هلن سیکسو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
'هلن سیکسو ۲۰۱۱.

هلن سیکسو (Hélène Cixous به زبان فرانسوی: [elɛn siksu] زاده ۵ ژوئن ۱۹۳۷) منتقد ادبی، فیلسوف، نمایش نامه نویس و فمینیست فرانسوی است. او بیش از ۴۰ کتاب و ۱۰۰ مقاله نوشته‌است. کتاب مشهورش «خنده مدوسا» (۱۹۷۶) نام دارد.[۱]

زندگی و حرفه[ویرایش]

سیکسو در ۵ ژوئن ۱۹۳۷ در اوران، الجزایر فرانسه از مادر یهودی اشکنازی آلمانی بنام ایو(نام اصلی کلین) و پدری یهودی سفاردی الجزایری بنام جرج سیکسو متولد شد. جنایات جنگ جهانی دوم تاثیر بسیاری بر وی گذاشت. هلن سیکسو به مطالعه ادبیات انگلیسی بخصوص آثار شکسپیر و مطالعه اسطوره شناسی و آثار رمانتیک آلمانی از جمله هانریش ون کلیست پرداخت. وی از سنین پایین ادبیات را به زبانهای مختلف مطالعه میکرد از جمله نویسندگانی مانند کافکا، و لیسپکتور و تسوتاوا.

وی در سال ۱۹۶۷ اولین اثر خود را بنام Le Prénom de Dieu (اسم اول خدا) منتشر کرد. ولی هدف اصلی وی در این لحظه ادبیات انگلیسی و آثار جیمز جویس بود.در سال ۱۹۶۸ سیکسو L'Exil de James Joyce ou l'Art du remplacement(تبعید جیمز جویس یا هنر جابجایی) را بعنوان تز دکتری خود ارائه کرد ولی تا سال ۱۹۶۹ آنرا بچاپ نرسانید. در فاصله کمی پس از شورشهای دانشجویی سال ۱۹۶۸ از وی درخواست شد تا دانشگاه تجربی پاریس VIII را در وینسنز بنا کند. پاریس VIII بعنوان مکانی برای یادگیری بنیان شد جایی که ساختاری جدید جایگزین سلسه مراتب معمول آموزش سازمانی شد و در پاسخ به انتقاد از محیط آکادمیک سنتی فرانسوی شکل گرفت. این دانشگاه شهرت بسیاری بدست آورد، بخصوص هیات علمی برجسته‌اش از جمله متفکرانی مانند جرارد ژنه، میشل فوکو، فلیکس گاتاری و ژیل دلوز. در سال ۱۹۶۹ سیکسو اولین رمان خود را بنام Dedans (درون) منتشر کرد-یک نیمه اتوبیوگرافی که جایزه medicis را از آن خود کرد. سیکسو قدرت ساختارهای سنتی را زیر سوال میبرد، و با تاثیر از آثار کارل مارکس و زیگموند فروید به بررسی اقتصاد سیاسی و اقتصاد وابسته به شهوت جنسی می پردازد. وی مدافع آزادی در نوشتن و رهایی از نفس(رهایی از خویش) از طریق نوشتن است.

در سال ۱۹۷۴ درحالیکه هنوز در پاریس VIII حضور داشت مرکز مطالعات فمینیسم را تاسیس کرد جایی که هنوز ریاستش را بر عهده دارد. این مرکز مطالعاتی اولین نوع خود در اروپا بشمار میرود. وی در سال 1974 اثر Prénoms de personne (نام هیچکس) را منتشر کرد که مجموعه ای از مقالات زیگموند فروید، هافمن، هانریش ون کلیست، ادگار آلن پو و جیمز جویس بود. در این نوشتارها وی رابطه بین سوژه فالیک و سوژه متحد، نارسیسیسم و مرگ را جستجو میکند. وی نشان میدهد که چگونه ساختار دیالکتیک در نوشتار، مخصوصا در آثار این نویسندگان، زنان را در یک اقتصاد یا تبادل محدود شده که گرایش به مرگ بر فضای آن حاکم است ،حبس می کنند. "تبادل"(معامله) تم اصلی نوشته های سیکسو است. هلن سیکسو احساس کرد که باید لینگوئستیک(زبانشناسی) تغییر کند تا بتوان بر تغییر اجتماعی تاثیر گذاشت، پس وی به مطالعه تاثیر تبادل بر زبان و نوشتار پرداخت. هلن سیکسو بخاطر سبک نوشتار تجربی اش شناخته شده است. سبکی که از محدوده های سنتی دروس آکادمیک فراتر رفته و به زبان شاعری میرسد. از سوی دیگر هلن سیکسو شعر را تنها زبانی می داند که می تواند زنانه باشد . ازنقطه نظر او ازآنجایی که زبانِ شعر گسسته است و به هم پیوسته نیست می تواند شکسته شده و علیه نظام مردسالار طغیان کند . با همه ی اینها شعرِزنان می تواند به عنوان زبانی جدا برای بیان تنِ زنانه به کار رود . شعر می تواند نمادی از تن زنانه باشد که ساختارها رابه هم ریخته است.از این لحاظ، سیکسو با نوشتارِ شعری‌اش همان کاری را می‌کند که ژولیا کریستوا در واکاویِ نشانه‌شناسیکِ ادبیات انجام می‌دهد؛ یک‌نوع زبانِ شعریِ انقلابی‌ای که می‌تواند یک نوعِ «دیگری» از سوژگانی را تولید کند که قادر است امکان‌های جدیدی برای روابط اجتماعی و جامعه فرآهم کند، امکان‌هایی که می‌توانند نظمِ اجتماعی-نمادینِ غالب و پدرسالارانه و سرمایه‌دارانه را ویران سازند.

سیکسو همچنین نقش چشمگیری در ایجاد و ادامه مدلهای آموزشی جدید داشته است. در امریکا وی در ابتدا به خاطر گسترش روش "écriture feminine" ( نوشتار زنانه ) شناخته شد، روشی که با تفاوتهای سوژه ای(ذهنی-درونی) در نوشتن و جامعه سروکار دارد و بر محدودیتهای لوگوستنریسم(عقل محوری) غربی غلبه میکند. نوشتار زنانه روشی است که دغدغه دائمی سیکسو درباره تاثیرات تفاوت، محرومیت و مبارزه برای هویت را نشان میدهد. در سال ۱۹۷۵ سیکسو جستاری با عنوان خنده مدوسا Le rire de la) Méduse) منتشر کرد که در آن توضیح میدهد زنان چگونه میتوانند بنویسند که از اسطوره و معناشناسی ای که آنها را از فعالیت در حوزه عمومی بازمیدارد رها شوند

در کنار لوس ایریگاری و ژولیا کریستوا، سیکسو مادر تئوری فراساختارشکن فمینیستی بشمار میرود. در سال ۱۹۷۰ سیکسو درباره جنسیت و زبان آغاز بنوشتن کرد. مانند دیگر نظریه پردازان فراساختاری فمینیست، سیکسو اعتقاد دارد که جنسیت ما مستقیماً با چگونگی ارتباط ما در اجتماع گره خورده است. در سال ۱۹۶۵ سیکسو اثر بسیار تاثیرگذار خود را با عنوان "خنده مدوسا" بچاپ رسانید،که در سال ۱۹۶۷ به انگلیسی برگردان و چاپ شد.

هلن سیکسو در سال ۱۹۷۷ Angst را منتشر کرد و پس از آن به مدت چند سال بر جنبش زنان تمرکز کرد. در این دوران وی به طور انحصاری با انتشارات Des Femmes همکاری میکرد. در همین حین با آنتوان فوکو(بنیان گذار" سیاست و روانکاوی" Politique et Psychoanalyse ، یکی از گروههای بسیار تاثیر گذار در جنبش زنان و بنیان گذارجنبش آزادیخواهی زنان در فرانسه در سال ۱۹۶۸ و انتشارات فمینیستی Des Femmes در سال ۱۹۷۳) همکاری میکرد. نوشته های سیکسو در این زمان ترمهای توصیفی نوینی ارائه میکردند، ترمهایی بدون ارجاع به تفاوت جنسی، ترمهایی که درنهایت جایگزین صفتهای مونث و مذکر شوند. سیکسو در شعر و زبان از مارتین هایدگر تاثیر میپذیرفت. آثارش با ایده های آگاهی، بی گناهی و قانون، و تفکر متعالی گره خورده است.

متن کتاب پرومته را میتوان بعنوان نشانه ای از تغییر در آثارش در نظر گرفت. این اثر که بازنویسی فمینیستی اسطوره پرومته است پس از ملاقات الهامبخش سیکسو با آرین موشکین -کارگردان Théâtre du Soleil (تئاتر دوسولی) خلق شد. همکاری سیکسو و موشکین بر تغییر جهت نوشتار سیاسی و تاریخی یا بقول سیکسو "صحنه تاریخ" تاثیر گذاشت.

اندیشه و ادبیات[ویرایش]

زندگی و کار سیکسو جستجوی ازادی(رهایی)-برای خود و دیگران-است. وجه تمایز سیکسو از دیگر دانشگاهیان، پافشاری اش برای مقدس داشتن زندگی است بجای مرگ.از اولین اثار تاثیرگذارش (که تحلیلی روانکاوانه بود و بر فردیت در جستجوی آزادی شخصی تاکید میکرد) وی کم کم به سمت مبارزات جمعی زنان و پیشرفت جهان گرایش پیدا میکرد و به مطالعه اردوگاههای مرگ جنگ جهانی دوم از طریق تجارب و نوشته های دیگران میپرداخت. وی همیشه به موضوع سرکوب از جانب نیروهای سازمان یافته در هر سطحی در طول تاریخ علاقه‌مند بوده و روش ساختارشکنیِ متن‌های کنونی زبانی را، برای شکستن سد نظمِ نمادینِ حاکم، تولید زبان جدیدی را با عنوان"'زبان زنانه در قالب نوشتار زنانه'" تجویز می‌کند که ویژگی آن تضعیف قراردادهای زبان‌شناختی و متافیزیکی روایت غربی است. ادبیات مردانه بر تقابل‌های دو تایی استوار گشته است. ادبیات مردانه به طور غیرضروری، واقعیت را از طریق مفاهیم و واژه‌ها پاره‌پاره کرده و آن را به صورت تقابل‌های دوتایی در آورده است: فاعلیت در مقابل مفعولیت، خورشید در مقابل ماه، فرهنگ در مقابل طبیعت، روز در مقابل شب، بلندی در مقابل پستی، گفتار در مقابل نوشتار و مرد در مقابل زن. در این تقابل‌ها همواره یک قطب بر دیگری امتیاز دارد. از منظر سیکسو، منبع الهامِ تمامی این تقابل‌ها در دوگونگیِ بنیادینِ زن و مرد ریشه دارد، که در آن، مرد با هر چه فعّال، فرهنگی، روشنایی، بلندی که عموماً مثبت است، سر و کار دارد و زن با هر چه منفعل، طبیعی، تاریکی، پستی که عموماً منفی است، پیوند دارد. بدین ترتیب، زن در جهان مردانه تنها بر حسب واژگان و مفاهیم مردانه موجودیت پیدا می‌کند و در یک کلام، زن از مرد جدا یا از آن مشتق می‌گردد؛ مرد "خویش" است و زن "دیگری". زمانی زن می تواند به عنوان دال و سوژه در متن عمل کند که از ساختار نظم سمبولیکی که وابسته به قضیب مردانه است بیرون آمده و نوعی از متن جدید با ساختاری جدید را بنیان نهد . طبق گفته ی هلن سیکسو ، برای یافتن ادبیات زنانه باید از معیارهای تقابل دو جنس در متن فاصله گرفت و نوعی از زنانگی را خلق کنند که بتواند خلق اثر را توجیه کند ، بدین معنی که زنانگی باید جدا بررسی شده و در عین حال خواستار آن نباشد تا بر مردانگی سلطه ورزد.

خنده مدوسا[ویرایش]

وی در این اثر مفهوم اضطراب اختگی فروید را به چالش میکشد. فروید اظهار داشته که این اضطراب در ترس از آلت زنانه ریشه دارد، که در ناآخوداگاه جنس مذکر آنرا ]آلت جنسی زنانه را [بعنوان نتیجه اختگی مشاهده میکند و بدن زن ناآخودآگاه، "فقدان" فالوس را در خود کشف میکند. فروید پیشنهاد میکند که داستان اسطوره ای مدوسا ، که در آن انسانها در نتیجه نگاه به سر گورگن که مارها در آن بهم میپیچند به سنگ بدل میشوند را میتوان بعنوان نشانه ای از این ترس روانکاوانه در نظر گرفت. در خنده مدوسا، سیکسو میگوید این دیدگاه مردانه(مذکر) از زن با ویژگی "'فاقد بودن'" پیامدها و تظاهرات سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای بهمراه داشته است. وی با اشاره به سکسوالیزه کردن مدوسا توسط فرود، این نظریه فروید را مانند بسیاری نظریات دیگر که بر عقده اختگی پافشاری میکنند و زن را هیستریک یا "سرزمینی تاریک" میخوانند، رد میکند. در این اثر سیکسو ایده چالش برانگیز خود را از شورش یا همان نوشتار زنانه ای که میتواند سیستم تبادل(معامله ی) مردسالارنه ی غالب را سرنگون سازد، مطرح میکند. در این سیستم اظهار میدارد که زنان به شکل سازمان یافته‌ای از حقوق فرهنگی خود، حقوق روانی و جنسی خود محروم شده‌اند درحالیکه دیگر اشکال ستم به گفته وی مانند تبعیض نژادی، طبقه ای یا قومیتی نیز سلب آزادی از زنان را تشدید میکند. هلن سیکسو زنان را به بازاندیشی درباره سنتهایی که از نظر جنسی آنان(زنان) را تعریف میکند، فرا میخواند. این سنتها ریشه در شیوه های انحصاری علم بیان مردسالارانه، روانشناسی لاکانی و فرویدی و دیگر مباحث دارند. سیکسو زنان را وامیدارد تا با نوشتن ،نقش خود را در تاریخ بازستانند.

سیکسو ادامه میدهد که بعنوان یک"سوژه برای تاریخ، زن همواره بطور همزمان در مکانهای متعددی حضور داشته است."از آنجایی که این خود برای آنهایی که توهم نظم را ارزش میدانند،یک مشکل بشمار میرود، پس خود زن در اینجا به نماد هرج و مرج بدل میشود. این هرج و مرج ترس بهمراه دارد؛"ترس زن بودن فروید و پیروانش را از پا در میآورد!" تحلیل روانکاوانه به عنوان مدلی برای تمایلات جنسی مذکر،لزوماً تمایلات جنسی مونث را سرکوب میکند.

کتاب‌شناسی[ویرایش]

ادبیات[ویرایش]

Le Prénom de Dieu, Grasset, 1967.
Dedans, Grasset, 1969.
Le Troisième Corps, Grasset, 1970.
Les Commencements, Grasset, 1970.
Un vrai jardin, L'Herne, 1971.
Neutre, Grasset, 1972.
Tombe, Le Seuil, 1973.
Portrait du Soleil, Denoël, 1973.
Révolutions pour plus d'un Faust, Le Seuil, 1975.
Souffles, Des femmes, 1975.
La, Gallimard, 1976.
Partie, Des femmes, 1976.
Angst, Des femmes, 1977.
Préparatifs de noces au-delà de l'abîme, Des femmes, 1978.
Vivre l'orange, Des femmes, 1979.
Ananké, Des femmes, 1979.
Illa, Des femmes, 1980.
With ou l'Art de l'innocence, Des femmes, 1981.
Limonade tout était si infini, Des femmes, 1982.
Le Livre de Promethea, Gallimard, 1983.
La Bataille d'Arcachon, Laval, Québec, 1986.
Manne, Des femmes, 1988.
Jours de l'an, Des femmes, 1990.
L'Ange au secret, Des femmes, 1991.
Déluge, Des femmes, 1992.
Beethoven à jamais, ou l'éxistence de Dieu, Des femmes, 1993.
La Fiancée juive, Des femmes, 1997.
OR. Les lettres de mon père, Des femmes, 1997.
Voiles (with Jacques Derrida), Galilée, 1998.
Osnabrück, Des femmes, 1999.
Les Rêveries de la femme sauvage. Scènes primitives, Galilée, 2000.
Le Jour où je n'étais pas là, Galilée, 2000.
Benjamin à Montaigne. Il ne faut pas le dire, Galilée, 2001.
Manhattan. Lettres de la préhistoire, Galilée, 2002.
Rêve je te dis, Galilée, 2003.
L'Amour du loup et autres remords, Galilée, 2003.
Tours promises, Galilée, 2004.
L'amour même dans la boîte aux lettres, Galilée, 2005.
Hyperrêve, Galilée, 2006.

نمایش‌نامه[ویرایش]

La Pupulle, Cahiers Renaud-Barrault, Gallimard, 1971.
Portrait de Dora, Des femmes, 1976.
Le Nom d'Oedipe. Chant du corps interdit, Des femmes, 1978.
La Prise de l'école de Madhubaï, Avant-scène du Théâtre, 1984.
L'Histoire terrible mais inachevée de Norodom Sihanouk, roi du Cambodge, Théâtre du Soleil, 1985.
Théâtre, Des femmes, 1986.
L'Indiade, ou l'Inde de leurs rêves, Théâtre du Soleil, 1987.
On ne part pas, on ne revient pas, Des femmes, 1991.
Les Euménides d'Eschyle (traduction), Théâtre du Soleil, 1992.
L'Histoire (qu'on ne connaîtra jamais), Des femmes, 1994.
"Voile Noire Voile Blanche / Black Sail White Sail", bilingual, trad. Catherine A.F. MacGillivray, New Literary History 25, 2 (Spring), Minnesota University Press, 1994.
La Ville parjure ou le Réveil des Érinyes, Théâtre du Soleil, 1994.
Tambours sur la digue, Théâtre du Soleil, 1999.
Rouen, la Trentième Nuit de Mai '31, Galilée, 2001.

مقاله[ویرایش]

  • L'Exil de James Joyce ou l'Art du remplacement (doctoral thesis), Grasset, 1969.
  • Prénoms de personne, Le Seuil, 1974.
  • The Exile of James Joyce or the Art of Replacement (translation of L'exil de Joyce ou l'art du remplacement, transated by Sally Purcell. New York: David Lewis, 1980.
  • Un K. Incompréhensible: Pierre Goldman, Christian Bourgois, 1975.
  • La Jeune Née, with Catherine Clément, 10/18, 1975.
  • La Venue à l'écriture, with Madeleine Gagnon and Annie Leclerc, 10/18, 1977.
  • Entre l'écriture, Des femmes, 1986.
  • L'Heure de Clarice Lispector, Des femmes, 1989.
  • Photos de racines, with Mireille Calle-Gruber, Des femmes, 1994.
  • Portrait de Jacques Derrida en Jeune Saint Juif, Galilée, 2001.
  • "Rencontre terrestre", with Frédéric-Yves Jeannet, Galilée, 2005.
  • Le Tablier de Simon Hantaï, 2005.
  • Insister. À Jacques Derrida, Galilée, 2006.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. مجید اکبری. «هلن سیکسو نگاهبان زبان». روزنامه ایران، ۸ آذر ۱۳۸۲. بازبینی‌شده در ۱ فوریه ۲۰۰۹. 

http://www.egs.edu/faculty/helene-cixous/biography

ویکی‌پدیا انگلیسی http://en.wikipedia.org/wiki/H%C3%A9l%C3%A8ne_Cixous

Biesecker, Barbara A. “Towards a Transactional View of Rhetorical and Feminist Theory: Rereading Helene Cixous’s The Laugh of Medusa.” The Southern Communication Journal. 57.2. (1992): 86-96. Online.

Cixous, Helene. Keith Cohen and Paula Cohen, translators. “The Laugh of the Medusa.” Signs. 1.4. (1975): 875-893. Online.

Persram, Nalini. “Politicizing the Feminine, Globalizing the Feminist.” Alternatives. 19.1. (1994): 275-313. Online.

Sellers, Susan. “Writing Woman: Helene Cixous’ Political ‘Sexts’.” Women’s Studies Int. Forum. 9.4. (1986): 443-447. Online.