ویکی‌پدیا:مقاله صحیحه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

باب صفرم : مقاله صحیحه

در زمان قدیم عالمی می‌خواست در مورد موضوعی مقاله‌ای در ویکی‌پدیا کتابت کند[۱]. پس از نام‌نویسی در ویکی‌پدیا در ابتدا تمامی سیاست‌های ویکی‌پدیا را خواند و به هر یک عمل کرد تا استاد قوانین ویکی شد و گشت خودکار و واگردان را کسب کرد. وی در مرحله بعد منابع ثانویه جمع‌آوری کرد و مقاله خویش را تکمیل کرد. عالم پس از تحقیقات حسنه در مختلف المجال[۲] دریافت که مقاله‌اش بی‌طرف نیست و حقایق را در بر نمی‌گیرد. عالم هرچه در منابع ثانویه و ثالثه گشت به مطالب صحیح بی‌طرف دست نیافت و با وجود آگاهی از قوانین ویکی‌پدیا مبنی بر ممنوعیت تحقیقات دست اول، مطالبی از تحقیقات خود به آن افزود و آن را تصحیح و بی‌طرف کرد[۳].

  • چو دست از همه ثانویان گسست / حلالست بردن به اعجاز دست

زانگاه شیخ با تحقیقات دست اول مقالهٔ بی‌طرف و صحیحی نوشت. اما در سالیان بعد دید که مطالبش به دلیل تحقیق دست اول واگردانی شده است و بیاشفت و از دسترسی واگردانی خود استفاده کرد و دوباره واگردانی کرد. عالم که به دلیل استفاده نادرست از دسترسی واگردانی، آن امتیاز را از دست داد، غمگین به گوشه‌ای خزید و بر درختی تکیه کرد.

  • هر که در این کار مجرب‌تر است / سنگ خلا بیشترش می‌دهند

ناگاه چراغی بالای سر عالم روشن شد و تصمیم به پیچاندن قوانین ویکی در مورد «منابع خودنوشته ممنوع» کرد.

Diagram of IGNORE in Persian language.jpg

عالم سریع وبلاگی در بلاگفا مکتوب کرد و به عنوان منبع از آن در مقاله استفاده کرد.

  • وبلاگ نامعتبر، گر ضعیف بود/ همچنان از طویله خر به
  • وقت ضرورت چو نماند گریز/ دست بگیرد سر شمشیر تیز

عالم مطالب را اضافه کرد از این موضوع آگاه نبود که ربات نگهبان ویکی هشتار داده است:

  • تا ربات هشتار نداده باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد
  • هر پیسه گمان مبر نهالی/ باشد که پلنگ خفته باشد

کاربری از مخلصان قوانین ویکی‌پدیا هشتار ربات را بدید و تخلف عالم بر او آشکار شد و سریع در ویکی‌پدیا:تابلوی اعلانات مدیران از عالم شکایت کرد. عالم دست‌بسته به پیش مدیر آمد. مدیر استفاده از منابع خودنوشته را تقبیح کرد.

  • بسا حساب نیکوی پنجاه سال/ که یک ویرایش زشتش کند پایمال

عالم در نزد مدیر دریافت که حال چیست، گفتا آفتاب از کدام جانب بر آمد؟ مدیر گفت از سمت مشرق.

گفت الحمد لله که در توبه همچنان بازست به حکم حدیث که:

  • لایُغلَقُ علی العباد حتی تَطلَعَ الشمسُ مِن مَغربِها استَغْفِرُک اللّهُمَّ و اَتوبُ الیک. ([در توبه] بر بندگان بسته نمی‌شود مگر اینکه خورشید از مغرب طلوع کند. توبه کردم از گناهی که کردم)
  • گر قطع‌دسترسی کنی مستوجبم/ ور ببخشی عفو بهتر کانتقام

مدیر گفتا: پشیمانی در این حالت که بر قطع دسترسی خویش اطلاع یافتی سودی نکند فلم یکن ینفعهم ایمانهم لما رأوا بأسنا (وقتی که عذاب ما را دیدند ایمان آوردنشان فایده‌ای نداشت) ترا با وجود چنین منکری که ظاهر شد (بنگرید به ویکی‌پدیا:تحقیق دست اول) سبیل خلاص صورت نبندد[۴] و برای همیشه قطع‌دسترسی می‌شوی این بگفت و موکلان در وی آویختند. عالم گفت که مرا در خدمت مدیر یکی سخن باقیست. مدیر بشنید و گفت این چیست؟ گفت:

  • اگر خلاص محالست ازین گنه که مراست/ بدان کرم که تو داری امیدواری هست

مدیر گفت: این لطیفه بدیع آوردی و این نکته غریب گفتی. ولیکن محال عقلست و خلاف قوانین ویکی‌پدیا که ترا زبان‌بازی و زیبایی حرفایت از چنگ عقوبت من رهائی دهد.

مصلحت آن بینم که ترا برای همیشه قطع دسترسی کنم تا دیگران نصیحت پذیرند و عبرت گیرند. گفت: ای خداوند جهان پروده نعمت این خاندانم و این گناه (جعل منبع) نه تنها من کرده‌ام.
دیگر را قطع دسترسی کن تا من عبرت گیرم. مدیر را خنده گرفت و بعفو از سر جرم او درگذشت.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

ٰ

  1. بنویسد
  2. تحقیقات گوناگونی که در منابع مختلف انجام داد
  3. بنگرید به: ویکی‌پدیا:«از همه قوانین چشم‌پوشی کنید» یعنی چه؟
  4. بخشیدن امکان‌پذیر نیست
  • استفاده شده از گلستان سعدی

ٰٰ