سرقت از موزه ایزابلا استوارت گاردنر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
قابی خالی که پیشتر نقاشی طوفان در دریای جلیل، اثر رامبرانت در درون آن قرار داشت.

در اولین ساعات ۱۸ مارس ۱۹۹۰، سیزده اثر هنری از موزهٔ ایزابلا استوارت گاردنر شهر بوستون به سرقت رفت. نگهبانان در آن نیمه‌شب به دو مرد که لباس مأموران پلیس به تن داشتند و ادعا می‌کردند تماس‌هایی مبنی بر مزاحمت دریافت کرده‌اند اجازهٔ ورود دادند. سارقان، نگهبانان را دست‌بند زدند و موزه را در حدود یک ساعت بعد غارت کردند. این پرونده حل‌نشده است؛ هیچ بازداشتی صورت نگرفت و هیچ اثری بازگردانده نشد. ادارهٔ تحقیقات فدرال (اف‌بی‌آی) ارزش آثار سرقتی را ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زد و موزه جایزه‌ای ۱۰ میلیون دلاری را برای اطلاعاتی که منجر به بازیابی آثار هنری شود پیشنهاد داد؛ بزرگ‌ترین جایزه‌ای که تاکنون یک مؤسسهٔ خصوصی پیشنهاد داده‌است.

آثار به سرقت رفته از جمله آثار خریداری شدهٔ ایزابلا استوارت گاردنر، مجموعه‌دار هنری بود که به صورت دائمی همراه با سایر آثار این مجموعه‌دار به نمایش گذاشته بودند. کنسرت یکی از سی و چهار اثر یوهانس فرمیر که تصور می‌شود باارزش‌ترین نقاشی ازدست‌رفته در جهان است و طوفان در دریای جلیل، تنها اثر رامبرانت با چشم‌انداز دریا از جمله آثار سرقتی هستند. نقاشی‌ها و طرح‌های دیگری از رامبرانت، دگا، مانه و فلینک همراه با عقاب زینتی نسبتاً کم‌ارزش و ظرف باستانی چینی به سرقت رفتند. کارشناسان از انتخاب آثار هنری توسط سارقان متحیر شدند؛ آثار با ارزش بیشتری نیز در موزه وجود داشت که دست نخورده باقی ماندند. مجموعه و طراحی آن ثابت است، بنابراین قاب‌های خالی به دیوار آویزان شدند تا تجلیلی از آثار مفقودی و مکان‌هایی برای بازگشت آثار باشند.

اف‌بی‌آی معتقد است که سرقت توسط یک سازمان تبهکاری طراحی شده‌است. این پرونده فاقد شواهد فیزیکی قوی است و اف‌بی‌آی تا حد زیادی به بازجویی‌ها، اطلاعات مخفی و عملیات فریبنده برای جمع‌آوری اطلاعات وابسته است. آنان بیشتر بر مافیای بوستون تمرکز کرده‌اند که در آن دوره در بحبوحهٔ جنگ داخلی گروه‌ها قرار داشت. یک نظریه این است که بابی دوناتی گانگستر، سرقت را با هدف مذاکره برای آزادی سردستهٔ خود از زندان سازماندهی کرده‌است. دوناتی یک سال پس از سرقت به قتل رسید. روایات دیگر نشان می‌دهد که نقاشی‌ها توسط یک گروه در دورچستر به سرقت رفته است، هرچند حتی پس از عملیات فریبنده که منجر به دستگیری برخی از افراد این گروه می‌شود مشارکت خود در این سرقت را انکار می‌کنند. همگی آنان با وجود ارائهٔ پاداش، کاهش مجازات حبس و حتی آزادی در صورت دادن اطلاعاتی که منجر به بازیابی آثار هنری شود، هرگونه آگاهی را رد کرده یا سرنخ‌هایی را ارائه داده‌اند که بی‌نتیجه بوده است.

پیشینه

نگارهٔ ایزابلا استوارت گاردنر، اثر دنیس میلر بانکر

موزهٔ ایزابلا استوارت گاردنر تحت هدایت ایزابلا استوارت گاردنر، مجموعه‌دار هنری به سبک کاخ‌های ونیزی ساخته شد تا محلی برای استقرار و نمایش مجموعهٔ هنری شخصی او باشد.[۱][۲] گاردنر جمع‌آوری آثار هنری را به صورت جدی پس از دریافت ارث ۱٫۶ میلیون دلاری از پدرش[الف] در سال ۱۸۹۱ آغاز کرد و در طول زندگی خود بیش از ۱۵٬۰۰۰ نقاشی، مجسمه یا اشیای تزئینی مختلف را به این مجموعه افزود.[۵][۶] موزه در سال ۱۹۰۳ برای عموم باز شد و گاردنر تا زمان مرگش در سال ۱۹۲۴ به گسترش مجموعه و ترتیب آن پرداخت. سه طبقهٔ نخست موزه برای مردم قابل بازدید بود و گاردنر در طبقهٔ چهارم این ساختمان ساکن شد.[۷] او موزه را با ۳٫۶ میلیون دلار وقف کرد و در وصیت‌نامهٔ وی مقرر شد که ترتیب آثار هنری نباید تغییر یابد و هیچ قطعه‌ای در مجموعه فروخته یا خریداری شود.[۸][۱] طبق وصیت گاردنر اگر چیدمان هر کدام از دارایی‌های موزه در سه طبقهٔ نخست این ساختمان تغییر کند، آثار هنری مجموعه در یک حراجی در پاریس به فروش می‌رسد و درآمد حاصل از آن به همراه سایر اموال که قابل فروش است به دانشگاه هاروارد واگذار می‌شود تا صرف افزایش حقوق استادان و بورس تحصیلی شود.[۹][۱۰] با این حال در مارس ۲۰۰۹، دادگاه عالی قضایی ماساچوست[b] اجازه داد تا موزه بتواند از چهارچوب‌های سختگیرانهٔ وصیت گاردنر خارج شود که «انحراف معقول» از وصیت نام دارد.[۱۱]

بودجهٔ این موزه در دههٔ ۱۹۸۰ محدود بود.[۱۲] فشار مالی، موزه را در وضعیت بدی قرار داد؛ موزه فاقد سامانۀ تهویهٔ مطبوع و بیمه نامه[c] بود و نیاز به نگهداری اولیهٔ ساختمان داشت.[۱۳][۱۴][۱۲] میزان سرقت‌های هنری در دههٔ ۱۹۸۰ و اوایل دههٔ ۱۹۹۰ بیشتر شد که این موضوع افزایش نرخ بیمه را در پی داشت.[۱۵] هزینهٔ سالانهٔ بیمه را ۳ میلیون دلار یا بیشتر تخمین می‌زدند، در حالی که بودجهٔ عملیاتی[d] موزه در آن زمان ۲٫۸ میلیون دلار بود.[۱۶] پس از اینکه ادارهٔ تحقیقات فدرال (اف‌بی‌آی) نقشهٔ سرقت مجرمان بوستونی از این موزه را در سال ۱۹۸۲ برملا کرد، موزه بودجه‌ای را برای بهبود امنیت اختصاص داد.[۱۷] از جملهٔ این بهبودها، ۶۰ آشکارساز حرکت مادون قرمز و سامانهٔ تصاویر مداربسته شامل چهار دوربین که پیرامون محیط ساختمان قرار گرفتند.[۱۸][۱۹][۲۰] هیچ دوربینی در داخل موزه نصب نشد زیرا هیئت امنا معتقد بود نصب این نوع تجهیزات برای چنین ساختمان تاریخی، گران خواهد بود.[۱۳] نیروهای امنیتی بیشتری نیز استخدام شدند.[۲۰] با وجود این بهبودهای امنیتی، تنها راهی که می‌توان پلیس را به موزه احضار کرد یک دکمه در میز حراست بود. سایر موزه‌ها در آن زمان دارای سیستم‌های رفع خطر بودند که نیازمند تماس‌های ساعتی نگهبانان شیفت شب با پلیس بود تا وضعیت تحت کنترل باشد.[۱۹]

یک مشاور مستقل امنیتی در سال ۱۹۸۸ اقدامات موزه را بررسی و مشخص شد این موزه با بسیاری از موزه‌ها در یک سطح است اما به بهبود بیشتر توصیه کرد.[۲۰] مدیر امنیت موزهٔ هنرهای زیبا بوستون نیز ارتقای سطح امنیت موزه را پیشنهاد کرد.[۲۱] به دلیل فشار مالی موزه و خواسته‌های خانم گاردنر در برابر هرگونه بازسازی بزرگ، هیئت امنا این اقدامات امنیتی را تأیید نکرد.[۲۰][۲۲][۲۳] همچنین این هیئت درخواست مدیر امنیت موزه مبنی بر افزایش حقوق نگهبانان برای جذب بیشتر نیروهای واجد شرایط برای این کار را رد کرد. نگهبانان کنونی کمی بیشتر از حداقل دستمزد دریافت می‌کردند.[۲۴] نقص‌های امنیتی موزه، یک راز آشکار در بین نگهبانان بود.[۲۵]

دستبرد

نمایی از موزهٔ ایزابلا استوارت گاردنر در سال ۲۰۱۸

مقدمه

دستبرد در ساعات آغازین روز یکشنبه، ۱۸ مارس ۱۹۹۰ رخ داد.[۲۶] سارقان نخستین بار حوالی ساعت ۱۲:۳۰ بامداد توسط تعدادی از افراد که در حال ترک مهمانی ویژه روز سنت پاتریک بودند، در نزدیکی موزه دیده شدند.[۲۷][۲۶] دو مرد در پوشش مأموران پلیس، داخل خودرویی هاچ‌بک در خیابان پالاس[e] و با فاصلۀ تقریباً سی متری از ورودی جانبی موزه توقف داشتند.[۲۸][۲۶] خودرویی که ظاهرش نشان نمی‌داد برای پلیس باشد.[۲۷] شاهدان تصور می‌کردند که آنان پلیس هستند.[۲۶]

دو نگهبانی که آن شب در موزه حضور داشتند، ریک اباث[f] و رندی هستند[g] بودند. اباث، نگهبان ثابت شیفت شب و هستند اولین بار بود که در این شیفت فعالیت می‌کرد.[۱۸] سیاست امنیتی نشان می‌داد که یکی از نگهبانان با چراغ‌قوه و واکی تاکی در گالری‌ها گشت بزند، در حالی که دیگری در میز حراست مستقر باشد.[۱۸] نخست اباث گشت زد. در حین گشت‌زنی، سامانۀ اعلام حریق در اتاق‌های مختلف موزه به صدا درآمد اما او نتوانست هیچ آتش یا دودی را شناسایی کند.[۱۹][۲۹] اباث به اتاق امنیت بازگشت؛ جایی که پنل کنترل سامانۀ اعلام حریق[h] در آنجا قرار داشت و وجود دود در چند اتاق را نشان می‌داد. او این را نوعی عملکرد نادرست در نظر گرفت و پنل را خاموش کرد.[۱۹][۲۸] او به گشت‌زنی بازگشت و پیش از اتمام دورهای خود، توقفی کوتاه مقابل ورودی جانبی داشت و در جانبی موزه را باز و بدون وقفه بست. او این کار یا دلیلش را به هستند نگفت.[۲۸] اباث که گردش خود را به اتمام رساند حوالی ساعت ۱ بامداد به میز حراست بازگشت تا هستند گشت خود را آغاز کند.[۲۸]

نگهبانان تسلیم می‌شوند

در ساعت ۱:۲۰ بامداد، سارقان خودرو را به طرف ورودی موزه راندند، آن را در گوشه‌ای پارک کردند و پیاده به طرف در جانبی موزه رفتند.[۲۷][۲۹] زنگ را زدند و آوابر، آنان را به اباث وصل کرد. آنان به اباث توضیح دادند که پلیس در حال بررسی یک مزاحمت است و ضرورت دارد تا وارد ساختمان شوند.[۲۷] اباث می‌توانست آن دو نفر را از طریق سامانهٔ تصاویر مداربسته ببیند که ظاهراً یونیفرم واقعی پلیس پوشیده‌اند.[۲۷][۳۰] سیاست موزه، نگهبانان را ملزم می‌کرد که در این ساعات اجازهٔ ورود به افراد ناشناس را ندهند.[۳۱] او از مزاحمت باخبر نبود اما احتمال داد به دلیل روز سنت پاتریک، شاید شخصی مست از نردهٔ آهنی موزه بالا آمده و پلیس را از این موضوع مطلع کرده‌اند.[۳۲] از طرفی وی احساس می‌کرد که موظف به اجرای خواستهٔ مأموران پلیس است و نمی‌داند آیا سیاست موزه مبنی بر عدم ورود افراد برای نیروهای پلیس نیز صدق می‌کند یا خیر.[۳۳] اباث در ساعت ۱:۲۴ بامداد، اجازهٔ ورود به آن مردان را داد.[۳۰][۳۴]

سارقان وارد سرسرای قفل‌ شده‌ای شدند که ورودی جانبی را از موزه جدا می‌کرد.[۳۵] آنان به اباث که پشت میز نشسته بود نزدیک شدند و از او پرسیدند اگر فرد دیگری نیز در موزه حضور دارد به او اطلاع دهد تا به اینجا بیاید. اباث از طریق ارتباط رادیویی به هستند اطلاع داد تا به میز حراست بازگردد.[۳۵][۳۰] در همین زمان بود که اباث متوجه شد سبیل فرد قدبلند به نظر تقلبی است.[۳۶] مردی که قدش کوتاه‌تر بود به اباث گفت چهره‌اش آشنا به نظر می‌رسد؛ گویی حکم دستگیری وی را داشته باشند از وی می‌خواهند از پشت میز خارج شود و مدارک شناسایی خود را ارائه کند.[۳۵] اباث از این دستور پیروی کرد و از میزی که تنها یک دکمهٔ هشدار به پلیس داشت فاصله گرفت.[۳۵][۳۰] مرد کوتاه‌قد اباث را به دیوار هل داد، پاهایش را باز کرد و به او دست‌بند زد. اباث توجه کرد که او را بازرسی نکردند.[۳۷] در همین زمان بود که هستند وارد اتاق شد و سارق قدبلند او را برگرداند و به او دست‌بند زد.[۳۷] هنگامی که به هر دو نگهبان دست‌بند زده بودند، سارقان نیت حقیقی خود که غارت موزه بود را آشکار کردند و از نگهبانان خواستند مشکلی برایشان ایجاد نکنند.[۳۷]

سارقان با نوار چسب، سر و چشمان دو نگهبان را پوشاندند؛ بدون درخواست راهنمایی، نگهبانان را به زیرزمین موزه منتقل کردند و آنان را به لولهٔ بخار و میز کار دست‌بند زدند.[۳۷][۳۸] سارقان کیف‌های دو نگهبان را بررسی کردند و توضیح دادند که می‌دانند آنان کجا زندگی می‌کنند تا به مقامات چیزی نگویند و حدود یک سال دیگر پاداش دریافت کنند.[۳۷][۳۸][۳۹] سارقان کمتر از ۱۵ دقیقه طول کشید تا نگهبانان را تسلیم کنند و اکنون ساعت ۱:۳۵ بامداد بود.[۴۰]

سرقت آثار

قابی که برای نقاشی در تورتونی بود.

حرکات سارقان در موزه توسط آشکارساز‌های حرکت مادون قرمز ضبط شد.[۴۱] قدم‌هایشان در طبقهٔ دوم و اتاق هلندی،[i] اولین اتاقی که به آن وارد شدند تا ساعت ۱:۴۸ بامداد ثبت نشد.[۴۰] این اقدام سیزده دقیقه پس از تسلط بر نگهبانان بود، شاید منتظر بودند تا مطمئن شوند که پلیس از موضوع آگاه نشده‌است.[۴۰]

هنگامی که سارقان می‌خواستند در اتاق هلندی به نقاشی‌ها نزدیک شوند، دستگاهی که به طور معمول هشدار نزدیکی به نقاشی‌ها را می‌داد به صدا درآمد. سارقان دستگاه را شکستند و از کار انداختند.[۴۲][۳۸] آنان طوفان در دریای جلیل و بانو و جنتلمن سیاه‌پوش را از جایگاه اصلی خود برداشتند و به کف مرمری انداختند که این کار قاب‌های شیشه‌ای دو نقاشی را خرد کرد. آنان با استفاده از یک تیغه، بوم‌ها را از میله‌های برانکارد خود جدا کردند.[۴۲][۴۳][۴۴] میلهٔ برانکارد،[j] بوم نقاشی را محکم می‌کند، در داخل قاب قرار می‌گیرد و بسته می‌شود. سارقان تنها بوم هر نقاشی را با خود بردند و میله‌های برانکارد و قاب‌های نقاشی‌ها را روی زمین رها کردند.[۴۵] آنان همچنین پرتره‌ای بزرگ از رامبرانت را از روی دیوار برداشتند اما آن را به کابینت تکیه دادند.[۴۶][۴۴] این نقاشی اولین اثری است که گاردنر از این هنرمند هلندی به مجموعه‌اش افزود.[۴۷] کارآگاهان معتقدند احتمالاً سارقان ابعاد بزرگ نقاشی را برای حمل در نظر گرفته‌اند. این نقاشی روی چوب خلق شده بود و در مقایسه با نقاشی‌های روی بوم بادوام نیست. همچنین نمی‌توان مانند نقاشی‌های روی بوم از قاب جدا کرد و به صورت لوله‌شده درآورد.[۴۸][۴۶] در عوض سارقان خودنگاره‌ای کوچک در ابعاد تمبر پستی که رامبرانت با استفاده از شیوهٔ اِچینگ خلق کرده بود و در زیر خودنگارهٔ بزرگ‌تر قرار داشت را برداشتند.[۴۹][۴۴] در سمت راست اتاق، آنان نقاشی‌های چشم‌انداز ابلیسک و کنسرت را از قاب‌هایشان درآوردند.[۵۰] آخرین وسیله‌ای که از آن اتاق با خود بردند ظرف باستانی چینی بود.[۵۱]

ساعت ۱:۵۱ بامداد در حالی که یکی از سارقان در اتاق هلندی به کار خود ادامه می‌داد، دیگری وارد راهرویی باریک موسوم به گالری کوتاه[k] شد که در انتهای دیگر طبقهٔ دوم قرار دارد. سارق دیگر نیز کمی بعد به او ملحق شد.[۴۴][۵۱] این گالری راهرویی است که اتاق‌های جلویی به همراه اتاق پرده‌های نگارین[l] و گالری‌های سمت دیگر حیاط موزه را به هم متصل می‌کند.[۵۲] آنان در این اتاق شروع به بازکردن پیچ‌های قابی کردند که پرچم ناپلئونی را نمایش می‌دهد؛ این کار احتمالاً تلاشی برای دزدیدن آن است. به نظر می‌رسید تا حدی تسلیم شده‌اند چون تمامی پیچ‌ها باز نشده‌اند و در نهایت تنها عقاب زینتی که در قسمت بالایی میلهٔ پرچم بود را از درون قاب خارج کردند.[۵۱][۵۳] همچنین پنج طرح دگا را از آن اتاق برداشتند.[۵۱][۵۳] آخرین اثر، در تورتونی بود که از اتاق آبی[m] در طبقهٔ اول به سرقت رفت.[۴۱][۵۴] آشکارسازهای حرکت موزه هیچ حرکتی را در اتاق آبی و زمانی که سارقان در ساختمان حضور داشتند تشخیص ندادند.[۴۱] تنها قدم‌هایی که آن شب در این اتاق شناسایی شد، همان دو بار گشت‌زنی اباث در گالری بود.[۴۱]

هنگامی که سارقان قصد ترک موزه را داشتند برای آخرین بار به محل استقرار نگهبانان رفتند و وضعیت را بررسی کردند.[۵۵] سپس به دفتر مدیر امنیت رفتند تا نوارهای ویدئویی که دوربین‌های مداربسته، لحظهٔ ورودشان به موزه را نشان می‌داد و داده‌های تجهیزات تشخیص حرکت که چاپ شده‌اند را با خود ببرند. داده‌های حرکت هنوز روی دیسک سخت وجود داشت که دست نخورده باقی ماند. قاب نقاشی در تورتونی نیز روی میز همان اتاق رها شده بود.[۵۵] سپس سارقان آماده شدند تا آثار هنری را به بیرون از موزه منتقل کنند. درهای جانبی موزه برای اولین بار در ساعت ۲:۴۰ بامداد و یک بار دیگر و برای آخرین بار در ساعت ۲:۴۵ بامداد باز شدند.[۵۶][۵۵] این دستبرد ۸۱ دقیقه طول کشید.[۵۵]

زمانی که نگهبانان شیفت بعدی در صبح همان روز تلاش کردند ارتباطی با داخل ساختمان بگیرند تا وارد موزه شوند و پاسخی دریافت نکردند، احتمال دادند مشکلی وجود دارد. آنان با مدیر امنیت موزه تماس گرفتند تا بتوانند وارد ساختمان شوند. پس از ورود به ساختمان با استفاده از کلیدهای وی و عدم مشاهدهٔ نگهبانان، موضوع به اطلاع پلیس رسید.[۵۷][۵۸] پلیس، ساختمان را بازرسی کرد و مشخص شد که نگهبانان در زیرزمین موزه محبوس شده‌اند.[۵۹][۶۰]

آثار سرقتی

کنسرت اثر فرمیر که یک مرد و دو زن را در حال اجرای موسیقی نشان می‌دهد.

سیزده اثر از این موزه به سرقت رفت. گاردنر برای این سیزده اثر هنری که بین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۲ به مجموعهٔ خود افزود تقریباً ۱۴۰ هزار دلار پرداخت کرد.[۶۱] اف‌بی‌آی در سال ۱۹۹۰ تخمین زد که ارزش این آثار در حدود ۲۰۰ میلیون دلار است و این رقم در سال ۲۰۰۰ به ۵۰۰ میلیون دلار افزایش یافت.[۶۲] در اواخر دههٔ ۲۰۰۰ میلادی، برخی از دلالان آثار هنری پیشنهاد کردند که ارزش این آثار می‌تواند ۶۰۰ میلیون دلار باشد.[۶۳] این سرقت از نظر ارزش، بزرگ‌ترین سرقت موزه محسوب می‌شد تا اینکه سرقت از موزهٔ طاق سبز[n] شهر درسدن در سال ۲۰۱۹ از آن پیشی گرفت.[۶۴]

ارزشمندترین آثار از اتاق هلندی به سرقت رفتند.[۶۵][۴۷] از جملهٔ این آثار، کنسرت از یوهانس فرمیر، نقاش هلندی بود که یکی از سی و چهار[ب] نقاشی منسوب به وی محسوب می‌شد و جایگاه ویژه‌ای در مجموعهٔ گاردنر داشت.[۶۶][۴۷] این نقاشی نیمی از ارزش محموله را شامل می‌شود که در سال ۲۰۱۵، ۲۵۰ میلیون دلار تخمین زدند.[۶۳][۶۷][۶۸] کارشناسان معتقدند ممکن است این نقاشی با ارزش‌ترین شیء دزدیده شده در جهان باشد.[۶۷][۶۹] گاردنر این نقاشی را که اولین خرید مهم وی به حساب می‌آمد در سال ۱۸۹۲ و به مبلغ ۵,۶۰۰ دلار خریداری کرد.[۶][۶۱] سارقان در همان اتاق، آثار رامبرانت هلندی را هدف قرار دادند. طوفان در دریای جلیل، تنها نقاشی او با چشم‌انداز دریا و باارزش‌ترین اثر او بود که آن شب به سرقت رفت.[۷۰][۴۰] برآورد می‌شود که ارزش این اثر از زمان سرقت بیش از ۱۰۰ میلیون دلار است.[۴۲] همچنین بانو و جنتلمن سیاه‌پوش و خودنگارهٔ کوچک در ابعاد تمبر پستی که رامبرانت با شیوهٔ اِچینگ خلق کرده بود را از آنجا خارج کردند.[۴۹][۶۲] دومی پیشتر نیز به سرقت رفته بود و در سال ۱۹۷۰ بازگردانده شد.[۴۹] سارقان ممکن است چشم‌انداز ابلیسک را به رامبرانت نسبت داده‌باشند؛ اثری که تصور می‌شد برای رامبرانت است اما چند سال پیش از سرقت به شاگردش خوفرت فلینک[o] نسبت دادند.[۶۲] آخرین وسیله‌ای که سارقان از اتاق هلندی برداشتند یک ظرف برنزی[پ] بود که بلندی آن حدود ۲۵ سانتی‌متر است. این ظرف که به طور سنتی برای ریختن شراب در چین باستان استفاده می‌شد، یکی از قدیمی‌ترین آثار این موزه بود که قدمتش به دودمان شانگ و سدهٔ ۱۲ پیش از میلاد باز می‌گردد.[۷۱][۳۴] ارزش تخمینی آن تنها چند هزار دلار است.[۷۲] کارشناسان از انتخاب این اثر توسط سارقان متعجب شدند؛ وسیله‌ای که به یک گلدان شباهت دارد و رنگ آن قهوه‌ای تیره است. پیش از آنکه گاردنر این وسیله را در سال ۱۹۲۲ به قیمت ۱۷,۵۰۰ دلار خریداری کند رویه‌ای به رنگ سبز باستانی داشت که نشانگر قدمتش بود.[۷۳][۶۱]

در گالری کوتاه، پنج طرح از ادوار مانه، هنرمند فرانسوی دزدیده شد. تمامی این طرح‌ها روی کاغذهایی با ابعاد کمتر از یک فوت مربع و با مداد، جوهر، سیاه‌قلم و زغال طراحی شده بودند. ارزش این طرح‌ها در مقایسه با سایر آثار دزدیده شده در مجموع کمتر از ۱۰۰ هزار دلار است.[۴۸][۵۱] همچنین نشان عقاب امپراتوری فرانسه[q] با بلندی ۲۵ سانتی‌متر که در گوشۀ بالایی پرچم گارد امپراتوری ناپلئون قرار داشت را برداشتند. به تنهایی برای این قطعه ۱۰۰ هزار دلار جایزه برای اطلاعاتی که منجر به بازگردانی آن شود در نظر گرفته‌اند.[۷۴] احتمالاً برای سارقان مانند طلا به نظر می‌رسید.[۶۶] در تورتونی اثر هنرمند فرانسوی، ادوار مانه از اتاق آبی به سرقت رفت و تنها وسیله‎ای است که از طبقۀ اول موزه برده‌اند.[۷۵]

ترکیب متنوع اقلام انتخابی توسط سارقان، کارشناسان را سردرگم کرده‌است.[۵۱][۷۶] در حالی که برخی از نقاشی‌ها ارزشمند بودند، سارقان آثار ارزشمند دیگری از رافائل، بوتیچلی و میکل‌آنژ را دست نخورده رها کردند و تصمیم گرفتند تا وسایلی نسبتاً بی‌ارزش ظرف باستانی چینی و عقاب زینتی را بردارند.[۷۶][۴۴][۵۱][۵۳] سارقان هرگز وارد طبقۀ سوم موزه نشدند؛ جایی که اثر تجاوز به ائوروپه از تیسین، یکی از ارزشمندترین نقاشی‌های شهر آویزان است.[۴۱][۷۷] نوع انتخاب و شیوه‌های وحشیانۀ سارقان در برخورد با آثار باعث شده‌است کارآگاهان معتقد باشند که آنان برای سرقت این نوع آثار خاص متخصص نبودند.[۷۸][۷۹]

در وصیت‌نامۀ گاردنر آمده‌است که هیچ چیز در مجموعۀ او جا‌به‌جا نمی‌شود، بنابراین قاب‌های خالی نقاشی‌های سرقتی در محل‌های قبلی خودشان آویزان شدند تا مکان‌هایی برای بازگشت احتمالی آثار باشند.[۸۰] به دلیل کمبود بودجه و نداشتن بیمه نامه، مدیر موزه از خانه‌های حراج ساتبیز و کریستیز کمک گرفت تا در مدت سه روز، جایزۀ ۱ میلیون دلاری به عنوان پاداش آماده شود.[۸۱] این جایزه در سال ۱۹۹۷ به ۵ میلیون دلار افزایش یافت.[۸۲] در سال ۲۰۱۷ پاداش دو برابر شد و به ۱۰ میلیون دلار رسید که پایان همان سال منقضی می‌شد.[۸۳][۸۴][۸۵] این جایزه در پی افشای برخی نکات عمومی تمدید شد.[۸۶] این بزرگ‌ترین جایزه‌ای است که تاکنون یک مؤسسهٔ خصوصی ارائه کرده‌است.[ت][۸۸] این جایزه برای «اطلاعاتی که به طور مستقیم منجر به بازیابی تمامی اقلام [آن‌ها] در شرایط مطلوب شود» است.[۸۹] دادستان‌های فدرال اعلام کرده‌اند هر کسی که مایل به بازگشت این اقلام باشد، تحت پیگرد قانونی قرار نخواهد گرفت. قانون مرور زمان نیز در سال ۱۹۹۵ به پایان رسید، بنابراین سارقان یا هر کسی که در این سرقت مشارکت داشته‌است قابل تعقیب نیست.[۹۰]

مدارک و مظنونان

طرح پلیس از چهرهٔ سارقان

ادارهٔ تحقیقات فدرال (اف‌بی‌آی) به دلیل امکان عبور آثار هنری از مرزهای ایالت، کنترل فوری این پرونده را در دست گرفت.[۵۹][۹۱] کارآگاهان، این پرونده را به دلیل نداشتن شواهد فیزیکی قوی، منحصربه‌فرد خوانده‌اند.[۹۲] سارقان، رد پا یا موی خود را باقی نگذاشتند و اگر اثر انگشت باقی مانده در محل از سارقان یا کارمندان موزه باشد، نتیجه‌ای ندارد.[۹۳][۹۴] اف‌بی‌آی برخی از تجزیه و تحلیل‌های دی‌ان‌ای را در سال‌های بعد با حصول پیشرفت در این زمینه انجام داده‌است اما در بین این سال‌ها برخی شواهد از جمله چسب نواری و دست‌بندهایی که سارقان برای مهار دو نگهبان استفاده کرده بودند و می‌توانست به تحقیقات کمک کند گم شده‌است.[۹۵] با توجه به گفته‌های نگهبانان موزه و شاهدان عینی در خیابان، قد یکی از سارقان در حدود ۱۷۵ تا ۱۷۸ سانتی‌متر با اندامی متوسط که در اواخر دههٔ ۳۰ سالگی خود است و دیگری با قد ۱۸۳ سانتی‌متر و درشت‌اندام که به نظر می‌آید تقریباً ۳۰ ساله است.[۲۵][۹۶] سارق قدبلند که موهایی کوتاه و سیاه داشت به «لهجهٔ محتمل بوستونی» صحبت می‌کرد، عینک طلایی زده بود و سبیل براق تیره‌ای داشت که به نظر می‌رسید تقلبی باشد. سارق دیگر نیز مانند همدستش سبیل ظاهراً تقلبی داشت و موهایش پف‌دار و سیاه بود.[۹۷] ادارهٔ تحقیقات فدرال (اف‌بی‌آی) و ادارهٔ پلیس بوستون (بی‌پی‌دی) طرح‌هایی را براساس توصیف‌های نگهبانان موزه از چهرهٔ سارقان، به عنوان چهره‌نگاری منتشر کردند. یکی از نگهبانان انطباق این طرح‌ها با چهرهٔ واقعی سارقان را رد کرد.[۹۸]

ریک اباث

ریک اباث که در زمان سرقت ۲۳ ساله بود خودش را هیپی، گیتاریست و یکی از اعضای گروه موسیقی راک با نام یوکیا[r] معرفی می‌کرد و حدود یک سال بود که در موزه فعالیت داشت.[۹۹] پس از ترک تحصیل از کالج موسیقی برکلی، به صورت پاره‌وقت در موزه کار می‌کرد تا مخارج خود را تأمین کند.[۱۰۰] او به دلیل رفتار مشکوک در شب سرقت، یکی از مظنونان این پرونده شد.[۴۱][۳۹] هنگامی که در حین گشت‌زنی، در جانبی موزه را باز و سپس بست؛ حرکتی که برخی معتقدند می‌تواند پیامی به سارقان در بیرون از ساختمان باشد.[۲۸][۱۰۱] اباث، علت این کارِ به گفتهٔ خودش همیشگی را اطمینان از قفل بودن در اعلام کرد.[۱۰۱] یکی از همکاران اباث که آموزش نگهبانان شیفت شب موزه را برعهده داشت به روزنامه‌نگاران گفت اگر اباث از روی عادت این کار را انجام می‌داد، ناظران از طریق چاپ‌های رایانه‌ای متوجهٔ موضوع می‌شدند و جلوی آن را می‌گرفتند.[۱۰۲] در این مورد اباث باید نام و شمارهٔ نشان آن دو نفر را دریافت می‌کرد، از ادارهٔ پلیس بوستون استعلام می‌گرفت تا در صورت تأیید هویت و دلیل قانونی، وارد ساختمان شوند.[۱۰۳] مسئله‌ای که باعث شک بیشتر به او شده‌است از اطلاعات آشکارسازهای حرکت موزه ناشی می‌شود که هیچ حرکتی را در اتاق آبی (جایی که در تورتونی از آنجا دزدیده شد) هنگام حضور سارقان در موزه تشخیص نداد. تنها رد پای آن شب در اتاق، همان گشت امنیتی اباث بود.[۴۱] یک مشاور امنیتی چند هفته پس از سرقت، تجهیزات تشخیص حرکت را بررسی کرد و مشخص شد که آن‌ها به درستی کار می‌کنند.[۴۱] اباث ادعا می‌کند بی‌گناه است و مأمور اف‌بی‌آی که بررسی این پرونده را در سال‌های نخست برعهده داشت مصمم است نگهبانان بیش از حد بی‌کفایت و نابخرد بودند که نمی‌توانستند جلوی وقوع جرم را بگیرند.[۱۰۴][۳۹]

در سال ۲۰۱۵، اف‌بی‌آی ویدئویی جدید و با وضوح پایین را منتشر کرد که برای شب قبل از سرقت بود. در ویدئو، خودرویی که مشخصات کلی آن با خودروی سارقان یکسان است در خیابان پارک می‌شود، مردی ناشناس از آن خارج و به سمت در جانبی موزه می‌رود که سارقان نیز از همان در برای ورود استفاده کردند. اباث نیز به آن مرد اجازهٔ ورود می‌دهد.[۱۰۵] پس از ورود، مرد ناشناس اسنادی را به اباث می‌دهد و چند دقیقه‌ای با هم صحبت می‌کنند.[۹۹] اباث گفته‌بود پیش از وقوع سرقت نیز حداقل چندین بار برخلاف سیاست موزه، اجازهٔ ورود بازدیدکنندگان غیرمجاز را که دوستانش بودند داده‌است اما مقامات را دربارهٔ ورود مرد ناشناس در شب قبل از سرقت مطلع نکرد.[۱۰۶] او به کارآگاهان گفت نمی‌تواند این رخداد را به یاد بیاورد یا آن مرد را تشخیص دهد، بنابراین اف‌بی‌آی درخواست کمک عمومی کرد. چند نگهبان پیشین موزه تأیید کردند که این فرد غریبه، مافوق اباث و معاون رئیس بخش امنیت موزه بود که در سال ۲۰۱۴ درگذشت.[۱۰۷]

وایتی بالجر

جیمز بالجر در زمان سرقت از موزهٔ گاردنر، یکی از رؤسای بانفوذ تبهکاری در بوستون بود که باند وینتر هیل[s] را هدایت می‌کرد.[۱۰۸] بالجر مدعی شد که این سرقت را سازماندهی نکرده‌است و در حقیقت مأموران خود را در تلاش برای تعیین اینکه چه کسی این کار را انجام داده‌است فرستاد، چون سرقت در «قلمرو» او رخ داده بود و می‌خواست از آنان باج بگیرد.[۱۰۹]

مأمور اف‌بی‌آی، توماس مک‌شین[t] نقش بالجر در این سرقت را بررسی کرد.[۱۰۸] او مشخص کرد که روابط مستحکم بالجر با پلیس بوستون می‌تواند دسترسی سارقان به یونیفرم پلیس را توضیح دهد یا شاید نیروهای حقیقی پلیس در این سرقت مشارکت کرده‌اند.[۱۰۸] بالجر همچنین روابطی با ارتش جمهوری‌خواه ایرلند داشت.[۱۱۰] مک‌شین تشخیص داد که هشدار ساختگی اعلام حریق پیش از سرقت، «کارت ویزیت» ارتش جمهوری‌خواه ایرلند و رقیبش نیروی داوطلب اولستر بود.[۱۰۸] هر دو سازمان در آن زمان نمایندگانی در بوستون داشتند و قابلیت‌های خود در سرقت‌های پیشین هنری را نشان داده بودند.[۱۰۸] تحقیقات مک‌شین از بالجر و ارتش جمهوری‌خواه ایرلند، هیچ مدرکی که نشانگر ارتباط آنان با سرقت باشد ارائه نکرد.[۱۱۰] به گفتهٔ چارلی هیل،[u] کارآگاه بازنشستهٔ هنر و آثار باستانی اسکاتلندیارد، بالجر آثار سرقتی موزهٔ گاردنر را به ارتش جمهوری‌خواه ایرلند تحویل داد و آثار به احتمال بسیار در ایرلند هستند.[۱۱۱]

نامهٔ ارسالی به موزه در سال ۱۹۹۴

ان هالی،[v] مدیر موزهٔ گاردنر در سال ۱۹۹۴ نامه‌ای ناشناس از شخصی که مدعی شد در حال تلاش برای بازگشت آثار هنری است دریافت کرد.[۱۱۲] نویسندهٔ نامه توضیح داد که آنان مذاکره‌کنندهٔ شخص ثالث بودند و هویت سارقان را نمی‌دانستند.[۱۱۳] آنان توضیح دادند که آثار هنری برای کاهش حکم حبس به سرقت رفته‌اند اما چون فرصت از دست رفته بود، دیگر انگیزه‌ای برای حفظ آثار هنری وجود نداشت و می‌خواستند برای بازگشت آثار مذاکره کنند.[۱۱۴] نویسنده توضیح داد که آثار در کشوری «بدون قوانین کامن لا» و در شرایط دمایی مناسب نگهداری شده‌است.[۱۱۵][۱۱۳] آنان خواهان مصونیت برای خود و سایر افراد درگیر در سرقت بودند و همچنین ۲٫۶ میلیون دلار برای بازگرداندن آثار هنری که همزمان با تحویل آثار به یک حساب بانک فراساحلی واریز شود.[۱۱۳] اگر موزه مایل به مذاکره بود، باید پیام رمزی را در بوستون گلوب منتشر کنند.[۱۱۶] برای اثبات اعتبار، نویسنده اطلاعاتی را که در آن زمان تنها موزه و اف‌بی‌آی اطلاع داشتند بازگو کرد.[۱۱۲]

هالی احساس می‌کرد که این نامه سرنخی مهم است.[۱۱۷] این موضوع را به اف‌بی‌آی اطلاع داد، سپس با گلوب تماس گرفت و پیام رمزی در نسخهٔ ۱ مهٔ ۱۹۹۴ بوستون گلوب منتشر شد.[۱۱۸] پیام رمزی، درج عدد «1» در کنار نرخ لیره ایتالیا در فهرست تبدیل ارز بوستون گلوب بود تا یک نشانه باشد.[۱۱۹] چند روز بعد هالی نامهٔ دوم را دریافت کرد که در آن نویسنده اذعان داشت موزه علاقه‌مند به مذاکره است اما از آنچه آنان تصور می‌کردند تحقیقات گستردهٔ مقامات ایالتی و فدرال برای تعیین هویتشان بوده‌است ترسیده‌اند.[۱۲۰] نویسنده توضیح داد که آنان نیاز به زمان دارند تا گزینه‌ها را بسنجند اما هالی دیگر خبری از آن نویسنده دریافت نکرد.[۱۲۱]

برایان مک‌دویت

برایان مک‌دویت[w] کلاهبردار بوستونی بود. او و مایکل بی. موری[x] در دسامبر ۱۹۸۰ یک ون فدرال اکسپرس را دزدیدند و تلاش کردند در پوشش مأموران فدرال اکسپرس از کلکسیون هاید[y] در گلینز فالز سرقت کنند.[۱۲۲] آنان نوار چسب، دستکش، دست‌بند و همچنین ابزاری تیز برای برش نقاشی به همراه داشتند و می‌خواستند یکی از آثار رامبرانت را از آنجا خارج کنند.[۱۲۳][۱۲۴] به دلیل ترافیک و نرسیدن به موزه در وقت مقرر، نقشهٔ آنان برای سرقت از آنجا مطابق انتظار پیش نرفت و منتفی شد.[۱۲۴]

مک‌دویت در زمان سرقت از کلکسیون هاید، ۲۰ ساله بود. در دههٔ ۱۹۸۰ دانشجوی کالج مدیریت دانشگاه ماساچوست در بوستون بود و در سال ۱۹۸۷ از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.[۱۲۳] در زمان دانشجویی تلاش‌هایی برای برپایی بیش از ۱۰۰ پرچم از ملل مختلف در دانشگاه انجام داد تا نشانگر تنوع دانشجویان باشد که این اقدام مورد توجه قرار گرفت.[۱۲۵] از طرفی مشخصات کلی او با سارق قدبلند موزهٔ گاردنر شباهت داشت؛ با این تفاوت که در زمان وقوع سرقت ریش و موهایش قرمز بود.[۱۲۵][۱۲۴] مشابهت‌ها اف‌بی‌آی را در اواخر سال ۱۹۹۰ به گفتگو با مک‌دویت کشاند.[۱۲۴] مک‌دویت هرگونه مشارکت در این سرقت را رد کرد و انجام آزمون پلی‌گراف را نپذیرفت.[۱۲۵][۱۲۴] اف‌بی‌آی اثر انگشت وی را با نمونه‌های صحنهٔ جرم مطابقت داد اما مورد مشابه‌ای دریافت نکرد.[۹۳] حدود سال ۱۹۹۰ بود که مک‌دویت از ماساچوست به کالیفرنیا نقل مکان کرد و در آنجا به عنوان فیلم‌نامه‌نویس فعالیت می‌کرد و فیلم‌نامه‌هایی دربارهٔ سرقت‌های هنری می‌نوشت.[۱۲۴] او در سال ۲۰۰۴ به دلیل نارسایی کلیه درگذشت.[۱۲۲]

تحقیقات از مافیای بوستون

باند مرلینو

اف‌بی‌آی در مارس ۲۰۱۳ پیشرفت چشمگیر در تحقیقات خود را اعلام کرد. با «اطمینان بالایی» گزارش شد که آنان سارقان را شناسایی کردند؛ سارقانی که معتقد بودند اعضای یک سازمان تبهکاری مستقر در میانه اقیانوس اطلس و نیو انگلند هستند. همچنین آنان با «همان اطمینان» حدس زدند که آثار هنری، طی سال‌های پس از سرقت به کنتیکت و فیلادلفیا منتقل و در فیلادلفیا فروخته شدند. دانسته‌های آنان پس از وقوع سرقت محدود بود و از مردم درخواست کمک کردند تا آثار هنری را شناسایی و بازگردانند.[۱۲۶][۸۹] در سال ۲۰۱۵، اف‌بی‌آی اعلام کرد که هر دو سارق مرده‌اند.[۱۲۷] اگرچه اف‌بی‌آی به صورت عمومی هیچ سارقی را شناسایی نکرد، منابع آگاه از تحقیقات گفتند که آنان با باندی از دورچستر ارتباط داشتند.[۱۲۶] این باند به فرانک سالمه، رئیس مافیای بوستون وفادار بود و عملیات‌های خودشان را به واسطهٔ تعمیرگاه اتومبیل که توسط کارملو مرلینو اداره می‌شد انجام می‌دادند.[۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰]

ممکن است اعضای مرلینو از نقاط ضعف گانگستر لویی رویس در سال ۱۹۸۱ مطلع شده باشند.[۱۳۱][۱۳۲] او نقشه‌هایی شامل بمب‌های دودزا طراحی کرد تا سردرگمی و هجوم در میان تالارها ایجاد شود.[۱۳۳][۱۳۴] در سال ۱۹۸۲، زمانی که مأموران مخفی اف‌بی‌آی در حال تحقیق دربارهٔ رویس و اقدامات او برای سرقت هنری غیرمرتبط بودند، از علاقهٔ وی به سرقت از موزهٔ گاردنر مطلع شدند و موزه را از نقشهٔ باند تبهکاری آگاه کردند.[۱۳۵][۱۳۶] رویس در زمان وقوع سرقت در زندان قرار داشت.[۱۳۷] رویس نقشه‌اش را با دیگران مطرح کرد و احتمال می‌دهد همکارش استیون روزتی دستور این سرقت را داده یا آن را با فردی دیگر در میان گذاشته باشد.[۱۳۸][۱۳۹]

رابرت گوارنته و رابرت جنتایل

از جمله افراد مرتبط با باند مرلینو، رابرت گوارنته و تبهکار منچستر، رابرت جنتایل بودند.[۱۴۰][۱۴۱][۱۴۲] گوارنته در سال ۲۰۰۴ و در اثر بیماری سرطان درگذشت.[۱۴۳] در سال ۲۰۱۰، همسرش به اف‌بی‌آی گفت که گوارنته پیشتر مالک برخی از نقاشی‌ها بود.[۱۴۲] او ادعا کرد که به دلیل بیماری سرطان، همسرش آثار را به جنتایل داد تا در حفاظت باشند.[۱۴۰][۱۴۴] جنتایل این ادعا را رد کرد و مدعی شد این آثار را دریافت نکرده و از محل نگهداری آثار نیز اطلاعی ندارد.[۱۴۴][۱۴۵] مقامات فدرال، جنتایل را در سال ۲۰۱۲ به موارد مرتبط با مواد مخدر متهم کردند، احتمالاً تلاشی برای اعمال فشار به جنتایل بود تا حقایقی که دربارهٔ آثار می‌داند بازگو کند.[۱۴۶] وی آزمون پلی‌گراف داد و مشخص شد هر زمان که دربارهٔ سرقت و یا محل آثار اظهار بی‌اطلاعی و موارد را انکار می‌کند دروغ می‌گوید.[۱۴۷] جنتایل معتقد بود که راست می‌گوید و خواستار آزمایش مجدد شد. در آزمایش مجدد گفت که همسر گوارنته یک بار خودنگارهٔ رامبرانت را به وی نشان داده و دستگاه پلی‌گراف نیز نشان می‌داد این گفتهٔ وی راست است.[۱۴۸] وکیل جنتایل احساس کرد که صحت گفته‌های موکلش تحت تأثیر مقامات فدرال قرار گرفته‌است و درخواست جلسه‌ای کوچک را کرد، به این امید که جنتایل صادقانه صحبت کند.[۱۴۹] در جلسهٔ خصوصی، جنتایل اظهار کرد که هیچ اطلاعی از این موضوع ندارد.[۱۵۰]

چند روز بعد اف‌بی‌آی با حکم بازرسی به خانهٔ جنتایل در منچستر یورش برد.[۱۵۱] اف‌بی‌آی گودالی مخفی زیر کف کاذب آلونک حیاط خلوت کشف کرد اما آن را خالی یافت.[۱۵۲] پسر جنتایل توضیح داد که چند سال پیش آب به این گودال نفوذ کرد و این اتفاق باعث شد تا پدرش به دلیل وسایلی که در آنجا ذخیره کرده بود آشفته شود.[۱۵۰] در زیرزمین، نسخه‌ای از بوستون هرالد برای مارس ۱۹۹۰ را پیدا کردند که گزارشی از سرقت بود و نیز تکه کاغذی که نشان می‌دهد چه قطعه‌هایی را ممکن است در بازار سیاه فروخت.[۱۵۱]

دیوید ترنر

دیوید ترنر یکی دیگر از وابستگان مرلینو بود.[۱۵۳][۱۵۴][۱۳۰] اف‌بی‌آی تحقیق از او را در سال ۱۹۹۲، زمانی که منبعی به آنان اطلاع داد وی به نقاشی‌ها دسترسی داشته‌است آغاز کرد.[۱۵۵] در همان سال، مرلینو به دلیل قاچاق کوکائین دستگیر شد و به مقامات گفت که می‌تواند نقاشی‌ها را در ازای کاهش مدت زندان بازگرداند.[۱۵۶] او از ترنر خواست تا نقاشی‌ها را پی‌گیری کند که ترنر در این زمینه ناموفق بود؛ با اینکه شنیده بود آثار در کلیسایی واقع در بوستون جنوبی بودند.[۱۵۷][۱۵۸] یکی از افرادی که در این جریان دستگیر شده بود به مقامات دربارهٔ نقش ترنر در چندین رخنه گفت اما هرگز به سرقت از گاردنر اشاره‌ای نکرد.[۱۵۸] براساس گفتگوها با مرلینو پس از آزادی وی از زندان در اواخر دههٔ ۱۹۹۰، مسئولان به این جمع‌بندی رسیدند که او هرگز دسترسی مستقیم به نقاشی‌ها نداشت اما می‌توانست در بازگشت آن‌ها ایفای نقش کند.[۱۵۹]

بابی دوناتی

عکسی بدون تاریخ از بابی دوناتی

بابی دوناتی، مجرمی بود که در بحبوحهٔ اختلافات داخلی خانوادهٔ تبهکاری پاتریارکا در سال ۱۹۹۱ به قتل رسید.[۱۶۰][۱۶۱] پس از صحبت مایلز جی. کانر جونیور، سارق بدنام آثار هنری در نیوانگلند با مقامات، مشارکت دوناتی در این سرقت مشکوک شده‌است.[۱۶۲][۱۶۳] زمانی که این سرقت رخ داد، کانر در زندان بود اما او باور دارد که دوناتی و مجرمی دیگر به نام دیوید هاتن، مغزهای متفکر این سرقت بودند.[۱۶۴] کانر در سرقت‌های پیشین هنری با دوناتی همکاری کرده بود.[۱۶۵] همچنین کانر مدعی شد که هاتن پس از سرقت به دیدن او در زندان رفت و گفت که این سرقت توسط او و دوناتی سازماندهی شده‌است و می‌توانند از نقاشی‌ها برای بیرون آمدن کانر از زندان استفاده کنند.[۱۶۵] اگر این موضوع درست باشد، آنان این ایده را از کانر گرفته‌اند که پیشتر آثار هنری را در ازای کاهش حکم پس می‌داد.[۱۶۶] با این حال، مشخصات ظاهری دوناتی و هاتن با سارقان مطابقت نداشت اما کانر معتقد است که شاید این دو مجرم، تبهکاران رده پایین را برای اجرای این سرقت استخدام کرده‌اند.[۱۶۴] هاتن، دو سال پس از سرقت به دلیل بیماری درگذشت.[۱۶۴] کانر به بازرسان گفت که می‌تواند در ازای آزادی از زندان و دریافت پاداش موزه، در بازگرداندن آثار سرقتی کمک کند.[۱۶۴] زمانی که بازرسان به دلیل فقدان شواهد کافی خواستهٔ کانر را نپذیرفتند، او به آنان پیشنهاد داد تا با ویلیام پی. یانگورث، مجرم و عتیقه فروش صحبت کنند.[۱۶۴]

با توجه به گفته‌های کانر، اف‌بی‌آی پرونده‌ای دربارهٔ یانگورث گشود و در دههٔ ۱۹۹۰ به خانه و مغازهٔ وسایل عتیقهٔ او یورش‌هایی برد.[۱۶۷][۱۶۲][۱۶۸] این یورش‌ها توجه روزنامه‌نگاری به نام تام مشبرگ را جلب کرد؛ کسی که با یانگورث در سال ۱۹۹۷ دربارهٔ سرقت صحبت کرده بود.[۱۶۷][۱۶۲] یک شب در اوت ۱۹۹۷، یانگورث با مشبرگ تماس گرفت و به او گفت مدرکی دارد که می‌تواند نقاشی‌های گاردنر را در شرایط مناسب برگرداند.[۱۶۹] همان شب یانگورث به دنبال مشبرگ در دفاتر بوستون هرالد رفت و او را به انباری واقع در رد هوک برد.[۱۶۹][۱۷۰] یانگورث وی را به داخل انباری هدایت کرد که حاوی تعدادی لوله‌های بزرگ استوانه‌ای بود. او یک نقاشی را از میان لوله‌ها بیرون آورد، آن را باز کرد و زیر نور چراغ‌قوه گرفت. در نظر مشبرگ، نقاشی طوفان در دریای جلیل جلوه می‌کرد. او متوجهٔ ترک‌خوردگی روی بوم شد و بریدگی روی لبه‌ها که با گزارش‌های موزه مطابقت داشت و همچنین امضای رامبرانت که روی سکان کشتی دیده می‌شد.[۱۷۱][۱۷۲] مشبرگ آنچه مشاهده کرده بود را در بوستون هرالد نوشت و جزئیاتی را برای پنهان کردن هویت یانگورث و محل نقاشی درنظر گرفت.[۱۷۳] مشبرگ از قول یک «خبرچین» (احتمالاً یانگورث) گزارش داد که این فرد مطلع به او گفت سرقت توسط پنج مرد انجام شده‌است که هویت دو نفر از آن‌ها معلوم است: دوناتی یکی از سارقان و هاتن مسئول انتقال آثار هنری به یک مکان امن بود.[۱۷۴] اف‌بی‌آی چند ماه بعد محل انبار را شناسایی و به آن یورش برد اما چیزی پیدا نکرد.[۱۷۵]

صحت ادعاهای یانگورث و اعتبار نقاشی که او به مشبرگ نشان داده بود مورد مناقشه است.[۱۷۶] یانگورث تراشه‌های رنگ را به مشبرگ ارائه داد و مقامات فدرال گزارش دادند که این تراشه‌ها واقعاً برای دورهٔ رامبرانت است اما با روغن‌های مورد استفاده برای طوفان در دریای جلیل مطابقت نداشت.[۱۷۶] توصیف مشبرگ از بازکردن نقاشی نیز بررسی شد اما نقاشی سرقتی با یک ورنی سنگین پوشیده شده بود و به راحتی نمی‌توان آن را پیچید.[۱۷۶] مقامات فدرال و موزه پس از انتشار روایت مشبرگ، فعالیت خود با یانگورث را آغاز کردند اما او مذاکرات را دشوار کرد.[۱۷۵] او تا زمانی که خواسته‌های وی از جمله مصونیت کامل و آزادی کانر از زندان برآورده نشود، با مقامات همکاری نمی‌کند.[۱۷۵][۱۷۷][۱۷۸] مقامات به صحت ادعای یانگورث شک داشتند و فقط مصونیت نسبی پیشنهاد کردند.[۱۷۸] وکیل ایالات متحده ناظر بر این پرونده سرانجام مذاکرات با یانگورث را متوقف کرد مگر اینکه او بتواند شواهد معتبرتری مبنی بر دسترسی وی به آثار گاردنر ارائه دهد.[۱۷۵] یانگورث مجدداً یک ویال محتوی تراشه رنگ، ظاهراً از طوفان در دریای جلیل و ۲۵ عکس رنگی از این نقاشی و بانو و جنتلمن سیاه‌پوش ارائه کرد.[۱۷۹] در بیانیهٔ مشترک موزه و بازپرس‌های فدرال اعلام شد که این تراشه‌ها برای آثار سرقتی رامبرانت نیست، هرچند آزمایش نشان داد که برای یکی از نقاشی‌های قرن هفدهم میلادی و به طور بالقوه برای نقاشی کنسرت است.[۱۸۰]

در سال ۲۰۱۴ گزارشگر تحقیقی، استیون کیورکجیان برای گانگستر وینسنت فرارا، مافوق دوناتی در طول جدال باندهای تبهکاری نامه‌ای نوشت و از او دربارهٔ اطلاعاتی از سرقت موزهٔ گاردنر پرسید.[۱۸۱][۱۸۲] او تماسی از یک همکار فرارا دریافت کرد که می‌گفت اف‌بی‌آی در نقش باند مرلینو اشتباه کرده و مدعی شد دوناتی این سرقت را سازماندهی کرد.[۱۸۱] این فرد اظهار کرد دوناتی، سه ماه پیش از وقوع سرقت به دیدار فرارا در زندان رفت که به دلیل اتهام به قتل در آنجا بود.[۱۸۳] او به فرارا گفت که می‌خواهد راهی برای آزادی وی از زندان پیدا کند.[۱۸۴] سه ماه بعد فرارا خبرهای سرقت از موزه را شنید و پس از آن دوناتی دوباره به دیدار فرارا رفت و تأیید کرد که در این سرقت دست داشته‌است.[۱۸۴][۱۸۵] او مدعی شد که آثار هنری دفن شده‌اند و مذاکرات برای آزادی وی را پس از مدتی و با عادی شدن شرایط آغاز می‌کند.[۱۶۰] مذاکرات هیچ‌گاه رخ نداد چون دوناتی به قتل رسید.[۱۶۰] کیورکجیان معتقد است که دوناتی انگیزه داشت تا فرارا را از زندان آزاد کند زیرا فرارا می‌تواند از او در جنگ گروهی محافظت کند.[۱۸۲] یکی از دوستان گوارنته نیز تأیید کرد که دوناتی سرقت را سازماندهی کرده‌است و هنگامی که دوناتی نگران حفاظت خود بود، نقاشی‌هایی را به او اهدا کرد.[۱۸۶] دوناتی از دوستان نزدیک گوارنته بود.[۱۸۷] این دو مدت کوتاهی قبل از سرقت با یک کیسه لباس پلیس در یک باشگاه اجتماعی در روی‌یر دیده شدند.[۱۸۷]

در فرهنگ عامه

روایت‌هایی داستانی از این سرقت و آنچه برای این نقاشی‌ها اتفاق افتاده در برنامه‌های تلویزیونی همچون نقطه کور، فهرست سیاه، برادران ونتور، بی‌شرم، سیمپسون‌ها و نیز رمان‌های جاعل هنر (۲۰۱۲) نوشتهٔ بی.ای. شاپیرو، فریبکاری ماهرانه (۲۰۱۲) نوشتهٔ جیمز جی. مک‌گاورن، چیزهای پنهان (۲۰۱۹) نوشتهٔ جیمی میسون و منطقهٔ اوباش (۲۰۲۰) نوشتهٔ جوزف دی‌متئو مطرح شده‌است.[۱۸۸][۱۸۹][۱۹۰][۱۹۱][۱۹۲]

در اکتبر ۲۰۲۰، بی‌بی‌سی چهار مستند شکار هنری میلیارد دلاری را پخش کرد که دربارهٔ جستجوی آثار گمشده بود.[۱۹۳] در آوریل ۲۰۲۱، نتفلیکس مستندی چهار قسمتی را منتشر کرد که دربارهٔ این سرقت است و این یک دستبرد است: بزرگ‌ترین سرقت آثار هنری در جهان نام دارد.[۱۹۴]

یادداشت

  1. دیوید استوارت[a] سال‌ها به عنوان واردکنندهٔ کالاهای ایرلندی و اسکاتلندی که بیشتر شامل پارچهٔ کتانی بود فعالیت داشت و بعدها وارد صنعت آهن و معدن شد. او در سال ۱۸۹۱ درگذشت.[۳][۴]
  2. تعداد دقیق نقاشی‌های منسوب به وی مورد اختلاف است.
  3. نام اصلی این وسیله گو[p] است؛ نوعی ظرف برنزی آیینی در چین باستان که از آن برای نوشیدن شراب یا اجرای مراسم افشانش استفاده می‌کردند.
  4. تنها جایزهٔ دولت ایالات متحده برای اسامه بن لادن از جایزهٔ موزهٔ گاردنر فراتر رفته‌است.[۸۷]

واژه‌نامه

  1. David Stewart
  2. Supreme Judicial Court of Massachusetts
  3. Insurance policy
  4. Operating budget
  5. Palace Road
  6. Rich Abath
  7. Randy Hestand
  8. Fire alarm control panel
  9. Dutch Room
  10. Stretcher bar
  11. Short Gallery
  12. Tapstry Room
  13. Blue Room
  14. Green Vault
  15. Govert Flinck
  16. Gu
  17. French Imperial Eagle
  18. Ukiah
  19. Winter Hill Gang
  20. Thomas McShane
  21. Charley Hill
  22. Anne Hawley
  23. Brian McDevitt
  24. Michael B. Morey
  25. The Hyde Collection

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ "Isabella Stewart Gardner". www.gardnermuseum.org. Retrieved 2019-09-29.
  2. Goldfarb 1995, p. 16.
  3. Tharp 1965, p. 5.
  4. "DAVID STEWART, 1860-1865". Isabella Stewart Gardner Museum. Retrieved 14 October 2021.
  5. Lucey 2017, p. 212.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ McNearney, Allison (18 November 2017). "Most Wanted: Vermeer's 'The Concert,' the World's Most Expensive Missing Work of Art". Daily Beast. Archived from the original on 20 November 2018. Retrieved 2 October 2021.
  7. Storrs, Francis (23 March 2009). "The Lady of the House". Boston Magazine. Archived from the original on 23 October 2020. Retrieved 24 September 2021.
  8. Boser 2009, p. 86.
  9. Tharp 1965, p. 312-313.
  10. Whitman, Howard (28 September 1975). "Culture Haven: Boston's Venetian Art Palace, Inside Out". The New York Times. Archived from the original on 3 October 2021. Retrieved 3 October 2021.
  11. Goodnough, Abby (13 March 2009). "A Wounded Museum Feels a Jolt of Progress". The New York Times. Archived from the original on 17 April 2009. Retrieved 24 September 2021.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ Boser 2009, p. 86-87.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Kurkjian 2015, p. 34.
  14. Kurkjian 2015, p. 36.
  15. Williams, Paige (2 March 2010). "The Art of the Story". Boston Magazine. Archived from the original on 20 October 2021. Retrieved 20 October 2021.
  16. Butterfield, Fox (20 March 1990). "Boston Museum Says It Was Uninsured for Theft". The New York Times. Archived from the original on 25 May 2015. Retrieved 2 October 2021.
  17. Boser 2009, p. ۸۵.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ Kurkjian 2015, p. 40.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ Kurkjian 2015, p. 41.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ۲۰٫۳ Boser 2009, p. 85.
  21. Kurkjian 2015, p. 32.
  22. Kurkjian 2015, p. 33.
  23. Kurkjian 2015, p. 37.
  24. Boser 2009, p. 84-85.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ Kurkjian 2015, p. 46.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ ۲۶٫۳ Boser 2009, p. 1.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ ۲۷٫۳ ۲۷٫۴ Kurkjian 2015, p. 43.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ۲۸٫۳ ۲۸٫۴ Kurkjian 2015, p. 42.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ Boser 2009, p. 3.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ ۳۰٫۳ Boser 2009, p. 4.
  31. Steinhaus, Rochelle (26 November 2002). "The Isabella Gardner Museum heist". CNN. Archived from the original on 2 April 2020. Retrieved 24 September 2021.
  32. Kurkjian 2015, p. ۴۳–۴۴.
  33. Kurkjian, Stephen (13 March 2005). "Secrets behind the largest art theft in history". boston.com. Archived from the original on 25 September 2021. Retrieved 24 September 2021.
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ McShane 2006, p. 250.
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ ۳۵٫۲ ۳۵٫۳ Kurkjian 2015, p. 44.
  36. Kurkjian 2015, p. ۴۴.
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ ۳۷٫۲ ۳۷٫۳ ۳۷٫۴ Kurkjian 2015, p. 45.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ Boser 2009, p. 5.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ ۳۹٫۲ Boser 2009, p. 94.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ ۴۰٫۲ ۴۰٫۳ Kurkjian 2015, p. 48.
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ ۴۱٫۳ ۴۱٫۴ ۴۱٫۵ ۴۱٫۶ ۴۱٫۷ Kurkjian 2015, p. 53.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ ۴۲٫۲ Kurkjian 2015, p. 49.
  43. Boser 2009, p. 6.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ ۴۴٫۲ ۴۴٫۳ ۴۴٫۴ Boser 2009, p. 7.
  45. Amore 2011, p. xi.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ Kurkjian 2015, p. 49-50.
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ ۴۷٫۲ Goldfarb 1995, p. 92.
  48. ۴۸٫۰ ۴۸٫۱ McShane 2006, p. 251.
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ ۴۹٫۲ Kurkjian 2015, p. 50.
  50. Kurkjian 2015, p. 50-51.
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ ۵۱٫۲ ۵۱٫۳ ۵۱٫۴ ۵۱٫۵ ۵۱٫۶ Kurkjian 2015, p. 51.
  52. Goldfarb 1995, p. 75.
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ ۵۳٫۲ Boser 2009, p. 8.
  54. Boser 2009, p. ۸.
  55. ۵۵٫۰ ۵۵٫۱ ۵۵٫۲ ۵۵٫۳ Boser 2009, p. 9.
  56. Kurkjian 2015, p. 58.
  57. Kurkjian 2015, p. 59.
  58. Boser 2009, p. 89.
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ Kurkjian 2015, p. 61.
  60. Boser 2009, p. 90.
  61. ۶۱٫۰ ۶۱٫۱ ۶۱٫۲ Rocheleau, Matt (28 November 2018). "In today's market, could the stolen Gardner art be worth $1 billion?". Boston Globe. Archived from the original on 27 November 2018. Retrieved 2 October 2021.
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ ۶۲٫۲ Boser 2009, p. 68.
  63. ۶۳٫۰ ۶۳٫۱ Boser 2009, p. 69.
  64. Brown, Kate (November 25, 2019). "Thieves Stole Up to a Billion Dollars Worth of Jewels From Dresden's Famed Treasure Museum". Artnet News. Archived from the original on 10 April 2021.
  65. Gardner Museum 2018, p. 20.
  66. ۶۶٫۰ ۶۶٫۱ "FBI – Have You Seen These?". Federal Bureau of Investigation. Archived from the original on September 15, 2015. Retrieved September 8, 2015.
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ Gardner Museum 2018, p. 32.
  68. Kurkjian 2015, p. ۵۰.
  69. Boser 2009, p. 37.
  70. Gardner Museum 2018, p. 30.
  71. Gardner Museum 2018, p. 22.
  72. Kurkjian 2015, p. ۵۱.
  73. Butterfield, Fox (21 March 1990). "Auctioneers Underwrite Reward In Art Theft". The New York Times. Archived from the original on 25 September 2021. Retrieved 24 September 2021.
  74. Gardner Museum 2018, p. 18.
  75. Gardner Museum 2018, p. 10.
  76. ۷۶٫۰ ۷۶٫۱ Wittman 2010, p. 252.
  77. McShane 2006, p. 251-254.
  78. Boser 2009, p. 73-74.
  79. Kurkjian, Stephen (March 2013). "Decades after the Gardner heist, police focus on guard". Boston Globe. Archived from the original on September 28, 2015.
  80. McShane 2006, p. 266.
  81. Boser 2009, p. 92.
  82. Boser 2009, p. 115.
  83. Gardner Museum staff (May 2017). "Isabella Stewart Gardner Museum: Gardner Museum doubles reward to $10 million for return of stolen art". www.gardnermuseum.org. Retrieved May 26, 2017.
  84. Bowley, Graham (May 23, 2017). "Gardner Museum Doubles Reward for Recovery of Stolen Masterpieces". The New York Times. ISSN 0362-4331. Archived from the original on May 24, 2017. Retrieved May 24, 2017.
  85. Murphy, Shelley (December 15, 2017). "$10m reward for stolen Gardner museum artwork set to expire at end of 2017". The Boston Globe. Archived from the original on 16 December 2017. Retrieved December 16, 2017.
  86. "$10M Reward Extended For Return Of Stolen Gardner Museum Art". CBS. January 11, 2018. Retrieved January 16, 2018.
  87. Boser 2009, p. 59.
  88. Boser 2009, p. 58.
  89. ۸۹٫۰ ۸۹٫۱ Comcowich, Greg (March 18, 2013). "FBI Provides New Information Regarding the 1990 Isabella Stewart Gardner Museum Art Heist: Information Sought from Those in Philadelphia and Connecticut Who May Have Knowledge of the Art's Location" (Press release). Federal Bureau of Investigation, Boston Division. Archived from the original on July 10, 2017.
  90. Kurkjian 2015, p. 178.
  91. Kurkjian 2015, p. 94.
  92. Boser 2009, p. ۹۷.
  93. ۹۳٫۰ ۹۳٫۱ Boser 2009, p. 97.
  94. McShane 2006, p. 257-258.
  95. Murphy, Shelley; Kurkjian, Stephen (June 12, 2017). "Evidence in Gardner Museum thefts that might bear DNA is missing". The Boston Globe. Archived from the original on 28 December 2017. Retrieved June 12, 2017.
  96. McShane 2006, p. 257.
  97. Blumenthal, Ralph (15 December 1994). "Five Years And $300 Million -- A special report.; The Maddening Mysteries Of the Greatest Art Theft Ever". The New York Times. Archived from the original on 5 May 2021. Retrieved 10 October 2021.
  98. Kurkjian 2015, p. 46–47.
  99. ۹۹٫۰ ۹۹٫۱ Mashberg, Tom (6 August 2015). "25 Years After Gardner Museum Heist, Video Raises Questions". The New York Times. Archived from the original on 7 April 2021. Retrieved 25 September 2021.
  100. Barilla, Chris (13 April 2021). "Richard Abath Lives a Quiet Life Now, Decades Removed From His Job as a Night Guard". Distractify. Archived from the original on 25 September 2021. Retrieved 24 September 2021.
  101. ۱۰۱٫۰ ۱۰۱٫۱ Kurkjian 2015, p. 55.
  102. Kurkjian 2015, p. 56.
  103. Horan, Kelly (23 September 2018). "Jon-Paul Kroger". WBUR. Archived from the original on 10 October 2021. Retrieved 12 October 2021.
  104. Kurkjian 2015, p. 54.
  105. Luckerson, Victor (7 August 2015). "FBI Releases New Clues About 25-Year-Old Museum Heist". Time. Archived from the original on 25 September 2021. Retrieved 24 September 2021.
  106. Kaplan, Sarah (7 August 2015). "Surveillance video raises questions — and possible clues — in 25-year-old museum mystery". The Washington Post. Archived from the original on 16 November 2015. Retrieved 24 September 2021.
  107. Valencia, Milton J.; Kurkjian, Stephen (23 November 2015). "Gardner heist video brings in tips, but no solid leads". The Boston Globe. Archived from the original on 23 November 2015. Retrieved 11 October 2021.
  108. ۱۰۸٫۰ ۱۰۸٫۱ ۱۰۸٫۲ ۱۰۸٫۳ ۱۰۸٫۴ McShane 2006, p. 256.
  109. Kurkjian 2015, p. 96.
  110. ۱۱۰٫۰ ۱۱۰٫۱ McShane 2006, p. 259.
  111. Suddath, Claire (30 June 2020). "The Case of the Empty Frames Remains Art World's Biggest Mystery". Bloomberg News. Retrieved 2 July 2020.
  112. ۱۱۲٫۰ ۱۱۲٫۱ Kurkjian 2015, p. 79.
  113. ۱۱۳٫۰ ۱۱۳٫۱ ۱۱۳٫۲ Kurkjian 2015, p. 81.
  114. Kurkjian 2015, p. 80.
  115. Kurkjian 2015, p. 79-80.
  116. Kurkjian 2015, p. 81-82.
  117. Kurkjian 2015, p. 82.
  118. Kurkjian 2015, p. 82-83.
  119. Blitzer, Wolf (19 March 2005). "Cold case". CNN. Archived from the original on 25 September 2021. Retrieved 24 September 2021.
  120. Kurkjian 2015, p. 82-84.
  121. Kurkjian 2015, p. 84.
  122. ۱۲۲٫۰ ۱۲۲٫۱ Boston Herald (16 March 2008). "Meet The Suspects: Brian M. McDevitt". The Boston Herald. Archived from the original on 10 October 2021. Retrieved 10 October 2021.
  123. ۱۲۳٫۰ ۱۲۳٫۱ Honan, William H. (2 June 1992). "A Tangled 2-Year Inquiry Yields Few Answers in Boston Art Theft". The New York Times. Archived from the original on 7 April 2021. Retrieved 10 October 2021.
  124. ۱۲۴٫۰ ۱۲۴٫۱ ۱۲۴٫۲ ۱۲۴٫۳ ۱۲۴٫۴ ۱۲۴٫۵ Boser 2009, p. 98.
  125. ۱۲۵٫۰ ۱۲۵٫۱ ۱۲۵٫۲ McShane 2006, p. 262.
  126. ۱۲۶٫۰ ۱۲۶٫۱ Kurkjian 2015, p. 114-118.
  127. "FBI says two suspects who stole $500m in art from Boston museum are dead". The Guardian. Archived from the original on August 14, 2015. Retrieved August 12, 2015.
  128. Kurkjian 2015, p. 190.
  129. Kurkjian 2015, p. 180.
  130. ۱۳۰٫۰ ۱۳۰٫۱ Boser 2009, p. 99.
  131. Kurkjian 2015, p. 191.
  132. Kurkjian 2015, p. 11.
  133. Kurkjian 2015, p. 21.
  134. Kurkjian 2015, p. 24.
  135. Kurkjian 2015, p. 22-25.
  136. Boser 2009, p. 84.
  137. Kurkjian 2015, p. 27.
  138. Kurkjian 2015, p. 19.
  139. Kurkjian 2015, p. 28.
  140. ۱۴۰٫۰ ۱۴۰٫۱ Kurkjian 2015, p. 141.
  141. Kurkjian 2015, p. 140.
  142. ۱۴۲٫۰ ۱۴۲٫۱ Kurkjian 2015, p. 146.
  143. Kurkjian 2015, p. 144.
  144. ۱۴۴٫۰ ۱۴۴٫۱ Kurkjian 2015, p. 148-149.
  145. Kurkjian 2015, p. 147.
  146. Kurkjian 2015, p. 119-120.
  147. Kurkjian 2015, p. 121.
  148. Kurkjian 2015, p. 123.
  149. Kurkjian 2015, p. 137-140.
  150. ۱۵۰٫۰ ۱۵۰٫۱ Kurkjian 2015, p. 128.
  151. ۱۵۱٫۰ ۱۵۱٫۱ Kurkjian 2015, p. 125.
  152. Kurkjian 2015, p. 127.
  153. Kurkjian 2015, p. 151.
  154. Kurkjian 2015, p. 142.
  155. Boser 2009, p. 104.
  156. Boser 2009, p. 105.
  157. Kurkjian 2015, p. 157.
  158. ۱۵۸٫۰ ۱۵۸٫۱ Kurkjian 2015, p. 158.
  159. Boser 2009, p. 106.
  160. ۱۶۰٫۰ ۱۶۰٫۱ ۱۶۰٫۲ Kurkjian 2015, p. 200.
  161. Kurkjian 2015, p. 189.
  162. ۱۶۲٫۰ ۱۶۲٫۱ ۱۶۲٫۲ Kurkjian 2015, p. 66.
  163. Kurkjian 2015, p. 201.
  164. ۱۶۴٫۰ ۱۶۴٫۱ ۱۶۴٫۲ ۱۶۴٫۳ ۱۶۴٫۴ McShane 2006, p. 263.
  165. ۱۶۵٫۰ ۱۶۵٫۱ Kurkjian 2015, p. 202.
  166. Kurkjian 2015, p. 204.
  167. ۱۶۷٫۰ ۱۶۷٫۱ Kurkjian 2015, p. 65.
  168. Boser 2009, p. 116.
  169. ۱۶۹٫۰ ۱۶۹٫۱ Kurkjian 2015, p. 67.
  170. Kurkjian 2015, p. 68.
  171. Kurkjian 2015, p. 69.
  172. Boser 2009, p. 117.
  173. Kurkjian 2015, p. 70.
  174. Kurkjian 2015, p. 70-71.
  175. ۱۷۵٫۰ ۱۷۵٫۱ ۱۷۵٫۲ ۱۷۵٫۳ Kurkjian 2015, p. 74.
  176. ۱۷۶٫۰ ۱۷۶٫۱ ۱۷۶٫۲ Kurkjian 2015, p. 71.
  177. Kurkjian 2015, p. 72.
  178. ۱۷۸٫۰ ۱۷۸٫۱ Boser 2009, p. 118.
  179. Kurkjian 2015, p. 74-75.
  180. Kurkjian 2015, p. 75.
  181. ۱۸۱٫۰ ۱۸۱٫۱ Kurkjian 2015, p. 193-194.
  182. ۱۸۲٫۰ ۱۸۲٫۱ Kurkjian 2015, p. 218.
  183. Kurkjian 2015, p. 198.
  184. ۱۸۴٫۰ ۱۸۴٫۱ Kurkjian 2015, p. 198-199.
  185. Kurkjian 2015, p. 199-200.
  186. Kurkjian 2015, p. 206.
  187. ۱۸۷٫۰ ۱۸۷٫۱ Kurkjian 2015, p. 205.
  188. Perigard, Mark (October 30, 2013). "Starring role for Boston on new hit Blacklist". Boston Herald. Archived from the original on November 1, 2013. Retrieved December 9, 2015.
  189. "'Simpsons' crack case of Gardner heist". Boston Herald. April 13, 2010. Archived from the original on April 14, 2021. Retrieved December 9, 2015.
  190. Taylor, Art (October 21, 2012). "Book World: Drawing on reality". The Washington Post. Retrieved March 26, 2017.
  191. Valencia, Milton; Murphy, Shelley; Kurkjian, Stephen (March 25, 2013). "Observers, investigators say now is time to find Gardner art before it is lost". The Boston Globe. Archived from the original on January 25, 2016. Retrieved January 8, 2016.
  192. Cogdill, Oline H. (August 12, 2019). "Review: Violence simmers throughout 'The Hidden Things'". Associated Press. Retrieved May 20, 2020.
  193. Mangan, Lucy (October 19, 2020). "The Billion Dollar Art Hunt review – the case that stumped the FBI". The Guardian. Retrieved April 12, 2021.
  194. Del Rosario, Alexandra (March 11, 2021). "Netflix Sets Art Heist Docuseries 'This Is A Robbery' From Jane Rosenthal & Barnicle Brothers". Deadline. Retrieved March 17, 2021.

کتابنامه

پیوند به بیرون