حمید سیاح

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
حمید سیاح
وزیر بازرگانی و پیشه و هنر
در زمانِمحمدرضا پهلوی
نخست‌وزیراحمد قوام
پس ازایرج اسکندری
سفیر ایران در شوروی
مشغول به کار
مهر ۱۳۲۶ – ۱۳۲۸
نخست‌وزیررضا حکمت، ابراهیم حکیمی، عبدالحسین هژیر، محمد ساعد
پس ازمظفر فیروز
پیش ازنادر آراسته
مشغول به کار
۱۳۳۳ – ؟
نخست‌وزیرفضل‌الله زاهدی
پس ازنادر آراسته
پیش ازعبدالحسین مسعود انصاری
اطلاعات شخصی
زاده۱۲۶۴ خورشیدی
،
درگذشت۱۳۴۷
،
ملیت ایران
همسر(ان)فاطمه سیاح
شغلسیاستمدار
مذهباسلام

حمید سیاح فرزند میرزا محمدعلی محلاتی معروف به حاجی سیاح، در ۱۲۶۴ ش. تولد یافت. تحصیلات مقدماتی را در تهران انجام داد و سپس برای ادامهٔ تحصیل عازم روسیه شد و در مدرسهٔ حقوق آنجا تحصیل کرد و لیسانسیه شد. وقتی وارد ایران شد، به وزارت خارجه داخل گردید و پس از طی مراحل اداری و چند مأموریت به خارج به ریاست ادارهٔ شرق و شوروی منصوب شد.
مدتی هم در شیلات شمال مدیریت داشت. در ۱۳۱۲ وزیرمختار ایران در لهستان گردید و دو سال در آنجا بود. پس از خاتمهٔ مأموریت به سمت مدیرکل وزارت خارجه به تهران بازگشت و تا سال ۱۳۲۰ در این سمت بود. در ۳۰ شهریور ۱۳۲۰ در کابینهٔ فروغی به جهات خاصی وزیر پست و تلگراف شد. در ترمیم کابینه، همان سمت را داشت. در ۱۳۲۱ قوام‌السلطنه او را وارد کابینهٔ خود نمود و مجدداً وزارت پست و تلگراف و تلفن را به او داد و در کابینهٔ ساعد در ۱۳۲۳ وزیر راه بود و مدتی کوتاه نیز در سال ۱۳۲۵ به وزارت پیشه و هنر و بازرگانی رسید، بعد وزیرمختار ایران در شوروی شد و سه ماه بعد به مقام سفارت رسید.
حمید سیاح از دیپلمات‌های ورزیدهٔ وزارت خارجه بود، پس از مأموریت از مسکو دیگر کار مهمی به او ارجاع نگردید مخصوصاً پس از فوت همسرش دکتر فاطمه سیاح که از اساتید دانشمند و با ارزش دانشگاه بود غالباً وقت خود را به مطالعه و حشر و نشر با دوستان می‌گذرانید و با حقوق بازنشستگی زندگی سادهٔ خود را اداره می‌کرد. در اواخر عمر یادداشت‌های پدر خود حاج سیاح را جمع‌آوری و انتشار داد. این یادداشت‌ها تحت عنوان دورهٔ خوف و وحشت یا خاطرات حاج سیاح است که بسیار جالب و خواندنی است.
حاج سیاح سال‌ها در زمان ناصرالدین شاه با میرزا رضای کرمانی در زندان قزوین در یک کند و زنجیر بوده‌اند و وقتی از قصد میرزا رضا کرمانی اطلاع حاصل می‌کند، مراتب را طی نامه‌ای به اتابک اطلاع می‌دهد ولی اتابک به علت اشتغالات زیاد از گشودن نامه خودداری می‌نماید و بعدها همان نامه باعث آزادی حاجی سیاح می‌شود.
حمید سیاح در سال ۱۳۴۷ در سن ۸۱ سالگی به علت عارضهٔ سرماخوردگی درگذشت.

منابع[ویرایش]