پرش به محتوا

تابشگری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تصویر بر شعاع نوری پویا تاکید دارد

تابشگری یا ریونیسم (به روسی: Районизм) یا رییسم (чизм) یک جنبش هنری روسی است که توسط میخائیل لاریونوف بنیان‌گذاری شد و اکنون به عنوان یکی از نخستین گام‌های توسعه‌دهندهٔ هنر انتزاعی روسیه شناخته می‌شود. لاریونوف یکی از اولین آثار تابشگری را با عنوان شیشه در سال ۱۹۱۲ خلق کرد و در همان سال بیانیهٔ جنبش را نیز نوشت (اگرچه تا سال ۱۹۱۳ انتشار نیافت). لاریونوف، تابشگری را که ترکیبی از حجم‌گری، آینده‌گری و ارفیسم بود بدین گونه شرح می‌دهد: «دربارهٔ اَشکال فضایی‌ای است که هنگام برخورد اشعه‌های منعکس شده از اشیای مختلف پدید می‌آیند.»[۱]

پیش‌زمینه

[ویرایش]

در سال ۱۹۰۹، فیلیپو تومازو مارینتی، شاعر ایتالیایی، بیانیه بنیادین فوتوریسم را منتشر کرد. فوتوریست‌ها سرعت، فناوری و مدرنیته را الهام‌بخش خود قرار دادند و شخصیت پویای زندگی اوایل قرن بیستم را به تصویر کشیدند؛ نمونه‌هایی از فوتوریست‌های ایتالیایی اومبرتو بوچونی و جاکومو بالا هستند. اندکی پس از آغاز این جنبش، فوتوریسم روسی، اگو-فوتوریسم و کوبو-فوتوریسم آغاز شدند؛ در روسیه، این جنبش توسط نقاش داوید بورلیوک، شاعران الکسی کروچنیخ، واسیلی کامنسکی و ولادیمیر مایاکوفسکی و بسیاری دیگر گسترش یافت. لاریونوف و گونچاروا از پیروان اولیه فوتوریسم روسی بودند.

در سال ۱۹۱۰، این دو نفر به همراه بسیاری از همکارانشان نظیر آریستارخ لنتولوف و ایلیا ماشکوف، انجمن نمایشگاهی سرباز خشت را بنیان نهادند. با این حال، در سال ۱۹۱۲، گونچاروا و لاریونوف در اعتراض به وابستگی گروه به هنر فرانسه، آن را ترک کردند و نمایشگاه‌های رقیب خود را سازماندهی نمودند. در همین زمان بود که «تابش‌گری» با دیدگاهی متمایز از آنچه هنر انتزاعی نماینده آن بود، آغاز شد. رویکرد لاریونوف به نقاشی انتزاعی بر این ایده استوار بود که اصول علمی خاصی، مانند پرتوزایی، پرتو فرابنفش و پرتو ایکس، شالودهٔ چشم‌اندازی هستند که او می‌خواست خلق کند.[۲]

تاریخچه جنبش

[ویرایش]

گونچاروا نقاشی به سبک تابش‌گری را از اوایل سال ۱۹۰۹ آغاز کرد، اما «بیانیه تابش‌گری» توسط او و لاریونوف در سال ۱۹۱۲ نوشته و سال بعد منتشر شد.[۳] لاریونوف در این بیانیه چنین بیان می‌کند: «زنده باد سبک نقاشی تابش‌گری که توسط ما خلق شده است، رها از فرم‌های رئالیستی، که تنها بر اساس قوانین تصویری خود وجود دارد و توسعه می‌یابد.»[۴]

تابش‌گران به دنبال هنری بودند که فراتر از انتزاع، و خارج از زمان و مکان شناور باشد و موانع بین هنرمند و مردم را بشکند. از این رو، نقاشی‌های تابش‌گرا بر پرتوهای بازتاب‌شده از اشیاء و چگونگی حرکت این پرتوها تمرکز داشتند.[۵] آن‌ها نام این سبک را از کاربرد «پرتوهای» (Rays) پویای رنگ‌های متضاد گرفتند که نمایانگر خطوط نور بازتاب‌شده بودند — «تقاطع پرتوهای بازتاب‌شده از اشیاء گوناگون».

آن‌ها در نمایشگاه مشهور «تارگت» (Target) در سال ۱۹۱۳، این سبک را به عموم معرفی کردند.[۶] آن‌ها در متون خود، تابش‌گری را این‌گونه توصیف کردند: «به‌طور طبیعی شامل تمام سبک‌ها و فرم‌های موجود هنر گذشته است، چرا که آن‌ها، مانند زندگی، صرفاً نقاط عزیمتی برای ادراک و ساخت تابش‌گرایانهٔ یک تصویر هستند».

لاریونوف و گونچاروا همچنین نوشتند:

سبک نقاشی تابش‌گری که ما پیش می‌بریم، نشان‌دهنده فرم‌های فضایی است که از تلاقی پرتوهای بازتاب‌شده از اشیاء گوناگون و فرم‌های انتخاب‌شده توسط اراده هنرمند به دست می‌آیند. پرتو به‌صورت مشروط توسط یک خط رنگی روی سطح به تصویر کشیده می‌شود. آنچه برای دوستدار نقاشی ارزشمند است، حداکثر بیان خود را در یک تصویر تابش‌گرا می‌یابد. اشیایی که ما در زندگی می‌بینیم در اینجا هیچ نقشی ندارند، اما آنچه جوهره خودِ نقاشی است — ترکیب رنگ، اشباع آن، رابطه توده‌های رنگی، عمق، بافت... — می‌تواند در اینجا به بهترین شکل نشان داده شود.[۷]

ما شیء را با چشم خود حس نمی‌کنیم، آن‌گونه که به‌طور قراردادی در تصاویر و در نتیجه پیروی از این یا آن ترفند به تصویر کشیده می‌شود؛ در واقع، ما شیء را به‌عنوان چنین چیزی حس نمی‌کنیم. ما مجموعه‌ای از پرتوها را درک می‌کنیم که از یک منبع نور ساطع می‌شوند؛ این پرتوها از شیء بازتاب می‌شوند و وارد میدان دید ما می‌گردند.

در نتیجه، اگر بخواهیم دقیقاً آنچه را می‌بینیم نقاشی کنیم، باید مجموع پرتوهای بازتاب‌شده از شیء را نقاشی کنیم. اما برای دریافت مجموع کل پرتوها از شیء مورد نظر، باید آن‌ها را عامدانه انتخاب کنیم – زیرا همراه با پرتوهای شیء مورد ادراک، پرتوهای بازتابیِ رفلکس متعلق به سایر اشیاء نزدیک نیز در دامنه دید ما قرار می‌گیرند. حال، اگر بخواهیم یک شیء را دقیقاً همان‌طور که می‌بینیم به تصویر بکشیم، باید این پرتوهای رفلکس متعلق به سایر اشیاء را نیز به تصویر بکشیم – و آنگاه دقیقاً آنچه را می‌بینیم به تصویر خواهیم کشید...

حال، اگر خود را نه با اشیاء، بلکه با مجموع پرتوهای آن‌ها مشغول کنیم، می‌توانیم تصویری را به روش زیر بسازیم:

مجموع پرتوهای شیء A با مجموع پرتوهای شیء B تلاقی می‌کند، در حالی که فرمی در فضای بین آن‌ها با اراده هنرمند پدیدار می‌شود.[۲]

ادراک، نه از خود شیء، بلکه از مجموع پرتوهای آن، ذاتاً به سطح نمادین تصویر بسیار نزدیک‌تر است تا خود شیء. این تقریباً همان سرابی است که در هوای سوزان بیابان ظاهر می‌شود و شهرهای دوردست، دریاچه‌ها و واحه‌ها را در آسمان (در نمونه‌های عینی) به تصویر می‌کشد. تابش‌گری موانعی را که بین سطح تصویر و طبیعت وجود دارد، از میان برمی‌دارد.

بعدها در همان سال، تابش‌گران شروع به رنگ‌آمیزی صورت خود کردند؛ در توضیح این کار، لاریونوف و همکار نظریه‌پردازش ایلیا زدانویچ، بیانیه «چرا صورت‌هایمان را رنگ می‌کنیم» را نوشتند که شامل طرح‌های پیشنهادی نقاشی صورت به سبک تابش‌گری به عنوان تصویرسازی بود.

تابش‌گری با آغاز جنگ جهانی اول پایان یافت.

این جنبش تا زمانی که چند اثر در سال ۱۹۵۲ توسط تیت گالری خریداری شد، پذیرش اندکی برای تأثیرش بر هنر انتزاعی روسیه دریافت کرد. مکان‌های معدودی وجود دارند که آثار نماینده این سبک در خارج از گالری‌ها، عمدتاً در لندن، نیویورک یا پاریس، برای عموم قابل مشاهده باشند. بسیاری از آثار در مجموعه‌های خصوصی نگهداری می‌شوند، به ویژه به دلیل تاریخ طولانیِ ناپسند شمرده شدن هنر انتزاعی توسط شوروی‌ها.[۸]

اگرچه تابش‌گری عمر کوتاهی داشت، اما گامی حیاتی در توسعه هنر انتزاعی روسیه بود. همان‌طور که لاریونوف گفت، این سبک نماینده «آزادسازی واقعی هنر» از قراردادهای «رئالیستی» پیشین بود که جامعه هنری را «سرکوب» کرده بودند.

گروه موسیقی الکترو «د ریونیستس» (The Rayonists) نام خود را از این جنبش گرفته‌اند.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. ریونیسم (انگلیسی)، وبگاه بریتانیکا. بازدید در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۱۱.
  2. 1 2 Bobrinskaya, Ekaterina (2020). "Mikhail Larionov's Rayonism and the Scientific Mythologies of the Late Nineteenth and Early Twentieth Century". Venezia Arti. 29: 127–136. doi:10.30687/VA/2385-2720/2020/01/007.
  3. Gerhardus, Mary; Gerhardus, Dietfried (1979). Cubism and Futurism. Phaidon. pp. 74.
  4. Dabrowski, Magdalena (1975). "The Formation and Development of Rayonism". Art Journal. 34 (3): 200–207. doi:10.2307/775991. JSTOR 775991. Retrieved 2 June 2022.
  5. Lodder, Christina. "Natalia Goncharova: the Trailblazer". Tate Gallery. Retrieved 22 January 2021.
  6. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :0 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  7. "Introducing Natalia Goncharova". Tate Gallery. Retrieved 22 January 2021.
  8. Chamot, Mary (1955). "The Early Work of Goncharova and Larionov". The Burlington Magazine. 97 (627): 170+172–174. JSTOR 871635.

پیوند به بیرون

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]