بلوار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نمایی از بلوار کشاورز در میانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی

بُلوار یا بولوار یا به معبر بزرگی در شهر می‌گویند که معمولاً خطِ رفت و برگشتِ آن توسط موانع ترافیکی یا فضای سبز از هم جدا شده‌است.

در ایران، بلوار، خیابانی است که خودروها می‌توانند در آن رفت‌وآمد کنند. بعضاً مسیر رفت و برگشت خودروها با درختکاری یا گل‌کاری از هم جدا می‌شود.

از بلوارهای نامیِ ایران می‌توان از بلوار کشاورز («بلوار الیزابتِ» پیشین) و بلوار فردوس در تهران نام برد.

این کلمه در اصل از زبان هلندی آمده (به هلندی: bolwerk) که بُلْوِرْک [۱] تلفظ می‌شود که به معنای دیوارهٔ بارو است، اما پس از ورود به دیگر زبان‌های اروپایی، تلفظ آن گوناگون شده؛ مانند بولِوارد (به انگلیسی: boulevard) و بولوار (به فرانسوی: boulevard). این واژه مشابه بسیاری از واژه های دیگر غربی از زبان فرانسوی به فارسی راه یافته است.

چهارباغ یا چارباغ

Persian: چھار باغ‎ chahār bāgh, Hindi: चारबाग़ chārbāgh, Urdu: چار باغ‎ chār bāgh, meaning "four gardens"

در لغت نامه دهخدا در تعريف چهارباغ آمده است : "باغهاي چهارگانه در كنار هم كه با خيابانها از هم جدا شوند يا در پيرامون عمارتي باشند. دو رشته خيابان موازي يكديگر كه در دو طرف داراي درختكاري بوده و در وسط به وسيله يك رشته پيادهرو يا گردشگاه از هم جدا باشند".

تعريف مشابه ديگر ضمن اعتقاد به پيوند عقيدتي الگوي چهارباغ با تفكرات ديني و ايراني، ساختار چهارباغ را دو رشته خيابان ميداند كه در دو طرف آن و نيز دو رشته در مركز درختكاري شده و فضايي بسيار دلپذير و با طراوت را به وجود ميآورد.

الگوي چهارباغ به عنوان مشهورترين الگوي شكلگيري باغ ايراني كه تمركز تحقيق نيز بر نقد آن است با اتكا به عدد چهار و تقدس آن در فرهنگ ايراني و اسلامي از جهات مختلف كه برخي از آنها جنبه افسانهاي دارد؛ به زعم بسياري از نويسندگان، كهن الگوي باغسازي ايراني است. چه بسا ريشه چنين تفكري بر افسانهها، روايات و نقل قولهاي غير مستند استوار باشد. نخستين باغ كه گفته ميشود اساس الگوي چهارباغ را بنيان نهاده؛ باغ شاهي پاسارگاد است كه بخشي از نقشه آن بر اساس حفاريها و بخشي بر اساس حدس و گمان استروناخ به صورت چهار بخشي ارائه شده است، چرا كه دستاوردهاي جديد مبين اختلاف نقشه استروناخ با واقعيت است. با شناخت روزافزون باغ ايراني اين الگو مورد ترديد برخي از محققان قرار گرفته است.

ريشه هاي شكلگيري مفهوم چهارباغ[ویرایش]

در پي ايجاد و كاربرد واژه چهارباغ بخش اعظمي از نظريات به دنبال ريشهيابي مفهوم اين واژه سوق داده شد و در آن عدد چهار نقشي اساسي ايفا كرده است؛ لذا اغلب صاحبنظران به دنبال يافتن تناظر بين الگوي چهارباغ و باورهايي برآمدهاند كه در مورد عدد چهار وجود دارد از قبيل توجه به عناصر چهارگانه از جمله آب و تقسيم آن به چهار رود؛ در باغ ايراني ريشهاي كهن دارد. "آناهيتا الهه آب در اعتقادات ايرانيان همواره حضور داشته است و آب حياتبخش كه در مظهر خود به چهار قسمت تقسيم ميشود بهشتي در دل بيابان ميآفريند"

و يا در برخي موارد آب به همراه سه عنصر اصلي ديگر ريشه اين الگو معرفي شده است؛ "قبل از ظهور اسلام، باغها، تحت تأثير شرايط جغرافيايي، مذهبي و عقبه فرهنگي مردم بود. براي مثال پيش از اسلام عدد چهار حاكي از 4 عنصر مقدس آب، آتش، باد و خاك بوده است، از دوره ساساني به بعد رسم شد كه شكارگاهها را به چهار قسمت تقسيم كنند، در وسط نوعي از عمارت ساخته ميشود. در نتيجه، با مشاهده باغها در ايران يا در سرزمينهاي تحت نفوذ ميتوانيم اين تقسيم چهارگانه را ملاحظه كنيم.

در برخي نظرات، نگاه از چهار عنصر مذكور فراتر رفته و تمام پديدههاي چهارگانه دليل به وجود آمدن الگوي چهارباغ معرفي ميشوند : در چهارباغها ما هميشه دو محور عمود بر هم داريم كه اصولاً اين تقسيمبندي توسط نهرهاي آب انجام ميگيرد و عبارت است. از محور شمال به جنوب و محور شرق به غرب كه هميشه در يك سوم پلان قرار دارد. از ديد سمبوليك، عدد چهار يعني چهار قسمت دنيا و مركز باغ با آيتمهاي خود ناف دنيا را تداعي ميكند. چهار رودخانه در باغ كه بعد از مبناي خود به يك مركز ختم ميشوند نشان دهنده چهار جهت اصلي است كه نمايندگي بركت و زمان را تداعي ميكند. "اصانلو" بيان اينكه عدد چهار در كيهان شناسي اسلامي به معناهاي ذيل تعبير ميشود : عناصر طبيعي (سرد، گرم، خشك و مرطوب)، چهار عنصر اوليه (آب، هوا، زمين و آتش)، چهار جهت اصلي (شمال، جنوب، شرق و غرب) و چهار عنصر (فلز، گياه، حيوان و انسان).

در افسانه هاي كهن چهار جهت گيتي و وجود چهار رود بزرگ در هر جهت و چهار رود بهشتي توصيف شده در قرآن كريم، محمل اصلي بسياري از اعتقادات در مورد الگوي چهارباغ بوده است؛ "در حقيقت طرح چهارباغ ارزشي نمادين به وسعت كيهان دارد : بنا به روايتهاي كهن كه به دوره پيش از اسلام ميرسند، جهان در ابتدا به چهار قسمت تقسيم شده بود كه هر يك توسط رودي از قسمتهاي ديگر جدا ميشد. اعراب نيز به نوبه خود باغ ايراني را به مثابه جايگاهي كه در قرآن كريم به مؤمنين وعده داده شده، تفسير ميكردند : فضايي محصور كه چهار رود از شير، عسل، شراب و آب زلال از ميان آن ميگذرد و درختانش ميوههاي شيرين و گوارا دارند" [نهرهايي كه در اين باغها جاري هستند به سان چهار رودي هستند كه جايگاه نيكان در بهشت را نوبت به نوبت با شراب، عسل، آب و شير آبياري ميكنند" [

تاریخچه چهارباغ[ویرایش]

هيچ مدرك نوشتاري، تصويري و يا معماري به طور دقيق اين عقيده را تأييد نميكند كه باغ ايراني فضايي است با تقسيم چهارگانه به همراه حوضي مركزي و چهار جوي كه از آن منشعب ميشود و اغلب چهارباغ ناميده ميشود. براي مثال مهوش عالمي در مورد باغهاي صفوي كه اغلب باغها بهجا مانده از آن دوره است ميگويد : "باغهاي صفوي ميتوانسته انواع مكانها را شامل شود؛ همچون باغ شكارگاهي با كلبه، باغ محصور، خياباني با رديف درختان، جويي با حوضهايي در ميان، ميداني عمومي براي برگزاري مراسم، مجموعهاي از كوشكها و بناهاي عمومي و مسكوني كه باغ شهري را شكل ميداد. معابر و جويها در تركيبي راست گوشه استقرار مييافت و در بيشتر باغها شبكهاي شطرنجي را شكل ميداد؛ اما اينها الزاماً الگوهاي چهار بخشي (چهارباغ) نبوده است و نويسندگان دوره صفويه آنها را چهارباغ نخواندهاند

قديميترين سند مكتوبي كه حاكي از نظم هندسي در باغ ايراني است به مشاهدات "ليزاندر"، سردار يوناني، بر ميگردد. واژه "daeza Pairi "از راه زبان يوناني و نوشتههاي "گزنفون" وارد زبانهاي اروپايي شده است. گزنفون اين واژه را در موقعي به كار ميبرد كه شرح ميدهد كورش شخصاً ليزاندر را به تماشاي باغ خود در سارد برده است. "ليزاندر از مشاهده زيبايي درختها، نظم و دقت فواصل آنها و مستقيم بودن رديفها و زاويهها و روايح معطر و متعددي كه هنگام گردش به مشام آن دو ميرسيده، تحسين و تمجيد ميكند" همانطور كه از متن برميآيد، اين نقل قول تنها به نظم فواصل و مستقيم بودن مسيرها اشاره دارد و الگويي از شكل كلي و هندسه باغهاي آن دوره ارائه نميدهد.

ما قديميترين اثر كشف شده كه ريشه بسياري از نظريهپردازيها در باب هندسه باغ ايراني و الگوي چهارباغ بوده، كاسه سفالي يافته شده در سامرا است. بر روي اين كاسه سفالي كه تصور ميرود مربوط به 2000 سال قبل از ميلاد باشد، جويهاي متقاطعي ترسيم شده كه چهار قطعه باغ را نشان ميدهد و در هر قطعه يك درخت و يك پرنده است. سكويل وست معتقد است؛ "اين طرح همان طرح رسمي و عمومي است كه ايرانيان از زمان كورش تا به امروز به كار بردهاند و طرحي بسيار خشك و جدي است كه از روي تأكيد ليزاندر نسبت به مستقيم بودن، دقيق بودن و نظم و ترتيب درختان و زواياي آن معلوم است و همه آن را ميپسنديدهاند و در حقيقت تمام باغهاي ايران بر اساس اين تقسيم هندسي طرحريزي شدهاند تا جايي كه اين كار به صورت يك كيفيت عرفاني و به شكل خاج درميآيد كه از افكار بسيار قديمي آسيا در تصور عالم وجود و تقسيم آن به چهار منطقه است كه معمولاً چهار رودخانه بزرگ آنها را از هم جدا ميكند.اشاره به كاسه مذكور و ربط دادن آن به افسانههاي كهن آسيايي يكي از اصليترين معيارهاي شكلگيري الگوي چهارباغ بوده و طرح كورش را در پاسارگاد بر اساس آن ميدانند؛ ولي همان طور كه بيان شد از توصيف ليزاندر چنين نتيجهاي برنميآيد.

اولين باغ به جا مانده كه الگوي چهارباغ را به آن نسبت داده، باغ پاسارگاد است؛ "از همه مهمتر ميتوان به الگوي چهارباغ اشاره نمود كه به عنوان يكي از ماندگارترين ابداعات هخامنشي در عرصه طراحي يادماني باغ براي نخستين بار در نيمه دوم قبل از ميلاد در پاسارگاد پا به عرصه ظهور گذاشت.در ايوان بار (باغ پاسارگاد)، مشرف به باغ، تختي بود كه احتمالاً روبروي محور طولي باغ قرار ميگرفت. به نظر ميرسد كه حالت هندسي اين باغ اندروني مبين تركيب چهار بخشي آن بوده باشد.

مشخص نيست كه آيا واژه چهارباغ به همين صورت در دوره هخامنشيان وجود داشته است. "پاسارگاد، اولين پايتخت امپراطوري هخامنشيان، به دليل استفاده از الگوي مستطيلي از شبكه كانال آب سنگي براي تاريخنگاران باغ يك نمونه جالب توجه است. اين نوع از باغ به صورت يك چهارباغ در دورههاي بعدي شناخته شد اما گواهي بر اين وجود ندارد كه اين كلمه در دوره هخامنشيان وجود داشته باشد.

چند بلوارِ و چهارباغ معروف[ویرایش]

شهر و روستا[ویرایش]

  • چهارباغ ساوجبلاغ شهری در بخش چهارباغ شهرستان ساوجبلاغ استان البرز
  • چهارباغ چالوس وستایی در دهستان کوهستان بخش مرزن آباد شهرستان چالوس استان مازندران
  • چهارباغ (شمیرانات) روستایی در دهستان لواسان بزرگ بخش لواسانات شهرستان شمیرانات استان تهران
  • چهارباغ (گرگان) روستایی در دهستان استرآباد جنوبی بخش مرکزی شهرستان گرگان استان گلستان
  • چهارباغ (مانه و سملقان) روستایی در دهستان شیرین سو بخش مانه شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی
  • چهارباغ (ملارد) روستایی در دهستان اخترآباد بخش صفادشت شهرستان ملارد استان تهران
  • چهارباغ (نیشابور) روستایی در دهستان مازول بخش مرکزی شهرستان نیشابور استان خراسان رضوی

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • Oxford Advanced Dictionary