احمد احمدی (پزشک)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

احمد احمدی، معروف به پزشک احمدی یکی از شخصیت‌های بحث‌انگیز دوره‌ی رضاشاه پهلوی بود. احمدی پزشک زندان بود و تلاقی زمان کار او با قضیه‌ی ۵۳ نفر، به شایعات بسیاری در باره‌ی شکنجه دامن زد.

زندگی[ویرایش]

احمد احمدی در سال ۱۲۶۶ در مشهد به دنیا آمد در حدود سال ۱۳۰۷ در بیمارستان احمدی تهران که بعدها بیمارستان سپه نامیده شد، از بیماران پرستاری می‌کرد.

او با مشاهده اعمال پزشکان تلاش کرد به‌طور تجربی امور پزشکی را فرا گیرد. پس از فراگیری تجربی، در بسیاری از سخت‌ترین عمل‌ها حاضر شد.

همچنین احمدی در مشهد داروخانه‌ای دایر کرده بود. او در داروسازی نیز به‌شکل تجربی مهارت داشت. پس از آن، به تهران آمد و در یکی از بیمارستان‌های مهم مرکز کار مشغول به کار شد.

شغل حکومتی[ویرایش]

او که در مشهد داروفروش بود، در سال ۱۳۱۰ وارد یکی از مهم‌ترین ادارات مرکز شد. البته معلوم نیست به چه علت و معرفی چه کسی. به ظاهر می‌گفتند طبیب مخصوص شهربانی است و تنها رئیس کل آن اداره و شاید چند نفر مأمور عالی‌رتبه، از کارهای او خبر داشتند و اشخاص دیگری سر از کار او در نمی‌آوردند. شایع بود که وی در دل شب سر کار حاضر می‌شد و با آمپول‌های مخصوص خود (آمپول آب داغ، آمپول هوا و...) بیماران را می‌کشت!

او با عنوان پزشک مجاز احمدی، با همراهی دکتر هاشمی مدتی نیز در زندان قصر فعالیت می‌کرد. زندانیان کمونیست (بعدها جذب در حزب توده) به وی لقب «موش» داده بودند و معتقد بودند که او ابله بوده و زود فریفته می‌شود.[۱]

فرجام[ویرایش]

در شهریور ۱۳۲۰ که اوضاع دگرگون شد وی به کشور عراق گریخت ولی به وسیله مأمورین عراقی دستگیر و به مقامات ایران تحویل گردید. به گفته مسعود بهنود: پس از سرنگونی رضاخان و فرار پزشک احمدی، «ایران تیمورتاش» (دختر تیمورتاش) در جهت گرفتن انتقام خون پدرش به صورت ناشناس به بغداد رفت و جلاد رضاخان، معروف به پزشک احمدی - که در این شهر به شغل رمالی و دعا نویسی مشغول بود - را پیدا کرد، سرانجام نیز با ممارست بسیار از طریق سفارت ایران در بغداد، «پزشک احمدی» را به ایران آورده و به محاکمه کشاند.

دفاعیات احمد کسروی[ویرایش]

پس از چندی در حالی که عاملین اصلی به نوعی تبرئه شدند، وی به حکم دادگاه اعدام شد. احمد کسروی وکیل تسخیری پزشک احمدی بود و در دادگاه از او دفاع کرد. کسروی با استناد به مدارک و ارائه‌ی آن‌ها به دادگاه، خواستار تبرئه‌ی احمدی شد. متن دفاعیات احمد کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی [۲] نخست در نشریه‌ی پرچم (1321 - 1322) و در دوره‌ی معاصر، در کتابی مستقل منتشر شد. در باره‌ی مرگ فرخی یزدی، کسروی در همین کتاب مشخصاً ذکر می‌کند:
«تعجب می‌کنم که فرخی، به حکایت پرونده، چند مرض مهلکی از نفریت و مالاریای مزمن و مانند اینها داشته و چون مرده، طبیب قانونی مرگ او را عادی دانسته و جواز دفن صادر کرده، با این حال اصرار می‌کنند که او را کشته‌شده با دست احمدی وانمایند و به تکلفات باورنکردنی می‌پردازند!»(ص 121)
کسروی در جایی دیگر از همین کتاب در باره‌ی مرگ سردار اسعد خاطرنشان می‌کند:
«چنانچه گفتم من دور نمی‌دانم که سردار اسعد را کشته باشند. ولی اینکه کشنده احمدی بوده و به همان داستان که در پرونده گفته شده کشته است، دلیل‌هایی به اندازه که می‌بایست، همراه نمی‌داشت.»(ص 126)
کسروی در نامه‌ای سرگشاده به دیوان عالی کشور می‌نویسد:
«...در تدوین پرونده، بی‌عدالتی بسیاری روی داده، چنانچه شرح نمودیم به یکبار از حقایق چشم‌پوشی شده. سوم دادستان دیوان کشور (آقای جلال عبده) گذشته از خطاهایی که در ضمن تدوین پرونده مرتکب گردیده در میان جریان محاکمه سبکسری و بی‌نزاکتی بسیار از خود نشان داد و گذشته از آنکه جایگاه مهم دادستانی دیوانعالی کیفر، تناسبی با چنین جوان هوسباز بی‌باکی ندارد و صلاح جامعه قضایی برداشتن او را مقتضی است، من در نوب خود از او شاکی می‌باشم و از جنابعالی که زمامدار وزارت دادگستری می‌باشید دادخواهی می‌نمایم.»(ص 107 همان کتاب)
کسروی معتقد بود که کل ماجرای پزشک احمدی و سرپاس مختاری ساخته‌ی پروپاگاندای سیاسی حزب توده و چند خانواده‌ی داغدار از دوره‌ی رضاشاهی، برای بدنمایی رضاشاه پهلوی بوده است.
ارسلان خلعتبری (وکیل خانوادهٔ سردار اسعد در محاکمهٔ پزشک احمدی) به دلایل کسروی پاسخ داد.[۳]

منابع[ویرایش]

  1. یادداشتهای زندان (ا.آهن) احسان طبری. صص 23 و 24
  2. دفاعیات احمد کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی؛ انتشارات خاوران: پاریس، پاییز 1383 - 2004
  3. ماجرای قتل سردار اسعد بختیاری، تدوین: حمید رضا دالوند، ص ۱۸۹ به بعد، ۹۱۲ و ۰۱۲-۰۵۲