دیوث

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

دیوثدر گذشته به مردی گفته می‌شود که همسرش زنای محصنه می کرد او در این باره غیرت و حسادتی نداشت . دیوث همچنین به معنی کسی بود که زن خود را برای رابطه جنسی به دیگران میداد؛.؛.[۱]در فقه دیاثت به عمل این فرد گفته می‌شود.[۲][۳]

در فرهنگ معین[ویرایش]

(دَ یّ) [ ع. ] (ص) بی غیرت.[۴]

در لغت‌نامه دهخدا[ویرایش]

دیوث. [ دَیْ یو ] (ع ص) قواد. دیبوب. آنکه مردان را بر زن خود وارد کند. آنکه دربارهٔ زن خود حسادت و غیرت نداشته باشد. این واژه از زبان سریانی است و معرب شده است. کسی که دربارهٔ زن خود غیرت نداشته باشد.[۵]

بی غیرت و بی حمیت و در رسالهٔ معربات نوشته که این معرب است در اصل دیوث بتخفیف تحتانی و تاء فوقانی بود و بعضی نوشته‌اند که دیوث بمعنی کسی که زن خود را بدیگران دهد.[۶]

بنابگفتهٔ جوالیقی این کلمه عبری و یا سریانی است.[۷]

هرکسی که... یکی از زنان مصطفی یا دیگر انبیاء راتهمت نهد ملحد و کافر و ملعون باشد... از بهر آنکه رسول را دیوث گفته باشد.[۸]

کاربرد فقهی[ویرایش]

از احکام آن در باب شهادات و حدود، سخن رفته است.

در دوره عثمانی‌ها مجازات فرد دیوث داغ کردن پیشانی‌اش بود.[۹]

احکام فقهی کنونی
  1. دیاثت از گناهان کبیره است و شهادت دیوث پذیرفته نیست.[۱۰]
  2. در روایتی آمده است که دیّوث، بوی بهشت را استشمام نمی‌کند.[۱۱]
  3. نسبت دیاثت دادن به دیگری- مثل آنکه اورا دیّوث خطاب کند- در صورتی که مفاد آن از منظر عرف، باشد، موجب ثبوت حدّ قذف ودر غیر این صورت، موجب ثبوت تعزیر است.[۱۲][۱۳]

در فقه اسلام اگر به شخصی به طور صریح نسبت زنا یا لواط دهد مثلاً بگوید: «زناکار» اصطلاحاً بدان «قذف» گویند که مجازات آن ۸۰ تازیانه است. اما اگر نسبت زنا یا لواط به طور صریح نباشد مثلاً بگوید «حرام‌زاده» یا «دیوث» تا ۷۴ تازیانه تعزیر می‌شود.[۱۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. دهخدا
  2. http://www.wikifeqh.ir/دیاثت
  3. پارسینه. «آیا امام جمعه انار همسران زنان آرایش کرده را «د... یوث» خوانده بود؟!». 
  4. «دیوث». بازبینی‌شده در ۴ مارس ۲۰۱۵. 
  5. «دیوث». بازبینی‌شده در ۴ مارس ۲۰۱۵. 
  6. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «دیوث»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۴ مارس ۲۰۱۵).
  7. المعرب جوالیقی (ص ۱۵۵). 
  8. النقض ص ۸۳
  9. قواعد حقوق جزا در قوانین دوره عثمانی و تأثیر دین بر آنها
  10. الروضة البهیة، ج ۳، ص ۱۲۹.
  11. الروضة البهیة، ج ۳، ص ۱۲۹.
  12. جواهر الکلام، ج ۴۱، ص ۴۰۹.
  13. مسالک الافهام، ج ۱۴، ص ۴۳۲.
  14. http://hoghough86.blogfa.com/post-96.aspx