بالو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
روستای بالو
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان آذربایجان غربی
شهرستان ارومیه
بخش بخش مرکزی شهرستان ارومیه
دهستان روضه‌چای
نام محلی بالو
نام‌های قدیمی پالو
مردم
جمعیت ۰۰۰ ۱۵نفر (سرشماری سال ۱۳۸۵)
اطلاعات روستایی
پیش‌شمارهٔ تلفن 3254[۱]
هربژی بالو

بالو روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران. به لحاظ وسعت و جمعیت بزرگترین روستا در سطح کل کشور و مهمترین روستا در استان آذربایجان غربی محسوب می‌شود. اما به دلیل مهاجرت زیاد به این روستا موجب شده که هر سال بر جمعیت ان افزوده شود.

آب و خاک[ویرایش]

طبیعتاً انسان بدون وجود آب قادر به ادامه زندگی نیست و نبود آن باعث بخطر افتادن زندگی میشوداز جمله نگرانی‌های عمده کشاورزان بالو کم‌آبی و قطع آن در فصل تابستان است. مردم این مشکل را «قعس رو» می‌نامند مردم در این موقع از سال دل نگران و افسرده می‌شدند و بشتر بحث‌ها در خانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها در مورد این مشکل بود و چه نفرین‌ها یی علیه عاملان این قطعی نثار می‌کردند. امروزه بدنبال وارد شدن امکانات حفر چاه‌های عمیق و نیمه عمیق مردم تقریباً توانستند مشکل خود را تا حدودی حل کنند. در شمال روستا در باغچه قهوه چی‌ها در طرف حاجی‌آباد یک حلقه چاه عمیق و در باغچه برادران مولودی یک حلقه چاه عمیق ودر باغچه جهانگیر مسکینی در غرب روستا در نزدیکی تپه باستانی یک حلقه چاه عمیق و در باغ آقای کوچک صوفی یک حلقه چاه عمیق ودر شرق روستا به شراکت چند نفر یک حلقه چاه عمیق در جنب باغ غیرتمند حفر شده است و در جنوب روستا در باغ برادران کریمی و باغ خالد حیدری هر کدام یک حلقه چاه عمیق حفر کرده و مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. کاریز یا قنات در روستای بالو وجود ندارد. بر اساس نظر دانشمندان زمین‌شناسی نواحی اطراف دریاچه ارومیه زمانی زیر آب دریای تتیس بوده و حتی در اوایل دوران چهارم وسعت دریاچه دو برابر مساحت فعلی و سطح آب تا حدود ۳۰ متر بیشتر از ارتفاع فعلی آن بوده است، می‌توان گفت که جلگه ارومیه بیشترش در زیر آب بوده و نقاطی که تحت تأثیر آب دریاچه واقع نشده‌اند و سطح آب زیرین آنها در عمق مناسبی قرار دارد از بهترین خاکهای این ناحیه به شمار می‌رود. روستای بالو دارای خاک فوق‌العاده مناسب و خوب بوده و دارای استعداد تولید محصولات مختلف بخصوص باغی با عملکرد رضایت بخش می‌باشد. زمین‌ها مسطح و شیب آنها ملایم که عملیات کشاورزی به سهولت انجام می‌گیرد وخطر فرسایش زیادی نداشته و عمق خاک زیاد و دارای املاح زیان آور نمی‌باشد. البته قبلاً مردم از خاک تپه باستانی برای غنی سازی زمین‌های کشاورزی استفاده وبه تولید و کیفیت بخشی محصولات بخصوص بوستان‌های خربزه و هندوانه کمک قابل توجهی می‌کرد ولی امروزه خاک برداری بهر شکل توسط دولت از زمان قبل انقلاب ممنو ع شده است.

نگاهی گذرا به تاریخ تپه باستانی بالو[ویرایش]

کاوشها و بررسی تکه‌های سفالی ثابت می‌کند که این ناحیه که از هزاره پنجم قبل از میلاد تا هزاره اول قبل از میلاد بسیار آباد بوده و مدارک بسیاری بصورت سفال در انواع مختلف پراکنده است. بهر حال نتیجه این بررسی‌ها آگاهی به وجود فرهنگی عظیم از هزاره پنجم تا هزاره اول قبل از میلاد می‌باشد و در اواخر هزاره اول قبل از میلاد هیج آثاری وجود ندارد و این به معنای آن است که محل با قطع فرهنگی مواجه شده است. حتی ضمن خاکبرداری یکی از اهالی سکه‌ای پیدا کرده بود که مربوط به مهرداد ششم پادشاه اشکانی می‌باشد. از مشاهده دیوار عمودی تپه می‌توان فهمید که در طبقات مختلف چندین بار آتش‌سوزی روی داده و مجدداً ساخته شده است یا دیواره‌ها در بعضی جاها بشدت پخته و خاکسترهای سیاهی بصورت رگه‌های عظیمی دیده می‌شود و وجود کوزه‌های سفالی و دیواره‌های سنگی پی مانند وجود حیات در این منطقه را تأیید می‌کند با توجه به تشکیل سلسله‌های بزرگ در قبل از میلاد و نزاع دائمی آنها می‌توان گفت این تپه‌های خاکستری نتیجهٔ جنگ‌هایی است که بر سر تصرف قلمرو یکدیگر به وجود آمده‌اند. بدین شکل که وقتی دولتی با دولت دیگر یا مردم قلعه‌ای با قلعه‌ای دیگر درگیر جنگ می‌شدند، تمام روستاها و قلعه‌های طرفین بخصوص طرف مغلوب خراب و به آتش کشیده می‌شد و بعداز پایان جنگ وایجادآرامش نسبی مردم این قلعه‌ها بازگشته و به علت موقعیت بهتر آن نقطه روی همان قلعه سوخته خود اقدام به ایجاد سر پناه می‌کردند. عده‌ای دیگر معتقدند چون زرتشتی‌ها اجساد مردگان خود را می سوزاندنداین تپه‌ها باقی‌ماندهٔ بدن‌های سوخته زرتشتی‌ها هستند؛ ولی با توجه به کتاب مقدس زرتشتیان آنها نه تنها مردگان خود را نمی‌سوزاندند بلکه این عمل را سخت مورد نکوهش قرار می‌دادند؛ و عدهٔ دیگر از باستان شناسان نظر داده‌اند که چون مادها اجساد مردگان خود را می‌سوزاندند بدین شکل آنها مردگان خود را یکجا جمع کرده و اطراف و روی آنها را با هیزم می‌پوشاندند و بعد آنها را آتش می زدندند ولی با توجه به اینکه در حفاریها و خاکبرداری‌های اهالی و پیدا شدن کوزه‌های سفالی که در درون آنها استخوان و بعضی مواد مورد نیاز انسان وجود دارد این نظر را رد می‌کند. «کول» در زبان ترکی به معنای خاکستر و کول تپه یعنی تپه خاکستر و در زبان کردی کول به معنای آتش و یا شعله آتش است. بعضی‌ها به حدس می‌زنند این تپه و تپه‌های دیگر از بقایای آثار بجا مانده زرتشتی‌ها هستند و آتشکده بودند ولی باید توجه داشت که تخت سلیمان مرکز زرتشتیان بود ولی در آنجا هیچ آثاری از کول تپه‌ها وجود ندارد.

اهمیت جویها برای روستای بالو[ویرایش]

جوی‌هایی که در گذشته در روستای بالو قرار داشت رنگ و جلوه خاصی به روستا داده بود این جوی‌ها که یکی هونه بود از وسط روستا می‌گذشت و دو تای دیگر که از خان ارخی انشعاب پیدا می‌کنند بعد از عبور از کنار جاده فرعی بالو به روستای گجین، وارد روستا شده و از جلو خانه خان "خان داملاری" (منزل مسکونی نیت بارانی) گذشته و در قسمت‌های مرکزی روستا مورد استفاده مردم قرار می‌گرفت و بعدی از کنار مدرسه راهنمایی گذشته و قسمت‌های جنوب و جنوب شرق روستا از آن بهره می‌گیرند و دیگری جوی "سقو سرووی" که از کنار درمانگاه بالو می‌گذشت که قبل از انقلاب قسمت احمدآباد از آن بهره‌مند بود. امروزه هونه معروف به "چای باشی" توسط اهالی پر و تبدیل به راه ماشین رو شده است و دیگر جوی‌ها به دلیل عدم احساس مئسولیت مردم و ورود آبهای آلوده منازل اهالی که در مسیر واقع شده‌اند باعث ایجاد تعفن در مسیر خود شده و عامل ایجاد انواع بیماری‌های پوستی شده است. این جوی‌ها در گذشته طروات و شادابی خاصی به روستا داده بودند. آن زمان که روستا آب لوله کشی نداشت مردم آب شرب مصرفی خود را با کوزه‌های گلی که تولید خود روستا بودند پر می‌کردند و در جاهایی که خورشید نمی‌گرفت "قوزِی(guzey)" قرار می‌دادند و یا در سماورهای ذغالی می‌ریختند. کنار این جوی‌ها محل آشنایی‌ها برای تشکیل زندگی مشترک و محل اطلاع از وضع همدیگر و محل بیان خبرهای دست اول و محل خریدهای زنان از فروشندگان دوره گرد و محلی برای بازی بچه‌ها بود.

منابع[ویرایش]