آقا محسن عراقی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حاج آقامحسن سلطان‌آبادی عراقی
Mojtahede araki.jpg
شناسنامه
نام کامل حاج آقامحسن سلطان‌آبادی عراقی (اراکی)
لقب مجتهد سلطان‌آبادی
خویشاوندان
سرشناس
پسرعمو: آقا نورالدین عراقی
خواهرزاده: آقا ضیاءالدین عراقی
تاریخ تولد ۱۲۴۷ (قمری)
زادگاه اراک ایران
محل تحصیل بروجرد، ایران
محل زندگی اراک
محل مرگ ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۵ (قمری)
(۷۸ سالگی) اراک، ایران
مدفن قبرستان قدیمی شهر اراک
اطلاعات علمی
فعالیت‌های
اجتماعی
بزرگترین واقف ناحیه عراق
سرپرستی مدرسه سپهدار

حاج آقامحسن سلطان‌آبادی عراقی (اراکی)، فقیه و مجتهد شیعه سده ۱۳ هجری قمری بود.[۱] او از بزرگترین واقفان شهر اراک و عراق عجم به شمار می‌آمد.[۲] وی همچنین یکی از عوامل ماندگاری عبدالکریم حائری یزدی در اراک و رونق حوزه علیمه اراک بود.

خانواده[ویرایش]

حاج آقامحسن، فرزند میرزا ابوالقاسم بود.[۳] پس از ساخته شدن شهر اراک به دست یوسف‌خان گرجی، وی به اقداماتی برای جلب مردم جهت سکونت در شهر نمود و در صدد برآمد که از اطراف شهر جدیدالتاسیس اراک، مردم به شهر منتقل نماید که موجبات آبادانی شهر به تدریج فراهم گردد. از جمله این اقدامات دعوت برخی از روحانیون سرشناس به شهر بود. جد پدری حاج آقامحسن که سید احمد مکی نام داشت، به همراه برادر دوقلو و کوچکترش (سید محمد مکی) از جمله دعوت‌شدگان بودند. یوسف‌خان سید احمد را در محله قلعه و سید محمد را در محله حصار ساکن کرد تا موجب رضایت مردم ساکن در هردو محله شود. سید احمد مکی دارای فرزندان متعدد بوده که عبارتند از: میرزا سید ابوالقاسم عراقی (پدر حاج‌آقا محسن)، میرزا معصوم، میرزا محمدحسین، آقا مرتضی، آقا شفیع، آقا اکبر و آقا جواد. سرپرستی مدرسه سپهدار از جمله وظایفی بود که از سید احمد (وفات ۱۲۶۰ هجری قمری) به میرزاابوالقاسم (وفات ۱۲۷۰ هجری فمری) و سپس به حاج‌آقا محسن (وفات ۱۳۲۵ هجری فمری) منتقل شده است. میرزا ابوالقاسم در زمان مرگ دارای ۴ فرزند پسر و ۴ فرزند دختر بود که عبارتند از: حاجی‌آقا محسن، آقاضیاءالدین (منظور آقا ضیاءالدین عراقی نیست[۴])، حاجی‌آقا جمال، حاجی‌آقا نعمت‌الله، زهرا، بیگم تاج و دو دختر دیگر که فرزندان دختر همگی ملقب به «حاجیه بی‌بی» بودند.[۵] وی در سال ۱۲۷۰ هجری قمری با نارنج خانم بیات ازدواج کرده که حاصل این ازدواج ۱۰ پسر و ۱۳ دختر بوده است. مدتی بعد از ازدواج حاج‌آقا محسن، پدر وی در همان سال فوت می‌کند.[۶]

پس از وی آقا مصطفی پسر او و آیت الله فرید نوه او بزرگ خاندان عراقی بودند.[۷]

تحصیلات[ویرایش]

وی تحصیلات ابتدایی شامل فقه و اصول را نزد پدر، جد و عموی خود (سید محمد مکی) خود فرا گرفت.[۸][۹] سپس برای تکمیل تحصیل به بروجرد رفته و از محضر درس سیدشفیع بروجردی و ملا اسدالله بروجردی بهره گرفت. در سن ۳۰ سالگی به اراک بازگشته و مشغول تدریس شد. همچنین وی به عنوان مرجعی برای دعاوی مردم شد.[۱] او برای ادامه تحصیل به عتبات عالیات رفت و یکی از فقهای عصر خود گشت.[۱۰] وی درجه اجتهاد خود را در بروجرد دریافت کرد.

تدریس[ویرایش]

حاج آقامحسن یکی از بزرگترین مشوقان طلاب علوم دینی بود و همیشه علما و طلاب را مورد احترام خاص قرار می‌داد. حوزه درس او موجب شده بود علما و طلابی از شهرهای نزدیک و منطقه عراق عجم در درس وی حاضر شوند. اکثر علمایی که در ادوار مختلف در حوزه تدریس وی حضور داشته‌اند اهل فضل و اجتهاد بودند. وی با وجود ثروت سرشار و گرفتاری‌های بسیار در حل و فصل امور مالکیت، ۹ ماه از سال را به تدریس می‌پرداخت، به‌طوریکه هر روز سه جلسه بحث خارج فقه، خارج اصول و خارج اسفار در معقول داشت و سه ماه رجب شعبان و رمضان را به بحث تفسیر اختصاص داده بود. وی در عین حال وظیفه قضاوت بین مردم را نیز دارا بود.[۱۱] از جمله شاگردان وی می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:[۱]

  • آخوند ملامحمد معروف به آخوند کبیر، پدر آقا ضیاءالدین عراقی
  • آخوند ملامحمدعلی معروف به جهان بانو
  • آخوند ملامحمدابراهیم
  • آخوند ملاعباس
  • ملامحمدحسین معروف به کربلایی علی‌بابا
  • آقاسیدشفیع، پدر آقا نورالدین عراقی
  • آخوند ملا زین‌العابدین، امام جماعت مسجد حاج‌تقی‌خان
  • سید هدایت الله شهرجردی
  • آخوند ملامحمد مدرس
  • آخوند ملاغلامرضا مجتهد گلپایگانی
  • آخوند ملامحمد حکمی حکیم ادریس‌آبادی
  • آخوند ملاحسین عراقی
  • آخوند ملاعبدالعظیم بروجردی
  • آقاشیخ عبدالحسین محلاتی

فعالیت‌های اجتماعی[ویرایش]

آقا محسن عراقی علاقه زیادی به عمران و آبادانی ولایت عراق (شهرستان اراک) داشت. بازسازی و احیای ۴۶ قنات مخروبه و مطروسه، بنا نهادن ۱۸ قنات جدید، خرید روستای مرزیجران و بازسازی قنات آن و ایجاد کانال‌های آب‌کشی فراوان برای رونق کشت محصول، ایجاد ۲ روستای جدید در صحرای ورک‌زار به نامهای گاوخانه و چقا و همچنین مزرعه سوسن‌آباد (در شمال غرب اراک)، که همگی این مناطق مسکونی امروزه دارای سکنه می‌باشند؛ از جمله اقداماتی است که وی با سرمایه و دارایی خود انجام داده است.[۱۲]

ناصرالدین شاه در کتاب سفرنامه عراق عجم چنین نقل می‌کند:[۱۳]

رسیدیم به ده مرزیجران، جمعیت زیادی از مرد و زن و رعیت سر راه ایستاده بودند. خیلی ده آباد و بزرگی است اما مزارع این ده خیلی دور از آبادی و نزدیک به دریاچه است. … رفتیم به باغی پر از میوه‌های مختلف که استخری در وسط داشت. چادر ما را لب استخر زده بودند. چادر زیادی هم برای جناب امین‌السلطان و سایر ملتزمین زده. جناب حاجی‌آقا محسن و پسرانش [در این باغ] حضور دارند. مرد سیاه‌چردهٔ کم‌ریشی که اسمش میرزا علی‌اصغر است، همراه حاجی‌آقا محسن بود؛ گفتند خوئی است اما حالا ۲۰ سال است در عراق (اراک) ساکن است؛ که مردی است حکمی و بسیار فاضل که حالا جزء اجزاء حاجی‌آقا محسن است.

حاج‌آقا محسن به موجب ساخت قنوات جدید، کاروانسراها، روستاهای جدید و آباد کردن بیابان‌های اطراف عراق (اراک) و فروش یا اجاره آنها به سایر اهالی منطقه، به مرور زمان به ثروت قابل توجهی دست می‌یابد و قادر می‌شود روستاهای بیشتری از ناحیه اراک را از شاهزادگان و حکمرانان محلی خریداری نماید. روستاهای رشان، بازنه، رباط‌میل، سه‌دانگ از روستای علیم‌آباد و سه دانگ از روستای قره‌کهریز از جمله املاک وی می‌باشد. میزان محصول گندم سالانه این روستاها بالغ بر ۱۲ هزار خروار گندم بوده است و اموال منقول وی نیز بالغ بر ۲۰۰ هزار تومان ارزش داشتند که این سرمایه‌ها به نقل از ابوالحسن‌خان فخرالملک اردلان، حاکم اراک در دهه ۱۲۸۰ می‌باشد.[۱۴]

باستانی پاریزی در کتاب حماسه کویر خود اینگونه نقل می‌گند:[۱۵]

همین صدسال پیش هم یک حاج‌آقا محسن عراقی داشتیم که سالی ۱۶ هزار خروار گندم و اقبال‌السلطنه ماکویی یک گونی طلا برخاست یک‌سال املاکش بود.

شجاع الدین شفا از سوی مهدی قلی هدایت در کتاب تولدی دیگر نقل می‌کند:

«مورخ سرشناس عصر قاجار، مهدیقلی هدایت، در کتاب خاطرات و خطرات خود حکایت می‌کند که در همان سالی که کشور دچار قحطی بود و مردم دسته دسته از گرسنگی می‌مردند، حاجی آقا محسن مجتهد نود ساله اراکی! در انبارهای خود ۲۵۰٫۰۰۰ خروار گندم احتکار کرده بود که از قریب صد پارچه ملک شش دانگی او آمده بود و همین مجتهد بزرگوار به طوری که می‌گویند از پدر مرحوم خود فقط قطعه زمین کوچکی به ارث برده بود که سالی هفده من گندم محصول آن بود؛ نویسنده کتاب می‌پرسد: «آیا واقعاً خداوند رحمان و رحیم این اموال حلال را از گلوی چند هزار گدا و گرسنه مخلوق خود بریده و به جناب آقا داده و در جواب مناجات شبانه آقا که این همه مال دنیا را می‌خواهم چه کنم؟، به او گفته است که تو نمی دانی که من دوستی مخصوص با تو و اجدادت محمد و علی را برای همین مأمور کردم تا با آن همه جنگ‌ها و کشتارها مردم را مسلمان کنند تا این مسلمانان بعداً با مشقت برای تو زراعت کنند و تو محصول کارشان را احتکار کنی و در سال قحطی به چندین برابر قیمت بفروشی و اگر در کار کوتاه بیایند آنقدر در حبس نگاهشان داری تا بمیرند.»»[۱۶]

فعالیت‌های سیاسی[ویرایش]

محسن عراقی در دوره‌ای که ولایت عراق زیر نظر حالم ولایت اصفهان بوده، از ابتدای حکمرانی ظل‌السلطان (حاکم اصفهان) در سال ۱۲۹۱ هجری قمری، با وی به مقابله و عدم همکاری برمی‌خیزد. بعد از اطلاع از این عدم همکاری بین این دو نفر، و به موجب نفوذ و مقبولیت محسن عراقی در بین مردم منطقه، ناصرالدین‌شاه تصمیم می‌گیرد برای جلوگیری از بروز شورش و قیام علیه حکومت مرکزی از جانب مردم ولایت عراق، حاکمی مجزا برای این منطقه انتخاب کند. به همین جهت در همان سال، شاهزاده فیروز میرزا، فرزند عباس میرزا را مأمور به حکمرانی این منطقه می‌نماید. فیروز میرزا نیز در نامه‌ای که چندی بعد در توصیف وضعیت منطقه اراک برای سپهسالار صدراعظم[نیازمند منبع] می‌نویسد، از عدم تمکین محسن عراقی در مقابل برخی اوامر حکومتی خبر می‌دهد و نسبت به گسترش چنین رفتاری در میان سایر حاکمان محلی هشدار می‌دهد.[۱۷]

در خلال دهه ۱۹۰۰ میلادی کمپانی فرش زیگلر (به انگلیسی: Ziegler Rugs) در این منطقه بسیار فعال بود و اقدام به تولید قالی اراک، قالی فراهان و قالی ساروق می‌کرد که سود هنگفتی نصیبش می‌شد، محسن عراقی به موجب شکایت روستائیان نظام‌آباد و ابراهیم‌آباد از دستمزد پایینی پرداختی توسط کمپانی، دستور عدم همکاری اهالی منطقه با شرکت را می‌دهد. با اطلاع سفارت بریتانیا از این اقدام، این سفارتخانه نامه‌ای اعتراضی به وزارت امور خارجه ایران می‌نویسد و نسبت به ادامه چنین رفتاری از جانب وی که می‌تواند به روابط دوستانه دو کشور آسیب بزند، هشدار می‌دهد و تهدید می‌کند در صورتی که حکومت مرکزی اقدام به نفی بلد (تبعید) محسن عراقی ننماید، این سفارتخانه موضوع را به دربار بریتانیا گزارش خواهد کرد. همزمان با این نامهٔ اعتراضی، حسن تقی‌زاده نیز در مجلس شورای ملی اقدام به سخنرانی در این خصوص می‌کند و درخواست تبعید وی به طهران را مطرح می‌کند. در نهایت این اقدامات منجر به تبعید وی به طهران در خلال سال‌های ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۴ هجری قمری می‌شود. در نهایت در پی صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین‌شاه و خواسته‌های علماء و مردم، دوره نفی بلد حسن عراقی در سال ۱۳۲۴ هجری قمری به پایان می‌رسد و به وی اجازه بازگشت به اراک داده می‌شود.[۱۷]

آقا محسن عراقی و شیخ فضل‌الله نوری[ویرایش]

  • محمد تقی فلسفی نقل می‌کند: "حاج شیخ فضل الله نوری به دلیل طرفداری از مشروطه مشروعه در وضعیتی قرار گرفت که ناچار به ترک تهران شد لذا به ری رفت و در کنار مرقد حضرت عبدالعظیم متحصن شد. در آن ایام هم در مضیقه مالی قرار گرفت اما آن بحران را به خوبی گذراند. شایع شده بود که از نقطه مجهولی برای او پول می‌آید اما کسی نمی‌دانست کجا و چه کسی. بعد از گذشت سالیان طولانی از ماجرای مشروطه مرحوم حسین خاکباز فرزند مرحوم آیةالله محسن اراکی (حاج آقامحسن سلطان‌آبادی عراقی (اراکی)) برایم نقل نمود که آن پولها را پدرم که املاک قابل ملاحظه ای داشت و در امر زراعت فعالیت می‌کرد به طور محرمانه برای ایشان فرستاد، چون ایشان نیز طرفدار مشروطه مشروعه بود و احساس می‌کرد حاج شیخ در معرض خطر کشته شدن است لذا به همراه پولها بیتی بر روی کاغذی کوچک نوشت و به حامل داد که به ایشان برساند. آن بیت این بود:من نمی‌گویم سمندر[۱۸] باش یا پروانه باش -چون به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش"[۱۹]

موقوفات[ویرایش]

حاج آقا محسن از بزرگترین واقفان اراک به شمار می‌آید که با ثروت وسیع و املاک فراوان از واقفان قوی عصر خود و بعد از آن بود.[۲] موقوفات وی شامل مزارع، بیشتر در روستاهای اطراف اراک و دکان‌ها، کاروانسرا، آسیاب و تیمچه و سراها در اراک که بوده است.[۱۰]

وفات[ویرایش]

حاج آقا محسن در سال ۱۳۲۵ قمری و در سن ۷۸ سالگی در اراک فوت کرد.[۱] مدفن وی که آن زمان در ضلع شمالی شهر قرار داشت، امروزه به آرامگاهی تبدیل شده که به موجب توسعه شهر، در میان آن قرار دارد و مورد بازدید مردم شهر قرار می‌گیرد و در قبرستان قدیمی اراک در مجاورت مصلی بیت‌المقدس اراک قرار دارد. در آرامگاه وی، قبور میرزا ابوالقاسم عراقی (پدر) و شهربانو بیات (مادر) نیز قرار دارد.[۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ «حاج آقا محسن عراقی». پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ عبدلی آشتیانی، اسدالله. «شکایت به مجلس از دریافت نیم عشر موقوفات حاج آقا محسن اراکی». وقف میراث جاویدان، ش. ۷ (۱۳۶۰). 
  3. نعیمی، آیات سرمد زندگانی اولاد میرعلی محمد جد اعلای سادات کرهرود، 82.
  4. نعیمی، آیات سرمد زندگانی اولاد میرعلی محمد جد اعلای سادات کرهرود، 77.
  5. خاکباز، خاندان محسنی اراکی، ۲۱.
  6. خاکباز، خاندان محسنی اراکی، ۲۴.
  7. آیات اراکی دانشنامه اسلامی
  8. نعیمی، آیات سرمد زندگانی اولاد میرعلی محمد جد اعلای سادات کرهرود، 81.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ خاکباز، خاندان محسنی اراکی، ۲۲.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ حسن صدیق. نامداران اراک. محمدرضا محتاط. نشر کارا، ۱۳۷۲. ۶۲. 
  11. نعیمی، آیات سرمد زندگانی اولاد میرعلی محمد جد اعلای سادات کرهرود، ۸۲.
  12. خاکباز، خاندان محسنی اراکی، ۶۲.
  13. ناصرالدین شاه قاجار. سفرنامه عراق عجم و بلاد مرکزی ایران. تهران: تیراژه، ۱۳۶۲. ۶۰. 
  14. خاکباز، خاندان محسنی اراکی، ۶۳.
  15. محمدابراهیم باستانی پاریزی. حماسه کویر. تهران: نشر علم، ۱۳۸۲. ۲۴۴. شابک ‎۱-۲۶۴-۴۰۵-۹۶۴. 
  16. شجاع الدین شفا - کتاب "تولدی دیگر" - بخش "سیری در تاریخ مذاهب" - صفحه 33
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ خاکباز، خاندان محسنی اراکی، ۴۵ تا ۵۰.
  18. گویند سمندر در آتش نمی‌سوزد لذا به آن آذرنشین (یعنی موجودی که در آتش می‌نشیند و نمی‌سوزد) هم گفته‌اند. (فرهنگ عمید)
  19. خاطرات و مبارزات حجة الاسلام فلسفی، ص.

منابع[ویرایش]

  • علی‌اکبر خاکباز. «پیشگفتار». در خاندان محسنی اراک شرح احوال و زندگی مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاجی آقا محسن عراقی (اراکی). چاپ اول. تهران: مؤلف، ۱۳۷۱. 
  • نعیمی، داود. آیات سرمد زندگانی اولاد میرعلی محمد جد اعلای سادات کرهرود. چاپ اول. اراک: مولف، ۱۳۸۰. شابک ‎۹۶۴-۳۶۰-۴۰۹-۸. 
  • گلشن ابرار، ج۱۰، بهار ۱۳۹۳، ص۳۰۰ تا ۳۱۷.

پیوند به بیرون[ویرایش]