زبان پاک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
زبان پاک
نویسنده احمد کسروی
تاریخ نشر ۱۳۲۲ خورشیدی
موضوع پیرایش، آرایش و توانمند سازی زبان پارسی
زبان فارسی

زبان پاک، ویرایشی از زبان پارسی است که احمد کسروی برای پالایش زبان از دشواری ها و کمبود های کنونی این زبان و هرچه توانمندتر کردن آن به سال ۱۳۲۲ (در کتابی با همین نام) نمایاند.[۱][۲]

ایده اصلی[ویرایش]

اندیشه آغازین طرح این زبان، درپی آشنایی کسروی با زبان جهانیِ اسپرانتو پدید آمد. وی با الهام از اصول واژه‌سازی و دستوریِ اسپرانتو، دست به ویرایش زبان پارسی زد. کسروی در این زمینه میگوید:[۳]

اگر شنیده‌اید دکتر زامنهوف زبانی به نام اسپرانتو از روی قاعده‌های دانشی ساخته که آسانی آن شگفت‌آور است، ما در آراستن فارسی همان قاعده‌ها را بدیده گرفته‌ایم و این زبان را بسیار آسان خواهیم گرداند.

از آرمان های بنیادین کسروی از شروع ویرایش زبان پارسی به این شکل، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  • آسان سازی زبان پارسی آنچنان که نوآموزان این زبان بتوانند به سادگی آن را بیاموزند.
  • روا گردانیدن قاعده های زبان.
  • بسامان کردن زبان و توانا کردن زبان در ساخت واژگان با نمایش پسوند ها و پیشوند های شایسته
  • پیراستن زبان پارسی از واژگان بیگانه و بهبود بکارگیری کارواژگان ( چون حذف کارواژگان یاور، برای نمونه بکارگیری کارواژه (( درخواست )) به جای (( درخواست کرد )) ).
  • بکارگیری درست و به جای زبان و از میان برداشتن بکارگیری نادرست واژگان، زاب ها ( صفت ها ) و کارواژگان ( برای نمونه استفاده نادرست (( نگارش )) به معنای نوشتن ).
  • ساخت و پراکندن واژگان جدیدی که برابر پارسی درستی ندارند ( برای نمونه بکارگیری واژه (( شلپ )) به عنوان همسنگ (( شیرین )) که در واقع به معنای ساخته شده از شیر است. ).
  • دگرگونی دبیره پارسی به لاتین

بخش‌های کتاب[ویرایش]

آکهای زبان[ویرایش]

کسروی در گفتار یکم از کتاب زبان پاک به بررسی آکهای (عیوب) زبان فارسی می‌پردازد؛ از آن جمله می‌توان به درآمیختگی با کلمه‌های بیگانه، دوریشگی در کارواژه‌ها (افعالفزونی بی‌جای کارواژه‌های یاور (افعال کمکیناروان بودن قاعده‌ها، گذرا و ناگذرا بودن برخی ریشه‌ها، بجای کننده آمدن کرده شده ها، بیمعنی گردیدن برخی واژه ها، از دست دادن واژه ها معنی های خود را، درهم بودن زاب‌ها (صفت‌ها) و به‌هم‌خوردن کارواژه‌ها اشاره داشت.[۴]

گونه‌های کارواژه‌ها[ویرایش]

گفتار دوم کتاب به برجسته‌سازی ضعف زبان فارسی در بیان انواع افعال از نظر زمانی می‌پردازد. بر طبق نظر کسروی:

اینست کارواژهٔ در هر زبانی رگِ سهندهٔ جمله‌ها به‌شمار می‌آید.

کسروی عنوان می‌دارد که افعال زبان فارسی در گذشته بیش از بیست نوع زمان داشته که به سبب گزندی که بدان وارد آمده، اکنون دچار انحطاط شده‌است. وی با طرح این موضوع و قیاسی که با زبان‌های اروپایی ارائه می‌دهد، به احیا و ترمیم این کارواژه‌ها می‌پردازد. حاصل در ۱۳ گونه گذشته، ۳ گونه اکنون (حال) و ۳ گونه فرمایش (امری) عنوان شده‌است.[۵]

معنی‌های نزدیکی که به‌هم آمیخته[ویرایش]

یکی دیگر از آشفتگی‌های زبان فارسی که مدنظر کسروی بوده‌است، چندمعنایی بودن برخی واژه‌ها و چندواژگی برای یک معنی می‌باشد که به عقیم و گنگ شدن زبان انجامیده‌است. کسروی در گفتار سوم از این کتاب، به بازگرداندن این واژگان در معانی صحیح‌ترِ خود همت گمارده‌است.

پسوندها و پیشوندها[ویرایش]

کسروی در گفتار چهارم کتاب خویش، با هدف پهناورسازی گسترهٔ واژگانی زبان فارسی، اقدام به احیای آوندهای دستوریِ کهن زبان فارسی می‌کند و مواردی را نیز به‌صورت ابداعی بدان می‌افزاید.

واژه‌های نوینی که به‌کار می‌بریم[ویرایش]

گفتار پنجم این کتاب به ارائه و بیان مجموعه‌ای از واژه‌های فراساخته براساس نظام دستوری زبان پاک می‌پردازد.[۶]


دگرگونی دبیره و نویسه زبان[ویرایش]

کسروی در کتاب زبان پاک، پیشنهاد میدهد که دبیره زبان پارسی را دگر کنند.

‫ بی گفتگوست كه باید الفبای ما دیگر گردد. دراین باره پنجاه سال است سخن می‌رود و اكنون باید بكار بسته شود و شایسته‌ترین دسته‌ایم كه آنرا بكار بندیم. اگر امروز ما این بكار نبندیم یا همچنان می‌ماند و بجایی نمی‌رسد و یا بدست كسان ناشایستی می‌افتد كه یك چیز ناقص درست كرده بدستها دهند.

برای دبیره ای که باید جایگزین دبیره کنونی شود، او میگوید که بهتر بود که یک دبیره (( بهتر و درست تری )) برای زبان پارسی ساخته شود که چون روا گردید دیگران هم آنرا از ما بگیرند. ولی بدلیل محدودیت هایی ازین چشم میپوشد و میگوید که اکنون بهتر است همان دبیره لاتین را که دیگران گرفته اند را بکار بریم و تنها با نشانه هایی در پایین یا بالای بندواژگان، واج های نو را بسازیم.

ما دوست ميداشتيم خودمان يک الفباي بهتر و درست تری بسازیم و بكار بريم كه چون رواج گرفت اروپاييان آنرا از ما گيرند ولي براي چنين كار كسي را ميخواستيم كه جربزه نقاشي داشته با يك بينشی باين كار پردازد و یک الفباي بسامانتر و بهتري بسازد ليكن چنین كسي را نيافتيم و از آنسوي آگاه

شديم كه ( ماتريس ) تهيه كردن براي چنين الفبايي نياز بهنرمندان اروپايي دارد و در ايران وسايل آن آماده نيست و اين ما را ناگزير ميكرد كه چند سال ديگر منتظر باشيم . از اينرو از آن چشم پوشيديم و بهتر دانستيم كه بهمان الفباي لاتين كه ديگران نيز اقتباس كردند قانع باشيم.

او راه های گوناگونی که توان برای جبران بندواژگانی که کم داریم پیش گرفت، این را برمیگزیند که همان بندواژگان لاتین را بگیریم و با یک علامتی واج های جدید را بسازیم.

كنون باید دید برای این دو حرف چ و ش كه كم داریم چه باید بكنیم؟ پیداست كه باید یكی از سه راه را بر گزینیم :

1 – حرفی از خود بسازیم و بجای آنها گزاریم یا از الفبای دیگری از روسی و ارمنی و گرجی و مانند اینها دو حرفی را  برداریم و بجای چ وش بكار بریم.

2 – چنانكه در انگلیسی و فرانسه و آلمانی كرده‌اند با تركیب دو حرف اینها را بفهمانیم ( مثلا چ را CH و ش را SH بنویسیم ).

3  -  چنانكه در تركیه و قفقاز و در زبان اسپرانتو كرده‌اند با افزودن یك علامتی جای این دو حرف را پر كنیم ( مثلاC  را با یك علامتی در زیر یا در بالا برای چ وS   را با یك علامتی برای ش برگزینیم ).

از این سه كار كدام یكی بهتر است؟.. آنچه من می‌دانم راه یكم سختیهایی دارد زیرا اگر حرفهایی از خودمان بسازیم نیاز به ماتریسی خواهیم داشت كه دانسته نیست در اینجا بدست آید و یا نیاید. اگر دو حرف از روسی یا ارمنی برداریم شاید با لاتین سازش نخواهد داشت گذشته از اینها الفبامان با لاتین دوری بیشتر پیدا كرده و ماشینهای نوشتن خاصی برای خود لازم خواهیم داشت.

راه دوم گذشته از آنكه كلمه‌ها را درازتر خواهد گردانید در برخی جاها مایه‌ی اشتباه خواهد بود مثلا اگر شما ( گیسها GISHA ) بنویسید كسانی آنرا ( گیشا ) خواهند خوانند و جز با قرینه  نخواهد دانست كه ( گیسها ) مقصود  است.

راه سوم از همه بهتر و آسانتر بنظر می‌آید و این راهیست كه دیگران پذیرفته‌اند.

نقد[ویرایش]

پرویز ناتل خانلری در مقاله‌ای با عنوان «دفاع از زبان فارسی» در مجلهٔ سخن به استهزای کسروی و زبان پاک و «آک‌های» ادعاییِ او پرداخته‌است:[۷]

عجب آنکه یکی از پهلوانان میدان لغت‌پرانی به‌صراحت می‌نویسد که عیب (یا به‌قول او آک) زبان فارسی این است که از یک ریشه همهٔ صیغه‌ها در آن نیامده، یعنی فی‌المثل فارسی‌زبانان از مصدر دوختن «دوزاک» نگفته‌اند، و او که به گمان خودش زیرک‌ترین فرد ایرانی در تمام ادوار تاریخ است، ناچار به‌وسیلهٔ وحی و الهام به این نکتهٔ مهم پی برده و کمر به رفع این نقیصه بسته‌است. این آقای زیرک گویا نمی‌داند که اگر عیب زبانی این است، هنوز خداوند زبان بی‌عیب در روی زمین نیافریده و ملت‌های بزرگ جهان با همهٔ ترقیاتی که کرده‌اند، هنوز نتوانسته‌اند افعال بی‌قاعدهٔ زبان خود را به قاعدهٔ ایشان منظم کنند. اما از بندگان خدا، کسانی که گویا عقل و علمشان کمی بیش از ایشان بوده‌است، گاهی خواسته‌اند زبان مستقیم و منظمی درست کنند که اسپرانتو نمونه‌ای از آن است، ولی هنوز این متاع در بازار دنیا خریدار بسیاری ندارد.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]