پرش به محتوا

آتون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
آتون
قرص خورشید که پرتوهای نور آن به دستان انسانی ختم می‌شود
نگاره‌ای از آتون در دوره آمارنه
تکریم درآتون‌پرستی
مرکز فرهنگی غالباخِت‌آتون (محوطهٔ باستان‌شناسی تل العمارنه)
نمادقرص خورشید با پرتوهایی که به دستان انسانی ختم می‌شود
معبدهامعبد بزرگ آتون، معبد کوچک آتون

آتون (همچنین آتونُ یا آتِنُ؛ به زبان مصری باستان: [ˈjaːtin]) ایزدی خورشیدی در مصر باستان بود که در دورهٔ دودمان هجدهم و به‌ویژه در زمان آخناتون به‌عنوان خدای یگانهٔ رسمی کشور پرستش می‌شد.[۱] دورهٔ سلطنت آخناتون (۱۳۵۳ تا ۱۳۳۶ پیش از میلاد) و پرستش آتون، مشخصهٔ دوره‌ای از تاریخ مصر است که به آن دوره آمارنه گفته می‌شود.[۱]

با مرگ آخناتون، آیین آتون‌پرستی دوام نیاورد. اندکی پس از او، توت‌عنخ‌آمون، یکی از جانشینانش، پرستش خدایان دیگر از جمله آمون را احیا کرد و آتون را از جایگاه خدای یگانه کنار نهاد. در نگاره‌ها، آتون معمولاً به‌شکل قرص خورشیدی نمایش داده می‌شود که پرتوهایش به دستان انسانی ختم می‌شود.[۲]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]
«سرود بزرگ آتون» که از دیدگاه اخناتون نوشته شده‌است. نویسندهٔ سرود مورد بحث است. این متن در آرامگاه آیی در تل العمارنه یافت شده‌است. دوران پادشاهی نوین، اواخر دودمان هجدهم.

واژهٔ «آتون» در دوران پادشاهی کهن مصر، در اصل به‌صورت یک اسم به‌کار می‌رفت و معنای آن چیزی شبیه به «قرص» یا «دیسک» بود. این واژه برای اشاره به هر چیز گرد و تخت استفاده می‌شد، از جمله خورشید که در زبان مصریان باستان به آن «قرص روز» می‌گفتند. آنان باور داشتند که خدای خورشید، یعنی «رع»، در درون این قرص درخشان اقامت دارد و از آنجا بر جهان نور و زندگی می‌پراکند.[۳] به همین قیاس، گاهی از تعبیر «آتون نقره‌ای» نیز استفاده می‌کردند که به ماه اشاره داشت. این نام‌گذاری‌ها نشان می‌دهد که مصریان باستان میان خورشید و ماه نوعی ارتباط و شباهت نمادین قائل بودند؛ هر دو را همچون چشمان آسمانی می‌دیدند که یکی در روز و دیگری در شب بر جهان می‌تابد.[۴]

در تصاویر برجسته‌ای که از آتون ساخته شده‌اند — چه نقش‌برجسته‌های کم‌عمق و چه برجسته‌تر — خورشید یا همان آتون معمولاً با سطحی خمیده و کروی نشان داده می‌شود، نه کاملاً تخت. به همین دلیل، پژوهشگر شناخته‌شده و فقید «هیو نیبلی» باور داشت که ترجمه‌ی درست‌تر واژه‌ی آتون نباید «دیسک» (به‌معنای صفحه‌ی تخت) باشد، بلکه باید آن را چیزی شبیه به «گوی»، «کُره» یا «کره‌ی نورانی» ترجمه کرد. او معتقد بود این ترجمه بهتر نشان می‌دهد که آتون در نگاه مصریان باستان، نه فقط یک خورشید تخت در آسمان، بلکه نوعی موجود یا نماد الهی با شکلی سه‌بعدی و زنده بوده است.[۵]

خواستگاه

[ویرایش]

آتون، «قرص درخشان خورشید»، در آغاز نه به‌عنوان خدایی مستقل، بلکه به‌عنوان یکی از جلوه‌ها و چهره‌های خدای بزرگ خورشید، یعنی «رع»، در دین سنتی مصر باستان شناخته می‌شد. مصریان باستان خورشید را سرچشمهٔ زندگی، گرما و نظم می‌دانستند و آتون را نمادی از این نیرو می‌پنداشتند که از دل آسمان بر جهان می‌تابد.[۶] در باور کهن مصریان، آتون برخلاف بسیاری از ایزدان دیگر، اسطورهٔ زایش، نسب یا خانوادهٔ خدایان ویژهٔ خود را نداشت؛ با این حال، نام او در متون مقدس چون کتاب مردگان آمده است، که نشان می‌دهد از جایگاهی معنوی و مقدس برخوردار بوده است. نخستین اشارهٔ شناخته‌شده به آتون به‌عنوان «قرص خورشید» در داستان سینوهه، متعلق به دوران دودمان دوازدهم مصر دیده می‌شود. در این روایت، پادشاه درگذشته به‌صورت خدایی توصیف می‌شود که پس از مرگ به آسمان‌ها عروج می‌کند و «با قرص خورشید یکی می‌شود؛ کالبد ایزدی‌اش با آفرینندهٔ خود درمی‌آمیزد». این توصیف، نمادی از یگانگی روح پادشاه با نیروی آفرینش و روشنایی جاودانه است.[۷][۸]

در دوران فرمانروایی آمنحتپ سوم، پرستش آتون رونق بیشتری یافت و پرستشگاه‌هایی برای گرامی‌داشت او ساخته شدند. اما این آیین در زمان جانشینش، آخناتون (آمنحتپ چهارم)، به اوج خود رسید. آخناتون دست به اصلاحات دینی گسترده‌ای زد و آتون را به‌عنوان تنها خدای راستین معرفی کرد؛ خدایی که سرچشمهٔ همهٔ حیات و آفرینش است. او حتی نام خود را از «آمنحتپ» به «آخناتون» تغییر داد که به معنای «سودمند برای آتون» است، تا وابستگی کاملش به این ایزد را نشان دهد. با این حال، شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که در میان مردم عادی، باورها و آیین‌های سنتی به‌کلی از میان نرفت. گرچه پرستش رسمی خدایان دیگر مانند آمون، ازیریس و ایزیس ممنوع شده بود و معابدشان بسته شدند، اما مصریان همچنان در خانه‌های خود به‌طور پنهانی آن خدایان را نیایش می‌کردند.[۶] کتیبه‌ها و سرودهایی چون «سرود بزرگ آتون»، که در آرامگاه‌ها و معابد دوران آخناتون یافت شده‌اند، آتون را به‌عنوان آفرینندهٔ همهٔ موجودات، بخشندهٔ زندگی و نیرویی توصیف می‌کنند که روح و حیات را به تمام جهان می‌بخشد. در این سرودها، آتون نه تنها خورشید آسمانی، بلکه نماد نظم کیهانی و محبت الهی است که هم بر مصر و هم بر ملت‌های دوردست می‌تابد.[۹]

پرستش

[ویرایش]
کتیبه‌ای از آرامگاه سلطنتی آمارنا که آخناتون، نفرتیتی و دو دخترشان (پوشیده) را در حال پرستش آتون نشان می‌دهد. پادشاهی نو، دودمان هجدهم. آمارنا، مصر. موزهٔ مصر، قاهره.

مرکز اصلی پرستش آتون در شهر پایتختی قرار داشت که اخناتون آن را بنا نهاد و آخت‌آتون (به معنای «افق آتون») نام گرفت،[۱۰] اگرچه نشانه‌هایی از پرستش آتون در تبس و هلیوپولیس نیز یافت شده‌است. استفاده از آمارنا به‌عنوان پایتخت و مرکز مذهبی دوره‌ای کوتاه داشت و پس از مرگ اخناتون رها شد.[۱۱] کتیبه‌هایی که بر روی سنگ‌های یادبود مرزی شهر یافته شده و به آخناتون نسبت داده می‌شوند، نشان می‌دهند که او خواهان ساخت شهری ویژه برای پرستش آتون بوده و این شهر را به خدای خورشید تقدیم کرده‌است، در حالی که نقش خاندان سلطنتی در پرستش آتون نیز در آنها برجسته شده‌است.[۱۲]

اصول و آیین‌های پرستش آتون بیشتر از طریق کتیبه‌ها و نقش‌برجسته‌هایی شناخته شده‌اند که در معابد و آرامگاه‌های دوران آخناتون به‌دست آمده‌اند. برخلاف معابد سنتی مصر که ساختارشان بر پایهٔ تاریکی و رازآمیزی استوار بود و هرچه به درون می‌رفتند، فضا بسته‌تر، سایه‌دارتر و محراب‌ها پنهان‌تر می‌شدند، معابد آتون کاملاً روباز و بدون سقف طراحی می‌شدند. هدف از این ساختار متفاوت، آن بود که پرتوهای خورشید — که خود مظهر آتون به‌شمار می‌رفت — مستقیماً وارد معبد شوند و فضای پرستش را با نور سرشار سازند. به‌این‌ترتیب، حضور آتون نه از طریق مجسمه یا تصویر، بلکه از طریق تابش واقعی خورشید احساس می‌شد.[۱۳] در پرستش آتون هیچ تندیس یا پیکره‌ای از او ساخته نمی‌شد، زیرا ساخت تصویر از آتون، نوعی بت‌پرستی تلقی می‌گردید.[۱۴] به جای آن، هنرمندان مصری آتون را به‌صورت قرص درخشان خورشید با پرتوهایی نشان می‌دادند که در انتهای هر پرتو، نشانه‌ای از عنخ — یعنی «دم یا نیروی زندگی» — دیده می‌شد. این پرتوها اغلب به سوی چهرهٔ آخناتون، همسرش نفرتیتی، و فرزندانشان کشیده شده‌اند، گویی آتون به آن‌ها زندگی و برکت عطا می‌کند. در مقایسه با دوران پیش و پس از اصلاحات آخناتون، نقش کاهنان محدودتر بود، زیرا نذورات تنها شامل میوه، گل و شیرینی بود و نیازی به غیب‌گویی یا پیشگویی وجود نداشت.[۱۵]

اخناتون در حال قربانی کردن اردک. پادشاهی نو، دودمان هجدهم. موزهٔ متروپولیتن هنر، نیویورک.

در پرستش آتون، بسیاری از آیین‌ها و تشریفات سنتی که در دین مصر باستان رواج داشت، کنار گذاشته شد. در معابد خدایان پیشین، معمول بود که کاهنان هر روز پیکرهٔ الهی را شست‌وشو و تطهیر کنند، بدنش را با روغن‌های معطر تدهین نمایند و سپس با جامه‌ها و زیورهای مقدس او را بیارایند. اما در معابد آتون چنین آیین‌هایی دیگر اجرا نمی‌شد، زیرا آتون نه در قالب تندیس، بلکه در خودِ خورشید و نورش حضور داشت و نیازی به پوشاندن، آراستن یا جابه‌جایی نداشت. به‌جای آن، مراسمی ساده‌تر اما نمادین‌تر برگزار می‌شد. بر روی قربانگاه‌های روباز، نذوراتی از قبیل گوشت، میوه، نان، شراب و بخور خوش‌بو قرار داده می‌شد تا در برابر تابش مستقیم خورشید تقدیم آتون گردد.[۱۶] در نقش‌برجسته‌ها و نگاره‌های به‌جامانده از این دوران، آخناتون معمولاً در حال تقدیم این نذورات به آتون دیده می‌شود. او اغلب با عصای سلطنتی و تاج مخصوص خود ایستاده و پرتوهای خورشید بر سر و دست او تابیده‌اند. این تصاویر نماد ارتباط مستقیم میان پادشاه و نیروی آفرینش الهی بودند؛ گویی خود فرعون واسطه‌ای زنده میان زمین و آسمان است.[۱۷] به‌جای آیین مشهور «قایق مقدس» — که در آن تندیس خدایان را بر قایق‌های زرین می‌نهادند و در میان مردم می‌گرداندند — خانوادهٔ سلطنتی خود با ارابه در جشن‌ها و مراسم حرکت می‌کردند. این تغییر، بیانگر تمرکز پرستش بر شخص آخناتون و خانواده‌اش بود که به‌عنوان نزدیک‌ترین انسان‌ها به آتون شناخته می‌شدند.[۶] به‌جای آیین مشهور «قایق مقدس» — که در آن تندیس خدایان را بر قایق‌های زرین می‌نهادند و در میان مردم می‌گرداندند — خانوادهٔ سلطنتی خود با ارابه در جشن‌ها و مراسم حرکت می‌کردند. این تغییر، بیانگر تمرکز پرستش بر شخص آخناتون و خانواده‌اش بود که به‌عنوان نزدیک‌ترین انسان‌ها به آتون شناخته می‌شدند.[۱۸]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 Van de Mieroop, Marc (2011). "The Amarna Revolution and the Late 18th Dynasty (ca. 1390–1295 BCE)". A History of Ancient Egypt. Wiley-Blackwell. ISBN 978-1-405-16070-4.
  2. Wilkinson, Richard H. (2003). The Complete Gods and Goddesses of Ancient Egypt. Thames & Hudson. p. 28. ISBN 978-0-500-05120-7.
  3. Redford, Donald B. (1984). Akhenaten, the Heretic King. Princeton: Princeton University Press. pp. 170–172. ISBN 0-691-03567-9.
  4. Fleming, Fergus; Lothian, Alan (2003). The Way to Eternity: Egyptian Myth. Duncan Baird Publishers. p. 52. ISBN 0-7607-3930-7.
  5. Khamneipur, Abolghassem (2015). Zarathustra: Myth, Message, History. Victoria, BC, Canada: Friesen Press. p. 81. ISBN 978-1-4602-6881-0.
  6. 1 2 3 Christie, Jessica Joyce (2016), "Akhenaten's Amarna in New Kingdom Egypt: Relations of Landscape and Ideology", Political Landscapes of Capital Cities, University Press of Colorado, pp. 25–64, doi:10.5876/9781607324690.c001, ISBN 9781607324690 {{citation}}: |access-date= requires |url= (help)
  7. Wilkinson, Richard H. (2003). The Complete Gods and Goddesses of Ancient Egypt. Thames & Hudson. pp. 236–240. ISBN 0-500-05120-8.
  8. Lichtheim, Miriam (1980). Ancient Egyptian Literature. Vol. 1. p. 223.
  9. Lichtheim, Miriam (2006). "The Great Hymn to the Aten". Ancient Egyptian Literature: A Book of Readings. Vol. III, The Late Period. University of California Press. pp. 104–108. ISBN 978-0-520-93307-1.
  10. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :5 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  11. "Excavating Amarna– Archaeology Magazine Archive". archive.archaeology.org. Retrieved 10 March 2023.
  12. Lichtheim, Miriam; Hans-Werner Fischer-Elfert (2006). "The Later Boundary Stelae of Amenhotep IV Akhenaten". Ancient Egyptian literature: a book of readings. Volume II, The New Kingdom. Berkeley: University of California Press. pp. 61–63. ISBN 978-0-520-93306-4. OCLC 778435126.
  13. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :6 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  14. "Aten, God of Egypt". Retrieved 24 February 2023.
  15. Alchin, Linda. "Aten". Retrieved 24 February 2023.
  16. Steves, Anna. "Akhenaten, Nefertiti & Aten: From Many Gods to One". arce.org (به انگلیسی). Retrieved 2 March 2023.
  17. David, Arlette (2016). "Akhenaten as the Early Morning Light: Revisiting the 'Consecration' Ritual in Amarna". Journal of the American Research Center in Egypt. 52 (1): 91–99. doi:10.5913/jarce.52.2016.a005. ISSN 0065-9991.
  18. Pasquali, Stéphane (2011). "A sun-shade temple of Princess Ankhesenpaaten in Memphis?". The Journal of Egyptian Archaeology. 97 (1): 216–222. doi:10.1177/030751331109700118. ISSN 0307-5133. S2CID 194880030.