسی برمی‌گرداند. نمیتوان روش او در ترجمه و نوشتار را سره‌نویسی ناب دانست؛ زیرا وامواژگان بسیاری در کارهایش به‌نگر می‌آید. یکی از رویکردهای او در ترجمه و برابرسازی برایِ واژگان، روش شکستن واژگان زبانهای اروپایی از دید تک‌واژشناسی و چسباندن برابرهای آن تکواژه‌ها در زبان فارسی نو، میانه و باستانی به یکدیگر است.[نیازمند منبع] گرچه همچنان مردم و خوانندگان، کار-نوشته‌هایش را به‌کارگیری‌های گسترده از واژگان فارسی میشناسند. این رویکرد وی او را یکی از نخستین کسانی کرد که به زبانی فارسی‌تبارگرا و به‌ویژه در این گسترگی، به تألیف و ترجمه‌ی کارهای ادبی-فلسفی پرداخت. میتوان او را از برجسته‌ترین اندیشمندان پارسیگرا و سره‌گرا دانست که در کنار کسانی چون محمد حیدری ملایری جزو شخصیت‌های مرجع در میان سره‌گرایان شناخته میشوند. یکی از هدفها و خواستهای وی، بازسازی‌ی توانهای زبان فارسی برای نوگردانی‌ی اندیشه‌ی ایرانی و پارسی، و نیز همکنش با جهان انديشه بود. ادیب‌سلطانی باور داشت که برای برزیستن زبان پارسی در جهان دانش و فنّاوری، چاره‌ای نیست جز بکارگیری از همه‌ی توان زبان فارسی، همخانواده‌هایش مانند اوستایی، نیاکانش مانند پارسی باستانی و نیز پارسی میانه.[نیازمند منبع] اینگونه روش ترجمه از سوی برخی تشویق گشته و برخی دیگر آن را نقد کرده‌اند.[۹][۱۰] منتقدان نوشتارهای ترجمه‌ایک-فلسفی او، باور دارند که ادیب‌سلطانی در ترجمه‌ی این آثار شیوه‌ی نوشتار سختخوانی را بکار برده‌است، و به «زبانسازی یا اختراع زبانی» دست زده‌است.[۱۱] منتقدان ترجمه‌های او، کار-نوشته‌هایش را «وفادار به متن ولی سخت‌فهم» مینامند.[۱۲]

تألیفها

[ویرایش]

ترجمه‌ها

[ویرایش]


پاسداشت

[ویرایش]

غلامرضا زکیانی دانشیار فلسفه‌ی دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه علامه طباطبائی، در پاسداشت وی کتابی را بنام فرزانه‌‌ی خلوت‌گزین گردآوری کرده است. پس از درگذشت وی، شاگردان و هواخواهان ايشان در آیینهای تدفين و بزرگداشت او، از برخی زمینه‌های دانش و منش او نام بردند. پس از آیین چهلم، برآن شدند تا آن سخنرانیها نوشته و ساماندهی شوند. از اینرو نگارنده‌ی نامبرده، هم از سخنرانان آن آیین و هم از ديگر استادهایی که کامیابی حضور يا سخنرانی نداشته‌اند خواسته، تا خاطرات منشپایه و يادداشتهای دانشیک خود را برای گردآوری در يک گردآیه‌ به وی بسپارند. سرانجام این کار پس از چندگاهی گفت‌وگو و درخواست پیوسته، این کتاب شد. اين گردآیه از دو قسمت تشکيل شده است: در بخش نخست این کتاب، نوشتارهایی یاد شده‌اند که يا یکراست به خود دکتر اديب و کار-نوشتگان ايشان وابسته است، يا در یکی از آیینهای خاکسپاری يا بزرگداشت ايشان برآمده است. بخش دوم دارای نوشتارهای کسانی است که یکراست به خود وی پیونددار نبودند؛ ولی به پاس وی به این گردآیه پیشکش گشته‌ شدند.[۱۳]

پانویس

[ویرایش]
  1. 1 2 رامین، علی؛ فانی، کامران؛ سادات، محمدعلی, ویراستاران (۱۳۸۹). «میر شمس‌الدین ادیب سلطانی». دانشنامه دانش‌گستر. ج. ۲. تهران: مؤسسه دانش‌گستر. ص. ۱۲۳. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۵۳۴-۰۰-۹.
  2. «ادیب سلطانی، مترجم پیشکسوت فلسفه، درگذشت». رادیو فردا. ۲۰ مهر ۱۴۰۲. دریافت‌شده در ۲۰ مهر ۱۴۰۲.
  3. 1 2 3 4 5 ماهنامه‌ی اندیشه‌ی پویا، سال پنجم، شماره ۳۸، مهر و آبان ۱۳۹۵
  4. 1 2 اندیشهٔ پویا، شمارهٔ ۴۸، مهر و آبان ۱۳۹۵، صفحهٔ ۴۲.
  5. 1 2 اکبری، علی. اندیشه‌های آقای مترجم: درآمدی بر سبک ترجمهٔ دکتر میر شمس‌الدّین ادیب‌سلطانی بایگانی‌شده در ۲۰۱۱-۰۷-۰۷ توسط Wayback Machine. گروه مجلات همشهری، ۱۹ بهمن ۱۳۸۹.
  6. «همشهری آنلاین». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ آوریل ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۱ آوریل ۲۰۰۹.
  7. «میرشمس‌الدین ادیب سلطانی درگذشت». ایسنا. ۲۰ مهر ۱۴۰۲. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳.
  8. «وداع با مردی که از نوادر روزگار بود». ایسنا. ۲۴ مهر ۱۴۰۲. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳.
  9. گزارش مهر از نشست «ویتگنشتاین در ایران
  10. درباره‌ی هملت با برگردان اَدیب‌سلطانی
  11. پرهام، باقر. باهم‌نگری و یکتانگری. مجموعه مقالات، انتشارات آگاه، ۱۳۷۸، ص. ۴۰۷.
  12. کلانتری، عبدی. میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی و مسئلهٔ چپ. رادیو زمانه، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰.
  13. https://hamysheh.com/Products/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%84%D9%88%D8%AA-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86-(%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A8-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C)-311920

منبعها

[ویرایش]