ایران تیمورتاش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ایراندخت تیمورتاش (۱۲۹۵-۱۳۷۰) از شاعر‌ان مشهور بجنورد و وابسته فرهنگی و مطبوعاتی سفارت ایران در فرانسه بود که با پشتکار بسیار دکتر احمدی، قاتل پدرش عبدالحسین تیمورتاش و فعالان دیگر زمان رضاشاه را به محاکمه کشاند.

ایراندخت فرزند اول عبدالحسین تیمورتاش است که در سال ۱۲۹۵ زاده شد. وی در تهران رشد کرد و در دوران تحصیل از دانش آموزان ممتاز مدرسه ناموس بود سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و از دانشگاه سوربن این کشور دکترای فلسفه گرفت.

وی در سال ۱۳۵۵ به سمت وابسته فرهنگی و مطبوعاتی سفارت ایران در فرانسه منصوب شد.

ایراندخت از شاعر‌ان مشهور بجنورد محسوب می‌گردید و سرانجام در سال ۱۳۷۰ ه.ش در پاریس درگذشت.

عمه او" دکتر بدری تیمورتاش" اولین بانوی پزشک ایران است که تحصیلاتش را در بلژیک در رشتهٔ دندان پزشکی به پایان برد وسالها در ایران در رشته خود به فعالیت پرداخت و از بنیاگذاران دانشکده پزشکی مشهد است .

خون خواهی پدر[ویرایش]

مسعود بهنود در کتاب سه زن شرح زندگی «مریم فیروز»، «اشرف پهلوی» و «ایران تیمورتاش» می‌نویسد : یگانه دختر عبدالحسین تیمورتاش برخلاف پسرانش، علیرغم اصرارهای «محمدرضا پهلوی» در جهت دلجویی از آنها، نه تنها رغبتی برای حضور مجدد در دربار از خود نشان نداد که حتی برادرانش را نیز به بی غیرتی متهم و آنها را سرزنش می‌نمود.

در شهریور ۱۳۲۰ که اوضاع دگرگون شد پزشک احمدی (از معروفترین چهره‌های شکنجه‌گر در دوران حکومت پهلوی بود که با تزریق آمپول هوا و آمپولهای سمی مخالفان و منتقدان حکومت را به قتل می‌رساند) به کشور عراق گریخت ولی به وسیله مأمورین عراقی دستگیر و به مقامات ایران تحویل گردید. به گفته مسعود بهنود: پس از سرنگونی رضاخان و فرار پزشک احمدی، «ایران تیمورتاش» در جهت گرفتن انتقام خون پدرش به صورت ناشناس به بغداد رفت و جلاد رضاخان، معروف به پزشک احمدی - که در این شهر به شغل رمالی و دعا نویسی مشغول بود - را پیدا کرد، سرانجام نیز با ممارست بسیار از طریق سفارت ایران در بغداد، «پزشک احمدی» را به ایران آورده و به محاکمه کشاند.

همبازی‌های ایران دخت[ویرایش]

اگر چه بنا بر روایت «حسین فردوست» عبدالحسین تیمورتاش با بهره گیری از موقعیت شغلی اش فرزندان خود را به دربار پهلوی برد تا به عنوان دوست و همبازی در خدمت فرزندان رضاشاه باشند. آنان در سال‌های آغازین سلطنت رضاخان همین نقش را ایفا می‌کردند. اما با بزرگتر شدن بچه‌های رضاخان و آغاز دوران بلوغ آنان، بچه‌های تیمورتاش نیز که پا به دوران بلوغ گذاشته بودند، صاحب نقشی پر رنگ تر در زندگی محمدرضا و اشرف پهلوی شدند، به طوری که ایران تیمورتاش، دختر عبدالحسین تیمورتاش مورد توجه محمدرضا پهلوی قرار می‌گیرد و اشرف پهلوی نیز دل به پسرش، یعنی منوچهر تیمورتاش می‌بندد. اما با فروپاشی اقتدار عبدالحسین تیمورتاش و بازداشت و محاکمه او به اتهام جاسوسی برای شوروی و سرانجام محاکمه و قتل وی در زندان قصر، پای فرزندان تیمور تاش از دربار پهلوی بریده شد و تنها یاد و خاطره آنان در ذهن محمدرضا و اشرف ماند. به طوری که محمدرضا پهلوی در خاطرات خود «ایران تیمورتاش» را اولین زنی که به او دل بسته بود و آرزوی دستیابی به وی را داشت، معرفی می‌کند.

منابع[ویرایش]

  • ایرج سعادتمند توندری. ترشیز ۱ - (نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر). چاپ اول. مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴. ۲۹۶. ISBN 964-249-055-0. 
  • علی اکبر مشیر سلیمی - زنان سخنور ایران - موسسسهٔ مطبوعاتی علمی - ۱۳۳۵ - ج۱ - ص۱۵
  • مسعود بهنود - امیر کبیر - این سه زن