خنوم
| خنوم | |
|---|---|
| |
خنوم، ایزد مصر باستان با سرِ قوچ، که انسانها و کای آنان را بر چرخ سفالگری خود میآفریند. | |
| مرکز فرهنگی غالب | الفانتین, اِسنا |
| نماد | چرخ سفالگری |
| همسر | حِکِت، ساتیس، نیت، مِنهیت، نِبتووی |
| زادگان | هِکا، سرکت، اَنُوکِت، رَع |
| همتایان | |
| همتای مصر سفلی | بانبتد |
خنوم (هیروگلیف مصری: 𓎸𓈖𓏏𓅱𓌙) یکی از ایزدان کهن و مهم دین مصر باستان بود که بیش از همه با آفرینش، سرچشمهٔ نیل و شکلگیری جسم انسان ارتباط داشت. او معمولاً بهصورت مردی با سر قوچ یا به شکل قوچ تصویر میشد و یکی از شناختهشدهترین ویژگیهای اسطورهای او، آفرینش انسانها بر روی چرخ سفالگری بود. بر پایهٔ سنتهای مذهبی مصر، خنوم بدن انسان و گاه «کا»، یعنی یکی از عناصر حیاتی شخصیت انسان، را از گل یا خاک شکل میداد.[۱][۲]
خنوم بهویژه با منطقهٔ آبشار نخست نیل و جزیرهٔ الفانتین پیوند داشت. مصریان سرچشمهٔ آبهای نیل را در نواحی جنوبی مصر تصور میکردند و خنوم بهعنوان یکی از ایزدان مرتبط با کنترل و رهاسازی آبهای نیل اهمیت فراوانی یافت. در سنتهای الفانتین، او میتوانست بهعنوان نگهبان سرچشمهٔ رود و نیرویی که سیلاب سالانه را پدید میآورد شناخته شود؛ موضوعی که اهمیت او را با کشاورزی و تداوم زندگی در مصر پیوند میداد.[۱][۳] نقش خنوم در آفرینش تنها به انسان محدود نبود. در برخی سنتهای محلی، او بهعنوان آفرینندهٔ ایزدان و موجودات جهان نیز شناخته میشد و لقبهایی مانند «پدرِ پدران» و «آفرینندهٔ انسانها» به او داده میشد. این جنبهٔ شخصیت او بهویژه در الهیات محلی شهر اِسنا گسترش یافت؛ جایی که خنوم در مرکز نظام پیچیدهای از روایتهای آفرینش قرار گرفت و بهعنوان نیرویی که جهان و موجودات آن را پدید میآورد، مورد ستایش قرار میگرفت.[۴][۵]
خنوم همچنین با چندین ایزدبانوی مهم ارتباط داشت و سنتهای مربوط به خانوادهٔ او در مناطق مختلف مصر یکسان نبود. در الفانتین، او معمولاً همراه با ساتت و عنوکت در مجموعهای از ایزدان مرتبط با آبشار نخست و رود نیل ظاهر میشد؛ در حالی که در برخی مراکز دیگر، روابط او با ایزدبانوانی مانند نیت اهمیت پیدا میکرد. این تفاوتها نشان میدهد که شخصیت خنوم در سنتهای محلی مصر به شکلهای گوناگون گسترش یافته بود.[۱][۲]
پرستش خنوم سابقهای بسیار طولانی داشت و از دورههای کهن تاریخ مصر تا دوران یونانی و رومی ادامه یافت. اهمیت او در دورههای مختلف تغییر کرد، اما ارتباط بنیادیاش با آفرینش و نیل باعث شد که همچنان یکی از ایزدان مهم دین مصر باقی بماند. معابد و مراکز مذهبی او در الفانتین، اِسنا و چندین منطقهٔ دیگر مصر فعال بودند و در دورههای متأخر، الهیات او حتی بیش از پیش گسترش یافت.[۱][۴]
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]نام خنوم در زبان مصر باستان به صورت 𓎸𓈖𓏏𓅱𓌙 نوشته میشد و در پژوهشهای مصرشناسی معمولاً به صورت «خنوم» بازسازی میشود. واکههای زبان مصر باستان بهطور کامل در خط هیروگلیفی نوشته نمیشدند، بنابراین تلفظ دقیق نام در دورههای مختلف تاریخی را نمیتوان مستقیماً از شکل نوشتاری آن به دست آورد.[۶][۷]
دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ «خنوم» چند دیدگاه مطرح شده است. نشانهٔ هیروگلیفی خنِم (𓎸) که اغلب در نوشتن نام خنوم به کار میرود، از واژهٔ خِنِمِت گرفته شده است که به معنای «چاه» یا «چشمه» بوده است. یکی از دیدگاههای جدید، نام او را به ریشهای سامی مرتبط با واژهٔ «قوچ» میداند و این ارتباط را با شمایلنگاری بسیار کهن خنوم به صورت قوچ مرتبط میکند. با این حال، این تحلیل قطعی نیست و در پژوهشهای مربوط به زبان مصر باستان، ریشهشناسی نام خنوم همچنان محل بحث است.[۷] دیدگاهی دیگر نام خنوم را با ریشهٔ مصریِ مرتبط با مفهوم «پیوستن» یا «متصل کردن» ارتباط میدهد. این تفسیر گاه با نقش خنوم بهعنوان آفریننده و شکلدهنده مرتبط شده است؛ اما نباید آن را معنای قطعی و پذیرفتهشدهٔ نام دانست، زیرا رابطهٔ دقیق میان نام خدا و این ریشهٔ واژگانی همچنان مورد اختلاف است.[۶][۷]
با گذشت زمان، واژهٔ مصری خِنِم پدید آمد که به معنای «شکل دادن» یا «ساختن» بود و با تواناییهای ایزدی خنوم در آفرینش ارتباط داشت. نام خنوم در نام برخی از پادشاهان مصر نیز دیده میشود. مشهورترین نمونه، نام کامل خوفو است که در شکل کامل خود به معنای «خنوم، او مرا حفظ میکند» تفسیر شده است. این کاربرد نشان میدهد که نام خنوم دستکم از دورهٔ پادشاهی کهن در ترکیبات نامی سلطنتی حضور داشته و در آن زمان از اهمیت مذهبی برخوردار بوده است.[۸]
اسطورهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
مهمترین روایت مربوط به خنوم، آفرینش انسان بر چرخ سفالگری است. بر اساس این باور، خنوم گل یا لای نیل را بر چرخ خود قرار میداد و بدن انسان را با دستانش شکل میداد. در برخی سنتها، او افزون بر بدن، «کا»ی انسان را نیز میآفرید؛ یعنی نیروی حیاتی و یکی از اجزای اساسی وجود فرد را در کنار جسم او قرار میداد.[۲][۱] برخلاف بسیاری از روایتهای آفرینش که بر یک رویداد نخستین و آغازین تمرکز دارند، الهیات خنوم بر آفرینش مداوم تأکید میکند. چرخ سفالگری او هر روز میچرخد و موجودات تازهای شکل میگیرند. این تصور با چرخهٔ تولد، رشد، مرگ و تجدید حیات در جهان طبیعی هماهنگ بود و به خنوم اجازه میداد که هم با آغاز آفرینش و هم با ادامهٔ آن ارتباط داشته باشد.[۴][۲] خنوم همچون سفالگری الهی، مادهٔ خام را به موجودی دارای شکل و کارکرد تبدیل میکند. این تصویر همچنین با محیط طبیعی حوزهٔ نیل ارتباط داشت، زیرا گل و لای حاصل از طغیان رودخانه یکی از مواد اساسی زندگی و کشاورزی مصر بود. از این رو، آفرینش انسان به دست خنوم با نیروی زندگیبخش آب و زمین نیز ارتباط پیدا میکرد.[۱][۴]
این آفرینش یک رویداد صرفاً مربوط به آغاز جهان نبود. در برخی روایتهای مربوط به آفرینش، نقش خنوم تا مرحلهٔ تولد انسان نیز ادامه پیدا میکند. او نهتنها بدن کودک و «کا»ی او را شکل میدهد، بلکه در فرایند رشد جنین و تولد نیز نقش دارد. در این زمینه، خنوم با ایزدبانوی حکَت نیز ارتباط پیدا میکند؛ حکت از ایزدان مرتبط با زایش بود و در روایتهای مربوط به تولد، نیروی حیاتبخش را به موجودی که خنوم شکل داده بود میبخشید.[۴][۹]

نقش آفرینندهٔ خنوم در برخی سنتها از انسان فراتر میرفت. در متون دورهٔ متأخر و بهویژه نوشتههای معبد اِسنا، خنوم آفرینندهٔ ایزدان و موجودات گوناگون جهان نیز معرفی میشود. در یکی از صورتهای این الهیات، خنوم همانگونه که انسانها را بر چرخ خود شکل میدهد، ایزدان را نیز پدید میآورد. ازاینرو، لقبهایی مانند «آفرینندهٔ آفرینندگان» برای او به کار میرفت که جایگاهش را در میان خدایان آفریننده نشان میداد.[۴][۶] در یکی از این سنتها، او در الفانتین بهعنوان تجلی «با»ی رع و در اِسنا بهعنوان «با»ی شو معرفی میشود و در هر دو حالت همچنان نقش آفریننده و شکلدهنده را حفظ میکند. این انعطاف در الهیات مصر به خنوم اجازه میداد که با نظامهای کیهانشناختی مختلف پیوند پیدا کند، بدون آنکه نقش اصلی او بهعنوان آفرینندهٔ موجودات از میان برود.[۴][۱۰] در برخی متون اسنا، خنوم همچنین آفرینندهٔ جانوران، گیاهان، مواد معدنی و دیگر عناصر جهان معرفی میشود.[۱۰][۶]
یکی از قدیمیترین و مهمترین جنبههای اسطورهشناسی خنوم، ارتباط او با نیل و بهویژه منطقهٔ آبشار نخست در جنوب مصر بود. مصریان سرچشمهٔ آبهای نیل را در نواحی الفانتین و اطراف آبشار نخست تصور میکردند و خنوم در این منطقه بهعنوان سرور آبها و نگهبان سرچشمهٔ رودخانه شناخته میشد. آبهای نیل که هر سال سرزمین مصر را فرا میگرفتند، گل و لای حاصلخیز به همراه میآوردند و از این راه اساس کشاورزی و زندگی در درهٔ نیل را فراهم میکردند.[۱][۱۰] در سنت مذهبی الفانتین، خنوم با دو ایزدبانو، ساتت و عنوکت، در مجموعهای الهی قرار داشت. این سه ایزد با آبشار نخست، مرز جنوبی مصر و طغیان نیل ارتباط داشتند. در این نظام، ساتت و خنوم هر دو با نیروی آب و سیلاب ارتباط داشتند، در حالی که خنوم بهطور خاص با سرچشمهٔ رود و کنترل آبهای آن پیوند مییافت.[۱][۲] برخی روایتهای متأخر، سرچشمهٔ آبهای نیل را به شکلی اسطورهای در زیر یا درون جزیرهٔ الفانتین تصور میکردند. در این تصور، آبهای نهفته در ژرفای زمین از غارها یا شکافهای مقدس بیرون میآمدند و سپس به سوی شمال جریان مییافتند. خنوم بهعنوان نگهبان این سرچشمه، نقشی اساسی در تنظیم جریان آب و در نتیجه در باروری مصر داشت.[۴][۱]
ارتباط با دیگر ایزدان
[ویرایش | اشتراکگذاری]
مهمترین خانوادهٔ الهی مرتبط با خنوم، سهگانهٔ الفانتین بود که از خنوم، ساتیس و آنوکت تشکیل میشد. در این سنت، خنوم معمولاً ایزد پدر، ساتیس همسر او و آنوکت دختر آنان به شمار میرفت. این سهگانه با منطقهٔ آبشار نخست، جزیرهٔ الفانتین و آبهای نیل پیوند داشت و روابط خانوادگی آنان بازتابی از اهمیت نیل و نیروهای طبیعی مرتبط با این ناحیه در دین محلی مصر بود.[۱][۲]
بااینحال، روابط خانوادگی خنوم در سراسر مصر یکسان نبود و در مراکز مذهبی مختلف، ایزدبانوان متفاوتی در کنار او قرار میگرفتند. یکی از مهمترین این ایزدبانوان نیت بود. در الهیات محلی اِسنا، خنوم و نیت بهعنوان یک زوج الهی برجسته ظاهر شدند و هر دو با آفرینش جهان و پیدایش موجودات ارتباط پیدا کردند. در این سنت، خنوم جنبهای از نیروی آفرینندهٔ مذکر و نیت جنبهای از قدرت آفرینندهٔ مؤنث را نمایندگی میکرد.[۴][۱۰]
نِبتووی نیز از ایزدبانوانی بود که در سنتهای محلی، بهویژه در ارتباط با خنوم، اهمیت پیدا کرد. او در برخی مراکز مذهبی بهعنوان همسر خنوم شناخته میشد و بخشی از شبکهٔ پیچیدهٔ روابط خانوادگی و الهیاتی پیرامون این ایزد را تشکیل میداد. جایگاه نِبتووی بیش از همه به سنتهای محلی وابسته بود و نباید رابطهٔ او با خنوم را به همهٔ مناطق و دورههای مصر تعمیم داد.[۶][۱] در برخی سنتها، خنوم با حکت نیز ارتباط داشت. حکت ایزدبانویی مرتبط با باروری، زایش و تولد بود و پیوند او با خنوم به نقش مشترک آنان در آفرینش و پیدایش زندگی مربوط میشد. بااینحال، هکت را نمیتوان در همهٔ سنتها همسر خنوم دانست؛ رابطهٔ میان این دو بیشتر در چارچوب روایتهای مربوط به شکلگیری بدن، تولد و بخشیدهشدن نیروی زندگی اهمیت پیدا میکرد.[۲][۱۱]
شمایلنگاری
[ویرایش | اشتراکگذاری]خنوم در شمایلنگاری مصر باستان بیش از همه بهصورت مردی با سر قوچ شناخته میشود. این ویژگی، که با نام و هویت او در بسیاری از مراکز پرستشش پیوند داشت، مهمترین نشانهٔ تصویری خنوم بود. بااینحال، نوع قوچی که برای نمایش او به کار میرفت در دورهها و مناطق مختلف میتوانست متفاوت باشد و شمایلنگاری ایزدان قوچپیکر مصر نیز همواره کاملاً یکسان نبود.[۱][۱۲] در بیشتر تصاویر، خنوم بدن انسانی داشت و سر او به شکل سر قوچ نشان داده میشد. او معمولاً تاجها و پوششهای گوناگونی بر سر داشت که یکی از مهمترین آنها تاجی متشکل از شاخهای قوچ، قرص خورشید و عناصر دیگری از تاجهای سلطنتی و الهی بود. تنوع این تاجها بازتابدهندهٔ جایگاههای مختلف خنوم در سنتهای محلی و پیوند او با دیگر ایزدان بود.[۱][۶]
خنوم گاه بهصورت قوچی کامل نیز تصویر میشد. قوچ در دین مصر باستان نمادی مهم از نیروی باروری، توان زایندگی و قدرت به شمار میرفت و همین ویژگیها با شخصیت خنوم بهعنوان آفریننده و شکلدهندهٔ موجودات هماهنگی داشتند. بااینحال، نباید همهٔ تصاویر قوچ در هنر مصر را به خنوم نسبت داد، زیرا چندین ایزد مهم دیگر نیز با این حیوان ارتباط داشتند.[۱۲][۱]

یکی از مهمترین ویژگیهای شمایلنگاری خنوم، نمایش او در حال کار با چرخ سفالگری است. در این صحنهها، خنوم پشت چرخ مینشیند و بدن انسان را از مادهای گلین شکل میدهد. در برخی نمونهها، او همزمان پیکرهٔ انسان و «کا»ی او را میسازد. این تصویر، مشهورترین بازنمایی نقش خنوم بهعنوان آفریننده است و بهویژه در صحنههای مربوط به تولد الهی پادشاهان اهمیت پیدا کرده است.[۹][۲] در نقشبرجستههای مربوط به تولد الهی حتشپسوت در معبد دیرالبحری، خنوم در حال شکل دادن بدن کودک و «کا»ی او بر چرخ سفالگری دیده میشود. این صحنه یکی از روشنترین نمونههای شمایلنگاری آفرینندهٔ خنوم است و نقش او را در مشروعیتبخشی الهی به تولد و سلطنت پادشاه نشان میدهد.[۱۳][۹]
خنوم معمولاً عصای واس، نماد قدرت و فرمانروایی، و گاه عنخ، نماد زندگی، را نیز در دست دارد. این عناصر در شمایلنگاری بسیاری از ایزدان مصر دیده میشوند، اما در مورد خنوم با نقش او بهعنوان آفریننده و بخشندهٔ زندگی ارتباط معنایی ویژهای پیدا میکنند.[۱۴][۱۲] در برخی تصاویر، خنوم با ویژگیهایی مرتبط با نیل و آبهای نخستین ظاهر میشود. این جنبه از شمایلنگاری او با نقش مذهبیاش در الفانتین و ارتباطش با سرچشمهٔ رود نیل پیوند دارد. بااینحال، برخلاف چرخ سفالگری و سر قوچ، عناصر مربوط به آب همیشه جزء ثابت تصویر او نیستند و بیشتر به زمینهٔ محلی یا مضمون صحنه بستگی دارند.[۱][۲]
در دورههای متأخر، بهویژه در کتیبهها و نقشبرجستههای معبد اِسنا، شمایلنگاری خنوم پیچیدهتر شد. در این آثار، تاجها، لقبها و ویژگیهای او میتوانستند با نقش گستردهترش بهعنوان ایزد آفریننده و ارتباطش با دیگر نیروهای کیهانی هماهنگ شوند. با وجود این تنوع، هویت تصویری اصلی او همچنان حفظ شد و سر قوچ مهمترین نشانهٔ تشخیص خنوم باقی ماند.[۴][۱۰][۱۲]
جایگاه دینی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
خنوم از ایزدان بسیار کهن دین مصر باستان به شمار میرفت، اما تعیین زمان دقیق پیدایش آیین او دشوار است؛ زیرا میان شکلگیری یک باور مذهبی و نخستین گواهیهای مکتوب یا باستانشناختی آن فاصلهای ممکن است وجود داشته باشد. بااینحال، شواهد موجود نشان میدهند که خنوم دستکم از دوران پادشاهی کهن در سنت دینی مصر جایگاهی شناختهشده داشته است و پیوند او با منطقهٔ آبشار نخست و جزیرهٔ الفانتین احتمالاً ریشههای بسیار کهنی دارد.[۱][۲]
یکی از نخستین نشانههای اهمیت خنوم را میتوان در نامهای شخصی و سلطنتی یافت. نام او در ترکیبات نامی پادشاهان و افراد ظاهر میشود و مشهورترین نمونه، نام کامل فرعون خوفو، پادشاه دودمان چهارم، است که در مصر باستان به صورت «خنوم-خوفو» نوشته میشد و معمولاً به معنای «خنوم از من محافظت میکند» یا «خنوم مرا حمایت میکند» تفسیر شده است. حضور نام خنوم در نام یکی از برجستهترین پادشاهان پادشاهی کهن نشان میدهد که این ایزد در آن دوره از اهمیت مذهبی قابلتوجهی برخوردار بوده است.[۸][۱]
خنوم همچنین در متون اهرام، که کهنترین مجموعهٔ بزرگ نوشتههای دینی باقیمانده از مصر باستان هستند، حضور دارد. در این متون، او در میان ایزدان مرتبط با آفرینش، پادشاه و نیروهای کیهانی ظاهر میشود. بااینحال، نقش او در متون اهرام هنوز به اندازهٔ الهیات متأخر اِسنا گسترده و نظاممند نیست؛ بسیاری از جنبههای مشهور شخصیت خنوم، از جمله تصویر تفصیلی او بهعنوان آفرینندهٔ انسان بر چرخ سفالگری، در سنتها و متون دورههای بعد روشنتر و توسعهیافتهتر شدهاند.[۱۵][۲]

مرکز اصلی و کهن پرستش خنوم الفانتین، جزیرهای در نزدیکی آبشار نخست نیل، بود. موقعیت جغرافیایی این منطقه اهمیت فراوانی در شکلگیری شخصیت مذهبی خنوم داشت. آبشار نخست یکی از مهمترین مرزهای طبیعی مصر و نوبیه به شمار میرفت و در اندیشهٔ مصریان باستان، ناحیهٔ جنوبی نیل با سرچشمه و پیدایش آبهای رود ارتباط پیدا میکرد. به همین دلیل، خنوم بهتدریج به ایزدی مرتبط با کنترل، رهاسازی و نیروی زندگیبخش آبهای نیل تبدیل شد.[۱][۳] یکی دیگر از عوامل مهم در گسترش پرستش خنوم، نقش الفانتین بهعنوان مرکز اداری و مذهبی در مرز جنوبی مصر بود. این جزیره در طول تاریخ مصر محل ارتباط و تبادل میان مصر و نوبیه بود و اهمیت سیاسی و اقتصادی آن باعث شد که ایزدان محلی آن نیز جایگاهی فراتر از یک پرستشگاه کوچک محلی پیدا کنند. خنوم بهویژه از طریق ارتباط با نیل و آفرینش، توانست در مناطق دیگری از مصر نیز وارد سنتهای مذهبی شود.[۳][۱]
باوجود پیوند بنیادی خنوم با الفانتین، پرستش او به این منطقه محدود نماند. در دورههای بعد، مراکز مهم دیگری، بهویژه اِسنا در مصر علیا، به گسترش الهیات او کمک کردند. در اِسنا، خنوم به یکی از مهمترین ایزدان آفریننده تبدیل شد و کاهنان این شهر سنتهای مربوط به شکلدادن انسان، آفرینش جهان و رابطهٔ خنوم با دیگر ایزدان را در قالب نظامی گستردهتر توسعه دادند. این گسترش نشان میدهد که شخصیت خنوم از یک ایزد پیوندخورده با محیط خاص آبشار نخست، به یکی از ایزدان مهم آفریننده در دین گستردهتر مصر تبدیل شد.[۴][۱۰]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 Wilkinson 2003, pp. 193–195.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Pinch 2002, pp. 111–113.
- 1 2 3 Baines & Málek 2000, pp. 28–30.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Sauneron 1962, pp. 17–25.
- ↑ Leitz 2014, pp. 1–12.
- 1 2 3 4 5 6 Leitz 2002.
- 1 2 3 von Pilgrim 2012.
- 1 2 Leprohon 2013, p. 35.
- 1 2 3 Dorman 1985, pp. 95–96.
- 1 2 3 4 5 6 Hallof 2011.
- ↑ Wilkinson 2003, pp. 110–112.
- 1 2 3 4 Hart 2005, pp. 89–91.
- ↑ Wilkinson 1994, pp. 26–27.
- ↑ Allen 2005, pp. 7–10.
منابع و برای مطالعه بیشتر
[ویرایش | اشتراکگذاری]Wilkinson، Richard H. (۲۰۰۳). The Complete Gods and Goddesses of Ancient Egypt. London: Thames & Hudson.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Pinch، Geraldine (۲۰۰۲). Egyptian Mythology: A Guide to the Gods, Goddesses, and Traditions of Ancient Egypt. Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Baines، John؛ Málek، Jaromír (۲۰۰۰). Cultural Atlas of Ancient Egypt. New York: Checkmark Books.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Sauneron، Serge (۱۹۶۲). L'Égypte de l'Antiquité.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Leitz، Christian (۲۰۰۲). Lexikon der ägyptischen Götter und Götterbezeichnungen. Leuven: Peeters.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
von Pilgrim، Cornelius (۲۰۱۲). «Khnum». The Encyclopedia of Ancient History: ۳۷۴۵–۳۷۴۷.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Leprohon، Ronald J. (۲۰۱۳). The Great Name: Ancient Egyptian Royal Titulary. Atlanta: Society of Biblical Literature. شابک ۹۷۸۱۵۸۹۸۳۷۶۷۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Hallof، Jochen (۲۰۱۱). «Esna». UCLA Encyclopedia of Egyptology.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Hart، George (۲۰۰۵). The Routledge Dictionary of Egyptian Gods and Goddesses. London: Routledge.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Naville، Édouard (۱۸۹۴). Ahnas el Medineh (Heracleopolis Magna): With Chapters on Mendes, the Nome of Thoth, and Leontopolis. London: Egypt Exploration Fund.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Wilkinson، Richard H. (۱۹۹۴). Reading Egyptian Art: A Hieroglyphic Guide to Ancient Egyptian Painting and Sculpture. London: Thames & Hudson.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Allen، James P. (۲۰۰۵). Middle Egyptian: An Introduction to the Language and Culture of Hieroglyphs. Cambridge: Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)