یغناب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نواحی که در آن به زبان یغنابی سخن گفته می‌شود.

یَغناب منطقه‌ای در ناحیه عینی ولایت سغد تاجیکستان. یغناب در میانه رشته‌کوه‌های زرافشان و حصار در شمال تاجیکستان است و زبان یغنابی بازمانده از زبان سغدی است. هم‌اکنون در ۱۶ روستا در کوهستان یغناب و برخی دیگر از مناطق تاجیکستان حدود ۱۰ هزار از یغنابی‌ها به سر می‌برند. مردم یغناب، مسلمان و سنی مذهب هستند.

یغناب مانند دیگر مناطق سغدنشین از دیرباز در بسیاری از دوران‌ها بخشی از شاهنشاهی‌های ایران بود. دره یغناب در سال ۱۸۷۰ تحت کنترل تزار روسیه الکساندر دوم قرار گرفت. اشتیاق وی برای تسخیر سرزمین‌های پنبه‌خیز در اواخر سده نوزدهم به تصرف عمده مناطق بسیاری از آسیای میانه توسط او انجامید. یغناب و بقیه تاجیکستان بعدها بخشی از اتحاد شوروی شد اما به خاطر دورافتادگی یغناب، این منطقه در تمامی آن دوران خودمختاری خود را حفظ کرد تا اینکه در سال ۱۹۷۰ جابجایی اجباری ساکنان آن توسط روس‌ها صورت پذیرفت.

جغرافیا و اقتصاد[ویرایش]

دره یغناب در بین ۸۰۰ تا ۳۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است. قله‌های حدود ۵۰۰۰ متری در این منطقه سر به فلک کشیده‌اند. در این منطقه گرگ‌ها و خرس‌های زیادی زندگی می‌کنند. راه اصلی این دره به دنیای خارج باریک و آسفالت‌نشده‌است و از گردنه‌های سخت می‌گذرد که ۸ ماه در سال با خطر بهمن مواجه است. این راه تنها حدود ۳۰ کیلومتر طول دارد؛ اما پس از آن هنوز روستاهایی هستند که مردم مجبورند به آنجا با پای پیاده یا با استفاده از اسب و خر سفر کنند. حدود ۴۰۰ نفری که امروزه در این دره زندگی می‌کنند در بسیاری از ماه‌های زمستان در انزوا و بدون راه به بیرون از دره به‌سر می‌برند.

۹۰ درصد زمین‌های کشاورزی دره یغناب به کشت جو و نخود و گندم اختصاص یافته‌است. سیب زمینی پس از جنگ جهانی دوم به این دره رسید و اکنون در همه کشتزارهای آن کشت می‌شود و محصول زیادی می‌دهد. تقریباً هر خانوار در این دره چندین رأس خر و گاو و گوساله و گوسفند دارد که گله‌های آن‌ها گاه به چند صد رأس می‌رسد. مردم یغناب در فصل تابستان برای چهارپایان خود علوفه زیادی ذخیره می‌کنند، چون در زمستان برف زیاد می‌بارد. مردم خانه‌ها را با سوزاندن هیزم و مدفوع خشک شده احشام گرم می‌کنند. در خلال تابستان صدها هزار گوسفند از زمین‌های پست برای چرا به یغناب می‌آیند و در زمستان به فروبوم‌ها بازمی‌گردندو. بزرگترین روستای امروز دره یغناب پـِسکُن است که ۱۰ خانوار را در خود جای داده‌است.

جمعیت و کوچاندن اجباری[ویرایش]

یغنابی‌ها از قدیم در ۳۳ روستای واقع در میانه رشته‌کوه‌های زرافشان و حصار در شمال تاجیکستان به صورت دسته جمعی سکونت داشتند. مقامات حزب کمونیست تاجیکستان در اوایل دهه ۱۹۷۰ برای کوچ دادن این مردم به مناطق هموار این کشور تصمیم گرفتند. آن‌ها علت این انتقال را خطر بهمن در منطقه برای روستاییان ذکر کردند اما علت اصلی آن فراهم آوردن نیروی کار بیشتر برای کشتزارهای پنبه در ظفرآباد بود. بقایای روستاهای خراب شده آن‌ها در یغناب همچنان وجود دارد.

برای مردم یغنابی این اقدام پیامدهای بسیار بدی داشت. سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ تمام اهالی دره یغناب را اجباری توسط بالگرد به دشت میرزاچول به واحد کشاورزی ظفرآباد بردند. آن شرایط جوی برای ساکنان کوهستان بسیار مشکل بود. مدت سه چهار سال بسیاری از مهاجران یغنابی فوت کردند و در محل جدید اقامت خود از سنن و زبان خود دور شدند. پس از سرنگونی اتحاد شوروی و استقلال تاجیکستان یغنابی‌ها بار دیگر اجازه یافتند تا به زادبوم خود بازگردند اما تنها تعداد کمی برای سکونت دائمی به منطقه بازگشتند.

در سال ۱۹۶۹ حدود سه هزار نفر در دره یغناب سکونت داشتند که در ۳۰ روستا متشکل از ۷۵۶ خانه روستایی پراکنده بودند. امروز تنها ۴۰۹ نفر در یغناب زندگی می‌کنند که در ۱۵ روستا سکونت دارند.

پس از کوچ اجباری توسط روس‌ها، بیشتر یغنابی‌های به شهر ظفرآباد در ۱۶۱ کیلومتری جنوب شرقی یغناب منتقل شدند. امروزه در ظفرآباد ۶۵۰۰ یغنابی سکونت دارند.

با گذشت زمان بسیاری از آن‌ها نیز به دوشنبه، پایتخت کشور، کوچیده‌اند و در آنجا محله‌های ویژه خود را درست کرده و به یغنابی صحبت می‌کنند. تمامی آن‌ها به فارسی تاجیکی نیز تسلط کامل دارند.

فرهنگ یغنابیان[ویرایش]

روابط ساکنان یغناب از زمان‌های کهن با مردمان سایر سرزمین‌های مجاور فقط در فصل گرما امکان‌پذیر است و در فصل زمستان با بارش برف زیاد و ریزش بهمن رفت وآمد به این مناطق قطع می‌شود. چنین وضعی باعث شده‌است تا زبان قدیمی مردم این قسمت از تاجیکستان و بسیاری از آداب و رسوم، سنن و ارزش‌های نیاکان آریایی و ایرانی‌نژادها تا حدی دست نخورده بماند. بامداد نخستین روز عید نوروز پسران و دختران نوجوان یغنابی با لباس‌های نو که بطور عمده شاد و از جنس اطلس است درحالی که کیسه‌های کوچک در دست دارند در یکجا تجمع می‌کنند.

در نزدیکی روستای مَرغتیمَین (مَین به معنای روستا است) مزاری وجود دارد که مردم محلی آن را مزار «خواجه گلستان» می‌نامند. در روستای دیگری هم مزار «خواجه بوستان» وجود دارد که گویا برادر «خواجه گلستان» بوده و مزار خواهر او هم در پشت یکی از کوه‌های منطقه است.

در فاصله‌ای نزدیک به روستای «نومیتکان» تنگه‌ای وجود دارد که آن را «دهنه» می‌نامند. در راه به سوی «دهنه» سنگ‌نگاره‌هایی کهن دیده می‌شود؛ نوشته‌ای به خط فارسی و با رنگ سیاه روی سنگی وجود دارد. در «دهنه»، آسیابی آبی و پلی وجود دارد که مردم هنوز از آن‌ها استفاده می‌کنند.

در دره یغناب مکتب یا مدرسه برای کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله به گونه سایر مناطق تاجیکستان وجود ندارد، پسربچه‌ها و دختربچه‌های اینجا در اتاق‌های کوچک تنها تا کلاس چهار درس می‌خوانند. بسیاری از کودکان تا بزرگ شدن زبان فارسی نمی‌دانند.

نگاره‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

بریان آرنت برد. «تاریخ مردمان یغنابی». بازبینی‌شده در ژانویه ۲۰۰۹. 

  • Carsi, Borja. 2017. "A Family Returns Home 40 Years After The Soviets Forced Them To Leave". Slate Magazine. Accessed December 19 2017. [۱].
  • "عکس: دره یغناب تاجیکستان؛ جایی که زبان سغدی همچنان زنده است". 2017. BBC Persian. Accessed December 19 2017. [۲].