این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

اصطلاح در زبان انگلیسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دستور زبان انگلیسی
English-English dictionaries and thesaurus books.JPG



اصطلاح‌ها در زبان انگلیسی گروه‌هایی از واژه‌ها هستند که مجموعاً و متفقاً دارای درک و معنایی استثنائی و ویژه می‌باشند. مفهوم اصطلاح‌ها را نمی‌توان از معنا کردن تک‌تک لغات تشکیل‌دهندهٔ آنها حدس زد. اصطلاح‌های انگلیسی همانند اصطلاح‌های دیگر زبان‌ها کلمه‌ها، عبارت‌ها و بیان‌هایی هستند که به شکلی رایج در گفتگوهای روزمره انگلیسی‌زبان‌ها استفاده می‌شوند. آنها اغلب استعاری بوده و به زبان، تنوع و روح می‌دهند. اصطلاح‌ها مربوط به بخش استعاری زبان بوده و با فرهنگ آن زبان عجین هستند. فعل‌های عبارتی نیز از دید معنایی و فهم به نحوی یک اصطلاح محسوب می‌شوند. اصطلاح‌های انگلیسی از لحاظ ساختاری واژه به اقسام گوناگون رده‌بندی می‌شوند که عبارت‌اند از: ترکیب فعل و مفعول، فعل و مسند، فعل و عبارت قیدی، عبارت همراه حرف اضافه، عبارت ترکیبی، تشبیه، دو واژه‌ای، سه واژه‌ای، جمله‌واره کامل.

اصطلاح‌ها در برخی واژه‌نامه‌ها به صورت برجسته و پر رنگ و در زیر واژه مورد نظر (کلید واژه) قرار می‌گیرند. واژه‌نامه‌های سری لانگمن از این دسته هستند. اصلاح‌های مترادف به اصطلاح‌هایی می‌گویند که تقریباً هم‌معنای یکدیگر بوده و استفاده از آنها در یک حوزه کاربرد دارد.

به عبارتی دیگر؛ اصطلاح‌ها عبارت‌های ویژه‌ای هستند که تقریباً به وسیله بیشتر افراد یک ملت یا فرهنگ مشخص، شناخته شده، پذیرفته شده و مرسوم هستند.[۱] مثلاً در فارسی اصطلاح دست شما درد نکند برای همه شناخته شده و مورد پذیرش است.[۲]

تاریخچه[ویرایش]

هر اصطلاحی در زبان انگلیسی دارای تاریخچه و داستانی است. مثلاً ریشه اصطلاح «The pen is mightier than the sword» به معنای «قلم از شمشیر قدرتمندتر است» به سده ۱۷ میلادی باز می‌گردد. در آن مقطع زمانی روزنامه‌ای به وسیله حکومت بریتانیا بسته می‌شود و مردم برای بیان سخنان خود به نوشتن شب‌نامه گرایش پیدا می‌کنند، بنابراین این اصطلاح از آن هنگام رایج شد. اصطلاح «An apple a day keeps the doctor away» نیز به زمان روم باستان بر می‌گردد. مردم روم در آن زمان بر این باور بودند که سیب دارای قدرت جادویی است و خاصیت ویژه‌ای در درمان بیماری‌ها دارد.[۳]

تعریف و مفهوم[ویرایش]

اصطلاح‌ها؛ عبارت‌ها، مجموعه واژه‌ها و توصیف‌هایی هستند که معانی و ترجمه‌شان از کلمه‌های تشکیل دهنده آنها حاصل نمی‌گردد.[۴][۵][۶] به عبارت دیگر اصطلاح‌ها گروه‌هایی از واژه‌ها هستند که مجموعاً و متفقاً دارای درک و معنایی استثنائی و ویژه می‌باشند که مفهوم آنها را نمی‌توان از معنا کردن تک تک لغات تشکیل دهنده آنها حدس زد.[۷][۸]

اصطلاح سیاست چماق و هویج در زبان انگلیسی رایج است. این اصطلاح در بسیاری از زبان‌های دیگر نیز متداول است.

اصطلاح‌ها دارای مفهوم اختصاصی بوده که پیام آن متفاوت از پیام استنباط شده از کنار هم قرار گرفتن معنای تک تک کلمات سازنده آن جمله می‌باشد به عبارتی معنی اصطلاح‌ها مختص به خود بوده و با معنی مستقیم و عادی کلمات تشکیل دهنده آنها بسیار متفاوت است.[۹][۱۰] زبان‌آموزان و کسانی که زبان مادری‌شان انگلیسی نیست، ممکن است مفهوم و مقصود هر اصطلاحی را درک نکنند زیرا آنها با فرهنگ آن کشور و کاربرد اجتماعی آن اصطلاح بیگانه هستند.[۱۱] در تعریفی دیگر، اصطلاح‌های انگلیسی؛ کلمه‌ها، عبارت‌ها و بیان‌های هستند که به شکلی رایج در گفتگوهای روزمره انگلیسی زبان‌ها استفاده می‌شوند. آنها اغلب استعاری هستند و به زبان تنوع و روح می‌دهند.[۱۲] اصطلاح‌ها همانند استعاره‌ها، تشبیه‌ها و متل‌ها مفهومی تمثیلی، درکی استعاری، اثری خاص و توصیفی خیالمند دارند. معنای آنها همیشه شفاف و هویدا نیست و گاهی مقصودی مبهم و پیچیده دارند. اصطلاح‌ها مربوط به بخش استعاری زبان هستند و با فرهنگ آن زبان عجین هستند. فعل‌های عبارتی نیز از دید معنایی و فهم به نحوی یک اصطلاح محسوب می‌شوند.[۱۳] بهره‌گیری و استفاده از اصطلاح‌ها به طریقی صحیح و در جایی مناسب به میزان تسلط و چیرگی زبان‌آموزان سطح پیشرفته و انگلیسی زبانان مرتبط است. به عنوان مثال اسم در اصطلاح chequered career (اینجا: career) و فعل در اصطلاح catch someone's interest (اینجا: catch) می‌تواند قابل تعویض با اسم‌ها یا فعل‌های دیگر باشد، مثلاً می‌توان گفت: chequered history یا seize someone's imagination نوعی توانایی در انعطاف لغوی و بهره‌گیری واژگانی است که در سطوح دانشجویان دوره‌های لیسانس یا بالاتر در بریتانیا دیده می‌شود. اصطلاح‌ها برای بسیاری از زبان آموزان دشواری‌های ساختاری و معنایی دارند به طوری که از به کار بردن آنها خودداری می‌کنند. مثلاً اصطلاح‌های fill the bill و spill the beans همانطور که در مورد خصوصیت اصطلاح‌ها اشاره شد معنایی مصطلح دارند و باید برای درک آنها از فهم و ترجمه ابتدایی تک تک واژگان تشکیل دهنده بر حذر بود.[۱۴] بهترین رویه برای درک و فهم یک اصطلاح انگلیسی این است که آن اصطلاح را در متن بررسی کنیم. به عنوان مثال وقتی شخصی می‌گوید:

This tin opener's driving me round the bend, I think I'll throw it away and get a new one next time I'm in town

« اصطلاح‌ها مفهومی دارند که آن را نمی‌توان از تک تک کلمه‌های آنها استنتاج کرد. »[۱۵]

جی بی سایکس

درک کلی و ترجمه مفهومی متن، بر این نکته دلالت دارد که driving round the bend اصطلاحی است که بر خلاف معنای مستقیم آن، ربطی به پیچیدن و دور زدن با خودرو در پیچ یک جاده ندارد. متن در خصوص ناکارایی یک بازکننده قوطی کنسرو صحبت می‌کند که پیامد ناخوشایندی بر کاربر این ابزار گذاشته است.[۱۶]

در جدول زیر به تفاوت معنایی برگردان اصطلاح‌ها (ستون ۳) و برگردان حقیقی و اصلی واژه‌های تشکیل دهنده (ستون ۴) آنها توجه کنید:

ردیف صورت کلی اصطلاح مثال برگردان فارسی مثال واژه‌ها
۱ to have someone on I'm not having you on من بهت چاخان نمی‌گویم. have (داشتن، خوردن)
on (روی، بر)
۲ to kick the bucket The oldman finally kicked the bucket at 83 سرانجام پیرمرد در سن ۸۳ سالگی ریغ رحمت را سر کشید. kick (لگد زدن)
bucket (سطل)
۳ to go dutch Let's go dutch دانگی حساب کردن go (رفتن)
dutch (زبان هلندی، شخص هلندی)
۴ to be all in I am all in خیلی خسته‌ام. all (همه)
in (در، درون)
۵ have a checkered history/career/past etc Mr Abbasi has had a checkered career for years شغل آقای عباسی برای سال‌ها در فراز و نشیب بوده است checkered (شطرنجی)
She's got a screw loose
اون دختره یه تختش کمه!
Robert is a real dark horse
رابرت واقعاً نصفش زیر زمینه!

اصطلاح‌ها معمولاً در مکالمه‌های روزمره و گفتگوهای غیر رسمی به کار می‌روند.[۱۷][۱۸] به عنوان مثال اصطلاح to have got a screw loose (به فارسی: بالا خانه را اجاره دادن) را نمی‌توان در شرایط رسمی به کار برد. همچنین اصطلاح dark horse به افراد تودار و مرموز اطلاق می‌شود که کاربردی غیر رسمی دارد.

در تمام زبان‌ها، جملات و عباراتی هستند که به صورت تحت لفظی و کلمه به کلمه مفهوم نمی‌باشند، حتی اگر تمام لغات جمله و دستور زبان ساختاری آنها را بتوان شناخت، معنا و مفهوم عبارت مورد نظر ممکن است هنوز گیج‌کننده باشد. بسیاری از مثل‌ها، عبارت‌های غیر رسمی و نقل قول‌های متداول در زمره این توصیف می‌باشند. به این جملات یا عبارات، اصطلاح می‌گویند.[۱۹]

تکه کلام‌ها و کنایه‌های خیابانی و کوچه بازاری هم دارای معنایی ثانوی هستند و نوعی اصطلاح به شمار می‌آیند. یه عنوان نمونه اصطلاح happy dust که از دو واژه happy (شاد و خوشحال) و dust (گرد و غبار) تشکیل شده است در معنای متداول به کوکائین اطلاق می‌شود. همچنین واژه tomato (گوجه فرنگی) برای دختران زیبا و جذاب کاربرد دارد.[۲۰]

استفاده از اصطلاح‌ها در نوشته زبان آموزان، متن آنان را گیراتر، طبیعی‌تر و بومی‌تر می‌کند. به کار بردن اصطلاح‌ها در نامه‌ها و متون به سادگی نیست و باید اصولی انجام گیرد. باید این نکته را مد نظر قرار داد که هر اصطلاحی را نباید در هر متنی به کار برد، در واقع اکثر اصطلاح‌ها برای گفتگوها و محیط‌های غیر رسمی کاربرد دارند.[۲۱]

راهنمای استفاده از اصطلاح‌ها در کتاب لغت‌نامه لانگمن:[۲۲]
۱- با کاوش اصطلاح‌ها در واژه‌نامه‌ها و فرهنگ‌های لغت، از معنی و کاربرد حقیقی آنها مطمئن شوید.
۲- این موضوع را در مورد یک اصلاح جویا شوید که آیا اصطلاح مد نظر معمولی، غیر رسمی و یا کوچه بازاری است.
۳- همیشه این طور نیست که بتوان ترجمه دقیقی از یک اصطلاح ارائه کرد.
۴- استفاده از اصطلاح‌ها سرگرم کننده و دلپذیر است ولی به کارگیری آنها در حد زیاد و افراط، متن و نوشته را عجیب و غیر طبیعی می‌کند.

گاهی معنای اصطلاح‌ها به آسانی قابل حدس هستند و گاهی هم معنای آنها را نمی‌توان به سادگی حدس زد و تشخیص مفهوم و ترجمه آنها با استفاده از کلمات تشکیل دهنده آنها ممکن نیست.[۲۳] در جملات ۱ و ۲ معنا قابل حدس زدن است اما معنای نمونه‌های ۳ و ۴ را نمی‌توان به سادگی حدس زد.

  • ۳. The accident curled my hair. (تصادف من رو شوکه کرد)
  • 4. She is beating around the bush. (داره طفره می‌ره)
  • 1. We changed our mind. (تصمیم دیگری گرفتیم)
  • 2. Don't kill the time. (وقت رو تلف نکن)

وایت بولینگر زبانشناس آمریکایی در تعریف اصطلاح‌ها می‌گوید:
« اصطلاح‌ها گروه‌هایی از واژگان هستند که معنی و مفهومی ثابت دارند که نمی‌توان درک و ترجمه آنها را با برآورد کردن مفهوم کلمه‌ها به شیوه‌ای جداگانه و با در کنار هم قرار دادن آنها به دست آورد. »[۲۴]

(Aspects of Languages) کتاب سیمای زبان‌ها

اصطلاح‌ها نوعی عبارات ثابت و بدون تغییر هستند.[۲۵][۲۶][۲۷] آنها عمدتاً در توضیحات و بیان‌های شخصی و در یک موقعیت خاص ایراد می‌گردند.[۲۸][۲۹] اصطلاح‌ها برخی اوقات کالبدی فکاهی و طنز و در بعضی موارد کاربردی کنایه‌دار و طعنه‌آمیز دارند.[۳۰] اصطلاح‌ها غیر رسمی و محاوره‌ای هستند، آنها را در ادبیات عامیانه به کار می‌برند، از این رو زبان آموزان باید از استفاده آنها در گفتگوها و مکاتبات رسمی بپرهیزند. با وجود این که اصطلاحات اغلب توسط کسانی استفاده می‌شود که زبان مادریشان انگلیسی بوده و این زبان را روان و رسا صحبت می‌کنند اما برای فصیح و راحت بودن در گفتگوها به زبان انگلیسی به ویژه در محیط‌های رسمی و تشریفاتی، باید از به کارگیری اصطلاح‌ها اجتناب کرد.[۳۱][۳۲]

اصطلاح‌ها در مکاتبات غیر رسمی و خودمانی نیز کاربرد دارند و برای یادگیری زبان انگلیسی مهم و همچنین دلپذیر هستند.[۳۴] نامه مقابل یک نامه غیر رسمی است که چند اصطلاح در آن استفاده شده‌است. drop-dead gorgeous به معنای خیلی خوش‌تیپ،
to have a thing about something به معنای چیزی را خیلی دوست داشتن و to pop the question به معنای خواستگاری کردن می‌باشد.[۳۵]

با وجود این که استفاده از اصطلاح‌ها در شرایط رسمی و تجاری توصیه نمی‌گردد ولی برخی از آنها در محیط‌های کاری و بازرگانی هم استفاده می‌شوند.[۳۶]

  • مثال: The negotiations continued down to the wire but they ended successfully
    ترجمه: مذاکرات با نارضایتی طرفین پیش رفت اما در آخر با موفقیت به پایان رسید.[۳۷]
  • مثال: The accountant spent several days trying to balance the books of his company
    ترجمه: حسابدار شرکت چند روز تلاش کرد تا حساب‌های به هم ریخته شرکت را راست و ریس کند.[۳۸]

روزنامه‌نگاران به منظور جالب‌تر و پرنشاط‌تر کردن تیترهای خبری و مقاله‌ها از اصطلاح‌ها زیاد بهره می‌برند.[۳۹]

  • خبر زیر که نقل قولی از جو بایدن است دارای اصطلاح The ball is in somebody court (به معنای توپ در زمین کسی بودن) می‌باشد:

انواع اصطلاح[ویرایش]

اصطلاح‌های انگلیسی از لحاظ ساختاری واژه به اقسام گوناگون رده بندی می‌شوند. که عبارتند از: ترکیب فعل و مفعول، فعل و مسند، فعل و عبارت قیدی، عبارت همراه حرف اضافه، عبارت ترکیبی، تشبیه، دو واژه‌ای، سه واژه‌ای، جمله‌واره کامل.[۴۲]

ساختار اصطلاح مثال معادل فارسی
ترکیب فعل و مفعول، فعل و مسند، فعل و عبارت قیدی kill two birds by one stone با یک تیر دو نشان زدن
عبارت همراه حرف اضافه in the blink of an eye در یک چشم به هم زدن
عبارت ترکیبی a bone of contention موضوع بحث برانگیز روز
تشبیه as innocent as a lamb بی‌گناه (مثل بره)
دو واژه‌ای rough and ready ساده و بی‌آلایش
سه واژه‌ای cool, calm and collected آرام و خونسرد
جمله‌واره کامل to cut a long story short به اجمال گفتن، خلاصه گفتن

در واژه نامهٔ اصطلاح‌های انگلیسی انتشارات دانشگاه آکسفورد (Oxford Dictionary of English Idioms)، تقسیم‌بندی مفصل‌تری آمده است. این کتاب اصطلاح‌ها را به دو رده بزرگ اصطلاح‌های عبارت‌گونه (Phrase idioms) و اصطلاح‌های جمله‌واره (Clause idioms) تقسیم‌بندی می‌کند. در گروه‌بندی جزئی‌تر اصطلاح‌های عبارت‌گونه به رده‌بندی زیر تقسیم می‌شوند:[۴۳]

  • Working اصطلاح‌های عبارت‌گونه اسمی
  • مثال: a crashing bore (شخص یا چیز ملالت‌آور یا کسل کننده)
  • Working اصطلاح‌های عبارت‌گونه صفتی
  • مثال: free with someone money/criticism etc (استفاده فراوان از پول کسی، به دفعات زیاد مورد انتقاد قرار گرفتن)
  • Working اصطلاح‌های عبارت‌گونه به همراه حرف اضافه
  • مثال: in the nick of time (در آخرین لحظه، دقیقه ۹۰)
  • Working اصطلاح‌های عبارت‌گونه قیدی
  • مثال: as often as not (همیشه، مکرراً)

Working همچنین اصطلاح‌های جمله‌واره نیز به رده بندی زیر تقسیم می‌شوند:

  • Working اصطلاح‌های جمله‌واره (فعل و مسند)
  • مثال: go berserk (عصبانی شدن)
  • Working اصطلاح‌های جمله‌واره (فعل و مفعول مستقیم)
  • مثال: ease someone's mind (به کسی آرامش دادن، مرهم درد کسی بودن)
  • Working اصطلاح‌های جمله‌واره (فعل و مسند و مفعول مستقیم)
  • مثال: paint the town red (از سر شادی به جاهای مختلف رفتن و خوشگذرانی کردن)
  • Working اصطلاح‌های جمله‌واره (فعل و مفعول مستقیم و مفعول غیر مستقیم)
  • مثال: do somebody credit (در خور تحسین بودن)
  • Working اصطلاح‌های جمله‌واره (فعل و مفعول مستقیم و [صفت فرعی، ادات، گروه قیدی یا قید])
  • مثال: take something amiss (ناراحت شدن به دل گرفتن)

جستجو در واژه‌نامه‌ها[ویرایش]

مفهوم اصطلاح‌ها چیزی جدا از معنای تک تک آنها است. پرسشی که در اینجا مطرح است این است که چگونه می‌توان معنی یک اصطلاح را در یک واژه‌نامه پیدا کرد؟ در واژه‌نامه‌های کامپیوتری و یا برخط، به دلیل وجود موتور جستجو، با تایپ یک واژه از اصطلاح یا همه اصطلاح می‌توان به تعریف آن رسید اما در واژه‌نامه‌های سنتی یا چاپی چه باید کرد؟ اصطلاح‌ها معمولاً از چند واژه تشکیل شده‌اند، پس برای یافتن معنی اصطلاح در واژه‌نامه‌ها چه باید کرد و کدام کلمه از اصطلاح را مد نظر قرار داد؟ پاسخ این سؤال این است که در انتهای فرهنگ‌های لغت فهرستی از کلمه‌ها وجود دارد که به صورت الفبایی چیده شده‌اند، این کلمات را کلمات کلیدی می‌گویند. هر اصطلاح با یک یا چند واژه تشکیل دهنده آن (کلمات کلیدی) ربط داده شده است و با مشاهده فهرست به راحتی می‌توان اصطلاح را یافت.[۴۴]

اصطلاح‌ها در برخی لغت‌نامه‌ها به صورت برجسته و پر رنگ و در زیر واژه مورد نظر (کلید واژه) قرار می‌گیرند. واژه‌نامه‌های سری لانگمن از این دسته هستند.[۴۵][۴۶] در لغت‌نامه‌های آکسفورد، اصطلاح‌ها با اندازه قلم ریزتر از کلید واژه و گاهی با رنگی دیگر و در زیر آنها جای می‌گیرند.[۴۷][۴۸]

در دیکشنری برخط آکسفورد اصطلاح‌ها در بخشی مجزا و در زیر کلید واژه آورده شده‌اند.[۴۹]

در واژه‌نامه پیشرفته آکسفورد از علامت IDM (مخفف:Idiom) نیز در کنار ریز کردن اصطلاح‌ها، استفاده می‌شود.[۵۱]

در فرهنگ معاصر انگلیسی به فارسی نیز اصطلاح‌ها به صورت ریزتر در زیر کلید واژه قرار گرفته‌اند.[۵۲]

اصطلاح‌های مترادف[ویرایش]

اصلاح‌های مترادف به اصطلاح‌هایی می‌گویند که تقریباً هم‌معنای یکدیگر هستند و استفاده از آنها در یک حوزه کاربرد دارد. به عنوان نمونه در زبان فارسی سر کسی را کلاه گذاشتن، سر کسی را شیره مالیدن و کلاه از سر کسی برداشتن همه به معنای کسی را فریب دادن میباشد. جدول زیر مثالی را در زبان انگلیسی ارائه می‌دهد. مفهوم اصطلاح‌های این جدول به معنای شرایط سخت و بروز مشکلات است.[۵۳]

growing pains rock the boat a stumbling block
not have a leg to stand on be in the doghouse a thorny question/issue/problem
a sticky situation put your foot in your mouth in dire straits

یا برای مثال بیشتر اصطلاح‌های جدول زیر همگی بیانگر و توصیف کننده یک آدم دیوانه، گیج، روانی، عجیب، احمق و نادان است.[۵۴]

have screw loose be (as) nutty as a fruitcake a stumbling block
have bats in the belfry round the bend a thorny
be out to lunch (فعل عبارتی) flip out in dire straits

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. ^  مجله گرامی رومنس!
    دوست پسر من خیلی خوش‌تیپ است.
    او مهربان و پراحساس است. من و او رابطه عمیقی داریم.
    وی همچنین قد بلند است. (من از مردان رشید خوشم می‌آید و همچنین به
    این مورد خیلی اهمیت می‌دهم). مشکل من این است که من خواهان ازدواج
    با او و پس از آن بچه‌دار شدن هستم اما او تمایلی ندارد.
    من خیلی به او علاقه‌مند هستم ولی می‌دانم که او هرگز به خواستگاری من نمی‌آید.
    حال من بایستی چه کنم؟
    جولی از لندن
  2. ^  به کار آمدن و به درد خوردن
  3. ^  سرّی را از روی بی احتیاطی لو دادن، رازی از دهان کسی سری پریدن
  4. ^  شغلی با پیروزی‌ها و شکست‌ها
  5. ^  علاقه و توجه کسی را جلب کردن
  6. ^  این در بازکن (کنسرو) واقعاً رو اعصابه، فکر کنم باید بندازمش دور. دفعه بعد که رفتم شهر یه تازشو می‌خرم.
  7. ^  به کسی خالی بستن یا چاخان کردن
  8. ^  غزل خداحافظی را خواندن، ریغ رحمت را سر کشیدن
  9. ^  دونگی حساب کردن
  10. ^  خسته و کوفته بودن
  11. ^  تاریخچه، حرفه و گذشته‌ای در فراز و نشیب داشتن

پانویس[ویرایش]

  1. “Idioms - Grammaticality and Figurativeness”. Archived from the original on 6 February 2013. Retrieved 6 February 2013. 
  2. «طنز/ دست شما درد نکنه با این شپش کشتن‌تون!». خبرآنلاین. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ شهریور ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۸ بهمن ۱۳۹۱. 
  3. “Idioms and Proverbs”. factmonster.com. Archived from the original on 5 January 2014. Retrieved 5 January 2014. 
  4. Gairns, Oxford Word Skills (Advanced), 154.
  5. O'Dell, English Vocabulary in Use (Upper-intermediate), 158.
  6. McCarthy, English Idiom in Use, 6.
  7. , Longman Active Study Dictionary of English, A40.
  8. Summers, Longman Language Activator, 1376.
  9. , Longman Active Study Dictionary of English, 371.
  10. Redman, English Vocabulary in Use (Pre-intermediate & intermediate), 28.
  11. “English Idioms & Proverbs”. oels.byu.edu. Archived from the original on 11 February 2013. Retrieved 11 February 2013. 
  12. “What are idioms?”. learn-english-today.com. Archived from the original on 11 February 2013. Retrieved 11 February 2013. 
  13. “Idioms - Grammaticality and Figurativeness”. theroundtable.ro. Archived from the original on 11 February 2013. Retrieved 11 February 2013. 
  14. Cowie, Oxford Dictionary of English Idioms, x.
  15. Stevenson, Concise Oxford English dictionarys, 3.
  16. McCarthy, English Idiom in Use, 6.
  17. O'Dell, English Vocabulary in Use (Upper-intermediate), 158.
  18. Summers, Longman Language Activator, 1376.
  19. A.Spears, NTS'S American Idioms Dictionary, vii.
  20. Ayto, Dictionary of Modern Slang, 125.
  21. Summers, Dictionary of American English. Longman, A34.
  22. Summers, Dictionary of American English. Longman, A34.
  23. Redman, English Vocabulary in Use (Pre-intermediate & intermediate), 28.
  24. Bolinger, Aspects of language, 23.
  25. O'Dell, English Vocabulary in Use (Upper-intermediate), 158.
  26. McCarthy, English Collocations in Use Intermediate, 6.
  27. Gairns, Oxford Word Skills (Advanced), 154.
  28. O'Dell, English Vocabulary in Use (Upper-intermediate), 158.
  29. Gairns, Oxford Word Skills (Advanced), 156.
  30. O'Dell, English Vocabulary in Use (Upper-intermediate), 158.
  31. , Collins School Thesaurus, 95.
  32. O'Dell, English Vocabulary in Use (Upper-intermediate), 158.
  33. D'Arcy, Penguin Quick Guides: Really Useful English Idioms, 49.
  34. D'Arcy, Penguin Quick Guides: Really Useful English Idioms, 8.
  35. D'Arcy, Penguin Quick Guides: Really Useful English Idioms, 49.
  36. D'Arcy, Penguin Quick Guides: Really Useful English Idioms, 8.
  37. “Negotiation Idioms”. idiomconnection.com. Archived from the original on 6 February 2013. Retrieved 6 February 2013. 
  38. “Business Idioms”. idiomconnection.com. Archived from the original on 6 February 2013. Retrieved 6 February 2013. 
  39. D'Arcy, Penguin Quick Guides: Really Useful English Idioms, 9.
  40. “Biden: 'The Ball Is In The Government Of Iran's Court'”. newshour24.com. Archived from the original on 6 February 2013. Retrieved 6 February 2013. 
  41. “Idioms in the News”. idiomsinthenews.com. Archived from the original on 6 February 2013. Retrieved 6 February 2013. 
  42. McCarthy, English Idiom in Use, 6.
  43. Cowie, Oxford Dictionary of English Idioms, xi.
  44. McCarthy, English Idiom in Use, 8.
  45. , Longman Active Study Dictionary of English, بیشتر صفحه‌ها.
  46. , Longman Dictionary of English Language and Culture, بیشتر صفحه‌ها.
  47. Hornby, Oxford Advanced Learner's Dictionary, بیشتر صفحه‌ها.
  48. Lea, Oxford Learner's Thesaurus, بیشتر صفحه‌ها.
  49. “The Oxford Advanced Learner’s Dictionary”. oxfordlearnersdictionaries.com. Archived from the original on 6 February 2013. Retrieved 6 February 2013. 
  50. “Cold/Idioms”. oxfordlearnersdictionaries.com. Archived from the original on 6 February 2013. Retrieved 6 February 2013. 
  51. Hornby, Oxford Advanced Learner's Dictionary, بیشتر صفحه‌ها.
  52. باطنی, فرهنگ معاصر پویا (انگلیسی به فارسی), بیشتر صفحه‌ها.
  53. Summers, Dictionary of American English. Longman, A35.
  54. “screw loose”. thesaurus.com. Archived from the original on 21 December 2013. Retrieved 21 December 2013. 

منابع[ویرایش]

  • باطنی، محمدرضا. فرهنگ معاصر پویا (انگلیسی به فارسی). فرهنگ معاصر، ۱۳۸۷. شابک ‎‌۹۶۴۸۶۳۷۴۵۸. 
  • Ayto, John. Dictionary of Modern Slang. Oxford University Press, 2010. ISBN ‎‌9780199232055. 
  • Bolinger, Dwight. Aspects of language. Harcourt Brace Jovanovich, 1981. ISBN ‎‌9780155038721. 
  • Cowie, A. P.. Oxford Dictionary of English Idioms. Oxford University Press, 1993. ISBN ‎‌0194312860. 
  • D'Arcy, Adrian. Penguin Quick Guides: Really Useful English Idioms. Longman, 2003. ISBN ‎‌0582468876. 
  • Fuller, Sidney. Webster's Universal Dictionary. Langenscheidt Publishers, 1992. ISBN ‎‌0887291902. 
  • Gairns, Ruth. True to Life Upper-Intermediate Class book: Upper-intermediate. Cambridge University Press, 2002. ISBN ‎‌0521574838. 
  • Gairns, Ruth. Oxford Word Skills (Advanced). Oxford University Press, 2009. ISBN ‎‌9780194620086. 
  • Hornby, Albert. Oxford Advanced Learner's Dictionary. Oxford University Press, 2004. ISBN ‎019431510X. 
  • Lea, Diana. Oxford Learner's Thesaurus. Oxford University Press, 2012. ISBN ‎‌9780194752008. 
  • McCarthy, Michael. English Idiom in Use. Cambridge University Press, 2003. ISBN ‎‌0521789575. 
  • McCarthy, Michael. English Collocations in Use Intermediate. Cambridge University Press, 2005. ISBN ‎‌9780521603782. 
  • O'Dell, Felicity. English Vocabulary in Use (Upper-intermediate). Cambridge University Press, 2004. ISBN ‎‌0521664357. 
  • Redman, Stuart. English Vocabulary in Use (Pre-intermediate & intermediate). Cambridge University Press, 2003. ISBN ‎052101171X. 
  • Spears, Richard A.. NTS'S American Idioms Dictionary. NTS Publishing Group, 2000. ISBN ‎‌0844202738. 
  • Stevenson, Angus. Oxford Color Dictionary. Oxford University Press, 2001. ISBN ‎‌0198603762. 
  • Stevenson, Angus. Concise Oxford English dictionarys. Oxford University Press, 2011. ISBN ‎‌9780199601080. 
  • Summers, Della. Longman Language Activator. Longman Group United Kingdom, 2006. ISBN ‎‌0582419522. 
  • Summers, Della. Dictionary of American English. Longman, 2004. ISBN ‎058279448X. 
  • Longman Active Study Dictionary of English. Longman Group United Kingdom, 2005. ISBN ‎‌0582794552. 
  • Longman Dictionary of English Language and Culture. Longman, 2008. ISBN ‎‌0582853125. 
  • Collins Pocket Dictionary and Thesaurus: Pocket. Collins, 2004. ISBN ‎‌0007195915. 
  • Collins School Thesaurus. Collins, 2007. ISBN ‎‌0007202148. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

واژه‌نامه[ویرایش]