بحران سوئز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از بحران کانال سوئز)
پرش به: ناوبری، جستجو
بحران سوئز
The Tripartite Aggression
جنگ شبه‌جزیره سینا
بخشی از جنگ سرد و ستیز عرب‌ها و اسرائیل
Tanks Destroyed Sinai.jpg
ادوات جنگی آسیب دیده مصری
تاریخ Not recognized as a date. Years must have 4 digits (use leading zeros for years < 1000). – ۷ نوامبر ۱۹۵۶
(شبه جزیره سینا تحت اشغال اسرائیل تا مارس ۱۹۵۷)
مکان نوار غزه و مصر (شبه‌جزیره سینا و کانال سوئز zone)
نتیجه
طرفین درگیر
Supported by:
 اتحاد جماهیر شوروی
فرماندهان و رهبران
قوا
  • اسرائیل ۱۷۵٬۰۰۰
  • بریتانیا ۴۵٬۰۰۰
  • فرانسه ۳۴٬۰۰۰
۳۰۰٬۰۰۰[۵]
تلفات
اسرائیل:
  • ۲۳۱ کشته[۶]
  • ۸۹۹ مجروح
  • 4 captured[۷]
بریتانیا:
  • ۱۶ کشته
  • ۹۶ مجروح
فرانسه:
  • ۱۰ کشته
  • ۳۳ مجروح

بحران سوئز (عربی: أزمة السویس؛ العدوان الثلاثی‎) به اشغال مصر در اواخر ۱۹۵۶ از یک سوی اسرائیل، و متعاقباً فرانسه و بریتانیا بود. اهداف آن بازپس گیری مجدد کنترل کانال سوئز و برکناری جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر از قدرت بود.[۱۳] پس از آغاز جنگ، ایالات متحده، اتحاد شوروی و سازمان ملل سه کشور اشغالگر را مجبور به عقب‌نشینی کردند. این حادثه بریتانیای کبیر و فرانسه را تحقیر[۱۴] و ناصر را تقویت کرد.[۱۵][۱۶]

در ۲۹ اکتبر، اسرائیل سینای مصر را اشغال کرد. بریتانیا و فرانسه اولتیماتوم مشترکی به منظور توقف آتش صادر کردند، که بدان بی‌توجهی شد. در ۵ نوامبر، فرانسه و بریتانیا در کنار کانال سوئز چترباز پیاده کردند. نیروهای مصری شکست خوردند، ولی کانال را در برابر تمام محموله‌ها مسدود کردند. روشن شد که اشغالگری اسرائیل و حملهٔ متعاقب انگلیسی-فرانسوی از پیش توسط این سه کشور برنامه‌ریزی شده بوده است.

این سه متحد به شماری از اهداف نظامیشان دست یافته بودند، ولی کانال دیگر بی استفاده بود و فشار زیادی از سوی آمریکا و شوروی آنها را مجبور کرد عقب‌نشینی کنند. دوایت آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا قویاً به بریتانیا علیه اشغال هشدار داده بود؛ و حالا دیگر نظام مالی بریتانیا را به ضربهٔ جدی تهدید می‌کرد. مورخین نتیجه گرفتند که این بحران «نشانه‌ای از پایان نقش بریتانیا به عنوان یکی از قدرت‌های اصلی جهان» بود.[۱۷][۱۸] کانال سوئز از اکتبر ۱۹۵۶ تا مارس ۱۹۵۷ بسته بود. اسرائیل بخشی از اهداف خود نظیر آزادی ناوبری از طریق تنگه تیران را محقق کرد.

سازمان ملل در نتیجهٔ این منازعه، نیروی اضطراری صلحبانان را به منظور پاسداری از مرز اسرائیل و مصر ایجاد کرد، آنتونی ایدن نخست وزیر انگلستان استعفا داد، لستر بولز پیرسون وزیر امور خارجهٔ کانادا جایزه صلح نوبل را برد، و شوروی ممکن است نسبت به اشغال مجارستان جسارت یافته باشد.[۱۹][۲۰]

رخدادها[ویرایش]

فرانسه و بریتانیا که بزرگترین همکاران در شرکت کانال سوئز بودند، ملی کردن این کانال را عمل جنگ طلبانه می‌دانستند. ناصر می‌دانست که ملی کردن کانال منجر به ایجاد بحران جهانی می‌شود ل‍‍‍‍ذا احتمال دخالت نظامی این دو کشور (فرانسه و بریتانیا) ۸۰ درصد برآورد کرد.[۲۱] ناصر همچین با وجود آن، اعتقاد داشت که بریتانیا تا دو ماه پس از ملی کردن نمی‌تواند حمله کند و مداخله نظامیِ اسرائیل نیز، «غیرممکن» است.[۲۲]

در روزهای آغازین اکتبر، سازمان ملل جلسه‌ای در مورد ملی کردن کانال سوئز تشکیل داد و حق مصر در کنترل کانال را به رسمیت شناخت اما مصر را موظف دانست که مانع تردد کشتی‌های خارجی در کانال نشود.[۲۳] طبق هیکل، پس از این قرارداد «ناصر ارزیابی کرد که مداخله نظامی احتمالش کاهش یافته و به ۱۰ درصد رسیده است».[۲۴] اما با وجود آن، پس از مدت کمی، فرانسه و بریتانیا و اسرائیل با هم برای چیرگی بر این کانال، اشغال قسمت‌هایی از مصر[۲۵] و برکناری عبد الناصر، توافق سری منعقد کردند.[۲۶][۲۷][۲۸]

در ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶، نیروهای اسرائیلی از شبه‌جزیره سینا عبور کردند و به سرعت به سوی اهدافشان پیش رفتند. بعد از دو روز از آن، جنگنده‌های بریتانیا و فرانسه فرودگاه‌های واقع در حوزهٔ کانال را بمباران کردند.[۲۹] ناصر فرماندهان نظامی را به عقب‌نشینی از سینا برای تقویت نظامی کانال دستور داد. علاوه بر آن، ناصر از ارسال بخش زرهی ارتش برای مقابله با متهاجمان اسرائیلی (و بریتانیا و فرانسه که بعداً در مدینه پورت‌سعید فرود آمدند) ترس داشت، چنانچه از نابودی آن توسط این کشورها بیم داشت. عامر با ناصر به شدت اختلاف نظر داشت و عامر اصرار می‌کرد که تانک‌های مصری باید با اسرائیلیان وارد نبرد شوند. بین آن‌ها گفتگوهای تندی در روز ۳ نوامبر درگرفت که سرانجام عامر حرف ناصر را پذیرفت.[۳۰] همچنین ناصر دستور داد با غرق یا از کار انداختن ۴۹ کشتی در ورودی، این کانال را مسدود کنند.[۲۹]

با وجود آنکه نیروهای مصری از سینا عقب‌نشینی کردند، حدود ۲٬۰۰۰ سرباز مصر خلال نبرد با اسرائیلی‌ها کشته شدند،[۳۱] اضافه بر آن تقریباً ۵٬۰۰۰ سرباز مصری توسط اسرائیل اسیر شدند. عامر و صلاح سالم به ناصر پیشنهاد دادند که آتش‌بس درخواست کند و خودش نیز به نیروهای انگلیسی تحویل دهد. ناصر این دو نفر را سرزنش کرد و گفت ارتش هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شود.[۲۹] ناصر شخصاً فرماندهی ارتش را به عهد گرفت. با وجود راحتی نسبی اشغال سینا، به ابهت ناصر در داخل و جهان عرب کوچک‌ترین ضربه‌ای وارد نشد.[۳۲] برای جبران عمل‌کرد ضعیف ارتش، ناصر اجازه داد حدود ۴۰۰٬۰۰۰ بین داوطلبان مردمی و صدها تن از گروه‌های شبه‌نظامی که در سرتاسر مصر تشکیل شد پخش شود که بشتر این گروه‌ها را مخالفان سیاسی ناصر رهبری می‌کردند.[۳۳]

گروهان سه و گروهان صد از بخش سپاه ملی برای تقویت نظامی پورت‌سعید فرستاده شد.[۳۴] ناصر و البغدادی برای تقویت روحیهٔ معنوی داوطلبان به حوزهٔ کانال رفتند. طبق خاطرات البغدادی، ناصر ارتش مصر را «ویران» توصیف کرد.[۳۴] هنگامی که نیروهای فرانسه و بریتانیا در پورت‌سعید در ۵–۶ نوامبر فرود آمدند، شبه نظامیان محلی به شدت مقاومت کردند به این حد که منجر به نبرد خیابانی شد.[۳۳][۳۵] رهبر ارتش مصر خود را برای درخواست شروط آتش‌بس آماده می‌کرد ولی ناصر وی را از این کار منع کرد. نیروهای بریتانیا و فرانسه توانستند که بیشتر قسمت‌های شهر را در ۷ نوامبر تصرف کنند.[۳۵] در نبرد پورت‌سعید ۷۵۰ تا ۱٬۰۰۰ مصری کشته شد.[۳۱]

دولت دوایت آیزنهاور حمله سه‌جانبه را محکوم کرد و از مصوبات سازمان ملل مبنی بر خروج نیروهای متجاوز این سه کشور پشتیبانی کرد.[۳۶] ناصر از آیزنهاور تمجید کرد و اشاره کرد که وی «مهم‌ترین و حساس‌ترین نقش» را در به هم زدن «توطئه سه‌جانبه» بازی کرده است.[۳۷] و با فرا رسید پایان ماه نوامبر، به طور کامل فرانسه و بریتانیا از مصر عقب نشستند،[۳۶] اما اسرائیل در مارس ۱۹۵۷ عقب‌نشینی کرد و تمامی اسیران مصر را آزاد کرد.[۳۱][۳۸] در نتیجه بحران سوئز، ناصر شناسنامهٔ تعداد زیادی از شهروندان یهود (مصری و بیگانه به گونه برابر) را باطل کرد و آن‌ها را بیرون راند یا مجبور به ترک مصر کرد.[۳۹] پس از اتمام جنگ، عامر ناصر را متهم به برانگیختن جنگی غیرضروری کرد و سپس نیروهای مسلح را برای نتیجهٔ جنگ م‍ذمت کرد.[۴۰] روز ۸ آوریل، دوباره کانال باز شد،[۴۱] جایگاه سیاسی ناصر نیز تقویت شد چون تلاش مداخله نظامی بیگانه و برکناری وی ناکام ماند. دیپلمات بریتانیایی آنتونی نوتنگ باور دارد که بحران سوئز «موضوعی بود که در نهایت ناصر را به شکل کامل» رئیس جمهور مصر کرد.[۴۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Kunz, Diane B. The Economic Diplomacy of the Suez Crisis. p. 187. ISBN 0-8078-1967-0. 
  2. Brown, Derek (14 March 2001). "1956: Suez and the end of empire". The Guardian (London). 
  3. Reynolds, Paul (24 July 2006). "Suez: End of empire". BBC News. 
  4. History's worst decisions and the people who made them, pp. 167–172
  5. Casualties in Arab–Israeli Wars, Jewish Virtual Library
  6. Israeli Casualties in Battle, Jewish Virtual Library
  7. Dupuy, R. Ernest; Dupuy, Trevor N. (1994). The Collins Encyclopedia of Military History. HarperCollins. p. 1343. 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Varble, Derek The Suez Crisis 1956, Osprey: London 2003, p. 90
  9. Britain France Israel Egypt War 1956
  10. Schiff, A History of the Israeli Army, 1870–1974, p. 70, Straight Arrow Books (1974)
  11. A History of the Israeli Army: 1870 - 1974 - Zeev Schiff - کتب Google
  12. Israel – The Suez War of 1956: U.S. newsreel footage. Event occurs at 0:30–0:40. https://www.youtube.com/watch?v=h0X1qIECZcU#t=0m30s.
  13. Mayer, Michael S. (2010). The Eisenhower Years. Infobase Publishing. p. 44. ISBN 978-0-8160-5387-2. 
  14. Abernathy, David (2000). The Dynamics of Global Dominance: European Overseas Empires, 1415-1980The Dynamics of Global Dominance: European Overseas Empires, 1415-1980, page CXXXIX. Yale University Press. Retrieved 1 September 2015. 
  15. Roger Owen "Suez Crisis" The Oxford Companion to the Politics of the World, Second edition. Joel Krieger, ed. Oxford University Press Inc. 2001.
  16. "An affair to remember". The Economist. 2006-06-27. Retrieved 2014-09-03. 
  17. Sylvia Ellis (2009). Historical Dictionary of Anglo-American Relations. Scarecrow Press. p. 212. 
  18. Peden, G. C. (December 2012), "Suez and Britain's Decline as a World Power", The Historical Journal (Cambridge University Press) 55 (4): 1073–1096, doi:10.1017/S0018246X12000246 
  19. Mastny, Vojtech (March 2002). "NATO in the Beholder's Eye: Soviet Perceptions and Policies, 1949–56". Cold War International History Project. Woodrow Wilson International Center for Scholars. 
  20. Christopher, Adam (2010). The 1956 Hungarian Revolution: Hungarian and Canadian Perspectives. University of Ottawa Press. p. 37. ISBN 978-0-7766-0705-4. 
  21. Rogan 2011, p. 299
  22. Heikal 1973, p. 91
  23. Heikal 1973, pp. 103–104
  24. Heikal 1973, p. 105
  25. Shlaim, Avi (1997), "The Protocol of Sèvres,1956: Anatomy of a War Plot", International Affairs 73:3: 509–530, retrieved 2009-10-06 
  26. Dawisha 2009, p. 179
  27. Jankowski 2001, p. 66
  28. Kandil 2012, p. 47
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ Aburish 2004, pp. 118–119
  30. Shemesh & Troen 1990, p. 116
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ Bidwell 1998, p. 398
  32. Dekmejian 1971, p. 46
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ Alexander 2005, p. 94
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ Kyle 2011, pp. 445–446
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ Kyle 2001, pp. 113–114
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ Yaqub 2004, p. 51
  37. Dawisha 2009, p. 180
  38. "Establishment of UNEF (United Nations Emergency Force)". United Nations. Retrieved 29 July 2010. 
  39. Beinin 2005, p. 87
  40. Kandil 2012, p. 50
  41. Aburish 2004, p. 123
  42. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Jankowski68 وارد نشده‌است.