چهارمقاله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

چهار مقاله نام کتابی‌است از نظامی عروضی سمرقندی. نام اصلی کتاب مجمع‌النوادر است. از آنجا که در این کتاب از چهار فن، دانش دبیری، شاعری، طب، و نجوم، در چهار گفتار جداگانه سخن رفته‌است، از قدیم به نام چهار مقاله معروف شده است. کتاب در بین سالهای ۵۵۱ و ۵۵۲ به یکی از شاهزادگان آل شنسب تقدیم شده‌است. مصنف کتاب ابوالحسن نظام الدین یا نجم الدین احمدبن عمربن علی سمرقندی معروف به نظامی عروضی از شعرا و نویسندگان قرن ششم هجری بوده که از شعر وی جز چند قطعه هجا به جا نمانده است. لیکن چنانچه از محتوای کتاب بر می‌آید، این نویسنده نثر خوبی داشته و کتاب چهارمقالهٔ او از نمونه‌های برجستهٔ نثر و انشای فارسی است. وی گذشته از شاعری و دبیری در فنون طب و نجوم هم مهارت داشته و حکایت‌هایی که در چهار مقاله ذکر می‌کند گواه این نکته است. تاریخ تألیف کتاب، چنان‌که پیشتر اشاره شد، هرچند د ضمن کتاب مذکور نیست، ولی قطعاً پس از سال ۵۵۲ هـ. یا سال وفات سلطان سنجر سلجوقی، نبوده است. زیرا از متن کتاب مشخص می‌شود که سلطان سنجر در زمان تألیف کتاب زنده بوده، به گونه ای که نظامی عروضی در کتاب خود در حق وی دعا می‌کند.

درباب شعر[ویرایش]

نظامي عروضي در چهار مقاله گفته است: «هر كه را طبع در نظم شعر راسخ شد و سخنش هموار گشت، روي به علم شعر آورد و عروض بخواند و گرد تصانيف استاد ابوالحسن السرّ خسي البهرامي گردد، چون غاية العروضين، كنزالقافيه و نقد معاني و نقد الفاظ و سرقات و تراجم.»5 مي‌بينيم كه اولاً شعر به‌زعم نظامي عروضي علم است و نه هنر، دوم اينكه، عروض و قافيه از ضرور‌ّيات شعري است.نويسندة چهار مقاله، حتي آنجا كه وارد عرصة معنا مي‌شود، معيارهايي را معرفي مي‌كند كه غالباً از «وهم» و «قوة موهمه» ناشي مي‌شود كه ممكن است هر نوع ديگر زباني نيز بتواند با چنين معيارهايي معرفي شود: «شاعري صناعتي است كه شاعر بدان صناعت اتس‍ّاق مقدمات موهمه كند.»6 بالاترين ب‍ُرد فكري عروضي سمرقندي، تا آنجاست كه معتقد است شعر بايد: «معني خ‍ُرد را بزرگ و معني بزرگ را خ‍ُرد و نيكو را در خلعت زشت بازنمايد و زشت را در صورت نيكو جلوه دهد7 و به ايهام قو‌ّت‌هاي غضباني و شهواني را برمي‌انگيزد.

منابع[ویرایش]

  • ذبیح‌الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم، ص ۹۶۱
  • لباب الالباب عوفی، چاپ سعید نفیسی ص ۶۹۵
  • مقدمه چهار مقالهٔ عروضی، به قلم محمد قزوینی، ص ۶