مکتب ایرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مکتب ایرانی اصطلاحی است که در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور (در اوایل مرداد ۱۳۸۹ خورشیدی) توسط اسفندیار رحیم‌مشایی بکار رفت و با واکنش‌های متفاوتی در داخل ایران روبرو شد. محمود احمدی‌نژاد از این نظریه حمایت کرد.[۱] اما مراجع تقلید و علمای مسلمان، این نظریه را تقبیح کردند.

پیشینه[ویرایش]

از زمان روی کار آمدن احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ خورشیدی تا پایان کار احمدی‌نژاد به عنوان رئیس قوه مجریه، اقدامات گوناگونی از جانب احمدی‌نژاد و اطرافیانش انجام شد که نشان از طرز تفکر متفاوت وی و هوادارانش با علمای مذهبی ایران داشت.

نخستین تقابل احمدی‌نژاد و علمای مسلمان در اردیبهشت سال ۱۳۸۵ خورشیدی رخ داد. هنگامی که احمدی‌نژاد دستور داد تا امکانات لازم برای حضور بانوان در ورزشگاه‌ها فراهم شود.[۲] آیت‌الله مکارم شیرازی و فاضل لنکرانی نخستین علمایی بودند که نسبت به دستور احمدی‌نژاد واکنش منفی نشان دادند. ابتدا هواداران و اطرافیان احمدی‌نژاد مقاومت کردند، اما در نهایت با نامه شدیداللحن آیت‌الله مصباح یزدی، دولت احمدی‌نژاد از موضع خود عقب‌نشینی کرد.

دومین تقابل این دو گروه، هنگامی رخ داد که احمدی‌نژاد ادعا کرد: یک هاله نور در اطرافش در زمان سخنرانی در سازمان ملل متحد به وجود آمده‌بود. علمای دینی ترجیح دادند در این مورد به ارشاد و راهنمایی احمدی‌نژاد اکتفا نمایند.

سومین تقابل در هنگام برگزاری همایش «دعوت از سرمایه‌گذاری برای پروژه‌های گردشگری» در آبان ۱۳۸۷ خورشیدی رخ داد. در این مراسم، قبل از تلاوت قرآن در ابتدای مراسم، ۱۲ خانم با لباس محلی، در حالی‌که در حال نواختن دف بودند، روی سن آمدند و قرآنی را که در سینی جای داشت، به قاری تحویل دادند. علمای شیعه مسئول این اقدام تخریبی را اسفندیار رحیم مشایی عنوان کردند که در آن هنگام ریاست وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را بر عهده داشت. آیت‌الله صافی گلپایگانی این اقدام را اوج اهانت توصیف کرد.

چهارمین تنش و رویارویی، بر می‌گردد به سخنرانی مشایی در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور. مشایی در سخنرانی خود گفت: «ما باید فرصتی ایجاد کنیم تا نسل‌های نوی ایرانی با درک عالمانه عزت، فلسفه ایران را بفهمند، مکتب ایران را بفهمند. من بر مکتب ایران اصرار دارم. از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد و من بر مکتب ایران اصرار دارم.» مشایی سپس افزود: «انسان محور است و آفرینش با انسان معنا پیدا می‌کند اگر کسی قدر آسمان را می‌شناسد باید در زمین نیز قدرشناس باشد و باید قدر انسان را بداند زیرا زمانی که قدر انسان شناخته شود می‌توان قدر خدا را نیز دانست.»[۳][۴]

سخنان مشایی در خصوص «پایان دوره اسلام‌گرایی» نیز تنش آفرید. مشایی گفته بود: «دورهٔ آنکه کسی بخواهد دینی را بر دنیا حاکم کند گذشته‌است. دنیای امروز گوش‌هایش بیشتر از همیشهٔ تاریخ باز است که زیباترین پیام‌ها را بشنود.» وی اسلام‌گرایی را با اسب‌سواری مقایسه کرد و مدعی شد همان‌طور که دوره اسب‌سواری به سر آمده در حالی‌که اسب هنوز وجود دارد، دوره اسلام‌گرایی نیز به سر آمده‌است در حالیکه دین اسلام هنوز در جهان پیروانی دارد.

مخالفین نظریه مکتب ایرانی[ویرایش]

از مخالفین سرشناس نظریه مکتب ایرانی به صورت خلاصه می‌توان به اشخاص ذیل اشاره کرد: سید احمد خاتمی، عباس کعبی، سید هاشم حسینی بوشهری،[۵] احمد توکلی،[۶] علی مطهری،[۷] حداد عادل،[۸] داوود احمدی‌نژاد،[۹] حبیب‌الله عسگراولادی،[۱۰] سرلشکر فیروزآبادی[۱۱] و آیت‌الله مصباح یزدی.[۱۲]

پانویس[ویرایش]

  1. «ایران یک مکتب است / به مشایی اعتماد کامل دارم». خبرگزاری مهر، ۲۰ مرداد ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۱ مرداد ۱۳۹۶. 
  2. «با دستور رئیس جمهور به رئیس سازمان تربیت بدنی، درهای ورزشگاه‌ها به روی بانوان گشوده شد». خبرگزاری فارس، ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵. بازبینی‌شده در ۱۱ مرداد ۱۳۹۶. 
  3. «هدف ما از این پس معرفی "مکتب ایران" است نه "مکتب اسلام"». خبرگزاری فارس، ۱۳ مرداد ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۱ مرداد ۱۳۹۶. 
  4. «مشایی: مکتب ایران باید به جای مکتب اسلام تبلیغ شود». وبگاه روزنامه کیهان، ۱۴ مرداد ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۱ مرداد ۱۳۹۶. 
  5. «واکنش‌ها به" مکتب ایرانی"». وبگاه تبیان، ۱۶ مرداد ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۱ مرداد ۱۳۹۶. 
  6. توکلی: رئیس جمهور تکلیف خود را با رحیم مشایی مشخص کند
  7. علی مطهری: "مکتب ایرانی" انحراف است
  8. واکنش حدادعادل به اظهارات مشایی درباره مکتب ایران
  9. داوود احمدی‌نژاد: «مکتب ایرانی» قرآن را سوزاند
  10. طرح مکتب ایرانیت بیانی علیه ولایت فقیه است
  11. انتقاد شدید سرلشکر فیروزآبادی از طرح مکتب ایران
  12. انتقاد شدید مصباح یزدی از مروجان مکتب ایران

منابع[ویرایش]