بازاریابی عصبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ (به انگلیسی: neuromarketing) عبارت است از کاربرد ابزار، دست‌آوردها و آزمون‌های برآمده از رشته‌های علمی روان‌شناسی و علوم مغز و اعصاب و عصب‌شناسی به منظور اندازه‌گیری و سنجش واکنش‌های زیستی در مواجهه با محرک‌های بازاریابی (راهبردهای بازاریابی، ارتباطات، تبلیغات، محصولات جدید و محصولات موجود). محققان از تکنولوژی‌هایی مانند اف‌ام‌آرآی برای سنجش تغییرات در قسمت‌های مختلف مغز و نوار مغزی برای سنجش فعالیت در بخش مشخصی از مغز استفاده می‌کنند تا نحوه تصمیم‌گیری مشتریان و قسمت‌های مرتبط به تصمیم‌گیری در مغز را مطالعه کنند. شرکت‌های بزرگ برای پیش‌بینی رفتار مشتری آزمایشگاه‌های فعال در حوزه نورومارکتینگ تأسیس کرده‌اند یا با بخش‌های دانشگاهی وارد تعامل شده‌اند.[۱][۲][۳]

در علوم رفتاری انجام تصدیق از طریق یک روش مهندسی و دقیق به عنوان یک خلاء همواره مطرح است، روشهای رایج در ارزیابی آمیخته بازاریابی قبل از تولید، تبلیغات و ...، دقیق، جامع و قابل اعتماد نبوده و همواره نتایج صحه گذاری از طریق روند فروش و بررسی رفتار مصرف کنندگان ضعف تصدیق را نشان می دهد که ماحصل این کمبود از دست دادن مشتری و هزینه های طراحی و تولید را بدنبال خواهد داشت، ولی حضور علم میان رشته ای بازاریابی عصب پایه یا نورومارکتینگ این خلاء را کاملا پوشش داده است. بازاریابی عصب پایه تلفیقی از علم بازاریابی و علم اعصاب است که با مطالعه مغز از طریق ابزارهای توسعه یافته هوش مصنوعی مطرح شده و با داده های دقیقی که ارائه می دهد به سرعت به عنوان یک رویکرد استراتژیک به منظور تحلیل رفتار مصرف کنندگان در سازمانهای مشتری مدار در حال رشد است. [۴]

نورومارکتینگ نوید دهنده نوع جدیدی از بازاریابی است که کاملاً ماهیت میان رشته‌ای دارد. جایی که علوم مدیریت، عصب شناسی، روانشناسی و شاید هم به نوعی هنر به هم پیوند می‌خورند.

به بیان ساده نورومارکتینگ پژوهش مبنایی رفتار مصرف‌کننده با استفاده از ابزار علمی مدرن و دقیق (به ویژه ابزار پزشکی) است.


کاربرد بازاریابی عصبی[ویرایش]

بازاریابی عصبی برای مصرف کنندگان و لذا برای برندها مفید است چون در این دوران به تشخیص این مسئله کمک می کند که منشاء واکنش واقعی مصرف کننده کجاست یعنی همان مغز او . بازاریابی عصبی در ارائه یک درونداد دیگر به تحلیل کمی و کیفی که هرگز دست از کامل شدن بر نمی دارد به پژوهش ها کمک می کند ، و فروشندگانی که می توانند به طور خلاقانه از این ساز و کار جدید استفاده کنند دچار نقص و کاستی استعداد نمی باشند. [۵]

با ردیاب چشم که یکی از مهمترین ابزارهای بازاریابی عصبی می باشد می توان اثربخشی تبلیغات را به لحاظ بصری بالا برد. [۶][۷][۸] همچنین از طریق الکتروانسفالوگرافی و رمزگشایی چهره می توان شناسایی دقیقی از عناصر هیجانی مصرف کنندگان داشت. [۹] ابراهای بازاریابی عصبی با توجه به دقت بالا و قدرت تفکیک پذیری این امکان را به محققین می دهند تا با توجه به هر متغیری بتوان تاثیر آن را بر مصرف کنندگان از طریق موقعیت یابی عصبی کشف نمود. [۱۰]

شاخت بیشتر مغز انسان[ویرایش]

مغز انسان از سه بخش مجزا اما به هم پیوسته تشکیل شده است.کشفیات اخیر در مغز انسان حاکی از آن است که انسان در تصمیم گیری از این سه بخش استفاده میکند.


۱-مغز جدید یا قشر مغز: این بخش از مغز داده های منطقی را پردازش میکند. و استنباط های خود را در اختیار دو بخش دیگر قرار میدهد.

۲-میان‌مغز: این ناحیه از مغز وظیفه پردازش هیجان و احساسات را بر عهده دارد. مغز میانی نیز حاصل کار خود را در اختیار دیگر اجزا قرار می دهد.

۳-مغز قدیم یا خزنده: این مغز، مغز جنگنده است. آن هم از این نظر که این مغز با مقوله بقای بشر و حفظ آن سر و کار دارد. و از این جهت به خزنده معروف که خزندگان به عنوان قدیمی ترین گونه زنده موجود در جهان، طی میلیون ها سال در تداوم حیات خود موفق عمل کرده اند.



مغز خزنده از دو مغز دیگر درونداد می گیرد اما تصمیم آخر را مغز خزنده می‌گیرد. تصمیم گیری این مغز بر اساس غرایزی مثل حفظ بقاست.


منابع[ویرایش]

  1. «آشنایی با فرایندهای اطلاعاتی ذهن، شما را به بازاریاب بهتری تبدیل می‌کند. بازاریابی عصبی». ماهنامه پیوست.
  2. «بازاریابی عصبی و تأثیر آن بر تصمیم‌های خرید». بازاریابی.
  3. «بازاریابی عصبی». دکتر احمد روستا.
  4. دکتر داود ساده. «نورومارکتینگ؛ خطای نزدیک‌بینی». اقتصاد نیوز. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۸-۱۵.
  5. پروفسور لئون زوراویکی (۱۳۹۲بازاریابی عصبی، ترجمهٔ دکتر کامبیز حیدرزاده و حسین علی سلطانی، نشر علم، ص. چاپ اول٫ تهران، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۲۲۴-۵۵۷-۴
  6. حسین آبادی ساده, داود; سعیدنیا, حمیدرضا; استایدل, پیتر; حیدرزاده, کامبیز (2018-09-10). "به‌کارگیری تئوری تعقیب بینایی یاربوس در تبلیغات و اثر آن بر حافظه". تازه های علوم شناختی. 20 (2): 31–39.
  7. حسین آبادی ساده, داود; سعیدنیا, حمیدرضا; استایدل, پیتر; حیدرزاده, کامبیز (2017-07-10). "مطالعه‌ی ‌نقش شعارهای اجتماعی در میزان توجه به تبلیغات محیطی به وسیله‌ی بررسی تعقیب بینایی". تازه های علوم شناختی. 19 (4): 10–19.
  8. ویدل، میچل؛ پیترز، ریک (۱۳۹۷). رفتار بصری مصرف کننده: ردیابی چشم برای بازاریابی بصری. ترجمه: دکتر داود ساده. تهران: نشر بازاریابی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۹۸۲-۸۴-۷.
  9. حسین آبادی ساده, داود; سعیدنیا, حمیدرضا; استایدل, پیتر; حیدرزاده, کامبیز (2018-08-23). "بررسی ارتباط بین هیجانات چهره و امواج الکتروعصبی مغز". فصلنامه علمی ـ پژوهشی عصب روانشناسی. 4 (13): 9–20. ISSN 2476-5023.
  10. ساده, داود; سعیدنیا, حمیدرضا; استایدل, پیتر; حیدرزاده, کامبیز (2019-07-10). "موقعیت‌یابی عصبی مسئولیت اجتماعی برند (BSR) با به کارگیری الکتروانسفالوگرافی". مجله علوم اعصاب شفای خاتم. 7 (3): 42–50. doi:10.29252/shefa.7.3.42.