همایند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

همایند در زبان‌شناسی پیکره‌ای، به مجموعهٔ دو یا چند واژه اطلاق می‌شود که معمولاً در گفتار یا نوشتار کنار هم می‌آیند و به معنی خاصی دلالت می‌کنند. در عبارت‌شناسی، «همایند» زیرواحدی برای phraseme در نظر گرفته می‌شود. اهمیت همایندها جدا از نظر معناشناسی به ترتیبِ کنار هم آمدنِ واژه‌ها نیز برمی‌گردد؛ برای مثال، در فارسی «نان و پنیر» یک همایند در نظر گرفته می‌شود که در آن تقریباً همیشه «نان» بر «پنیر» مقدم است.

ویژگی‌ها[ویرایش]

محدودیت در جایگزینی واژه‌ها در همایند

در انگلیسی، در هر دو عبارتِ highly sophisticated و extremely happy از قیدی استفاده شده که بر شدت صفت تأکید دارد. در این حالت، دو قید مذکور نمی‌توانند به‌جای هم بیایند؛ اگرچه می‌توان از قیدِ very در هر دو حالت استفاده کرد.

مثال‌های همایند در فارسی[ویرایش]

زمین خوردن - دیوانه بازی - خوش گذشتن - تکرار مکررات - عجیب‌وغریب - بدون فوت وقت - نقش موثر - کوله‌بار تجربه - پول‌توجیبی - مست‌ و خراب - لات‌ و لوت - اراذل‌ و اوباش - زن جماعت - درشت‌اندام - بالابلند - بلندبالا - قد رعنا - امر و نهی - زاهد ظاهرپرست - یوسف گم‌گشته - شراب ناب - کنج غم - سرخاب سفیداب - خانه‌ی پدری - تخم‌ و ترکه- نقل مکان - بی‌پدرمادر - در یک چشم‌به‌هم زدن - چای قندپهلو - پیشنهاد بی‌شرمانه - قضای حاجت - مقاومت جانانه - خدانشناس- استراق سمع - به‌آتش کشیدن.

کاربرد همایندها در واژه‌نامه‌ها[ویرایش]

در سال ۱۹۳۳، هارولد پالمر، با انتشار همایندهای انگلیسی[۱]، به اهمیت ذکر همایندها برای یادگیری زبان‌های خارجی تأکید کرد. به‌تدریج، اهمیت ذکر همایندها در واژه‌نامه‌ها بیشتر شده‌است.

پانویس[ویرایش]

  1. Harold E. Palmer (۱۹۳۳Second Interim Report on English Collocations, A New Classification of English Tones

ویکی‌پدیای انگلیسی: Collocation