اصول فقه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

اصول فقه، دانشی است که قواعد لازم برای اجتهاد و استنباط احکام شرعی فرعی در فقه اسلامی را در بر دارد. سابقه تاریخی این دانش به قرن دوم هجری باز می‌گردد.

محتویات

[ویرایش] تاریخچه علم اصول فقه

نخستین دانشمندان علوم اسلامی که در این زمینه سخن گفته اند، امام محمد باقر (۱۱۴ هجری) و امام جعفر صادق (۱۴۸ هجری) هستند، و نخستین نویسنده اهل سنّت که در این زمینه کتاب نوشته است، یعقوب ابن ابراهیم (۱۸۲ هجری) است.

[ویرایش] اصول استنباط فقه شیعه

اصول استنباط فقه شیعه بر اساس سبکهای فقهی شیعه بر دو دسته تقسیم میشود:

  • فقه سنتی: در فقه سنتی، پایه اصول استنباط فقهی، قرآن و سنت و اجماع و عقل می باشد.
  • فقه گویا: در فقه گویا، قرآن و سنت (بر محور کتاب) پایه اصول استنباط فقهی و دلائل قطعی و معصوم است . قرآن و سنت، بر هم تطابق دارند و محور احکام اخلاقی، عقیدتی، فردی، اجتماعی، عبادی، سیاسی و... فقط قرآن و در رتبه دوم، سنت منطبق بر محور وحی قرآنی است .و بر حسب نصوص، فقط کتاب الله، دلیل است؛ هم مشرِّع و هم دلیل شرعی است.

بدین شیوه، بقیه مبانی استدلال و استنباط فقهی مشهور شیعه و اهل سنت از جمله؛ عقل، اجماع، شهرت، سیره، خبر واحد ظنی، قیاس و استحسان و استصلاح و ...) را با استدلال به قرآن، مردود می داند.[۱]

{به عقیده آیت الله محمد صادقی تهرانی ( بنیان گذار فقه گویا )، محور اصلی در همه عرصه‌های دینی « قرآن » است، زیرا خدای متعال می فرماید: [و اتلُ ما اوحی الیک من کتاب ربّک لا مبدّل لکلماته و لن تجد من دونه مُلتحداً] : «و بخوان، و پیروی کن آن چه را از کتاب پروردگارت: (قرآن) به سویت وحی شده، هرگز هیچ تبدیل کننده ای برای آن نیست و هرگز به جز قرآن پناهگاهی (رسالتی و وحیانی) نتوانی یافت» [۲]. بنابرین آیه مبارکه، مسلمانان نیز به پیروی از وحی الهی به پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله هیچ مرجع و پناهگاهی به جز قرآن نخواهند داشت.

پس هر حدیثی چه متواتر و یا غیر متواتر در صورت مخالفت با نصّ و یا ظاهرِ مستقرِّ قرآن مردود است، اما حدیثی که اکثر امامیه آن را نقل کرده باشند و معارضی هم نداشته باشد و قرآن هم نفی و یا اثباتی درباره آن نداشته باشد از باب [اطیعواالرّسول و أولی الأمر منکم] پذیرفته است. و چنین احادیثی هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزی آیات قرآن است، که آیه ۲۷ کهف، منشأ همه احکام را از قرآن می داند و بس؛ در نتیجه سنّت، برداشتی از رموز قرآن و همان وحی قرآنی در مرحله حقایق یا تأویل است لذا سنت به هیچ وجه در عرض قرآن نیست تا ناسخ آن باشد. و نص و ظاهر مستقر قرآن جز با نص و ظاهر مستقر آن نسخ نمی شود.

در ضمن دلیل ظنّی هم از دیدگاه قرآن مطرود است که آیه [لاتقف ما لیس لک به علم] : «آنچه را که نسبت به آن، برایت علمی نیست پیروی مکن»، نیز هرگز ویژه اصولِ دین نیست، زیرا این ممنوعیتِ غیر علم، پس از احکامی فرعی آمده است، بنابرین ظنّ و گمان هرگز نقشی در احکام الهی ندارد که: [انّ الظّنّ لایغنی من الحق شیئاً]؛ اگر هم کتاب هایی اسلامی در حوادثی از میان رفته، علم و قدرت و رحمت الهیّه در بیان حجّت بالغه اش از میان نرفته است.

صادقی تهرانی، نقش علم رجال را، بیشتر در موضوعات می داند. و معتقد است که در طول زمان از بدو اسلام تا کنون، جاعلان مغرض، متون بسیاری از احادیث را به انضمام ا سناد جعلی ساخته و پرداخته اند و در نتیجه با عنوان احادیثی صحیح السّند!! برخلاف نصّ یا ظاهرِ پایدار قرآن، به دست ما داده اند.

وی در کتاب «غَوصٌ فی البِحار» حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب حدیثیِ شیعی و سنّی را برمبنای کتاب و سنّت نقد کرده است[۳][۴]

[ویرایش] پانویس

  1. صادقی تهرانی، محمد - کتاب فقه گویا - نقد و بررسی فقه سنتی - ص 19 - انتشارات امید فردا 1380
  2. قرآن کریم - سوره کهف - آیه 27
  3. اصول الاستنباط - محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول 1380
  4. فقه گویا - محمد صادقی تهرانی - انتشارات امید فردا - چاپ اول 1380

[ویرایش] منابع

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر