زالی (اسفراین)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
زالی
دورنمایی از روستای زالی
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان خراسان شمالی
شهرستان اسفراین
بخش بخش بام و صفی‌آباد
دهستان بام
نام محلی زالی
نام‌های قدیمی نهامود
زالی بر ایران واقع شده‌است
زالی
۳۷°۰۴′۲۴″ شمالی ۵۷°۳۰′۲۶″ شرقی / ۳۷.۰۷۳۳° شمالی ۵۷.۵۰۷۲° شرقی / 37.0733; 57.5072
مردم
جمعیت ۸۱نفر
مذهب شیعه
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۲۴۹متر
اطلاعات روستایی
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۵۸۵۷۷۳
جملهٔ خوش‌آمد بر تابلوی ورودی روستا به کوچکترین دهکده توریستی ایران خوش آمدید

روستای زالی یکی از روستاهای بخش بام و صفی‌آباد در شهرستان اسفراین استان خراسان شمالی است. این روستا در دهستان بام قرار دارد.[۱]

این روستا در ۵ کیلومتری شرق دهستان بام و در ۳۹ کیلومتری شمال غرب شهر صفی آباد واقع گردیده‌است..[۲] روستای زالی از طرف شمال به کوه شاه جهان و روستای بانی در، از غرب به روستای جهان و چهارمست، از شرق به دهستان بام و روستای کوشکندر و عیسی باغ و از جنوب به روستای اردین و دستجرد محدود است.

محتویات

وجه تسمیه[ویرایش]

در مورد وجه تسمیه این روستا اطلاعات دقیقی وجود ندارد اما واژه زالی در فرهنگ لغت دهخدا به معنای؛ (حامص) سفیدی سفید. سفیدی بیش از حد.[۳]

تاریخچه روستا[ویرایش]
فریدون وایرج وحید از خاندان معروف ترکان بغایری که در دوران پهلوی بر روستای زالی حاکم بودند

با توجه به تحقیقات باستان شناسی که در زمینه سکونت انجام گرفته قدمت سکونت در این منطقه به حدود ۲۱۰۰ سال پیش برمی گردد که در آن زمان احتمالاً خانواده‌های از پارتیان در قلعه معروف به قلعه کهنه تجری سکونت داشته‌اند. از زمان پیدایش این روستا اطلاعات زیادی وجود ندارد و پیدایش آن را شاید بتوان به پس از تخریب و متروکه شدن روستای نهامود نسبت داد. طبق اسناد موجود نام تاریخی این روستا در گذشته قریه نهامود نام داشته‌است که به دوره تیموری بر می‌گرد و آن زمانی است که حافظ ابرو در سال ۸۳۳ ه. ق از منطقه ارغیان گذر کرده برای جهان ارغیان ۱۲ قریه ذکر کرده که نهامود یکی از این قرای به شمار می‌آمده‌است: «ولایت جهان و ارغیان: قریه روئین و توابع، قریه اردین، و توابع، قریه دستجرد و توابع، قریه کاریزدر، قریه بکر اباد، قریه نهامود، قریه جهان و توابع، قریه بان و توابع، قریه اسفنج و توابع، قریه خرق و توابع، قریه کرد، قریه سی و توابع، بیرون از این قری مزارع بسیار دارد.»[۴] اما از این زمان به بعد دراسناد تاریخی سرنخ های از این روستا وجود ندارد شاید بتوان از متون محلی و گفتار شفاهی مطالبی بدست آورد. طبق اسناد شفاهی از سال 1300 تا 1342 این روستازیر نظر حاکمان محلی روستای بام از جمله فریدون و ایرج خان وحیدی بوده است.واز ایشان آثار و املاک فراوانی به جای باقی مانده است.

کوه‌های روستا[ویرایش]

کوه‌های شاه حسن: این کوه باارتفاع ۲۶۶۲ متر در فواصله ۵/۸ کیلومتری شمال آبادی واقع گردیده‌است.[۵]

کوه گل خانی: این کوه باارتفاع ۲۶۶۲ متر در فواصله ۵/۶ کیلومتری شمال آبادی واقع گردیده‌است.[۶]

کوه قوزی: این کوه با ارتفاع ۲۱۴۷ متر در ۶ کیلومتری شمال غرب آبادی واقع گردیده‌است..[۷] دامنه جنوب غربی این کوه پوشیده از درختان بادام می‌باشد و تک توک درخت پسته هم به صورت دیم قابل مشاهده‌است. از مهمترین کشفیات جدید باستان شناسی در دامنه این کوه می‌توان به قریه نهامود اشاره کرد.

کوه قرمزی: این کوه با ارتفاع ۱۷۷۰ متر در ۳ کیلومتری غرب روستای زالی.[۸] و در کلاته تجری سفلی واقع شده‌است. این کوه به دلیل ساختار خاک رسی متمایل به قرمز به این نام کوه قرمز یا تل قرمز معروف می‌باشد و پوشش گیاهی آن شامل کنگر، خشکر، شلغمک هندی و... است. ساختار داخلی این کوه به گونه‌ای است که باجذب آب در زمستان و پس دادن آن به صورت چشمه در دامنه جنوبی است که امروزه این چشمه معروف به چشمه عباس است که در فصل بهار به مدت دوماه دارای آب بوده وبه همین دلیل در اردیبهشت ماه منظره جالبی از گل و گیاه در پیرامون این چشمه دیده می‌شود.

آب و هوای روستا[ویرایش]

درخت آلو قرمز واقع در روستای زالی

آب و هوای روستای زالی مرطوب با تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد و نسبتاً مرطوب است. درجه حرارت هوا در گرمترین موقع سال در ماه‌های مرداد (برج اسد) و شهریور (برج سنبله) تا ۳۵درجه سانتیگراد می‌رسد و بارش باران بصورت پراکنده از ماه اردیبهشت (برج ثور) تا دی ماه (برج جدی) است.

آب‌های سطحی[ویرایش]

رودخانه‌ها[ویرایش]

رودخانه نهاجرد از شاخه‌های مهم کال ولایت

رودخانه کال نهاجرد، دارای رژیم سیلابی است و حوزه آن ۶۲ کیلومتر مربع، جریان عادی این رودخانه ۵٪ مترمکعب در ثانیه برآورد گردیده‌است. این رودخانه از کوههای شاه حسن سرچشمه گرفته و پس از عبور از روستای بانی در و زالی در روستای دستجرد به کال ولایت می‌پیوندد نام اصلی این رودخانه درگذشته نهامود بوده که به مرور زمان به نهاجرد تغییر نام داده‌است و امروزه در روستاهای اطراف به نام کال داشخانه نیز شناخته می‌شود.[۹]

رودخانه کال تجری از کوه‌های شاه حسن سرچشمه گرفته و پس از عبور از کلاته تجری علیا و سفلی در محدوده معروف به کالدابردی (واژه ترکی یعنی جایی که دو رودخانه به هم می‌رسند) به هم می‌پیوندد و پس از گذشت چند کیلومتر در شمال شرق روستای دستجردبه کال ولایت می‌پیوندد. مهمترین محل‌های سکونت که درگذشته در حاشیه این رودخانه صورت گرفته می‌توان به تپه قلعه کهنه تجری اشاره کرد که در تجری علیا واقع گردیده‌است که اقوام ساکن در آن مربوط به عصر آهن - اشکانیان می‌باشد.[۱۰][۱۱]

آب‌های زیر زمینی[ویرایش]

قنات‌ها[ویرایش]

قنات داشخانه: این قنات در شمال محوطه باستانی داشخانه قرارگرفته که از عمق مادر چاههای آن به دلیل مسدود شدن هیچ اطلاعی وجود ندارد. این قنات در گذشته آب شرب روستای قریه نهامود را تامین می‌کرده‌است.

قنات زالی: در روستای زالی یک حلقه قنات به طول ۵ کیلومتر است که مظهر آن به صورت یک کاریز در داخل روستا قرار دارد عمق مادر چاها در بعضی از نقاط به ۹ متر می‌رسد.

پوشش گیاهی روستا[ویرایش]

پوشش گیاهی بخش کوهستانی شمال روستای زالی، ۱۳۹
پوشش گیاهی بخش کوهستانی شمال روستای زالی، ۱۳۹۰
برداشت گردو در روستای زالی
پوشش گیاهی بخش کوهستانی روستای زالی ۱۳۹۱
کنگر وحشی از توع ماده ازپوشش گیاهی بخش کوهستانی روستای زالی ۱۳۹۱
درختچه ورک از پوشش گیاهی روستای زالی،۱۳۸۶
درختچه زرشک از پوشش گیاهی روستای زالی،۱۳۸۸

پوشش گیاهی این روستا رامی‌توان با توجه به موقعیت جغرافیایی آن به دو قسمت کوهستانی و دشتی طبقه بندی کرد:

پوشش گیاهی بخش کوهستانی[ویرایش]

این عکس مربوط به گون از پوشش گیاهی روستای زالی است
این عکس مربوط به پوشش روستای زالی به نام قوق می باشد و ساکنین این روستا از این گیاه برای حفاظت از خانه ها و باغ ها روی دیواری را پرچین می کنند

به غیر از درختان ارس که در بلندیهای شاه جهان، و کوه شاه حسن و بطور پراکنده قابل مشاهده می‌باشد، اغلب از درختان پسته، انار، زبان گنجشک، زرشک، ارغوان و انجیر وحشی، بومادران، استاقدوس، قسنی، کتیرا، گون ،قوق ،سیقر قوروقو ، ورگ و غیره... تشکیل شده‌است.

پوشش گیاهی بخش دشتی[ویرایش]
پوشش گیاهی روستای زالی،۱۳۸۹، عکس از: احمد نیک گفتار
نمونه‌ای ازدرختچه بادامچاهی ازپوشش گیاهی روستای زالی
جالوا ازپوشش گیاهی روستای زالی ۱۳۹۱
درخت بادام ازپوشش گیاهی روستای زالی ۱۳۹۱

این بخش به دلیل قرار گرفتن در شرایط آب و هوایی گرم و داشتن زمین‌های رسی دارای گیاهانی چون پیاز کوهی، درمنه، خارشتر، بارهنگ، اسپند، قارچ، پونه، تلخه، تشکیل می‌دهد.

محیط زیست وزندگی جانورشناسی روستا[ویرایش]

جغد از پرندگان روستای زالی
جوجه تیغی ازجانوران روستای زالی
کلاغ ابلقی ازپرندگان روستای زالی
این پرنده دربین اهالی روستای زالی به نام چمچق معرف می باشد چمچق یک واژه ترکی می باشد که به این پرنده داده شده و این پرنده بیشتر درفصول بهار و تابستان در این روستا ظاهر می شود و اوج تخم گذاری آن در خرداد ماه می باشد
این پرنده در زبان ترکی به باقرقارا معروف می باشد که بیشتر در جنوب روستای زالی که دارای زمین های سوزان و بی آب می باشد در فصول تابستان در بین مزارع دیده می شود


حیوانات : از مهمترین حیوانات که در روستای زالی شناسایی شده می‌توان به روباه، گرگ، خوک ، جوجه تیغی، آهو، موش اشاره کرد. از مهمترین این جانوران می‌توان به موش صحرای معروف به دو پهک اشاره کرد این موش به رنگ سفید با دوم خیلی بلند و دارای دو دست کوتاه می‌باشد این جانور از فصل بهار شروع به جمع اوری آذوقه مکند و از مهمترین خلاقیت‌های آن می‌توان به روش جمع آوری بادام اشاره کرد

پرندگان: از مهمترین پرندگان که در روستای زالی شناسایی شده می‌توان به کلاغ ابلق، جغد، زنبورخوار ، دم‌جنبانک، قرقی، عقاب اشاره کرد.

خزندگان[ویرایش]

محصولات روستا[ویرایش]

خوشه‌های درخت انگوردیوانه واقع در روستای زالی ۱۳۹۱
هندوانه دیم ازمحصولات روستای زالی
زیره یکی از مهمترین محصولات روستای زالی است که از دیر باز در این روستا کشت می شده است طی چند سال اخیر به دلیل کاهش نزولات آسمانی کاشت آن کاهش یافته است.
درخت توت واقع در روستای زالی
بادام دیم در روستای زالی

کشاورزی[ویرایش]

کشت زعفران در روستای زالی توسط فرزاد وحیدی

شغل اصلی مردم روستا کشاورزی می‌باشد و در کنار آن به کارهای دیگری از قبیل دآمداری تولید صنایع دستی و کارهای خدماتی می‌پردازند. آب مورد نیاز جهت کشاورزی از طریق چهار حلقه چاه عمیق و پنج قنات و یک چشمه تامین می‌شود.

عمده فراورده‌های کشاورزی روستا عبارتند از: از مهمترین محصولات این روستا می‌توان به 'بادام - گردوانگورزردآلو - هلو اشاره کرد.[۱۲]

درخت بادام با توجه به کمبود آب و کوهستانی بودن منطقه حدود ۷۰ درصد از محصولات باغی به این محصول اختصاص یافته‌است. این درختچه بیشتر در دره‌های شنزار و دارای آب و هوای سرد به صورت دیم کاشت می‌شود که ارتفاع آن حدود ۴-۶ متر می‌رسد و درباغات هم به صورت آبی ودر کنارپشته‌های انگورکشت می‌شود.

درخت گردو امروزه به علت تجاری بودن محصول این درخت، ساکنین روستا بیشتر باغات خود را به این محصول اختصاص داده‌اند.

درخت انگور در این روستا از دیرباز کشت انواع انگور رواج داشته و به علت وجود آب و هوای مناسب این محصول با کیفیتی مطلوب تولید و عرضه می‌شود.

برخی از انواع انگوری که در این روستا کشت می‌شود عبارتند از:

۱: عسکری ۲: یاقوتی ۳: لعل ۴: دیوانه ۵: کشمشی ۶: انگشت عروس

سیب: که در حال حاضر طی سالهای گذشته به علت عدم برنامه ریزی صحیح جهاد کشاورزی و دولت بسیاری از درختان سیب روستا خشک شده‌اند ولی مجدداً مردم شروع به کاشت درخت کرده‌اند که کم و بیش به بهره برداری رسیده‌اند.

انواع سیب که در این روستا تولید می‌شود:

۱: سیب لبنانی ۲: سیب قرمز ۳: سیب شمرانی ۴: سیب گلاب ۵: سیب ترش

دامداری[ویرایش]

برداشت زعفران از زمین های فرزاد وحیدی در روستای زالی 1392
این عکس مربوط به خروس می‌باشد که ساکنین روستای زالی از آن درمواقع خواصی چون بعد از زایمان زنان ،ختنه پسرها به خوراک آنها داده می‌شود.

به علت وجود مراتع خوب و همچنین تامین علوفه دام‌ها توسط خود کشاورزان دامداری از رونق نسبتاً خوبی برخوردار است و عمده دامهای روستا را گاو و گوسفند به صورت پروار بندی یا شیری تشکیل می‌دهد.

دامداری در روستا در کنار کار زراعت و باغداری به عنوان شغل دوم محسوب می‌شود که علاوه بر تامین لبنبات و فراورده‌های شیری خانواده درآمد زایی نیز از بابت فروش مازاد شیر دارد.

به غیر از گاو و گوشفند از انواع طیور (مرغ - اردک - بوقلمون و...) نیز جهت تامین گوشت و تخم مرغ نگهداری می‌شود که معمولاً نیاز روستا را تامین می‌کند.

صنایع دستی[ویرایش]

صنایع دستی از دیر باز در این روستا رواج و رونق خاصی داشته ولی با گذشت زمان و عدم حمایت نهادهای مرتبط متأسفانه این صنعت دیرینه و کهن روبه فراموشی رفته است. از مهمترین آنها صنعت فرش بافی، گلیم بافی و سبد بافی با ساقه گندم و شاخه بید می‌باشد.

در گذشته انواع فرش و گلیم با متراژهای مختلف و طرح و نقشه‌های گوناگون در این روستا بافته می‌شد ولی متأسفانه به علت عدم حمایت ارگان‌های مرتبط از فرش بافان این صنعت از رونق افتاده است.

مردمشناسی[ویرایش]

جمعیت روستا[ویرایش]

این روستا ۱۸ خانوار و ۸۱ نفر جمعیت دارد.[۱۳] امروزه بیشتر نسل جوان این روستا در مهدیشهر سمنان مشغول گجکاری می‌باشند و تنها چند درصدی از نیروهای جوان آن در ادارات مشغول به کار هستند.

نژاد و زبان مردم روستا[ویرایش]

نژاد بغایری درروستای زالی

مردم این روستا از نژاد ترک و تیره بغایری هستند.[۱۴] که در زمان حمله هولاکوخان به ایران از منطقه قراقوم ترکمنستان به این منطقه کوچ داده شدند و زبان آنها ترکی است.[۱۵]

قومیت‌های روستا[ویرایش]

این روستا از قبیله‌ها مختلف به نامهای: نیک گفتارها، قربانیها، زالی‌ها، کارگری‌ها، حیدری‌ها، جعفریها، ثریایی‌ها، شعبانی‌ها تشکیل شده‌است.

نیک گفتارها؛ این قبیله اصالتاً از نژاد ترک بغایریاست که رئیس آن رضاقلی نام داشته است. طبق اطلاعات محلی این قبیله بومی منطقه بوده است وامروزه تمام این قبله به زبان ترکی صحبت می‌کنند.

قربانی ها؛ رئیس این قبیله از نژاد ترک بغایری است که نام آن حاج عبدالحسین می‌باشد. طبق اطلاعات محلی این قبیله بومی منطقه بوده است وامروزه تمام این قبله به زبان ترکی صحبت می‌کنند.

کارگری‌ها ؛ این قبیله هم خانواده و از تبار قربانی هااست که فامیل خود رابه کارگری تغییر داده‌اند که سرکرده آنها مرحوم حاج علی بود

ثریایی‌ها؛ رئیس این قبیله اصالتااز نژاد کرد است که نامآن موسی رضا می‌باشد. طبق اطلاعات بومی رئیس این قبیله ذاتااز محدوده فاروج از روستای چیری است که او پس از ازدواج در این روستا ساکن گردیده است و قبیله‌ای به نام ثریایی‌ها تشگیل داده است وامروزه تمام این قبله به زبان ترکی صحبت می‌کنند.

جعفری ها؛ رئیس این قبیله از نژاد ترک بغایری است که نام آن حاج عبدالحسین می‌باشد. این قبیله ابتدا ساکن روستای عیسی باغ بوده و پس از آن به روستای زالی کوچ کرده و به طور کلی زادگاه قبیله جعفریها در روستای عیسی باغ می‌باشد واماامروزه این قبیله یکی از قبایل معروف روستا بوده که به زبان ترکی صحبت می‌کنند.

شعبانی‌ها؛ این قبیله از نژاد کرد است که سرکرده آنها مرحوم مجنون نام داشت او حدود سه سال مسئولیت حمام روستا را برعهده داشت و فرزندان او حدود ۷ سال پیش از این روستابه روستای دستجرد کوچ کرده و امروزه هیچ گونه نسلی از این قبیله در روستا ساکن نمی‌باشد.

دین، مذهب و عقاید[ویرایش]

مسلمانان ۱۰۰٪ جمعیت روستای زالی را تشکیل می‌دهند که مذهب آنها شیعه دوازده امامی است. اما در اعتقادات و باورهای آنها می‌توان ریشه‌های از فرهنگ ترکان بدوی و باورهای دین زرتشتی را جستجو کرد.

باورهای مردم روستا زالی[ویرایش]

هرگاه کف دست خارش پیدا کند پول بدست می‌آید.

موقع در اوردن کفش‌ها، اگر کفشها روی هم قرار بگیرد آن شخص به مسافرت می‌رود

گر کسی اسب در خواب ببیند به مرادش خواهد رسید.

اگر کسی در خواب ببیند که درچاه سرنگون شده‌است بزودی خواهد مرد.

اگر جغد ی بالای خانه کسی درشب هنگام صدا کند بلای برای اعضای آن خانواده صورت خواهد گرفت.

ریختن آب در شب هنگام برروی خاکستر روشن باعث جن زدگی افراد دانسته و آن را شوم می دانند.

گذر از زیر درخت گردو در شب هنگام باعث جن زدگی شخص وکج شدن صورت شخص می دانند.

کشتن جغد را شوم دانسته و کسی که آن را بکشد مرگ او هم به زودی فرا خواهد رسید.

اگر کسی به هدهد دست بزند دست او تا چهل روز بوی بد می‌دهد.

بستن سنگ معروف به چچک (در واژه ترکی نوعی سنگ که از حاصل بارش تگرگ دربیابان یافت می‌شود) بر گردن گوسفند باعث رفع مریضی از گوسفند خواهد شد.

کشیدن رنگ قرمز (رنگ حاصل از نوعی سنگ) بر پشت گوسفند باعث عدم رعد و برق زدگی گوسفند در بهار خواهد شد.

دفع چشم‌زخم:برای جلوگیری از چشم زخم، مهره‌هایی آبی رنگ و نیز آیهٔ «وَ اِنْ یکاد» و ادعیه را با سنجاق بر شانهٔ چپ افراد نصب می‌کنند.

جغد بر بام خانه :در باور مردم این روستا آوای جغد (به ترکی، بَیغُوشْ- baiqūš) شوم است و هرگاه - بخصوص هنگام غروب آفتاب- جغد بر بام خانه‌ای بخواند اهالی خانه آن را به پیشامد خرابی خانه و مرگ و فقر و تنگدستی در آینده‌ای نه چندان دور تعبیر می‌کنند.

قرار دادن سنگ بین شاخه‌های درختان :یکی دیگر از رسومی که از دیر باز در روستاوجود دارد اهالی روستااعتقاد دارند که اگر در فصل زمستان بین شاخه‌های پایینی درختان سنگ قرار دهند موجب سنگینی درخت شده و این امر موجب بارور شدن آن در فصل بهار می‌شود.

صدای زاغچه به هنگام صبح در حیاط خانه :اگر زاغچه که نوعی کلاغ است با دم بلند و رنگ بالهای سیاه و سفید و ظریف به هنگام صبح در حیاط منزل غار غار کند نشان از آمدن مهمانی عزیز دارد.

ضرب المثل‌ها[ویرایش]

آدمی یِرَ باخانِننَن قوروخ، سووی آخارباخارِننِن.

Âdəmiy yerəbaxanonnən qorox᾽soviy âaxarbaxaronnən

ترجمه : ازآدم حای سر به زیر و از آبی که آرام جاری می شود بترس .

کاربرد : آدم حای ساکت خترناکند.


آیه دئ یر چئخمه من بارم

Âayə dey çexmə ke barəm

ترجمه : به ماه می گوید طلوع نکن که من هستم.

کاربرد : طرف خیلی زیباست

اردبیلده قورد آزودو، بیرئ یم گمئ یه میندئ گلدئ

Âərdəbildə qurd âazodo biriyəm gəmiyə minde gəlde

ترجمه : در اردبیل گرگ کم بود، یکی هم به کشتی سوار شد آمد.

کاربرد : برای کسی که ناخوانده جایی حاضِر شود.

ائز کئچه ئ آچه یئری سالئمئ نن یئکدئ

Âez kiçəy şəlle âaçə yerey salelennən yegde.

ترجمه : دختر لنگ کوچه ی خودت از دختر سالم، دور بهتر است.

کابرد : در مورد اهمیت ازدواج با نزدیکان

ائرتررم قئزی، گئرمه ررم ائزی

Âerterəm qeziy٫ germerəm Âiziy.

ترجمه : دخترت را می برم ، صورتت را نمی بینم.

کاربرد : در مواردی که طرف زن و شوهر با هم اختلاف دارند، طرف شوهر این ضرب المثل را به کار می برد. یعنی بابردن دختر رفت و آمدها قطع می شود

ائششه گئ پالن سالئ یه، اوردونو یالن

اَششَگه پالن ساخ لی،اوردونو یالن.

Âəşşəge palən saxliy ٫Âordono yalən.

ترجمه : خر را پالان نگه می دارد و لشکر را دروغ.

کابرد : مردم را باید با دروغ در صحنه نگه داشت.

دراهمیت تبلیغات دروغ است، برای تقویت روحیه ی مردم یا لشکر.

عقل کئ کلله ده اولمه سئن ، جان عذاب ده دئ

Âəql kəllədə âolməsen can âəzzabdəde.

ترجمه : عقل در سر نباشد، جان در عذاب است.

- درمورد آدم های نادان که در اثر بی عقلی خود را دچار درد سر می کنند.

اگر یئنگه دن قئز اولم بیله م نه جئر گلین اولئم

Âəgər yengedən qez âoləm billəm nəcer gəlen âoləm

ترجمه : اگر دو باره دختر شوم می دانم چگونه عروس شوم.

کاربرد : کار از کار گذشته است.

اگرئ کاسه دولمئ یه

Âəgre kasə dolmiy.

ترجمه : کاسه ی کج پر نمی شود. (برابر با:بارکج به منزل نمی رسد.)

کاربرد : آدم های بد موفق نمی شوند.


پیچاق دستسنه کسمس = چاقو دسته اش را نمی‌برد.

یورقانوا گورآیاقو اوزات = به اندازه لحافت پایت را دراز کن.

سن مُنون دگرمّننده یون ادمبدرن = تو در آسیاب این آرد نکرده‌ای.

سن مُنون یُپُنن چاها گیدمَ= تو با طناب این به چاه مرو.

مُنون گوهانو یرن آستوننان گِدی = گاو آهن این شخص از زیر زمین می‌رود.

بازی‌های محلی ساکنین روستا زالی[ویرایش]

الک و دولک :در این بازی هر بازیکن یک چوب بلند در دست دارد و با آن به چوب کوچک تری که روی زمین است ضربه می‌زند تا آنرا بجهاند. وقتی چوب جهید با چوب بلند خود در هوا ضربه‌ای به چوب جهیده شده می‌زند بطوری که به سمت بازیکن مقابل حرکت کند. بازیکن مقابل باید با چوب بلندی که در دست دارد چوب کوتاهی که به سمتش میاید را به سمتی دیگر پرت کند.

لاپان: در این بازی که بین دو شخص صورت می‌گیرد یکی از قدیمی ترین بازی‌های روستا محسوب می‌گردد و امروزه منسوخ گردیده است ابتدا هرکسی مقداری چانه گل ورز داده شده را به صورت مساوی برداشته و پس از آن داخل این گل را با انگشت گود و مشابه یک ظرف توخالی درست کرده و به صورت برعکس برزمین کوبیده و در اثر برخورد به زمین و ایجاد هوا در بخش فرورفته باعث بازشدن یک سوراخ در قسمت خارجی گردیده و شخص دیگر می‌بایست به اندازه قسمت سوراخ شده چانه گل به شخص پرداخت نماید و به این صورت گل شخص اضافه گردیده و با ایجاد یک چانه گل دیگر که فرورفتگی آن زیاد است با زبه زدن به زمین باعث موفقیت بیشتر او در گل گیری می‌گردد و بااین روند گل شخص دیگر تمام و سوخت می‌شود.

لبر اوینادوق یک بازی گروهی است که در حیاط و فضای باز انجام می‌شود. اصول این بازی با پریدن از روی مربع‌های کشیده شده روی زمین است. هر مربع یک شماره دارد. شرکت کننده اول سنگی را روی یک شماره می‌اندازد و اگر توانست این کار را بطور دقیق انجام دهد با لی لی کردن همه مربع‌ها را بجز مربعی که سنگ را در آن انداخته طی می‌کند و سنگ را در بازگشت می‌آورد. طرح لی‌لی را با گچ یا زغال بر زمین می‌کشند.

گیلار اوینادوقاین بازی با کندن حفره‌های کوچک به تعداد افراد بازی شروع می‌شد این حفره‌های عمقی حدود ۴ سانتی متر داشتند و بچه از فاصله‌ای مشخص بازی را شروع می‌کردند البته قبل از شروع بازی تعیین می‌شد که هر شخص چند تیله بیاورد و یچه‌ها باید بطور مساوی تیله می اوردند. و بنوبت تیله‌های خود را به سمت حفرها می‌انداختند هر حفره متعلق به یکی از بازیکنان بود به این صورت که کسی که اول می‌انداخت حفره اولی مال او می‌شد و هر کس که اخر می‌انداخت حفره اخری مال او بود و باید تیله خود را به آن می رساند اگر بازی کنی موفق می‌شد حفره شخصی دیگر را بگیرد باید از او یک تیله دریافت می‌کرد و اگر بازیکنی می‌توانست در حین بازی تیله یکی دیگر را هدف قرار دهد و با تیله آن را بزند نیز یک تیله دریافت می‌کرد و آن بازیکن از بازی خارج می‌شد ولی اگر در حین بازی حفره بازکنی گرفته شد ولی آن بازیکن توانست آن بازیکنی را که حفره او را گرفته تیله او را با تیله خود بزند او می‌توانست نه تنها تیله‌ای به شخص ندهد بلکه از او یک تیله دیگر دریافت کند و لی شخص که حفره او را گرفته بود باید تیله خود را به حفره برساند. بازی به همین صورت ادامه می‌یافت تا زمانی که یکی از بازیکنان تمام تیله‌ها را ببرد

طبابت سنتی در روستا زالی[ویرایش]

طبابت سنتی با گیاهان دارویی[ویرایش]

درخت زرشک از پوشش گیاهی ارغیان واقع در کوههای شاه جهان
گیاه داروی شکر تیغال
این گیاه که دارای برگ‌های زبر و مودار است . بیشتر در دامنه‌های کوه گونی که دارای خاک شنی است رشد دارد توسط اهالی روستای زالی تهیه و از ریشه آن که دارای رنگ قرمز است با کوبیدن آن و مخلوط با روغن زرد جهت سوختگی و ترمیم پوست اسیب دیده مورد استفاده می‌شود.
درختچه زرشک
کنگر ازپوشش گیاهی روستای زالی ۱۳۹۱
ترنجبین ازپوشش گیاهی روستای زالی ۱۳۹۱
قورد خربزه یکی از گیاهان دارویی روستای زالی است که رویش آن اکثرا دربخش کوهستانی بویژه کوه گونی می باشد
خرفه یا پَرپَهَن (پرپین) گیاهی است از سرده خُرفِه یک‌ساله با برگ‌های ضخیم آبدار سبز با ساقه‌های قرمز و گل‌های زرد یا سفید کوچک و تخم‌های سیاه ریز که خواص دارویی دارند.
کاکوتی گیاهی است علفی ، یکساله و دارای ساقه کوتاه به ارتفاع 5-10 سانتی متر . برگهای آن باریک ، نوک تیز و دارای میان گره های کوتاه است. گل های کوچک ، به رنگ بنفش کمرنگ یا بنفش مایل به ارغوانی دارد.این گیاه از کوههای گونی و تپه ماهورها تهیه می‌گردد.

از مهمترین گیاهان که در بین اهالی روستای زالی به عنوان گیاه دارویی مورد استفاده قرار می‌گیرد به شرح ذیل می‌باشد:

اوزرگ: (اسفند) به اعتقاد برخی دود کردن اسفند در داخل خانه باعث ازبین رفتن میکروب‌ها می‌شود و از طرفی باعث از بین رفتن نظر و چشم زخم ودوری اهریمن از منزل می‌گردد.

یانداق:(ترنجبین) شیرابه‌های برگ و ساقه‌های گیاه که ملین بوده و جوشانده آن برای سرفه و درد سینه مفید است و از دانه‌های آن جهت کمردد استفاده می‌شود.

سیقر دله: (گل گاو زبان)از دم کرده این گیاه جهت موارد ذیل مورد استفاده می‌شود ۱)گل گاو زبان و برگ‌های آن تصفیه کننده خون است.۲)آرام کننده اعصاب است.۳)کلیه‌ها را تقویت می‌کند.۴)سرماخوردگی را برطرف می‌کند.۵)برای از بین بردن سرفه از دم کرده گل گاو زبان استفاده کنید. ۶)در درمان برونشیت موثر است.۷) در درمان بیماری سرخک و مخملک مفید است. ۸)ضماد برگ‌های گاو زبان برای رفع ورم موثر است.

قزل اواچکن: این گیاه که دارای برگ‌های زبر و مودار است و بیشتر در دامنه‌های کوه گونی که دارای خاک شنی است رشد دارد توسط چوپانان تهیه و از ریشه آن که دارای رنگ قرمز است با کوبیدن آن و مخلوط با روغن زرد جهت سوختگی و ترمیم پوست اسیب دیده مورد استفاده می‌شود.

بوزگورگ: (کاسنی)گیاه کاسنی از جمله گیاهان مفیدی است که تاریخ استفاده آن به دوران‌های قبل از میلاد مسیح می‌رسد و مصرف آن بین افراد جوامع مختلف متداول بوده است. این گیاه در روستای زالی رویش ندارد و آن را از دامنه کوههای شاه حسن یا دامنه‌های کوهشاه جهان تهیه می‌کنند و اهالی روستا از این گیاه جهت تقویت معده بویژه در زمان ترش کردن از آن استفاده می‌کنند.

کنگر: : گیاهی است خودرو با برگ‌های خاردار و ساقه‌های ضخیم شبیه به کرفس است و یکی از مهمترین مرکز رویش آن زمین‌های هموار جنوب روستای زالی است و از تمام نقاط در فصل اردیبهشت و خرداد جهت تهیه این گیاه به این منطقه می‌آیند. از این گیاه جهت میکروب زدایی کبد، هضم کردن غذا و دستگاه گوارش و لطافت پوست استفاده می‌شود.

شیرین بیان:از این گیاه امروزه ساکنین روستا جهت درمان ورم و زخم معده و اثنی‌عشر استفاده می‌کنند. همچنین برای درمان سوءهاضمه و از بین بردن نفخ شکم کاربری دارد. از آنجایی که رشد این گیاه در روستا زیاد نبوده بیشتر از کوههای روستای نوده بام تهیه می‌کنند.

ورک: از دم کرده ریشه این گیاه که دارای پوستی قرمز رنگ است برای درست کردن چای و رفع کمردد استفاده می‌شود.

ککلیک اوتی: نام علمی :( ZIzphora tenuior l)کاکوتی گیاهی است علفی ، یکساله و دارای ساقه کوتاه به ارتفاع 5-10 سانتی متر . برگهای آن باریک ، نوک تیز و دارای میان گره های کوتاه است. گل های کوچک ، به رنگ بنفش کمرنگ یا بنفش مایل به ارغوانی دارد. مهمترین خواص درمانی آن در تقویت معده ، افزایش اشتها، رفع کردن سوءهاضمه ، ضد عفونی کردن مجاری تنفسی ، تقویت بینایی ، رفع نفخ می باشد.از دم کرده این گیاه جهت ضد سرفه و سرماخوردگی استفاده می‌شود این گیاه از کوههای گونی و تپه ماهورها تهیه می‌گردد.

خرفه نام علمی :( Porulaca oleracea l) خرفه یا پَرپَهَن (پرپین) گیاهی است از سرده خُرفِه یک‌ساله با برگ‌های ضخیم آبدار سبز با ساقه‌های قرمز و گل‌های زرد یا سفید کوچک و تخم‌های سیاه ریز که خواص دارویی دارند. طبیعت پرپهن سرد و تر است. قابض و مدر است، مسکن صفراست و حرارت خون و کبد و معده را تسکین می‌دهد. پرپهن در رفع سر درد، تسکین عطش، قطع هر نوع خونریزی، خرد کردن سنگ مثانه، کاهش سرفه و سوزش مجرای ادرار و مثانه و روده‌ها و بواسیر مفید است.تخم پرپهن ضد کرم کدو است و عصارهٔ ساقه و برگ آن برای بیماری کبد و درد کلیه مفید است. برگ آن دارای ویتامین ث است. برای اسهال و سوزاک و ترشحات سفید مهبل مفید است و برای بچه‌ها مسهل است. تصفیه کنندهٔ خون، تب بر و ضد سم است. استعمال خارجی: شیرهٔ گیاه یا له شده آن برای تحلیل ورم و تومور و التیام زخم‌های شدید سوختگی، بواسیر، بیماری‌های پوستی (چون خارش و جرب)، تحلیل آبسه، گزیدگی نیش حشرات، عقرب و مار گزیدگی مفید است.

گون: از صمغ این گیاه برای دندان درد و حالت دادن مو استفاده می‌شود. رویش این گیاه بیشتر نقاط شمالی روستا و در کوه قوزی و گونی مشاهده شده است.

زرشک دانه دار: این درختچه بیشتر در نواحی کوهستانی رویش دارد و از جوشانده میوه این درختچه غذایی به نام زرک قورتو تهیه می‌شود که جهت تصفیه خون و فشار خون استفاده می‌شود.

شکر تیغال: شکرتیغال گیاهی است خاردار بشکل خارخسک که گل‌هایش به‌شکل گلوله‌ای خاردار و آبی‌رنگ در انتهای ساقه قرار دارند. این گیاه در سراسر مناطق کوهستانی و دشتی روستا می‌روید. بر روی برگ‌ها و ساقهٔ این گیاه حشره‌ای از راستهٔ قاب‌بالان بنام خزوکک برای نگهداری تخم‌ها و نوزاد خود پیله‌ای می‌تند به اندازه یک فندق که سفیدرنگ است. نوزاد پس از آن‌که به حشره بالغ بدل شد پیله را سوراخ می‌کند و از آن خارج می‌شود. جنس پیلهٔ این حشره که از ترشحات گیاه شکرتیغال ساخته شده ترکیبی از مواد سلولزی و نشاسته و مواد ازته و به‌مقدار زیاد (در حدود ۲۵ درصد) قند مخصوصی بنام ترهالوز است. در پزشکی قدیم روستا از شکرتیغال بعنوان ملین و متعادل کنندهٔ دستگاه گوارش به صورت دم کرده استفاده می‌کردند.

چول کده : کَبَر، لگجی، لیجین، خاروک یا علف مار (نام علمی: Capparis spinosa) یکی از گیاهان از راسته میخک‌سانان (Caryophyllales)، تیره کبریان (Capparaceae)، سرده کبرها (Capparis) است.کبر گیاهی بوته مانند است و دارای شاخه‌های چوبی باریک و دراز است که شاخه‌های کهنسال آن بی برگ ولی شاخه‌های جوان آن دارای برگ‌های کوچک، باریک و به درازای 12-4 میلیمتر و منتهی به نوک خار مانند است.این گیاه ریشه بسیار سخت و بلند با پوست کلفت دارد که پس از خشک شدن از مغز چوبی آن جدا می شود. این گیاه ممکن است تا سی سال عمر کند.میوه این گیاه کروی شکل (به درشتی یک گیلاس کوچک)، بدون تار و به رنگ سبز با خطوط موازی سبز و یا زرد کمرنگ است و درون میوه آن قرمز و پر از دانه های کوچک و لزج است. پوست این گیاه مزه ی تند و گس دارد ساکنین روستا از این گیاه به عنوان اثر آرام کننده، معرق و نرم کننده و در رفع سرفه و آرام کردن حملات آسم و دفع کرم استفاده می کنند .شیخ الرئیس بوعلی سینا می فرماید: سپرز(طحال)را از ماده سودایی پاک کند و بعد از آن بهبود کامل حاصل شود. پرورده آن با سرکه و عسل دافع و خارج کننده سموم بدن و مدر سودا است.ریشه کبر جهت بهبود فالج و برخی از امراض سیستم عصبی که ناشی از افزایش سردی و یا رطوبات است بسیار نافع است. همچنین ترکیب آن با ادویه های معطر مانند سنبل الطیب، اسطوخودوس، اذخر و عسل تحلیل برنده و خارج کننده ترشحات لزج سینه است و چون قاطع بلغم است از این رو برای دردهای مفصلی و سیاتیک و نقرس چه بصورت خوراکی و چه ضماد آن نافع است.ترشح ادرار و حیض را زیاد می کند و برای بازشدن خون قاعدگی در موارد قطع آن در زنان جوان مؤثر است و نیروی جنسی را افزایش می دهد.

طبابت سنتی با حشرات و حیوانات[ویرایش]
این عکس مربوط به حشره ای به نام آسماناکوب است که از آن درطب سنتی جهت بارداری زنان استفاده می‌شد

آسماناکب : این حشره که بیشتر در فصول بهار در بخش شمالی و پیرامون روستا در سطح زمین قابل مشاهده است و دربین مردم به آسماناکوب معروف است که دارای رنگ مشکی است. این حشره که بیشتر در نقاط دشتی روستای زالی که دارای پوشش گیاهی غنی است یافت می شودو به روستای بام ارسال می‌گردید که در آنجا توسط یک خانم جهت بارداری خانم‌ها مورداستفاده قرار می‌گرفت از زمان فوت این شخص استفاده از این حشره هم رو به فراموشی سپرده شد.

دوپهک:

طبابت سنتی با سحر جادو و دعا[ویرایش]

رنگریزی با گیاهان در روستا زالی[ویرایش]

درختچه بورجاق از پوشش گیاهی ارغیان واقع در کوههای شاه جهان در شمال روستای زالی

از مهمترین گیاهان که در بین اهالی روستای زالی به عنوان گیاه رنگریزی مورد استفاده قرار می‌گیرد به شرح ذیل می‌باشد:

بورجاق: از این گیاه بیشتر دررنگ ریزی پوست استفاده می‌شود.

آداب و رسوم روستا زالی[ویرایش]

تنور روستای زالی ۱۳۹۰

پخت نان : از جمله فعالیت‌های مهم زنان روستای زالی از قدیم تا به امروز پخت نان است. طی سال‌های گذشته، روستائیان نان مورد نیاز خود را طبخ می‌کردند. در واقع، زنجیره تولید گندم تا پخت نان (شامل کشت، داشت و برداشت گندم به عنوان ماده اصلی پخت نان، آسیاب کردن گندم و در نهایت تولید نان) توسط مردم روستا انجام می‌شد. به این نحو که مردان با زراعت و آبیاری، به کشت گندم پرداخته و پس از یک دوره چند ماهه، خوشه‌های گندم را با داس درو کرده و پس از تبدیل خوشه‌ها به خرمن، گندم را از چوب آن جدا می‌کردند. پس از جمع آوری گندم و ریختن آن در کیسه، آن را به کندوها و انبار حمل می‌کردند. امروزه تقریباً همه ساکنان روستا در منزل خود تنور دارند و به امر پخت نان می‌پردارپزند

مقدمات پخت نان: برای پخت نان در ابتدا یک روز قبل خمیر را تهیه می‌کردند و به مدت ده تا دوازده ساعت می‌گذشت تا خمیر عمل بیاید لذا جهت تهیه خمیر سفره آردی بود با لانجین و مایه خمیر. مایه خمیر معمولاً مقداری از خمیری بود که سری قبل با آن نان پخته بودند و آن را لای سفره آرد نگهداری می‌کردند تا ترشیده شود و به عنوان مخمر در خمیر بعدی استفاده شود (کاری که آلان جوش شیرین می‌کند اما آن کجا و ....) لانجین ظرفی سفالین و بزرگ بود که داخل آن خمیر می‌کردند. سفره آرد هم سفره ایی بود که داخل آن مقداری آرد وجود داشت و در زمان تهیه خمیر و پخت نان پهن می‌شد تا برکات خدا بر زمین نریزد.

تهیه خمیر: مقداری آب داخل لانجین ریخته می‌شد و مایع خمیر داخل آن حل می‌شد و بعد از آن آرد را داخل آن می‌ریختند و یک نفر آنرا ورز می‌داد تا ورز بیاید بعد از عمل آمدن آنرا به مدت حد اکثر دوازده ساعت به حال خود رها می‌کردند تا خمیر عمل بیاید.

پخت نان: جهت پخت نان باید تنور گرم می‌شد لذا در سحرگاه در داخل تنور آتش روشن می‌کردند و هیزم‌ها معمولاً چوب و بته بود یا تاپاله وهیمه (بته خار و خاشاکی بود که از کوه می‌آوردند وتاپاله و هیمه از فضولات گاو و گوسفند تهیه می‌شد .) بعد از گرم شدن تنور و عمل آمدن خمیر وسایل پخت نان دور تنور چیده می‌شد که عبارت بودند از: ۱: سفره آرد ۲: تخته خانه (وسیله ایی که روی آن خمیر را پهن می‌کردند) ۳: تیر خمیر پهن کنی (وردنه) ۴: ناون کوچک و بزرگ (جهت زدن نان به تنور) ۵: سیخ – آتش کش – انبر ۶: در بازنه (بازنه سوراخی است جهت ورود هوا به تنور که موقع پخت نان وسیله ایی به نام در بازنه بسته می‌شد تا زغالهای تنور دیرتر به خاکستر تبدیل شوند .) بعد تهیه لوازم تعدادی از خانم‌های محل جمع می‌شدند و با کمک همدیگر شروع به پخت نان می‌کردند و معمولاً نان مصرفی یک ماه پخته می‌شد. از باشکوه ترین این مراسم پخت نان شب عید بود که که معمولاً انواع نان‌ها از قبیل گرده - فتیر - نون شیرین و ... پخته می‌شد.

جشن نامزدی (بله برون) : بعد از انتخاب یکی از دختران آبادی توسط پسر یک خانواده، برای ازدواج با او معمولاً در ابتدا پسر موضوع ازدواج را به اطلاع مادر خود می‌رساند و مادر نیز به پدر خانواده اطلاع می‌دهد و پس از مشورت، در صورت نظر مثبت، معمولاً مادر خانواده و یکی از افراد فامیل (عمه یا خاله) به خانه دختر رفته و با مادر دختر مورد نظر، موضوع خواستگاری را عنوان می‌کنند در صورت نظر مثبت، مادر دختر، جمله هرچه قسمت باشد همان می‌شود را می‌گوید و سپس آنها به خانه برگشته و موافقت خانواده دختر را به اطلاع سایر اعضاء خانواده خویش می‌رسانند و در شبی که قبلاً برای مراسم خواستگاری رسمی تعیین شده است افرادی از خانواده پسر به خانه دختر می‌روند و بعد از احوالپرسی و تعارفات، از طرف بزرگ خانواده، موضوع خواستگاری را مجدداً به پدر دختر می‌گویند و جمله «شما چه صلاح می‌دانید» را اضافه می‌کنند. معمولاً پدر دختر برای گفتن نظر مثبت یا منفی، چند روز برای مشورت با افراد فامیل مهلت می‌خواهد. در صورتی که نظر پدر خانواده منفی بود، پیغامی از طرف خانواده دختر به خانواده پسر داده می‌شود، اما در صورت نظر مثبت پدر دختر، موضوع از طرف مادر دختر به مادر پسر اطلاع داده می‌شود و آنها در شبی با جعبه شیرینی و یک حلقه به خانه دختر می‌روند و بعد از احوالپرسی و مبارک باد گفتن، زنان هلهله می‌کنند و شیرینی بین حاضرین پخش می‌نمایند و مراسم شیرینی خوران برقرار می‌شود و جشن مختصری برگزار می‌شود. به تمام مراسم فوق بله‌برون گفته می‌شود. البته در این شب کلیه قرار مدار (مهر و خرج) عروسی گذاشته می‌شود.

جشن عقد :جشن عقد معمولاً مفصل برگزار می‌شود و بعد از طی مراحل عقد در تاریخی که معمولاً شب بله برون تعیین شده جشن مفصلی برگزار می‌شود. جشن عقد به این صورت است که :معمولاً جشن بعد ازظهر برگزار می‌شود و خانواده داماد به اتفاق مهمانان بعد از صرف ناهار به همرا داماد به منزل عروس خانم می‌روند و شروع به جشن و پایکوبی می‌کنند همچنین در این مراسم معمولاً مهمانان به عروس و داماد کادو هدیه می‌دهند.

جشن حنا دزده: شب حنا دزده دوشب مانده به شب عروسی است و به این صورت است که گروهی از جوانان خانواده عروس در آخر شب به خانه داماد می‌آیند و به صورت پنهانی حنا به دست داماد می‌گیرند و پایکوبی می‌کنند

جشن حنا آشکاره: حنا آشکاره یا حنا بندان شب قبل از عروسی است که این جشن در منزل در مادر عروس برگزار می‌شود و بعد از صرف شام خانواده عروس مجمه‌های حنا را که به صورت‌های مختلف تزئین شده همرا با کل کشیدن به خانه داماد می‌آورند و دست داماد و عروس را حنا می‌گیرند و شروع به پایکوبی می‌کنند در آخر شب نیز برخی از جوانان طرفین عروسی به خانه داماد می‌روند و شام گلین می‌خورند.

جشن عروسی: جشن عروسی پایان سلسله جشن‌های عروسی است و شروع زندگی مشترک این جشن در منزل داماد برگزار می‌شود و هزینه‌های آن بر دوش خانواده داماد است و به این صورت است که روز قبل از شب عروسی عروس و داماد با تشریفات خاصی به حمام می‌روند وبعد از آن هر دوی آنها به آرایشگاه می‌روند بعد از اتمام کارهای آرایشگاه داماد با ماشینی که تزئین شده به دنبال عروس رفته و عروس را به منزل خودش می‌برد و قبل از وارد شدن عروس به منزل داماد جوانان روستا همراه با نواختن ساز و دوهل یا سازهای دیگر در حیاط منزل داماد پایکوبی می‌کنند و داماد نیز بالای پشت بام رفته و میوه و شیرینی بین جمعیت پرتاب می کندو در انتهای این مراسم عروس به منزل می‌رود و جشن شروع می‌شود که تا آخر شب ادامه دارد.

جشن پا تختی: فردای شب عروسی خانم‌های خانواده عروس ناهار درست کرده و به خانه عروس می‌روند و بعد از صرف ناهار جشن می‌گیرند و درآخر مراسم مهمانان به عروس کادو می‌دهند.

چار چار (چار چار ناقالی)[ویرایش]

به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک گفته می­شود. ساکنین روستا معتقدند در این ۸ روز، سوز و سرمای زمستان به اوج خود می­رسد و به همین خاطر بر روی این ۸ روز تاکید شده و نام جداگانه­ای بر آنها نهاده می­شود. البته در ایران باستان نیز چهل روز از زمستان رفته معروف به جشن سده می‌باشد که شاید این مراسم و شادمانی چار چار ناقالی بر گرفته از آن است

رفتن به مهمانی­های شبانه (اصطلاحاً، شب­نشینی) و خوردن شب چره:

از کارهای متداول اهالی روستا است. شب­نشینی در اواخر پاییز و فصل زمستان بیشتر صورت می­گیرد چرا که عموماً در روستاها بعد از برداشت محصول در فصل پاییز، اوقات فراغت و بیکاری روستائیان آغاز شده و تا پایان زمستان ادامه پیدا می­کند. خانواده­ها در شب­های بلند زمستان به دیدار اقوام، آشنایان و دوستان رفته و با صمیمیت و لذتی خاص به گفتگو می­پردازند. در این شب­نشینی­ها زنان در یک طرف کُرسی، کودکان در کنار هم و مردان خانواده نیز در طرف دیگر کرسی نشسته و با یکدیگر و یا به صورت جمعی گفتگو می­کنند. از همه چیز صحبت می­شود. گاهی فقط چند نفر از بزرگترها صحبت می­کنند و گاهی نیز بر سر موضوعی خاص، همه­ی حاضران از بزرگ و کوچک اظهارنظر می­نمایند؛ ولی معمولاً یکی از مردان حاضر در مهمانی که باسوادتر و خوش­سخن­تر از سایرین است بیشتر از همه صحبت می­کند. افراد ابتدا از کارهای روزانه خود صحبت می­کنند و در خلال آن، خاطراتی نیز از درگذشتگان و یا خاطرات سال­های قبل خود را بیان می­نمایند. بیان داستان­های افسانه­ای و یا حوادث تاریخی که خان آبادی‌ها به آن مَتل می­گویند یکی از مهمترین مواردی است که در این مهمانی­ها صحبت می­شود. این داستان­ها که توسط بزرگترها و باسوادترهای محفل بیان می­شود معمولاً بسیار جذاب و شیرین است و حین بیان آن سکوت مطلق بر جمع حاکم شده و همگی سراپا گوش می­شوند.

مراسم تٌخ تخی[ویرایش]

از مراسمی که در شب عید برگزار می شده و هنوز هم کم وبیش به قوت خود باقی است تخ تخی است. جوانان روستا در شب عید بر پشت بام‌ها رفته و پارچه ایی که معمولاً چادر خانم‌ها است را از پشت بام خانه اهالی طوری آویزان می‌کنند که جلو درب ورودی خانه باشد و از اهل خانه طلب عیدی که معمولاً سکه یا تخم مرغ رنگی است می‌کنند سپس اهل خانه عیدی را به چادر گره زده و چادر را به علامت بستن عیدی کمی تکان می‌دهند و چادر بالا کشیده می‌شود. البته در گذشته چادر از سوراخی که روی پشت بام بوده (دریجه) و جهت تهویه خانه از آن استفاده می شده آویزان می شده. این مراسم در اصطلاح تخ تخی نام دارد.

مراسم‌های روز عید:

اهالی روستا در روز عید در ابتدا به دید و بازدید خانواده‌هایی می‌روند که در سال گذشته یکی از بستگان آنها فوت کرده باشد یا به اصطلاح عذر دار باشند بعد از آن به دید و بازدید بزرگترها و بقیه اهالی می‌روند و همچنین بر سر مزار گذشتگان رفته و برای آنها طلب مغفرت می‌کنند.

گردگیری منزل جهت استقبال از سال نوغبار روبی و گردگیری از در و دیوار خانه و کف پوش‌ها و اسباب خانه، و شستشو و پاکیزه و نو کردن جامه و ظروف و اشیای کهنه، دور افکندن اشیای ژنده و فرسوده و تمیز کردن ظروف و دیوارهای منزل، خلاصه «خانه تکانی» برای زدودن آلودگی‌ها و سیاهی‌ها و بیرون افکندن پلشتی‌ها از فضای خانه از رسم‌های کهن ایرانیان در فرا گشت سال کهنه به سال نو بوده است

این رسم در روستا نیز با آداب خاص خود انجام می‌شود.

این کار قبل از سال نو انجام می‌شود و همه جای خانه و کلیه لوازم تمیز می‌شود که اصطلاحاً می‌گویند خانه تکانی یا گرد گیری. گردگیری در روستای خان آباد آداب خاصی دارد که به شرح زیر است: در مرحله اول کلیه لوازم خانه اعم از ظروف، وسائل منزل، فرش و... از خانه خارج شده و شسته می‌شوند. در مرحله بعد در و دیوار خانه گردگیری می‌شود.

در زمان گذشته دیوارهای خانه‌ها کاه گل بود و جهت سفید کاری به جای گچ و رنگ از خاک رس سفید استفاده می‌شد. به علت اینکه داخل خانه معمولاً تنور وجود داشت و همچنین از چراغها پی سوز (چراغ میشکی) جهت روشنایی استفاده می‌شد دیوارها در مدت یک سال سیاه می‌شد و جهت سفیدکاری مجدد آنها خاک رس سفید را با آب حل می‌کردند و به دیوارهای خانه می‌مالیدند. در حال حاضر نیز برخی از اهالی به علت اعتقادهایی که دارند قبل از عید نوروز و در زمان خانه تکانی تکه ایی از دیوار انباری خود را به همین روش سفید کاری می‌کنند. در آخر بعد از خشک شدن در و دیوار و لوازم مجدد لوازم را در کحل خود قرار می‌دادند. در حال حاضر نیز گردگیری با کمی تغییر نسبت به گذشته انجام می‌شود.

مراسم درست کردن سمنو[ویرایش]

مراسم چهارشنبه سوری اهالی روستا در این شب که آخرین شب چهارشنبه سال است بر فراز بام‌ها رفته و آتش روشن می‌کنند همچنین گوی از آتش درست کرده و به دور سر خود می گردانند و در نهایت از روی آتش پریده و ارزوی سلامتی می‌کنند به اصطلاح می‌گویند: سرخی تو از من زدردی من از تو

پیشینه چهار شنبه سوری نیز به شرح زیر است:

یکی از آئینهای سالانه ایرانیان چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با برافروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می‌روند. مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می‌کنند که ریشه اش به قرن‌ها پیش باز می‌گردد. قاشق زنی، آجیل مشکل گشا، پریدن از روی آتش، فالگوش ایستادن و... از مراسم اصلی شب چهارشنبه سوری است. ظاهراً مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد. اما دکتر کورش نیکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند. دکتر نیکنام در این باره می‌گوید:"ما زرتشتیان در کوچه‌ها آتش روشن نمی‌کنیم و پریدن از روی آتش را زشت می دانیم. "در گاه شماری ایران باستان و زرتشتیان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم. شنبه و یکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه‌ای را جشن بگیریم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد

پوشاک[ویرایش]

بند شلوار): بند شلوار را از پشم گوسفند می‌بافند و منگوله‌های دو سر آن را «فِتَک» می‌نامند.

«کولتَ» کلاهی است نمدی از پشم سفید بره و به شکل مخروط ناقص که به دور آن دستمالی راه راه و ریشه‌دار می‌پیچیند.

«ساقْ» نواری است پهن و بلند و پشمی که از مچ تا زیر زانو می‌پیچند.

«چارق» پاپوشی است از چرم گاو.

زیر شلواری) از متقال یا پارچه‌های ارزان قیمت دوخته می‌شود.

«پُستون» جلیقه‌ای است از پوست گوسفند که بیشتر مردها در زمستان از آن استفاده می کنند.

«کپنک» لباس است از نمدکه بیشتر چوپانان از آن استفاده می کنند. امروزه بیشتر مردان پوشاک اجدادی را کنار گذارده، کت و شلوار می‌پوشند و گاهی هم کلاه شاپو به سر می‌نهند.

چاروق یا چارق، کفش چرمی و پای افزار دهقانان است که بندها و تسمه‌های بلند دارد و بندهای آن به ساق پا می‌پیچد و اصطلاحا به آن شم، پاتابه و پالیک گفته می‌شود.

معادن[ویرایش]

معدن گچ :این معدن در شمال غرب روستا ودر ۶۰۰ متری غرب تجری علیا قرار دارد در گذشته تا ۱۰ سال پیش مردم روستا جهت سفید کردن خانه از گچ این منطقه که به صورت ورقه‌ای است استخراج می‌کردند.

معدن گل رس قرمز: این معدن در غرب روستا ودر کلات تجری سفلی قرار دارد در گذشته و امروزه مردم روستا جهت درست کردن کندو و تنور از خاک این تپه به صورت خاک رسی چسبناک و قرمز رنگ می‌باشد استفاده می‌کنند.

غذاهای محلی روستا زالی[ویرایش]

شیر برنج: این غذا با شیر وبرنج درست می‌شودوهنگام خوردن نیز روی آن شکر یا شیره انگور ریخته می‌شود.

آش بلند: رشته (خوشتلی) همراه با ادویه وپیازمواد تشکیل دهنده این نوع آش است وروی آن قاتق نیز ریخته می‌شود.

آش علفی (بالشتی): روش پخت این آش بدین صورت است که داخل خمیر ورق شده علف صحرایی (با نام آجار) قرار می‌دهند ودر آب می‌جوشانند پس از پختن وهنگام استفاده، قاتق به آن اضافه می‌شود. این غذا جایگاه ویژه‌ای در سبد غذایی بهمن آبادی‌ها دارد.

رشته پلو: هنگامی که برنج را می‌جوشانند در ثانیه‌های آخر، رشته (خوشتلی) را به آن اضافه می‌کنند. پس از دم کشیدن روغن محلی داغ شده را به آن اضافه می‌کنند.

آبگوشت: این غذا البته چندان تفاوتی با مشابه خود دردیگر جاها ندارد، فقط نکته قابل توجه این که آنچه از این نوع در هیات حسینی هنگام عزاداری اباعبدالله پخت می‌شود بسیار خوشمزه‌است.

فتیر : نان خانگی گرد که با آرد، روغن، شیر، شکر، ادویه معطر و زردچوبه ساخته می شود.

فتیر مسکه : هم مانند فتیر قتلمه درست می شود و پس از پخت آنرا در ظرف فلزی می گذارند و لابلای آنها را کره اندود می کنند و پودرقند می پاشند. کره آب شده و لابلای بافت های فتیر می رود و غذایی بسیار خوش مزه ساخته می شود.

قوروتو : اشکنه و نوعی غذای زود بازده که با پیازداغ و زردچوبه و کشک و ماست یا دوغ دوراغ می پزند و برای مقوی و خوش مزه کردن به آن جزغاله، گردوی کوبیده و کنجد بوداده و شیرین بیان آسیاب شده می افزایند.

کوماچ : نوعی نان خانگی که با آرد، روغن، شیر، روغن و ادویه معطر و زردچوبه ساخته می شو د.

قوورما (قورمه)  : درگذشته که یخچال و فریزر نبود، گوشت گوسفند را با روغن دمه اش تف می دادند و آغشته به نمک می کردند به مدت طولانی بدون یخچال سالم می ماند و یک نوع دیگر هم بودکه در روغن حیوانی (زرد) نگهداری می کردند که بسیار لذیذ بود. گاهی هم گوشت زیادی را ابتدا آب پز و سپس در روغن سرخ می کردند و به مرور به مصرف می رسانند.

قویوتماق : مخلوطی از شیر معمولی و آغوز یا شیرگاو پس از زایمان است که کمی حرارت داده شده و مانند ماست غلیظ شده و به مصرف می رسد.

قیماق : سرشیر یا سرماست است که همراه صبحانه مصرف می شود.

قارا قوروت : ماده خوراکی سیاه رنگی که از جوشاندن آب ماست چکیده پس از غلیظ شدن آن بدست می آید و بسیار ترش مزه است. امروزه موادی مانند شیرین بیان و زیره و شکر و ادویه معطر به آن می افزایند. رنگ این ماده خوراکی بسته به میزان ترکیبات و تازه یا کهنه بودن آن از قهوه ای کم رنگ تا سیاه مطلق متغیر است.

مشاغل[ویرایش]

مشاغل و حرفه های امروزی در روستای زالی[ویرایش]

مشاغل عمده روستا شامل: زراعت، باغداری، دامداری و کارگری است.[۱۶]

مشاغل و حرفه های گذشته در روستای زالی[ویرایش]

مشاغلی که در زیر اشاره می شود همه مشاغل موجود از قدیم تا کنون بودندکه برخی به کلی از بین رفته اند، سعی شده است به مهمترین آنها اشاره شود .

کدخدا : از دو بخش « کد یا کند » یعنی روستا و « خدا » تشکیل شده است به معنای (صاحب و نگهبان یا خدای روستا ). کدخدا همه کاره روستا بود و مورد اعتماد اهالی روستا بوده است .

پاکار(نوچه) : پاکار به اصطلاح امروزی «نوچه » بود. شخصی بود که همیشه همراه کدخدا بود. بله قربان گوی او بود و وردستش.

قوروقچو (دشت بان) : قوروقچو نگهبان و مراقب مزارع، کشتزارها، باغات و محصولات کشاورزان بود. هر بخشی از باغ ها و مزارع برای خود دشت بان جداگانه داشت. دشت بانها در بلندتری نقطه زمین تحت مراقبت برای خود گالئ ( آلونک) می ساختند و از آنجا همه جا را زیر نظر می گرفتند. تا شخصی غریبه وارد باغ مردم نشود و به محصولات آنها دستبرد نزند. هر کس به فراخور حال خود از محصولش به عنوان دستمزد به دشت بان پرداخت می کرد. در حال حاضر سوبان (مامور آب) و باغبان بیشتر معول است

چاروادار : شخصی که چندین الاغ و یا قاطر نگهداری می کرد و آنها رابه مردم کرایه می داد. کمتر مرسوم بوده است.

باش قیرخان (سلمانی) : دلک « با تشدید لام » : باش قیرخان یا دللک کسی که موی سرمردم را می تراشید و به قول امروزیها سلمانی بود. و اغلب بصورت سبار در محل اقدام به اصلاح می نمود.

چوپان : چٶ در زبان ترکی به معنای دام می باشد و چوبان در لغتنامه (ناظم الاطباء) بمعنای چوپان. شبان. راعی. شبان و گله بان و محافظ و حارس گوسفندان و اسبان. می باشد. و شغل چوبانی نیازی به توضیح آن نیست و همه با نوع کار آن آشنایی دارند

چؤدار : چؤ در ترکی به معنای دام می باشد چؤ دار کسی که کارش خرید و فروش گوسفند است؛ اصطلاحاً گله دار. و قپاندار نیز می گفتند.

کورپه چی یا کرپچی « به ضم کاف و فتح پ »: کورپه چی کلمه ای ترکی است. به معنای قوزو اوتاران کسی که بره ها و بزغاله ها را برای چرا می برد. مترادف با چوبان بره هاست .

حمامچی (حمامی) : در قدیم یک نفر مسئول روشن کردن حمام عمومی و خزینه روستا بود و همچنین مسئول رسیدگی به نظافت و سایر امور آن.

ده ییرمانچی (آسیابان) : دییرمانچی یا آسیابان، به کسی که نگه داری و ادارة آسیاب را بر عهده دارد می گویند. آسياب های آبی روستای زالی، درسه نقط مختلف به صورت هاي متفاوتي در مسیر آب سر چشمه وجود داشته اند و براي آرد كردن گندم و غلات ديگر به صورت کاملا سنتي، جهت تهيه نان و مصارف مختلف از آن استفاده مي‌شده است.

گووارانچی : نگهبان گاو. و چراننده ٔ گاو. کسی که در قدیمی و در فصل بهار همانند چوپان، گاوهای اهالی روستا را به چرا می برد و مزد کارگری می گرفت.

دهقان : دهقان به معنای منسوب به ده و دارنده ده است و معانی گوناگون :صاحب ده، کشاورز، روستایی، حافظ سنن و روایات ده می باشد. در روستای زالی در گذشته، دهقان به کسی گفته می شد که تمامی مراحل کاشت، داشت و برداشت محصول کشاورزی مالک را در قبال سهم و درصد قراردادی فین مابین در تمام مراحل به همرا مالک بطور شراکت در کار انجام می داد.

ایشچی (کارگر) : ایش در زبان ترکی بمعنای کار و ایشچی یعنی کارگر اعم از کار گر ساختمانی یا کشاورزی و بنا می باشد.

تویوق به جر ماق ( پرورش طيور) : در روستای زالی پرورش طیور بسیاراندک و درحد کمک به اقتصاد خود کفای خانوده معمول بوده است و محصولات آن بيشتر جنبه ي خود مصرفي داشته و دارد.

قالی توخماق (قالی بافی ) : بافتني ها شامل قالیبافی(قالی توخماق)، جاجیم، گلیم، زيلو، پالاز (پلاس)، آسمانلیق(ناندان)، سفره، جوراب پشمی، شال، دستكش(الجی)، کورگو کولته (کلاه پشمی)، سیاه چادر(چادر دامداران کوچرو)، پارچه، لحاف و طناب مي باشند. درحال حاضر به دلیل برخی موانع و مشكلات، این صنایع از جایگاه واقعی خود فاصله گرفته اند و از نقش آفرینی درعرصه اقتصادی نیز دور شده و از رونق کمتری برخوردارند.

یونگ دره ماق(حلاجی) : پشمي كه بايد درخود محل ريسيده شود را ابتدا مي شويند و بعد از خشك كردن، توسط دندان هاي شانه (دراق)، حلاجي، مي كنند.

ته شی اه ییرماق (نخ ریسی) : ريسندگي ازجمله وظايف زنان روستاي زالی است كه با پشم گوسفند، موي بز و پنبه براي تهية بافتني ها با دوک یا چرخ نخ ریسی(ته شی) مي ريسند. اکنون از رونق افتاده است.

چیت توخوماق ( پارچه بافي) : در گذشته بافت انواع پارچه های پشمي، ابريشمي و نخي درگریوان معمول بود. نوعي پارچه ابريشمي كه اليجه نام داشت براي دوخت كت زنانه به كار مي رفت. از پارچه هاي پشمي « چوغا» و « باشلیق» براي پالتو استفاده مي شد. اکنون کاربردی ندارد.

بویانماق (رنگرزي) : درگذشته ازانواع رنگ هاي ثابت که از شيره گياهان مي گرفتند و پشم را رنگ مي زدند سپس استفاده مي کردند که به آنها قالي هاي با رنگهاي ثابت مي گويند و هر چه کهنه تر شود رنگ آن جلا و زيبايي خاص خود را پيدا مي کند. از چند دهه گذشته بعضاً از رنگهاي شيميايي و دباغي نیز استفاده مي کنند که بعد ازبافت، رنگ فرشها کم کم تغيير کرده و رنگ اصلي آنها از بين میرود و فرش بيرنگ مي شود.

سککه تیکماق( سكه و پولك دوزي) : پولك به صفحات مدور و كوچكي گفته مي شود كه ازجنس طلا و نقره و آلياژي از برنج و مس بوده و براي تزئين پوشاك و به مفهوم عام بكار برده مي شود. بجاي پولك از سكه هاي نقره زمان قاجار استفاده مي كردند. فعاليت در اين رشته به شكل خانگي وجود داشت. زنان خانه دار انواع جليقه – كمر بند و لباس پولك دوزي شده نيز توليد مي كردند. پولك دوزي اغلب همراه با منجوق دوزي متداول بود. امروزه از رونق افتاده و کاربردی ندارد.

ایریش آغاردماق( مسگری و سفيد گری ) : مسگری توسط دوره گردها انجام می شده است. مس گران به ساخت انواع ظروف مسي از قبيل ديگ، طشت، كاسه، سيني و … اشتغال داشته اند. سفيد گران كه دركنار مس گرها استقرار می يافتند به سفيدگري ظرف مسي مشغولند می شدند.

کنده قیردماق (کندی سازی) : یکی از صنایع رایج قدیم در روستای زالی « کندی سازی » بوده است. کوندی یا سیلو به منبع بزرگی گفته می شود که با گل رس ساخته می شده است و مردم حبوبات و گندم و جو و ... خود را در آن ذخیره می کردند. معمولا « کوندی » در اتاقی مخصوص به نام « کوندی خانه » نگهداری می شدتا از رطوبت و نور دور باشد و آسیبی به مواد ذخیره شده وارد نشود. با رواج نانوایی های مدرن و تحویل محصولات زراعی به شرکت تعاونی روستایی به مرور این صنعت به فراموشی سپرده شد.

تندیر قیردماق( تنور سازی ) : یکی دیگراز صنایع رایج که تا حدودی هنوز هم وجود دارد، صنعت تنور سازی ازنوع گلی آتشی است .این تنور معمولا ازخاک رس ساخته می شود و برای پخت نان محلی و فتیر بکارمی رود. تنور بجز در ییلاق كه در زمين حفر و تعبيه مي شود دربقيه نقاط روي زمين ساخته مي شود بطوريكه ارتفاعي تا كمر نانوا از زمين دارد. به محل تعبيه تنوركه اغلب سقفي هم بالايش مي سازند « تنور خانه » مي گويند. اما تنور و تنورخانه در روستای زالی خيلي قديمي است و در هرخانه و سرا روستایی يك تنور براي پخت نان وجود داشت. خرمن دودق (خرمن کوبی )

چرخ خرمن کوبی در روستای زالی ۱۳۹۱

یکی از صنایع کهن که از گذشته دربین مردم روستا رایج بوده و در فصل تابستان وپاییز به اجرا در می‌آید خرمنکوبی است به این منظور با یک وسیله چوبی همان خرمنکوب می‌باشد که با ابزار خاصی (یوغ و ...) به حیواناتی مثل خر وگاو یا اسب بسته می‌شد و با حرکت از روی خرمن که به صورت دایره وار ایجاد می‌شد کار خرمنکوبی را انجام می‌داد. این وسیله توسط فردی که روی خرمنکوب می‌نشست و مثل درشکه چی حیوان را هدایت می‌کرد مورد استفاده قرار می‌گرفت. البته این کار با فعالیت دستی کارگرانی به وسیله چارشاق (چهاردنده) تکمیل می‌شد. بعد از کوبیدن خرمن و مطمئن شدن از اینکه دانه‌ها از خوشه جدا شده و ساقه‌ها نیز خرد شده نوبت به جدا کردن دانه‌ها از کاه و کلش می شده که این کار نیز بعد از جمع کردن خرمن کوبیده شده و باد دادن آن در روزی که باد ملائمی می وزیده با کمک ابزار خاصی انجام می‌شد.

یون دودق

نمونه خراس سنگی جهت تولید آرد ۱۳۹۱

زمانی که دانه ها از خوشه جدا شد مرحله آرد کردن می باشد و این کار بیشتر توسط زنان به وسیله دستگاهی به نام خراس از جنس سنگ بازالتی صورت میگرفته است

مجسمه قیردماق(پیکرک سفالی) یکی از هنرهای بومی ساکنین روستا که بیشتر توسط زنان انجام می‌شود ساخت پیکرک سفالی برای کودکان می‌باشد روش ساخت چنین است که ابتدا مقداری از خاک را با اب مخلوط کرده سپس به صورت گل در آمده و آن را چنان ئرز داده تا هوای داخل آن خارج شده و به صورت چرمینه در می‌آید سپس از این گل به وسیله دست اشکال حیوانی از جمله شتر، گاو.... درست می‌کنند سپس شی ساخته شده را در مقابل آفتاب قرار داده و خشک می‌شود. باغداری : باغداری نیز درسال های اخیر رواج زیادی داشته بطوریکه باغات بعد از غلات، بيشترين درصد ميزان سطح زيركشت محصولات سالانه را به خود اختصاص داده اند. به علت موقعيت كوهستاني گریوان و شیبداربودن و كمبود زمين كشاورزي، تجربه ثابت كرده است كه درخت كاري بهترين شيوه ي بهره برداري از زمين دراين منطقه است، درنتیجه، تقريباً تمامی اهالي روستا بیشترین قسمت زمین های زراعی خوذ را بصورت باغ درآورده اند و صاحب باغ هستند. لاكن مساحت باغ نسبتا كم و عوايد حاصله ازآن ناچيز است. مال و دووار به جر ماق (دامداري و دامپروري) : دام ها ی موجود در دامداری ها به دو دسته پروار و شیر ده تقسیم می شوند که شیر دام ها هر روز صبح توسط صاحبان آنها به بجنورد حمل شده و عمدتا به شرکت سهامی شیر منطقه ای خراسان می فروشند و به این ترتیب وارد بازار مصرف پرجمعیت شهر بجنورد می شود دام های پروار شده نیز روانه کشتارگاه شده و به این ترتیب بخشی ازنیازهای پروتئینی شهر بجنورد را تامین کرده و محصولات جانبی آن غیر از گوشت ماده اولیه برای صنایع جانبی را تشکیل می دهند .دام های دیگری که در روستا نگهداری می شوند عمدتا به روش سنتی توسط خانوارها نگهداری شده و میزان محصولات آنها نیز نسبت به دامداری های صنعتی ناچیز است

مشاهیر، نویسندگان، رجال و بزرگان روستای زالی[ویرایش]

حاج علی کارگری: او یکی از بزرگان روستای زالی بود که درهمین روستا رشد ونموپیداکرد و شغل او آشبزی وکشاورزی بود و درروستا به نام «مرگان زن» یعنی شکارچی آهو معروف بود او اطلاعات زیادی درمورد گذشته روستای زالی بویژه آثار تاریخی داشت و نمونه آن کوره‌های محوطه داشخانه و آثار مکشوفه از آن از قبیل کوزه، پیه سوز و... می‌باشد و از ایشان اشیا مردم شناسی فراوانی به جای برجای مانده که اکنون توسط باستان شناس احمد نیک گفتار در حال مستند نگاری و بررسی است و این باستان شناس در صدد آن است که با جمع اوری این اشیا و اشیای دیگر بتواند یک موزه شاه جهان که دربرگیرنده فرهنگ و تمدن منطقه‌است ایجاد نماید.

احمد نیک گفتار: او در ۱۳۶۲ در روستای زالی بخش بام و صفی آباد از ولایت قدیم ارغیان بزرگ به دنیا آمد. وی پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دهستان بام در سال ۱۳۸۱ وارد دانشگاه سیستان و بلوجستان شد و در سال ۱۳۸۵ فارغ‌التحصیل شد و برای ادامه تحصیلات با رتبه ۹ عازم دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۸۷ از دانشگاه تهران مدرک کارشناسی ارشد باستان شناسی دریافت نمود و در همین زمان موفق به نوشتن کتابی تحت عنوان جغرافیای تاریخی ارغیان شد. او همت زیادی برای زنده کردن آثار تاریخی منطقه بخش بام و صفی آباد و شهرستان اسفراین دارد. او سرپرستی دو فصل از کاوش‌های باستان شناختی شهر بلقیس شهرستان اسفراین[۱۷] و دو فصل بررسی و شناسایی آثارشهرستان را برعهده داشت ودر سال ۱۳۹۱ به همت پایگاه شهر تاریخی بلقیس پنجمین فصل کاوش در شهر بلقیس را سرپرستی کرد که مهمترین نتایج آن کشف دو آب انبار و یک سازه آبی است.[۱۸] و[۱۹]

مهمترین تالیفات این نویسنده و پژوهشگر عبارتند از:

rightنویسنده در کتاب جغرافیای تاریخی ارغیان به بررسی یکی از ولایت های خراسان واقع در شمال غرب خراسان به نام ارغیان متشکل از دو بخش بام و صفی اباد پرداخته است تا حلقه مفقوده ای را بازسازی و مجهولی را کشف و بر دامنه اطلاعات بشر بیفزاید. جغرافیای منطقه نظریات در مورد محدوده ارغیان اثار باستانی اسیاب ها ارمگاه ها و معصوم زادهها از جمله مطالبی است که در این کتاب به صورت کامل مورد کنکاش قرار گرفته است

کتاب معرفی و شناسایی سکه های ضرب اسفراین از تالیفات احمد نیک گفتاراست


1- جغرافیای تاریخی ارغیان'

2- معرفی و شناسایی سکه های ضرب شده در شهر اسفراین

3- مختصری از پیشینه سکه های تاریخی ضرب شده در شهرهای خراسان

4-عجایب نه گانه ایران

5-عجایب نه گانه ایران ویژه نوجوانان[۲۰].

از مهمترین مقالات نوشته شده توسط ایشان می توان به

1- کورکانهای سکایی [۲۱]

2- تاملی بر جغرافیایی تاریخی ارغیان [۲۲]

3- نتایج فصل پنجم کاوش های باستان شناختی در شهر تاریخی بلقیس (اسفراین کهن)[۲۳]

4- آرامگاه بابا قدرت : نشانه های از یک نیایشگاه مهری در اسفراین [۲۴] اشاره کرد.

تاملي بر موقعيت ولايت ارغيان در خراسان نوشته شده توسط احمد نیک گفتار


پیر یحیی زالی: او تنها نوازنده دوتار در منطقه ولایت ارغیان مطرح می باشد که در روستای زالی رشد و نمو یافت . و ایشان تا کنون ناشناخته باقی مانده و اولین کنسرت ایشان در همایش صبا در تهران برگزار شد. [۲۵]

باستان‌شناسی[ویرایش]

[[پرونده:مححوطه باستانی داشخانه.jpg|بندانگشتی|200px|چپ|محوطه باستانی داشخانه واقع در روستای زالی] اولین پژوهش‌های باستان‌شناسی در روستای زالی، درسال ۱۳۸۴ توسط احمد نیک گفتار تحت عنوان معرفی و شناسایی محوطه داشخانه صورت گرفت[۲۶] که پس از آن درا سال۱۳۷۶ اثر مذکور و تپه قلعه کهنه تجری توسط باستان شناس نامبرده مورد بررسی و به ثبت ملی رسید. پس از آن در سال ۱۳۸۹ دو اثر مورد بحث توسط باستان شناس دکتر علی اکبر وحدتی مورد بازنگری قرارگرفت[۲۷] و در پاییز همین سال به دلیل اهمیت خاص تپه قلعه کهنه تجری یک گروه از باستان شناسان ایتالیالی هم از این اثر ارزشمند دیدن کردند.

آثار باستانی[ویرایش]

محوطه داشخانه[ویرایش]

[[پرونده:كاتالوك سفالينه هاي محوطه داشخانه.jpg|بندانگشتی|200px|چپ|کاتالوگ سفالینه‌های محوطه داشخانه، ۱۳۸۴]]

کاتالوگ سفالینه‌های محوطه داشخانه، ۱۳۸۴
طرح سفالینه‌های محوطه داشخانه، ۱۳۸۴
كوره سفالگري محوطه باستانی داشخانه واقع در روستای زالی

مهم‌ترین آثار باستانی این روستا عبارتند از: محوطه داشخانه که مربوط به سدهٔ ۵ تا ۸ هجری قمری است و در یک کیلومتری شمال روستای زالی واقع شده و این اثر توسط باستان شناس احمد نیک گفتار در سال ۱۳۸۴ مورد شناسایی[۲۸] ودر تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۹۷۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. به نظرباستان شناس احمد نیک گفتار این محوطه همان قریه نهامود.[۲۹] یکی از قرای مهم ولایت جهان ارغیان در دوره تیموری است که شهاب الدین عبدالله خوافی درسال ۸۲۲ هجری قمری از آن یاد کرده‌است.[۳۰] طبق بررسی‌های صورت گرفته در گذشته ساکنین قریه نهامود خانه‌های خود را با مصالح خشت و چینه ساخته بودند و داخل خانه‌ها رابا پیه سوزهای سفالی با ریختن روغن گیاه منداب روشن می‌کردند.

کشفیات و آثار باقی‌مانده[ویرایش]

۱-۱- کوره گلو پزی:از اقدامات دیگر ساکنین این روستا می‌توان به ساخت کوره گلو پزی آنها اشاره کرد این کوره امروزه در ضلع شمالی محوطه داشخانه واقع شده‌است. با توجه به بررسی‌های صورت گرفته چنین به نظر می‌رسد که در یک برهه‌ای از زمان به دلیل طغیان رودخانه و سیلاب‌های عظیم از کوه این کوره به شدت آسیب و با گل و لای پر شده‌است. از ساختار معماری اطلاعات چندانی وجود ندارد اما طبق یک بریدگی ایجاد شده توسط حیوانات چنین به نظر می‌رسد که این کوره دارای یک دالان وسیع به سمت شرق دارد که در فواصل منظم در سقف این راهرو دودکش قرارگرفته‌است. علاوه برراهرو ذکر شده در ضلع جنوبی و شمالی آن یک راهرو به شکل گربه رو وجود دارد.

کاربری اثر: طبق داده‌های سطحی می‌توان گفت که احتمالاًاین اثر بقایای یک کوره گلو پزی بوده‌است. که مردمان این روستا در فصول بیکاری یعنی پاییز و زمستان اقدام به حفاری و لایروبی قنات‌ها می‌کردند. به همین منظور جهت حفاظت بهتر و عدم نشت اب به سطح زمین به دلیل ساختار شنی مهندسین اقدام به گذاشتن گلو در قنات‌ها کردند. که این گلوها در کوره‌های گلو پذی پخت می‌شدند.

۱-۲- کاریز و قنات:مهندسین این روستا با توجه به اطلاع از ساختار آب‌های زیر زمینی اقدام به حفر یک رشته قنات در حاشیه سمت راست رودخانه نهاجرد نموده‌اند. که طول این قنات‌ها در حدود ۶ کیلومتر می‌باشد و امروزه تعدادی از این حلقه چاهها به صورت مسدود شده قابل مشاهده می‌باشد.

۱-۳-صنعت سفالگری:یکی از هنرهای موجود در قریه نهامود صنعت سفالگری است. با توجه به پراکندگی سفالینه‌ها و جود اشیایی به شکل توپی‌های نشان از فعال بودن این هنر در دوره سلجوقی تا اواخرتیموری است. که نیاز به مطالعات و کاوش‌های باستان شناسی می‌طلبد. به طور کلی سفال‌های موجود سطح محوطه داشخانه را به دو گروه لعابدار و بدون لعاب می‌توان طبقه بندی کرد.

الف - ظروف بی لعاب؛ این گروه شامل ظروف با نقش کنده، قالبی و افزوده می‌باشد

ب - ظروف لعابدار:این گروه به زیر مجموعه‌های زیر شامل ظروف با لعاب یکرنگ ساده، نقاشی زیر لعاب واسگرافیتو طبقه بندی می‌شود.

تپه قلعه کهنه تجری[ویرایش]
شواهدی از خمره سفالی جهت نگهداری آذوقه، محل کشف تپه قلعه کهنه تجری علیا، ۱۳۹۰
شواهدی از خراس سنگی که گویای تهیه نان توسط ساکنین تپه قلعه کهنه تجری درعصر آهن می‌باشد، ۱۳۹۰
نمونه سفال از سفال‌های قلعه کهنه تجری

تپه قلعه کهنه تجری مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است که در۴ کیلومتری شمال غرب روستای زالی واقع شده و این اثر در سال ۱۳۸۶ توسط باستان شناس احمد نیک گفتار مورد شناسایی[۳۱].[۳۲]و در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۳۰۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.[۳۳] .[۳۴]..[۳۵] طبق شواهد موجود چنین به نظر می‌رسد که ساکنین تپه قلعه کهنه تجری مردمی کشاورز و دامدار بودند و با کشت محصولاتی از قبیل گندم، ارزن... به امرار معاش می‌پرداختند. با توجه به آثار باقی‌مانده از قبیل خراس سنگی و خمره‌های سفالی می‌توان اظهار کرد که ساکنین پس از برداشت محصولات، آنها را به وسیله خراس سنگی به آرد تبدیل کرده و داخل خمره‌های آذوقه ذخیره می‌کردند تا در زمان مورد نیاز به مصرف برسانند.

کوره گچ پزی:این کوره در ۸۰۰ متری جنوب شرق روستای زالی قرار گرفته‌است که در دوران پهلوی ایجاد و در حدود ۱۵ سال پیش به علت عدم مقرون به صرفه بودن تعطیل و پس از آن مورد تخریب قرار گرفت.

جاذبه‌های گردشگری[ویرایش]

جاذبه‌های سرسبزدالستان واقع در جنوب غرب روستای زالی، ۱۳۹

تجری علیا: یکی از مناطق گردشگری روستای زالی کلات تجری علیا است که مهمترین جاذبه‌های این کلات می‌توان به تپه قلعه کهنه تجری مربوط به دوره عصر آهن - دوره ساسانیان، چشمه جوشان و معدنی، کوه‌های سرخ با پوشش گیاهی مختلف و درختان زیبای سپیدار، بید، سنجد آن اشاره کرد. در گذشته یک راه ارتباطی از وسط این کلات عبور می‌کرده که امروزه به صورت یک مالرو باقی‌مانده که ساکنین روستاهای کوشکندر، عیسی باغ و جهان برای رفت آمد با چهارپایان استفاده می‌کنند.

تجری سفلی: یکی از مناطق گردشگری روستای زالی کلات تجری سفلی است این کلات در ۱ کیلومتری شمال غرب روستای زالی قرارگرفته‌است که در شمال آن کوه گونی، سمت غرب کوه قرمزی، سمت شرق تپه ماهورهای کمرلی برون واقع شده‌است و جنوب آن به دشت وسیع معروف به قوملا (جایی که رسوب می‌باشد) منتهی می‌شود از داخل این دشت رودخانه معروف به تجری عبور می‌کند که در آبادانی این کلات نقش بسزایی دارد. از مهمترین جاذبه‌های این کلات می‌توان به چشمه جوشان و معدنی، کوه گونی و درختان زیبای آن اشاره کرد. کوه گونی یکی از بهترین جاذبه‌های این کلات به شمار می‌رود زیرا اولاً یک منطقه باستانی است که اقوامی در گذشته در سطح بالای آن زندگی می‌کردند و دوماً، یک منطقه پوشیده از انواع گیاهان دارویی برای محققین به شمار می‌رود. سوماً، افراد با صعود به بالای آن که خیلی راحتر می‌باشد یک ورزش و کوهنوردی کرده و با رسیدن به بالاترین قسمت آن می‌توان تمام روستاهای پیرامونی ازجمله امامزاده سلطان مصیب یا همان اسفنج قدیم، جهان ارغیان، اردین، دستجرد را مشاهده کرد. علاوه بر این‌ها یک حلقه چاه نیمه عمیق متعلق به فرزاد وحیدی در این کلات وجود دارد که در فصل تابستان به دلیل داشتن آب جهت شنا مورد توجه توریست‌ها می‌باشد. این کلات در گذشته دور مورد سکونت اقوامی بوده که امروزه قبور آنها در ضلع جنوب شرقی کلات معروف به کمرلی بورنی قابل مشاهده می‌باشد که توسط حفارین غیر مجاز مورد تخریب قرار گرفته‌است با توجه به سبک قرار گیری قبور و مصالح از لحاظ گاهنگاری متعلق به مسلمانان می‌باشد. این کلات با توجه به سرسبزی و آب هوای مناسب و داشتن گیاهان دارویی خاص از جمله کنگر، پونه و قارچ مورد توجه گردشگران بویژه در روز ۱۳ نوروز قرار می‌گیرد.

زرشک نذری داشخانه واقع در روستای زالی، ۱۳۸۶

زرشک نذری داشخانه: این زرشک در۲ کیلومتری شمال روستای زالی از توابع بخش بام و صفی‌آباد شهرستان اسفراین قرار گرفته‌است این درخت در پایکوههای ارتفاعات شاه جهان ، میان زمین‌های بایرو درکناره مالروقدیم روستای جهان به روستای کوشکندر و در حدود ۲۰ متری شرق رودخانه داشخانه (نهاجرد) قرار گرفته‌است..[۳۶][۳۷]دورتنه درخت حدود ۲ متر وارتفاع ان از سطح زمین به حدود ۲۰/۳ متر می‌رسد طول گستردگی درخت در جهت شرق - غرب در حدود ۵/۴ متر و در جهت شمال و جنوب نیز به حدود ۵ متر می‌رسد[۳۸] این درختچه یکی از محبوبترین و شناخته شده ترین درختچه‌های نذری منطقه‌است که هرساله افراد زیادی برای نذری دادن و برآوردشدن حاجتشان به این بخش می‌آیند.

سرو کوهی معروف به عزیز آرچه:

درخت سرو کوهی یا به ترکی آرچه واقع در شمال روستای زالی که هرساله از روستاهای همجوار جهت برآورد شدن آرزوها به کناردرخت رفته و پارچه به آن می بندند

این درخت در 8 کیلومتری شمال روستای زالی ارتفاعات شاه جهان ، قرار گرفته‌است. که هرساله از روستاهای همجوار جهت برآورد شدن آرزوها به کنار ایندرخت رفته و پارچه به آن می بندند.

یادگارهای زمان[ویرایش]

تخته پشم زنی از صنایع دستی کهن روستای زالی که ساکنین روستا جهت حلاجی پشم از این وسیله استفاده می کردند


این بخش به آثار فرهنگی که از گذشتگان به ارث رسیده و شامل اشیایی ظریفه و صنایع دستی می‌باشد را شامل می‌شود:

فانوس دستی ، چراغ سیمی ، بادی[ویرایش]

چراغ فانوس دستی که ساکنین روستای زالی جهت روشنایی در شب استفاده می کردند.
این تصویر متعلق به یک دیزی سنگی از اهالی روستای زالی می باشد که از آن جهت پخت آبگوشت استفاده می کردند

از چراغ های لامپا و گرد سوز ، فقط برای تامین روشنایی اتاق ها استفاده می شد . در این چراغ ها دسته ای برای حمل و نقل وجود نداشت و بیشتر بر روی طاقچه ها قرار می گرفت و اتاق را روشن می کرد. حتی زمانی که روستای زالی برق دار شد ، باز هم از لمپا و گردسوز ، زمانی که برق قطع می شود استفاده می گردد . هنوز هم در خیلی از خانه های مردم روستای زالی این چراغ ها وجود دارد ولی تقریبا دیگر استفاده نمی شود . این چراغ ها در نمونه های متفاوتی تولید می شدند ، حتی نمونه های رنگی و مجلل این چراغ ها هم وجود دارد . برای رفع مشکل تاریکی در هنگام عبور و مرور در شب چراغ های دستی (انگلیسی) یا همان فانوس یا بادی وارد خانه ها شدند . در این چراغ ها ، شعله در یک محفظه ی شیشه ای مدورِ در بسته قرار دارد و باد به راحتی نمی تواند آن را خاموش کند . از این چراغ بیشتر شب هنگام برای رفتن به شب نشینی یا سر زمین و شب پایی استفاده می شد. عیب این چراغ ها این بود که وقتی داغ می شدند شروع به پت پت می کرد و گاهی خاموش می شدند .

چراغ تور(چراغ زنبوری)[ویرایش]

که شکل کامل شده همه اینهاست هم جایگاهش را در زالی به خوبی باز کرده بود . چراغ تور تشکیل شده است از یک مخزن نفت و تلمبه بادی و محظه شیشه ای و لوله و سوزن و توری مخصوص نازک که نفت با فشار به صورت پودر شده به توری رسیده و نوع بسیار زیاد و زیبایی می دهد . از این نوع چراغ در خانه های اعیانی و مجالس و مهمانی و تکیه سر استفاده می شد . یکی ازین چراغ تور نور ملایم و کافی بیش از دهها لمپا را می دهد . این نوع چراغها هم ایراد خاص خودش را داشت چراکه روشن نگه داشتن آن مهارت خاصی می خواست و مدت طولانی هم نمی شد روشن باشد و همچنین مصرف نفت آن به خاطر محدودیت حمل سوخت آن موقع تقریبا خیلی زیاد بود . خطر پارگی توری و آتش گرفتن هم خیلی جدی بود .

دیزی سنگی یا هرکره[ویرایش]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «روستای زالی». فرهنگ لغت دهخدا. 
  2. -. جغرافیایی آبادیهای کشور، استان خراسان شمالی، شهر ستان اسفراین،. تهران. انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح۱۳۸۴. صفحهٔ ۱۱۹. 
  3. «زالی». فرهنگ لغت دهخدا. 
  4. حافظ ابرو. جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو،. م. تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، نشر اطلاعات۱۳۷۰. صفحهٔ ۷۱. 
  5. -. جغرافیایی آبادیهای کشور، استان خراسان شمالی، شهر ستان اسفراین،. تهران. انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح۱۳۸۴. صفحهٔ ۱۱۹. 
  6. -. جغرافیایی آبادیهای کشور، استان خراسان شمالی، شهر ستان اسفراین،. تهران. انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح۱۳۸۴. صفحهٔ ۱۱۹. 
  7. -. جغرافیایی آبادیهای کشور، استان خراسان شمالی، شهر ستان اسفراین،. تهران. انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح۱۳۸۴. صفحهٔ ۱۱۹. 
  8. -. جغرافیایی آبادیهای کشور، استان خراسان شمالی، شهر ستان اسفراین،. تهران. انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح۱۳۸۴. صفحهٔ. 
  9. احمد نیک گفتار. گزارش ثبتی محوطه باستانی داشخانه،. بجنورد. واحد پژوهشی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی. صفحهٔ ۶-۹. 
  10. احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان،. مشهد. انتشارات کیهان اندیشه. صفحهٔ ۶۵. 
  11. احمد نیک گفتار. بجنورد. واحد پژوهشی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی. صفحهٔ ۶-۹. 
  12. -. جغرافیایی آبادیهای کشور، استان خراسان شمالی، شهرستان اسفراین،. تهران. انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح۱۳۸۴. صفحهٔ ۱۱۹. 
  13. مهدی هوشیار. تحلیل الگوی تقسیمات کشوری شمال خراسان نمونه: شهرستان اسفراین،. تهران. تربیت مدرس. صفحهٔ. 
  14. کلنل ادوارد ییت. [سفرنامه خراسان و سیستان]،. ترجمهٔ قدرت الله روشنی زعفرانلو – مهرداد رهبری،. مشهد. انتشارات یزدان ۱۳۶۵. صفحهٔ ۳۴۴. 
  15. احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان،،. مشهد. انتشارات کیهان اندیشه. صفحهٔ ۶۵. 
  16. -. جغرافیایی آبادیهای کشور، استان خراسان شمالی، شهر ستان اسفراین،. تهران. انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح۱۳۸۴. صفحهٔ ۱۱۹. 
  17. گزارش فصل دوم کاوش در شهر تاریخی بلقیس اسفراین، آرشیو پایگاه شهر بلقیس ،1388
  18. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910509000225
  19. شهربلقیس، روزنامه خراسان شمالی، پنج شنبه 18 آبانماه 1391، شماره 1160، ص 2و6
  20. http://www.nosabooks.com/WebUI/book.aspx?simorgh=1&marckey=1624112&marckind=3
  21. پژوهش های تاریخی (دانشگاه سیستان و بلوچستان) » پاییز و زمستان ۱۳۸۷ - شماره ۳»
  22. فصلنامه پژوهش در تاریخ ، سال اول، شماره ۲ ، دانشگاه تهران ۱۳۹۰
  23. همایش باستان شناختی ایران ، دستاوردها ، فرصت ها ، آسیب ها ، دانشکده هنر دانشگاه بیرجند ، اردیبهشت 1391
  24. باستان پژوهشی، دوره جدید ، شماره 15 ، دانشگاه تهران 1392
  25. http://www.baam-safiabad.ir/photo/3661-پیر-یحیی-نوازنده-بی-تکلف-شیردل
  26. احمد نیک گفتار. شناسایی و معرفی آثار باستانی داشخانه،. زاهدان. پژوهشی باستان شناسی دانشگاه ادبیات و علوم انسانی سیستان و بلو چستان، گاهنامه آوای باستان، سال پنجم، شماره پنجم، خرداد، – ۱۳۸۴. صفحهٔ. 
  27. علی اکبر وحدتی. بازنگری در بررسی و شناسایی آثار تاریخی بخش بام و صفی آباد،. بجنورد. گزارش بایگانی شده در آرشیو میراث فرهنگی خراسان شمالی، – ۱۳۸۹. صفحهٔ. 
  28. احمد نیک گفتار. شناسایی و معرفی آثار باستانی داشخانه،. زاهدان. پژوهشی باستان شناسی دانشگاه ادبیات و علوم انسانی سیستان و بلو چستان، گاهنامه آوای باستان، سال پنجم، شماره پنجم، خرداد، – ۱۳۸۴. صفحهٔ. 
  29. حافظ ابرو. جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو،. م. تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، نشر اطلاعات۱۳۷۰. صفحهٔ ۷۱. 
  30. احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان،. مشهد. انتشارات کیهان اندیشه. صفحهٔ ۶۵. 
  31. احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان،. مشهد. انتشارات کیهان اندیشه،1387.
  32. احمد نیک گفتار. بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، خراسان شمالی. تهران. دانشگاه تهران،1387.
  33. «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. بازبینی‌شده در ۱۹/۵/۲۰۱۱. 
  34. احمد نیک گفتار. «جغرافیای تاریخی ارغیان». مشهد. انتشارات کیهان اندیشه. 
  35. «روستای زالی». فرهنگ لغت دهخدا. 
  36. احمد نیک گفتار. شناسایی و معرفی آثار باستانی داشخانه،. زاهدان. پژوهشی باستان شناسی دانشگاه ادبیات و علوم انسانی سیستان و بلو چستان، گاهنامه آوای باستان، سال پنجم، شماره پنجم، خرداد، – ۱۳۸۴. صفحهٔ. 
  37. احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان،،. مشهد. انتشارات کیهان اندیشه. صفحهٔ ۹۲. 
  38. احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان،،. مشهد. انتشارات کیهان اندیشه. صفحهٔ ۱۶۲. 

منابع[ویرایش]

  • احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان،. مشهد. انتشارات کیهان اندیشه،۱۳۸۷. صفحهٔ ۶۵. 
  • احمد نیک گفتار و بهنامفر. تاملی بر ولایت جغرافیای تاریخی ارغیان،. تهران. فصلنامه پژوهش در تاریخ دانشگاه ادبیات و علوم انسانی تهران، سال اول، شماره ۲، – ۱۳۹۰. 
  • احمد نیک گفتار. بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، خراسان شمالی. تهران. دانشگاه تهران،۱۳۸۷. 
  • احمد نیک گفتار. گزارش ثبتی محوطه داشخانه،. بجنورد. واحد پژوهشی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی. صفحهٔ ۶-۹. 
  • حافظ ابرو. جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو،. م. تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، نشر اطلاعات۱۳۷۰. صفحهٔ ۷۱. 
  • احمد نیک گفتار. شناسایی و معرفی آثار باستانی محوطه داشخانه. زاهدان. پژوهشی باستان شناسی دانشگاه ادبیات و علوم انسانی سیستان و بلو چستان، گاهنامه آوای باستان، سال پنجم، شماره پنجم، خرداد، – ۱۳۸۴. صفحهٔ. 
  • مهدی هوشیار. تحلیل الگوی تقسیمات کشوری شمال خراسان نمونه: شهرستان اسفراین،. تهران. تربیت مدرس. صفحهٔ. 
  • احمد نیک گفتار. گزارش ثبتی محوطه باستانی داشخانه،. بجنورد. واحد پژوهشی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی. صفحهٔ ۶-۹. 
  • کلنل ادوارد ییت. [سفرنامه خراسان و سیستان ]،. ترجمهٔ قدرت الله روشنی زعفرانلو – مهرداد رهبری،. مشهد. انتشارات یزدان ۱۳۶۵. صفحهٔ ۳۴۴. 
  • جغرافیایی آبادیهای کشور، استان خراسان شمالی، شهر ستان اسفراین،. تهران. انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح۱۳۸۴. صفحهٔ ۱۱۹. 



جستاروابسته[ویرایش]