بخوانید و به کار بندید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
متن نامهٔ سرگشاده سید روح‌الله خمینی که در اردیبهشت ۱۳۲۳ خورشیدی منتشر شد.

بخوانید و به کار بندید، نامه‌ای سرگشاده به قلم سید روح‌الله خمینی به تاریخ پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۲۳ خورشیدی ظاهراً خطاب به مردم و روحانیان بود.[۱] این نامه یک‌سال پس از انتشار کتاب جنجالی شیعی‌گری؛ بخوانند و داوری کنند نوشته احمد کسروی، منتشر شد. کتاب مناقشه‌برانگیز شیعی‌گری، در بهمن سال ۱۳۲۲ به چاپ رسیده بود.[۲]

در این نامه سید روح‌الله خمینی، سید احمد کسروی را «یک نفر تبریزی بی‌سروپا» خطاب کرد و علمای اسلام را به واکنش فراخواند[۱]

واکنش کسروی در دیباچه شیعی گری[ویرایش]

خود کسروی در سال ۱۳۲۳، نوشته ای در پاسخ به هایهوی مخالفان بر دیباچه کتاب «شیعی گری» می‌نویسد که چنینست:

[کسروی پیرامون رخدادهای پس از چاپ می‌گوید] آن کتاب بدانسان که پیش‌بینی کرده بودیم مایهٔ هایهوی گردید. بدخواهان بجای آنکه به ایرادها و پرسشهای ما پاسخی دهند، یا اگر پاسخی نمی‌دارند از در آمیغ‌پژوهی (=حقیقت جویی) درآمده گفته‌های ما را بپذیرند، به هایهوی برخاستند. دولت بهانه پیدا کرده کتاب را بازداشت و داستان را «جرمی» پنداشته به دادسرا فرستاد تا پرونده‌ای پدید آید و در دادگاه کیفری داوری شود.[۳]

همچنین در جایی دیگر گوید:

از آنسو ما دوست می‌داریم همهٔ سخنان ما به داوری گزارده شود. ما خود خواهان همان می‌باشیم. برای شناخته شدن «راست از کج» و «استوار از سُست»، یگانه راه داوری می‌باشد.

[چند خط پس از آن] خردمندان و نیکخواهان جهان، از ایرانیان و دیگران، که در این کشور کم نمی‌باشند، گفته‌های ما را بخوانند و خود در میانه داور باشند.

بخوانند و نخست بدانند آن هایهوی‌ها در برابر چه بوده. ما چه گفته بودیم که در پاسخش دچار وحشیگریها گردیدیم. چه می‌خواستیم که گرفتار دادسرا شدیم.

دوم بدانند به چه شوند این توده بدینسان بدبخت و تیره‌روز گردیده. به چه شوند این کشور چنین ویرانه افتاده. به چه شوند دسته‌های بزرگی از مردم با کشور و پیشرفت آن دشمنی می‌نمایند و همیشه بدبختی آنرا می‌خواهند.

سوم بدانند ما در چه راه می‌کوشیم و بهر چه این همه رنج و گزند می‌کشیم. بهر چه اینهمه بدزبانی و بیفرهنگی از بدخواهان می‌بینیم. اینها را بدانند و آنچه شایندهٔ خردمندی و پاکدلی ایشانست داوری کنند، و آنچه بایندهٔ مردانگی و غیرت ایشانست یاوری دریغ ندارند. [۳]

واکنش کسروی پس از حمله‌ها[ویرایش]

کسروی پس از حمله‌های مخالفان به باهماد آزادگان در بهمن ۱۳۲۲ در تبریز و مراغه و میاندوآب، نوشت:

مرا با خدا پیمانست که از پا ننشینم و این راه را بسر برم.[۴]

پس از ترور نخست که کسروی از آن زنده درآمد، در مهنامهٔ پیمان نوشت:

[خطاب به سید محمد بهبهانی] سخنان ما بسیار ریشه دارست و هیچگاه با تپانچه از میان نخواهد رفت. [از] تپانچه بیش از آن نتیجه نتواند که خونهایی بناسزا ریخته شود. شما در برابر ما هر سخنی داشتید بگویید و بنویسید و ما را رنجشی نخواهد بود؛ ولی حمایت شما از اشرار معناهای دیگری خواهد داد…[۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ نامه آیت‌الله خمینی؛ 'بخوانید و به کار بندید'، بی‌بی‌سی فارسی
  2. کسروی؛ 'حلاج تاریخ'، بی‌بی‌سی فارسی
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ کسروی، احمد. بخوانند و داوری کنند. تهران، اردیبهشت 1323. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ فرهیخت، مجید. چرا کسروی را کشتند؟. پراکنش اینترنتی، 1395. 

منابع[ویرایش]

  • دکتر ناصر پاکدامن، قتل کسروی، انتشارات فروغ، پائیز ۱۳۸۰
  • فرج سرکوهی، سالروز قتل احمد کسروی، مرگ به اتهام نقد مذهب
  • کتابشناسی کسروی / محمود کتیرائی / فرهنگ ایران زمین جلد هیجدهم / ۱۳۵۱
  • مرکز اسناد انقلاب اسلامی، قدیمی‌ترین سند مبارزاتی امام خمینی
  • فراقی، ریشه‌های انقلاب اسلامی، نشر معارف
  • محمد مهدی عبدخدایی، خاطرات، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹
  • طاهر احمدزاده، مصاحبه، آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۸ بهمن ۱۳۶۹
  • محمود گودرزی، سوگیاد شصتمین سال کشتن احمد کسروی
  • محمود گودرزی، آن که بزرگی را در کام شیر می‌جست، روزنامه شهروند-شماره ۲۴۶-فروردین ۱۳۷۵، کانادا
  • محمد امینی، فداییان اسلام و سودای حکومت اسلامی
  • گزارش روزنامه ایران ما شماره ۳۰ اسفند ۱۳۲۴، از دادگاه کسروی* سعید نفیسی، هفته نامه سپیدو سیاه شماره ۲۸، ۲۲ بهمن ۱۳۳۴