ارغیان
| ولایت جهان و ارغیان | |
|---|---|
| نام | ولایت جهان و ارغیان |
| کشور | |
| استان | خراسان شمالی |
| شهرستان | اسفراین |
| کاربری | منطقه تاریخی |
اَرْغیان نام ناحیهای در خراسان در شمال غربی نیشابور بود و از شمال به اسفراین و خبوشان و از جنوب به سبزوار کنونی محدود میشد.[۱]
محتویات |
نظریات در مورد موقعیت ارغیان [ویرایش]
کلنل ادوارد ییت در سال 1897 که خود به منطقه اسفراین سفر کرده و عیناً منطقه را مشاهده کرده در سفرنامه خود خراسان و سیستان راجع به ارغیان مینویسد: تمام ناحية بام و صفيآباد در اشغال تركهاي بغايري بود كه شمار آنها به 1300 خانوار مي رسيد. اينان دو تيره بودند، تيره اي كه جزء بام محسوب مي شدند 800 خانوار و تيره اي كه بخش صفيآباد بودند كه شمار آنها 500 خانوار بود.... طبق نظر صنيع الدوله بغايريها تيره اي از تركان گرايلي هستند كه توسط هلاكوخان از قراقوم به خراسان آورده شدند. تمام آنچه را که ما توانستیم در مورد کلمه ارغیان دریابیم این بود که، این نام به شهری در پای کوههای واقع در سه چهار مایلی بام اطلاق می شده است. گای لسترنج در کتاب سرزمین های خلافت شرقی در مورد راونیر و بان که از قریه های ارغیان می باشد، به نقل از یاقوت چنین نوشته است: «... یاقوت از شهرهای سگانه سملقان یا سمنگان که به قول او در خاور جاجرم است اسم می برد و آنها عبارتند از راونیر (روانسر) و بان که هر دو در روستای ارغیان واقع اند و اما موضع آنها را ذکر نمی کند. وی همچنین از سبنج یا اسبنج که هنوز در جنوب باختری جاجرم سر راه بسطام باقی است نیز اسم برده است»[۲]اسپونر ((spooner هم مقاله ای در مجله ایران تحت عنوان: (ARGHIYAN The area of Jajarm in western Khurasan) نوشته که به گفته خودش به دلیل اینکه ارغیان در منابع نویسندگان قبل از مغول یاد شده ولی بعد از زمان رشیدالدین وزیر غازان خان نامی از ارغیان دیده نمی شود و همچنین نویسنده نام دیگری پیدا نکرده که به منطقه جاجرم اطلاق شود از این نام برای مقاله استفاده کرده است. با توجه به نظریات ذکرشده در محدوده ارغیان آقای احمد نیک گفتار یکی دیگر از محققین و پژوهشگرانی است که در مورد جایگاه ارغیان سخن به میان آورده ایشان برای مشخص کردن جایگاه ارغیان ابتدا به مطالعه متون قدیمی پرداخته و سپس با یک دید کلی از جایگاه ارغیان و روستاهای آن به یک بررسی میدانی در محدوده ذکرشده در منابع به جستجوی جایگاه ارغیان پرداخته که حاصل این پژوهش نگارش کتاب جغرافیایی تاریخی ارغیان و مقاله تاملی بر موقعیت ولایت ارغیان می باشد.[۳]
تاریخچه [ویرایش]
امپراتوری ساسانیان: در عهد ساسانیان یکی از شهرهای مهم و تابع نیشابور بود. موسی خورنی جغرافیدان ارمنی معاصر ساسانیان در معرفی قلمرو جغرافیای ساسانیان مینویسد سرزمین ایران در دوره ساسانی به چهار کوست (ناحیه) تقسیم میشد خراسان یکی از این کوست ها بود که بیست شش ایالات داشت. یکی از این ایالاتها، اپرشهر یا همان نیوشاهپور بود (مارکوارت، ۱۳۷۳: ۳۷-۳۹). نیشابور نیز به نوبه خود دارای ۱۳ رستاق (شهرک) و ۴ تسوگ (طسوج یا بخش) بوده است و ارغیان در زمره یکی از سیزده رستاق نیشابور میباشد[۴]
دولت راشدین: در اواخر دوره ساسانی با ورود اسلام به ایران این شهر ارغیان نام داشته که از توابع نیشابور ذکر شده و به گفته بلاذری در کتاب فتوح البلدان در سال 31 هجری در زمان حکومت عثمان بن عفان به دست عبداله بن عامر فتح می شود که جزئیات این فتح شرح داده نشده است.[۵]
- الگو:پرچم عباسیان خلافت عباسیان: قدیمیترین سند موجود که تا کنون باقی مانده و از "ارغیان" نام میبرد کتاب فتوح البلدان بلاذری است. فتوح البلدان از مهمترین منابع تاریخ فتوحات عرب به شمار میرود. احمد بن یحیی بلاذری (279 هـ) از مورخان قرن سوم هجری است، که فتح ارغیان را در سال 31 هجری در زمان حکومت عثمان بن عفان به دست عبدالله بن عامر میداند و او همچنین ارغیان را تابع نیشابور ذکر کرده است (بلاذری، 1364، ص 159). از گزارش بلاذری میتوان چنین استنباط کرد که ارغیان قبل از اسلام یکی از ولایتهای مهم نیشابور بوده و حتی در اوایل اسلام هم هنوز اعتبار و اهمیت خود را حفظ کرده تا آنجا که مسلمانان در همان سالهای اولیه به دنبال فتح و حضور در این منطقه بودند.
خلافت امویان: (قرون سوم و چهارم ه. ق)در قرن سوم هجری احد بن عمر بن رسته (290 هـ) از جغرافیدانان بنام ایرانی در اثر ارزشمند خود که دایرةالمعارفی است، موسوم به "اعلاق النفیسه"، ارغیان را یکی از 13 روستای تابع نیشابور دانسته و چنین میآورد: «نیشابور دارای شهرهای است که از آن جمله می توان: زام، باخزر، جوین و بیهق را نام برد. نیشابور دارای 13 روستا و چهار ربع میباشد. روستاهای آن عبارتند از: استوا، ارغیان، اسفراین، جوین، بیهق، پشت، رخ، باخزر، زام، زوزن، اشبند، خواف و اباع آن تکاب، پشت فروش، مازل.»[۶]
تقریبا کمی بعد از ابن رسته در قرون سوم و چهارم هجری حاکم نیشابوری از 13 روستای که ابن رسته به نیشابور نسبت داده، وی ازآنها به عنوان ولایت های نیشابور یاد کرده که تعداد آنها را 12 قلمداد کرده که عبارتند از: بیهق، جوین، اسفراین، خبوشان (استوا)، ارغیان، پشت، رخ، زوزن، خواف، ازقند، جام و باخزر، جاجرم و می نویسد منظور از ولایت آن است[۷] که طول و عرض آن باید از بیست و پنج یا سی فرسخ کمتر نباشد و در آن قری و قنوات و باغات و عمارات باشد (نیشابوری، 1339، ص 215). و از ارغیان به صورت یک ولایت که به کثرت علما و کبار مشهور می باشد یاد کرده است (همان، ص 215). و بعضی از علمای بزرگ را از جمله ابواحمد ارغیانی، عمران بن موسی، محمد بن المسیب، هارون بن عمران و عامر بن شعیب را به این ولایت نسبت داده است[۸] و همچنین زمانی که محدوده خبوشان را توصیف می کند نسا، اسفراین، طوس و ارغیان را از از حدّهای آن ذکر کرده است[۹]
- الگو:پرچم دولت سلجوقیان امپراتوری سلجوقیان: (قرون پنجم و ششم ه. ق) قرن پنجم هجری که همزمان با روی کار آمدن سلجوقیان در ایران است، عبدالغافر فارسی که یکی از مورخین مشهور این دوره محسوب می شود، در کتاب "السیاق" از اسفنج، بان و راونیر نام می برد که از قرای ارغیان اند.[۱۰] سمعانی (616-562 هـ) دانشمندی جهانگرد که در طی مسافرتهای خود با علما و محدثان بسیار ملاقات کرده است، در اثر ارزشمند خود ضمن معرفی مناطق مختلف، شرح حال بیش از چهار هزار نفر از بزرگان علم و ادب و دین را آورده است. سمعانی از آنجا که خود متولد مرو بوده، بدون شک از منطقه ارغیان دیدن کرده و در توصیف آن می نویسد: «ارغیان ناحیه ای از نواحی نیشابور می باشد که مشتمل بر چندین قریه مانند سبنج، بان، راونیر و غیره است که روستاهای آن به دلیل جماعتی از اهل علم که به آنجا نسبت می دهند شناخته شده است و الحاکم ابوالفتح سهل بن علی بن احمد {بن علی بن احمد} بن الحسن الارغیانی از قریة بان است»[۱۱] از دانشمندان دیگر که اندکی بعد از سمعانی در مورد ارغیان گزارش ارائه کرده و احتمالا خود از منطقه دیدن نکرده شمس الدین دمشقی می باشد او در کتاب "نخبه الدهر فی عجائب البر و البحر" آورده است: «از شهر های نیشابور، شهرستان را می توان نام برد که از بناهای عبدالله پسر طاهر است ...دیگر سرزمین های با خزر بالین و غیان است که سرزمین غیان را چنان که سمعانی گفته است ارغیان نیز می خوانند، همه این سرزمینها بسیار پرفایده و حاصلخیزند» (دمشقی، 1356، ص 350) یاقوت حموی که مقارن با حملات مغول میزیست و کتاب معجم البلدان را چندسال قبل از حمله مغولان تدوین کرده است، درباره ارغیان می نویسد: «(أرغیان): کوره ای از نواحی نیشابور و مشتمل بر هفتاد یک قریه که قصبه آن راونیر است.»[۱۲] مطالبی را که یاقوت درباره ارغیان ذکر کرده لطفی الدین عبدالمومن بن عبدالحق البغدادی در کتاب مرصدالاطلاع بدون هیچگونه تغییر آورده است[۱۳] حال باتوجه به گزارش هایی که به صورت پراکنده از لابلای منابع مختلف جمع آوری گشت، می توان چنین استنباط کرد که ارغیان تا حمله مغول یکی از ولایت های معروف که تابع نیشابور بوده و از لحاظ موقعیت در جنوب قوچان قرارداشته و حدود 71 قریه را شامل می شده است. از این تعداد روستای ذکرشده مهمترین روستاهای آن که به دلیل داشتن مشاهیر و رجال شهرت عام داشته اند؛ بان، اسفنج و راونیر می باشد و قصبه ارغیان طبق گفته مورخین راونیر (راونیج یا راونیز) نام داشته است و این ولایت کاملا از جاجرم و اسفراین جدا بوده است.
ایلخانان مغول: (قرون هفتم و هشتم ه. ق) از آنجا که ولایت ارغیان همزمان با حملات ویرانگر مغول یکی از توابع نیشابور محسوب می شده، می توان چنین پنداشت که ارغیان هم از آماج تاخت و تازهای مغولان بی نصیب نبوده، چرا که نیشابور از جمله شهرهایی بوده که تخریبات بسیاری را متحمل شده است. هرچند گزارش مستقلی از حضور مغولان در ارغیان نیست، اما ارغیان در این دوره به مانند دیگر ولایات خراسان بزرگ از اعتبار می افتد و تا زمانی که ثبات نسبی در منطقه برقرار می شود، گزارشهای مورخان بیشتر حول حملات مغول و مسایل مربوط به آن است و این طبیعی است که دیگر جایی برای مناطق ویران شده ای چون ارغیان نمی ماند. تقریبا در اواخر حکومت ایلخانی است که فخر بناکتی (730 هـ) از مورخان بنام دوره غازان، اولجایتو و ابوسعید در اثر ارزشمند خود "تاریخ بناکتی" گزارشی از ارغیان دارد، که گویا این بخش از گزارش های وی اقتباس شده از "جامع التواریخ" خواجه رشیدالدین فضل الله است. در سال 630 هجری حکمرانی خراسان به جنتیمور از سوی اوکتای قان داده می شود و ملک اسفراین، جوین، بیهق، جاجرم، خورند و ارغیان هریک به پایزده یرلیغ به ملک بهاالدین واگذار می شود[۱۴] در زمان غازان خان در سال 683 هجری چند نوبت جنگ سختی بین غازان و نوروز در نواحی نیشابور، جوین، اسفراین، ارغیان و جاجرم صورت گرفت که در این جنگ ها پیدرپی دهات و مزارع از بین رفته است که گزارش آن در کتاب تاریخ مبارک غازانی چنین آمده است: «غازان به اتفاق امیران که در رکاب وی بودند در اواخر سنه تسعین و ستمائه و آخر روز به نزدیک طوس بر لشکریان یاغی افتاد و جنگ کردند و دیگرروز کوچ کردند و در سلطان میدان فرود آمدند و از آنجا نورین آقا و قتلغ شاه و سوتای دربندگی بودند و به راه ارغیان حرکت فرمود و از آنجا گذشته به دیه کسرغ از آبادیهای اسفراین فرود آمد. پس از آن که خبر رسید در هزاره افرادی یاغی شدند و ریات همایون به جوربد رفته و یاغیان فرار از آنجا به جاجرم فرود آمد.»[۱۵] باتوجه به مطالب فوق به طور قطع می توان گفت که ارغیان، منطقه ای مستقل و دارای اعتبار و اهمیت بوده است. اگرچه گاه از ولایتهای کلانشهر نیشابور از آن یاد می شده است، اما برخلاف عقیده ی غالب که امروزه آنرا جزو جاجرم نسبت می دهند، چنین نبوده و تا قبل از هجوم مغول می توان آنرا یکی از مناطق تاریخی خراسان بزرگ قلمداد کرد، حتی اگر به لحاظ جغرافیایی حدود آنرا درنظر بیاوریم، باز هم با آنچه جاجرم امروزه خوانده می شود، فاصله بسیاری دارد. یعنی ارغیان، منطقه ای مابین نیشابور و اسفراین قرار داشته تقریبا جایی که امروزه به آن بام و صفی آباد اطلاق می شود. (در ادامه چرخش ارغیان به بام و صفی آباد در متون تاریخی ارائه می گردد). آنچه در اینجا اهمیت دارد آثار سیاحان و جهانگردان خارجی است. گای لسترنج و اسپونر (sponer ,1965.pp22) در آثار خود برای اولین بار ارغیان را به جاجرم نسبت داده اند و این ملاکی شده برای محققان بعدی، بدون اینکه پیشینه تاریخی آن بررسی شود. چنین به نظر می آید جهانگردانی چون گای لسترنج و اسپونر و اُبن خود به طور دقیق با منطقه آشنا نبوده و حدود تقریبی آنرا به جاجرم و سلطان آباد نسبت داده اند و یا اینکه منبعی که از آن اطلاعات کسب کرده اند، دقیق نبوده، وگرنه دلیل خاصی پیدا نمی شود که ارغیان را به محدوده جاجرم نسبت داد.
دولت تیموریان: (قرون هشتم تا دهم ه. ق) در حدود سال (782 هـ) زمانی که تیمور به اسفراین حمله می کند پس از تخریب شهر در هنگام بازگشت به سمرقند برای نیرو گرفتن چهارپایان در مرغزارهای ولایت جهان و ارغیان چند روزی توقف می کند و در همین زمان حاکمان این ولایت را از بین می برد.[۱۶]
در سال 823 هـ بایسنقر بهادرخان در روز چهارشنبه، بیست و سوم رمضان از نیشابور حرکت کرده به پنج گرد نزول آمده و پنجشنبه به اندلان و جمعه به حدود جهان ارغیان و شنبه به قریه رونیز و یکشنبه به قاسمی و دوشنبه به کروژده و سهشنبه به بحر اباد و زیارت شیخ الاسلام سعدالمله و الدین محمدالحموی دریافته و روز چهارشنبه، سلخ رمضان به قریه خداشاه جوین نزول آمد.[۱۷] در سال 833 حافظ ابرو که خود احتمالا از منطقه جهان و ارغیان گذر کرده برای این ولایت 12 قریه ذکر کرده که عبارتند از: قریه روئین و توابع، قریه اردین و توابع، قریه دستجرد و توابع، قریه کاریزدر، قریه بکر اباد، قریه نهامود، قریه جهان و توابع، قریه بان و توابع، قریه اسفنج و توابع، قریه خرق و توابع، قریه کرد، قریه سی و توابع؛ بیرون از این قری مزارع بسیار دارد.[۱۸] از این تعداد قریه ای که او نام برده هنوز ده عدد به همان نام تا به امروز باقی مانده که دو عدد از آنها مانند روئین و خرق جزء شهرهای مجاور از جمله اسفراین و فاروج قرار گرفته است. از نوشته های خوافی چنین استنباط می شود ولایت جهان و ارغیان همان ارغیان قبل از دوره تیموری است جون او از روستای بان و اسفنج نام برده که در منابع قرون سوم تا هفتم هجری جزو ولایت ارغیان شمرده می شده است. در اواخر دوره تیموری (899 هـ) معین الدین محمد الزمجی الاسفرازی، جهان و ارغیان را از ولایات تابع هرات ذکر کرده و به گفته خودش به دلیل طولانی شدن کتابش از شرح جزئیات آن دوری جسته است. (الزمجی الاسفزاری، 1380، ص 277) از آنجا که اسفزاری خود در حلقه ی علما و دانشمندان هرات بوده و به نامه های دولتی دسترسی داشته است، اطلاعات مفیدی درباره ی هرات و سایر بلاد خراسان قدیم ارئه می دهد، اما از اینکه وی ارغیان را تابع هرات ذکر کرده نکته ای مهم و قابل توجه استنباط می شود: بعد از حملات ویرانگر مغول مراکز علمی و فرهنگی خراسان تبدیل به ویرانه شدند، از جمله آنها نیشابور بوده است، یعنی ابرشهری که ریشه در دوران باستان داشت. با روی کار آمدن تیموریان و توجه به هرات، رفته رفته هرات تبدیل به مرکزی فرهنگی می شود. در این میان می توان چنین گفت، نقشی که نیشابور در دوره های گذشته ایفا می کرد، اکنون به هرات انتقال داده شده است، در این صورت است که ارغیان از مناطق مهم خراسان بزرگ، که قبلا از ولایات نیشابور محسوب می شده ، در دوره ی تیموری جزو ولایات هرات به حساب آید. گزارش اسفزاری موید این مطلب است. نکته ی بعدی این است که تا اواخر دوره ایلخانی نام ارغیان به کرار یاد شده ولی از زمان تیموریان ارغیان به جهان و ارغیان مبدل گردیده است و مشخص نیست که به چه دلیل در نامگذاری این ناحیه یک تغییر اندکی صورت گرفته و از جهان و ارغیان یاد شده است. و شاید یکی از احتمالات در این تغییر نام به دلیل توقف تیمور در مرغزارهای روستای جهان که یکی از بزرگترین مرغزارهای شرق اسفراین است و ارجحیت دادن این روستا از لحاظ سرسبزی نسبت به دیگر روستا ها ی ارغیان باشد.
دولت صفویان (قرون یازدهم و دوازدهم ه. ق) در دوره صفویه در نام ولایت جهان و ارغیان یک تغییر اندکی صورت می گیرد و آن حذف «و» می باشد و به صورت ولایت جهان ارغیان یاد می شود ولی از لحاظ سیاسی این ولایت نیز مانند شهر اسفراین محل تاخت تاز ازبک ها قرار می گیرد و صدمات جبران ناپذیری می بیند. در این دوره برای اولین بار از نام "بام" صحبت به میان می آید که "بام" به نظر می رسد پس از نابودی قریه بان که تا اواخر دوره تیموری از قرای معروف ارغیان به شمار میرفت و امروزه ویرانههای آن به کهنه بام یا بان معروف است، اطلاق می شده است.
در سال 948 هـ، آقا کمال وزیر کل خراسان می شود و او بعد از ممیزی تربت خراسان، ممیّزی جهان ارغیان و کلیدر و سرکار معدن را به بوداق قزوینی واگذارمی کند.[۱۹] در سال 977 هـ، زمانی که شاه تهماسب در النگ بسطام خیمه زده بود به فرهادخان و امرای منطقه دستور داد که برای راندن ازبک ها برای مشهد معلی حرکت کنند و زمانی که فرهادخان به ولایت جهان ارغیان رسیدند پیکی خوش خبر از مشهد مقدس رسید و مژده داد که عبدالمومن خان کشته شده است آنها از این منطقه برگشتند (میرنیا، 1369، ص 37-38؛ طاهری، 1385، ص 16). این مطلب بیانگر آن است که در این دوره هنوز جهان ارغیان موردنظر پادشاهان بوده و به عنوان منطقه ای جغرافیایی از آن نام برده می شده است. در لشکرکشی شاه عباس صفوی به سال 1001 هـ، به خراسان ولایت جهان ارغیان نیز تصرف شد و به نوشته عالم آرای عباسی شاهقلی سلطان قمری حاکم جهان ارغیان گردید.[۲۰] اما پس از بازگشت شاه عباس، عبدالله خان ازبک و پسرش عبدالمومن به شهرهای خراسان از جمله ولایت جهان ارغیان حمله کرده آنجا را تخریب و قتل عام کردند. شاه عباس در سال 1012 هـ پس از بازگشت از مشهد عازم جهان ارغیان و بام شد.[۲۱] در سال 1013 هـ روشن سلطان مکری حاکم جهان ارغیان با جمعی از قورچیان و غلامان که برای شاه عباس دولت پناهی کرده بودند به درگاه او جمع شده بودند.[۲۲] اما پس از دوره صفویه یعنی در دوره افشاریه، اطلاعات چندانی از ولایت جهان ارغیان در دست نیست و به نظر می رسد ولایت جهان ارغیان که مرکز آن راونیز ذکر شده، در منابع کم رنگ تر می شود و به جای آن از بام و صفی آباد صحبت به میان می آید. اما از زمان قاجاریه نقش بام و صفی آباد در صحنه تاریخ پررنگ تر می شود و هرکدام دارای حاکم جداگانه می باشند و از این زمان است که نام جهان ارغیان کهنه و فرسوده شده و بر غبار فراموشی سپرده می شود و تنها نام آن در سینه مردم به صورت مبهم که گاهی به روستای جهان و کوههای آن کوههای جهان ارغیان[۲۳] و گاه بر ویرانه های نوروزتپه اطلاق می شود.
قاجار: (قرون سیزدهم و چهاردهم ه. ق) در این زمان خاندان بغایری، حاکمیت منطقه را در دست دارند و بر بام و صفی آباد حکومت می کنند. میتوان این دوره را دوره بغایریها اطلاق کرد اما بیشتر یک حکومت محلی بوده است.
از گزارش های ارئه شده می توان چنین دریافت که هرچند بام و صفی آباد دو منطقه ی تفکیک شده محسوب می شده است، اما چه به لحاظ جغرافیایی و چه به لحاظ تاریخی، اختلاف چندانی نداشته و چنین نبوده که بین آنها فضای رقابتی حاکم باشد. حوزه ی بام و صفی آباد در کل یک حوزه ی خاص را شامل می شده است و در دوره قاجاری تفکیک آنها ملموس نیست. به طور کلی این منطقه در این دوره به جهت مسیر ارتباطی سبزوار به قوچان و مشهد، اهمیت خاصی داشته و مورد توجه بوده اما با این وجود اعتبار دوره های اولیه را نداشته است. در زمان حکومت آقا محمدخان قاجار در سال 1211 هـ، حاکم صفی آباد لطفعلی خان بغایری بوده است[۲۴] و در بام در این زمان صفرعلی خان بغایری حکومت می کرد[۲۵] که پس از او در دوران حكومت فتحعلي شاه قاجار در سال 1233 هـ[۲۶] شاهزاده سلطان میزا که به لقب «حسام السلطنه» اختصاص یافته بود، مامور خراسان شد و مصمم تسخیر بوزنجرد و تخریب اسفراین بود او در پنجم ذیحجه، راه خراسان را در پیش گرفته و به سبزوار رسیدند و در این ایام برف شدیدی می بارید[۲۷] و سپاه حسام برای حمله به خبوشان از راه سرولایت نیشابور عبور کرد در بین این راه شاهان دژ قلعه ای بود که صاحب آن محمدخان بغایری بود که او بعد از مدتی ایستادگی به منطقه بام که دارای قلعه ای که به حصارهای محکم و استوار معروفیت داشت و محل سران بغایری و حکومت سعادت قلی خان بود پناه برد و اطراف قلعه توسط سپاه حسام السلطنه محاصره شد و توپ های ثعبان نشان در اطراف قلعه نصب شد و جنگ سختی بین دو سپاه درگرفت و پس از ده روز جنگ قلعه به محاصره در آمد در این حین سفیر روس هم توسط یک گلوله از طرف بغایری ها از پا در آمد و سعادتقلی خان و برادرش با کلام الله مجید به شفاعت شاهزاده رفتند و او آنها را عفو کرد.[۲۸] در سال 1248 هـ عباس میرزا نایب السلطنه، پسر فتعلی شاه با نیروهای خود و گرفتن قشون کمکی از روسها و همراهی افسران انگلیسی و توپخانه مجهز به قوچان رفت و پس از دوماه، آنجا راتسخیر کرد. وی، رضاقلی خان و محمدخان قرایی را دستگیر کرد و به آذربایجان تبعید نمود و شورش در خراسان را موقتا فرو خواباند. حکومت ولایت خبوشان که سرولایت نیشابور و بام و صفی آباد، جهان ارغیان بود، سراسر به نورمحمد خان برادر جناب آصف الدوله الهیارخان قاجار داده شد[۲۹]
این جریانات سیاسی ادامه می یابد تا اینکه در اواخر دوره قاجار و اوایل حکومت پهلوی، دهستانهای صفی آباد و طبس، حکم آباد و بام مجموعه ای را به عنوان بخش، با مرکزیت صفی آباد تشکیل می دهند که بیشتر مرکزیت دسترسی و ارتباطات و در مسیر راه میان آباد، بام، صفی آباد، سبزوار قرار داشته، ولی به هر صورت تا سال 1339 جزء ولایت سبزوار بوده اند و از سال 1339 دهستان بام و صفی آباد تحت عنوان بخش به اسفراین ملحق شده و شهرستان اسفراین تشکیل و مرکز ادرای و سلسله مراتب حکومتی در صفی آباد ابقا می گردد که هنوز نیز ادامه دارد.[۳۰]
وجه تسمیه [ویرایش]
در مورد وجه تسمیه این این ولایت اطلاعات دقیقی وجود ندارد اما طبق متون تاریخی این نام، نام یکی از شهرهای تاریخی نیشابور در قبل از اسلام بوده که در سال ۳۱ هجری به دست اعراب فتح شدهاست.
مرکز ناحیه ارغیان [ویرایش]
مرکز ناحیه ارغیان طبق متون تاریخی تا حمله مغولان قصبه راونیز بودهاست.[۳۱] که پس از آن در دوره تیموری طبق داده های باستان شناسی و اسناد تاریخی به نظر می رسد که روستای امروزی جهان در گذشته مرکز ارغیان بوده است که آثار آن در زیر روستای نامبرده قرار دارد و از دوره قاجار مرکزیت ارغیان روستای بام بوده که اداره آن در دست ترکان بغایری به نام سعادت قلی خان بغایری بوده است.
روستاهای ناحیه ارغیان در قرن هشتم ه.ق [ویرایش]
ارغیان نام ناحیهای از نیشابور؛ دارای هفتاد و یک قریه بوده و کرسی و قصبهٔ آن رادنیز باشد و گروهی از اهل علم و ادب بدانجا منسوبند (معجم البلدان).[۳۲][۳۳] طبق اشارات متون تاریخی این ولایت یکی از مهمترین شهرهای دوره ساسانی بوده و در اوایل اسلامی توسط اعراب فتح میشود از تعداد روستاهای این شهر آمار دقیقی وجود ندارد اما قبل از حمله تیمور لنگ دارای ۷۱ روستا بوده و با حملات تیمور این شهر رو به افول میشود و نام این شهر به ولایت جهان ارغیان تبدیل میشود که در این دوره تعداد روستاهای آن ۱۲ عدد ذکر شدهاست که به شرح ذیل میباشد:
قریه نهامود یکی از قرای مهم ولایت ارغیان است. این قریه امروز به نام محوطه باستانی داشخانه معروف میباشد که در ۱ کیلومتری شمال روستای زالی از توابع شهرستان اسفراین واقع شدهاست.
آثار باقی مانده از روستای نهامود:
مهمترین اثری که از روستای نهامود امروزه باقی مانده میتوان به بقایای محوطه داشخانه که مربوط به سدهٔ ۵ تا ۸ هجری قمری است و در یک کیلومتری شمال روستای زالی واقع شده اشاره کرد و این اثر توسط باستان شناس احمد نیک گفتار در سال ۱۳۸۴ مورد شناسایی[۳۴] و در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۹۷۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست. به نظر باستان شناس احمد نیک گفتار این محوطه طبق آثار موجود و اشاره مورخان همان قریه نهامود.[۳۵] یکی از قرای مهم ولایت جهان ارغیان در دوره تیموری است که شهاب الدین عبدالله خوافی در سال ۸۲۲ هجری قمری از آن یاد کردهاست.[۳۶]
قریه بان: از آبادی های ولایت ارغیان است. که الحاکم ابوالفتح سهل بن احمد ابن علی بن احمد {بن علی بن احمد} بن الحسن الارغیانی از این قریه است (562 ﻫ، ق).[۳۷]
قریه راونیر: بفتح الراء والنون المکسورة بعد الواو والالف والیاء المنقوطة باثنین من تحتها وفی آخرها الراء الاخری وهی احدی قری ارغیان وکانت قریة کبیرة حصینة، خرج منها ابو نصر محمدبن عبدالله {بن احمد بن محمد بن عبدالله} الارغیانی الراونیری مفتی نیشابور فی عصره وامام مسجد عقیل... وتوفی فی اوائل سنة تسع وعشرین وخمسمائة.[۳۸]
قریه معقلی: (منگلی) آب آنجا چون حنظل تلخ بود و موشهای صحرایی در آنجا بسیارند[۳۹]
قریه راونسر: بفتح الواو وسكون النون وسين مهملة مفتوحة وآخره راء من قرى أرغيان. ينسب إليها محمد بن عبدالله الراونسري.[۴۰]
روستایاردین
روستاهای ناحیه ارغیان در حال حاضر با روستاهای زیر واقع در بخش صفی آباد و بام منطبقند:
1- روستای زالی 2- اردین 3- دستجرد 4- قریه بکرآباد 5- قریه کاریزدر 6- جهان 7- چهارمست 8- آقج 9- بیش آباد 10- نوده بام 11- قارضی 12- کلاته بام 13- آق قلعه 14- قوچقر 15- عیسی باغ 16- کوشکندر(اسفراین) 17- تارخه 18-غوزه زن 19- عنبراباد 2- فتح اباد 21-بام 22- باباقدرت 23- دهنه اجاق
مشاهیر [ویرایش]
- ابوالفتح بانی ارغیانی[۴۱]
- احمد نیک گفتار
- ابواحمد ارغیانی
- عمران بن موسی
- محمد بن المسیب
- هارون بن عمران
- عامر بن شعیب
گفتاوردها [ویرایش]
دهخدا: ارغیان. [ اِ ] (اِخ ) نام ناحیه ای به نیشابور. گویند دارای هفتادویک قریه بوده و کرسی و قصبه آن رادنیز باشد و گروهی از اهل علم و ادب بدآنجا منسوبند.[۴۲]
قال المقدسی: أرغيان صغير أيضا لايكاد يفرز عن جوين لااعرف به مدينه؛ «ارغیان كوچك است و از جوين جدا نيست. شهرى در آنجا نمى شناسم»[۴۳]
قال یاقوت الحموی: بالفتح، ثم السكون، وكسر الغين المعجمه، وياء، وألف، ونون: كوره من نواحي نيسابور، قيل إنها تشتمل على إحدى وسبعين قريه، قصبتها الرّوانير، ينسب إليها جماعه من أهل العلم والأدب، منهم: الحاكم أبو الفتح سهل بن أحمد بن عليّ الأرغياني، توفي في مستهل المحرم سنه 499، وغيره.
[ا غ] با غين نقطه دار. خوره اى از نيشابور است كه گويند هفتاد و يك ديه در آنست، مركز آنجا «روانير» است. گروهى دانشمند بدانجا منسوبند مانند حاكم ابوالفتح سهل پسر احمد پسر على ارغيانی. در آغاز محرم 499 درگذشت، و جز او[۴۴]
حافظ ابرو: در سال 833 حافظ ابرو که خود احتمالا از منطقه ارغیان گذر کرده برای جهان ارغیان 12 قریه ذکر کرده که عبارتند از: ولایت جهان و ارغیان: قریه روئین و توابع، قریه اردین و توابع، قریه دستجرد و توابع، قریه کاریزدر، قریه بکر اباد، قریه نهامود، قریه جهان و توابع، قریه بان و توابع، قریه اسفنج و توابع، قریه خرق و توابع، قریه کرد، قریه سی و توابع، بیرون از این قری مزارع بسیار دارد.[۴۵]
اعتمادالسلطنه: ارغیان [مع – مر]: الکه ای است در نواحی نیشابور. گویند مشتمل است بر هفتاد و یک قریه و دارالحکومه آن داو نیز است.[۴۶]
کتابنامه [ویرایش]
کتابهای منتشر شده در مورد ارغیان:
در مورد نام ارغیان در کتب متعددی به صورت مختصر اشاره شده اما جامع ترین کتابی که تا به امروز منتشر شده و در آن جایگاه ارغیان رابا اسناد و مدارک تاریخی و باستان شناسی مورد مطالعه و پژوهش قرارداده کتاب جغرافیای تاریخی ارغیان نوشته احمد نیک گفتار است.[۴۷]
فهرست دیگر کتابها و نوشتارهای مربوط به ارغیان:
| ردیف | موضوع | نام کتاب | نویسنده | مترجم | زبان | شهر محل چاپ(جدید) | سال نوشتن/چاپ | انتشارات | نگاره | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | تاریخ | تاریخ نیسابور | الحاکم نیشابوری | محمد بن حسین خلیفه نیشابوری | عربی | تهران . قاهره . بیروت | سده چهارم هجری قمری | .../نشر آگاه با تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی | ||
| ۲ | تاریخ | السیاق لتاریخ نیسابور | عبدالغافر فارسی | عربی | قاهره . بیروت | سده پنجم هجری | ||||
| ۳ | تاریخ | تاریخ نیشابور | ابوالقاسم کعبی بلخی | عربی | در دسترس نیست | سده چهارم هجری | ||||
| ۴ | بررسی تاریخی | الحرکة العلمیة فی نیسابور: من القرن الثالث الهجری إلی القرن الخامس الهجری | وهیبی أدیل سلیمان محمود | عربی | قاهره | ۲۰۰۳ میلادی | مؤسسة حمادة للدراسات الجامعیة والنشر والتوزیع | |||
| ۵ | بررسی تاریخی | الحیاة الثقافیة والعلمیة فی نیسابور منذ بدایة القرن الثالث حتی اوائل القرن الخامس الهجری | عبدالناصر ابراهیم عبدالحکم | عربی | قاهره | ۲۰۰۲ میلادی | جامعة القاهرة | |||
| ۶ | بررسی تاریخی-ادبی | الشعر العربی فی نیسابور فی القرنین: الرابع والخامس الهجریین | احمد بسیونی علی شعبان | عربی | قاهره | ۲۰۰۷ میلادی | کلیة اللغة العربیة - بنین (القاهرة)، | |||
| ۷ | بررسی تاریخی | مدینة نیسابور | ظفار قحطان عبد الستار الحدیثی | عربی | بغداد | ۲۰۰۳ میلادی | دار الکتب والوثائق العراقیة | |||
| ۸ | بررسی تاریخی | عروبة العلماء المنسوبین إلی البلاد الأعجمیة فی خراسان | ناجی معروف | عربی | بغداد | ۱۹۷۷ میلادی | وزارة الاعلام، الجمهوریة العراقیة، | |||
| ۹ | بررسی تاریخی | مدارس قبل النظامیة | ناجی معروف | عربی | بغداد | ۱۹۷۳م میلادی | وزارة الاعلام، الجمهوریة العراقیة | |||
| ۱۰ | نظامیة نیسابور | محمد حسن عبد الکریم العمادی | عربی | دوحه | ۲۰۰۳ میلادی | مجلة مرکز الوثائق والدراسات الإنسانیة، جامعة القطر | ||||
| ۱۱ | جغرافیای تاریخی ارغیان | احمد نیک گفتار | فارسی | مشهد | 1387 شمسی | کیهان اندیشه | ||||
| ۱۲ | سرگذشت حدود ششصد نفر از مشاهیر نیشابور اسفراین/ سبزوار/ قوچان/ کاشمر/ تربت حیدریه/ تربت جام/ فاف/ باخزر | مشاهیر نیشابور شهر قلمدانهای مرصع | فریدون گرایلی | فارسی | نیشابور | ۱۳۷۷ شمسی | سعیدی منش |
نگارخانه [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
- ↑ نیک گفتار، احمد (1386)؛ جغرافيايي تاريخي ارغيان، مشهد، چاپ اول، انتشارات كيهان انديشه
- ↑ نیک گفتار، احمد (1386)؛ جغرافيايي تاريخي ارغيان، مشهد، چاپ اول ، انتشارات كيهان انديشه
- ↑ نیک گفتار، احمد (1386)؛ جغرافيايي تاريخي ارغيان، مشهد، چاپ اول، انتشارات كيهان انديشه
- ↑ ابن رسته اصفهانی، ۱۳۶۵، ص ۲۰۰
- ↑ بلاذری، 159،1364:
- ↑ ابن رسته اصفهانی، 1365، ص 200
- ↑ نیشابوری، 1339، ص 215-217
- ↑ همان، ص 93، 119، 127، 104
- ↑ همان، ص 216
- ↑ طاهری، 1385، ص 12
- ↑ سمعانی، 1382، ج 1، ص 167-168
- ↑ حموی ،1380، ج1، ص 153
- ↑ البغدادی، 1373، ص 286.
- ↑ بناکتی، 1348، ص 386
- ↑ خواجه رشیدالدین، 1358، ص 27-28
- ↑ نطنزی، 1373، ص 240
- ↑ خافی ،1386، ج 3، ص 1092
- ↑ حافظ ابرو، 1370، ص 71
- ↑ نطنزی، 1373، ص 586
- ↑ نیک گفتار، 1387، ص 36
- ↑ منجم، ملاجلال، 1366، ص 240
- ↑ قزوینی، 1364، ص 473
- ↑ ییت، 1365، ص 345
- ↑ نیک گفتار، 1387، ص 46
- ↑ همان، ص 45
- ↑ بيك دنبلي، 1383، ص 441
- ↑ اعتماد السلطنه، 1368، ص 964-965
- ↑ اعتماد السلطنه، 1367، ص 1539
- ↑ توحدی، 1374، ص 132-133
- ↑ هوشیار، 1379، ص 199-200
- ↑ یاقوت الحموی، معجم البلدان، جلد ١، ص ١٥٣، ترجمه فارسی، جلد ١، ص ١٩٢.
- ↑ «ارغیان». فرهنگ لغت دهخدا.
- ↑ احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان، مشهد. انتشارات کیهان اندیشه
- ↑ احمد نیک گفتار. شناسایی و معرفی آثار باستانی داشخانه،. زاهدان. پژوهشی باستان شناسی دانشگاه ادبیات و علوم انسانی سیستان و بلوچستان، گاهنامه آوای باستان، سال پنجم، شماره پنجم، خرداد، – ۱۳۸۴. صفحهٔ.
- ↑ حافظ ابرو. جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو،. م. تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، نشر اطلاعات۱۳۷۰. صفحهٔ ۷۱.
- ↑ احمد نیک گفتار. جغرافیای تاریخی ارغیان،. مشهد. انتشارات کیهان اندیشه. صفحهٔ ۶۵.
- ↑ سمعانی، عبدالکریم بن محمدبن منصور التمیمی، 1382 ﻫ. ق/1962 م، ج1، ص 168
- ↑ سمعانی، عبدالکریم بن محمدبن منصور التمیمی، الا نساب، ج 5، 1385 ﻫ.ق/1966 م، ص 52
- ↑ ابن اسفندیار، بهاءالدین محمد بن حسن، تالیف 613 ﻫ. ق، تاریخ طبرستان، جلد اول، به تصحیح عباس اقبال با اهتمام محمد رمضانی، چاپ مجلس، ص 104 - 105
- ↑ منتديات السنا - عرض مشاركة واحدة - حزر فزر
- ↑ http://islamic-rf.ir/ebook/mashahir.rajal.esfaraen.pdf
- ↑ http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-0f72275b1e7749dc9a9c14c9deba2dab-fa.html
- ↑ المقدسی، أحسن التقاسيم في معرفه الأقاليم، ص318، ترجمه فارسی، جلد ٢، ص ٤٦٦.
- ↑ یاقوت الحموی، معجم البلدان ، جلد ١، ص ١٥٣، ترجمه فارسی، جلد ١، ص ١٩٢.
- ↑ شهاب الداین عبدالله خوافی حافظ ابرو، 1370، جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، چاپ اول، نشر اطلاعات. ص 71
- ↑ اعتمادالسلطنه، مرآت البلدان، جلد 1، ص 48.
- ↑ «کتاب جغرافیای تاریخی ارغیان». فروشگاه اینترنتی.
منابع [ویرایش]
1- ابن رسته اصفهانی، احمد بن عمر، الاعق النفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، چاپ اول، تهران، انتشارات امیرکبیر: 1365
2- اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، مراة البلدان، به تصحیح دکتر عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران: 1368
3- اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، تاريخ منتظم ناصري (جلد سوم) به تصحيح دكتر محمداسماعيل رضوانی، چاپ اول، انتشارات دنياي كتاب: 1367
4- بلازری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش اذرنوش، چاپ دوم، تهران، انتشارات سروش: 1364
5- البغدادی، لصفی الدین عبدالمومن بن عبدالحق، مراصدالاطلاع، تصحیح و تعلیق: علی محمد البجاوی، دارالحیاء اکتب العربیه، الطبع الاولی: 1373
6- بيك دنبلي، عبدالرزاق؛ ماثر السلطانيه، تصحيح و تحشيه؛ غلامحسين زرگري نزاد، تهران، چاپ اول، موسسه انتشاراتي سازمان ميراث فرهنگي: 1383
7- بناکتی، فخرالدین ابوسلیمان، تاریخ بناکتی، ترجمه جعفر شعار، چاپ اول، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی: 1348
8- توحدی؛ کلیم الله، اسفراین: دیروز، امروز، انتشارات واقفی، مشهد: 1374
9- حموی بغدادی، یاقوت، معجم البلدان، ترجمه علینقی منزوی، ج 1، بخش نخست، چاپ اول، سازمان میراث فرهنگی تهران: 1380
10- خافی، فصیحی، مجمل فصیحی، ج 3، تصحیح و تحقیق محسن ناحی نصرآبادی، چاپ اول، انتشارات اساطیر، تهران: 1386
11- خواجه رشیدالدین، تاریخ مبارک غازانی، به سعی و اهتمام و تصحیح کارل یان، انگلستان، 1358 هجری/ 1940 میلادی
12- دمشقی، شمس الدین؛ نحبه الدهر فی عجائب البر و البحر، ترجمه ی دکتر سید حمید طبیبیان: چاپ اول، انتشارات اساطیر چاپ اول: 1356
13- الزمجی الاسفزاری، معین الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، مقدمه و حواشی به سعی و اهتمام محمد اسحاق، دانشگاه کلکته، 1380
14- سمعانی، عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی، الانساب، ج 1، تصحیح و تعلیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، تحت مراقبة الدکتور محمد عبدالمعید خان، الطبعطة الاولی، بمطبعة دائرة المعارف العثمانیة حیدر آباد دکن الهند، 1382 ﻫ.ق/ 1962 م
15- شهاب الدین عبدالله خوافی حافظ ابرو، جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو ، تصحیح و تعلیق دکتر غلامرضا ورهام، چاپ اول، نشر اطلاعات، 1370
16- طاهری، علی اصغر، جهان ارغیان تا بام و صفی آباد، چاپ اول، انتشارات ایران جوان، تهران: 1385
17- قزوینی، میرزا محمدطاهر، تاریخ جهان آرای عباسی، اراک، داوری: 1329
18- مروی وزیر مرو، محمدکاظم، عالم آرای نادری، جلد دوم، به تصحیح و با مقدمه و حواشی محمدامین ریاحی و مقدمه میکلوخو ماکلای خاور شناس روس، ترجمه دکتر عنایت الله رضا، چاپ اول، انتشارات زوار: 1364
19- منجم، ملاجلال، تاريخ عباسي يا روزنامه ملاجلال، بكوشش سيف الله وحيدنيا، چاپ اول. بی جا: 1366
20- میرنیا، سید علی، پژوهشی در شناخت ایل ها و طایفه های عشایری خراسان، چاپ اول، مشهد، موسسه انتشاراتی و آموزشی نسل: 1369
21- نطنزی، محمود بن هدایت الله افوشنه ای، نقاوة الاثار، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی؛ 1373
22- نطنزی، معین الدین، منتخب التواریخ معینی، به اهتمام پروین استخری، چاپ اول، تهران، انتشارات اساطیر: 1383
23- نیشابوری، الحاکم، تاریخ نیشابوری، به سعی و کوشش دکتر بهمن کریمی، چاپ اول، تهران، نشر کتابخانه ابن سینا - تهران: 1339
24- نیک گفتار، احمد، جغرافیای تاریخی ارغیان، چاپ اول، مشهد: انتشارات کیهان اندیشه: 1387
25- نیک گفتار، احمد، بررسی باستان شناختی پهنه فرهنگی شهر اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد ( منتشرنشده): 1387
26- نیک گفتار، احمد، تاملی بر جغرافياي تاريخي ولایت ارغيان، فصلنامه پژوهش در تاريخ، سال اول، شماره 2، دانشگاه تهران، 1390
27- هوشیار، محمدمهدی، تحلیل الگوی تقسیمات کشوری شمال خراسان نمونه: شهرستان اسفراین، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس: 1379
27- ييت، كلنل چارلز ادوارد، سفرنامه سیستان و خراسان، ترجمه قدرت الله روشني زعفرانلو – مهرداد رهبري، چاپ اول، انتشارات يزدان: 1365
28- sponer, brian, ARGHIYAN The area of Jajarm in western Khurasan, IranIII, vol II, ,1965
29- Sykes ,p.m., Geographical journal, vol .37, no.1. (jan., 1911),