استیو مک‌کوئین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
استیو مک کویین
Steve McQueen 1959.jpg
استیو مک‌کویین
نام اصلی ترنس استیون مک‌کوئین

قد: 177

تولد ۱۹۳۰/۳/۲۴
آمریکا_ایالت ایندیانا
مرگ ۱۹۸۰/۱۱/۷(۵۰سال)
مکزیک
علت مرگ سرطان ریه
ملیت پرچم ایالات متحده آمریکا آمریکایی
پیشه بازیگر_هنرپیشه
سال‌های فعالیت ۱۹۵۸–۱۹۸۰
صفحه در وبگاه IMDb

ترنس استیون مک کوئین یا استیو مک کویین (Steve Mcqueen)(تولد:۱۹۳۰/۳/۲۴ مرگ:۱۹۸۰/۱۱/۷) بازیگر معروف آمریکایی بود و ملقب به <<سلطان خونسردی _KING OF KOOLD>> بود و یکی از مظاهرفرهنگ ملّی است. شخصیت ضدقهرمان،جنایتکارو خشن استیو مک کویین باعث شد نامش در اکثر فیلم های پر فروش دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ظاهر شود،او بخاطر بازی در فیلم اکشن (دانه های شن_۱۹۶۶) نامزد دریافت جایزه اُسکار شد.از دیگر فیلم های مشهور او می توان به پاپیون،گریز،سرقت از بانک سنت لوییس،بچه سین سیناتی،نوادا اسمیت،هفت دلاور،فرار بزرگ و آسمان خراش جهنمی اشاره نمود.درسال۱۹۷۴ استیو مک کویین به عنوان گران ترین بازیگر جهان معرفی شد و مبلقی حدود۳میلیون دلاردستمزد دریافت میکرد،ولی تا۴سال بعد از کسب این عنوان در هیچ فیلمی بازی نکرد. (استیو مک کویین معروف ترین بازیگرفیلم های ضدقهرمان تاریخ بود و همیشه سیگار می کشید.)

کودکی[ویرایش]

استیومک کویین در آمریکا_ایندیانا به دنیا آمد. پدرش ویلیام، خلبان هواپیماهای نمایشی بود و ۶ ماه بعد از آشنایی با مادر استیو، او را ترک کرد. مادر استیومک کویین، جولیا، معتاد الکُلی بود.

از آنجا که مادرش توانایی مراقبت کردن از کودک را نداشت، استیو را در سال ۱۹۳۳ نزد والدین خود گذاشت و رفت. کمی بعد استیو به همراه پدربزرگ و مادربزرگش به اسلاتر جایی که دایی بزرگش مزرعه‌ای داشت رفته و در آنجا بزرگ شد. استیو مک‌کوئین (مسیحی کاتولیک) بود.

در ۳ سالگی دایی بزرگش برای وی یک سه‌چرخه خرید که بعدها مک‌کوئین اظهار داشت که علاقه‌اش به موتورسواری در آنجا در وی پدیدار شد، در ۸ سالگی مادرش مجدداً او را تحویل گرفت و به (ایندیاناپولیس) برد تا در آنجا در کنار شوهر جدیدش با هم زندگی کنند. استیو روزی را که در حال ترک مزرعه بود به خوبی به یادداشت. او در این مورد می‌گوید: موقع ترک مزرعه، دایی‌ام هدیه‌ای به من داد… یک ساعت جیبی طلایی که درونش جمله‌ای نوشته شده بود: برای استیو… که برایم همچون پسرم بود.

استیو مک‌کوئین دچار دسلکسیا بوده و بخاطر التهاب گوشش در کودکی، از قدرت شنوایی وی نیز کاسته شده بود. در خانه جدید و زندگی به همراه ناپدری‌اش برای وی خوشایند نبود. ناپدری‌اش استیو مک کویین را به شدت کتک می‌زد به‌طوری‌که در ۹ سالگی استیو از خانه فرار می‌کند تا در خیابان زندگی کند. در عرض چند سال و معاشرت وی با باندهای خلاف‌کار باعث شد وی رو به خلافکاری آورد. از آنجا که دیگر مادرش قادر به کنترل او نبود، استیو را مجدداً به اسلاتر فرستاد. اما در ۱۲ سالگی مادرش مجدداً طی نامه‌ای خواستار برگشت پسرش نزد خود شد تا با هم در خانه جدیدشان در لس‌آنجلس زندگی کنند. ازدواج دوم مادر استیو به طلاق انجامیده بود و وی برای بار سوم ازدواج کرده بود.

در خانه جدید نیز ناپدری با او رفتار خوبی نداشته و استیو مجدداً شروع به پرخاشگری کرد و در نتیجه مجدداً وی را به اسلاتر نزد پدربزرگ و مادر بزرگش فرستادند. این آخرین باری بود که وی به آنجا رفت. استیو در ۱۴ سالگی بدون حتی خداحافظی کردن مزرعه را ترک کرده و به یک سیرک پیوست و دوباره ولی اینبار خودش مجدداً به نزد مادر و ناپدری‌اش برگشت و زندگی خلافکارانه‌اش را مجدداً دنبال کرد. استیو را یک‌بار در حین سرقت قالپاق اتومبیل دستگیر کردند و او را تحویل ناپدری‌اش دادند که باعث شد کتک شدیدی از او بخورد و درگیری به وجود آمده باعث شد تا استیو را از بالای پله‌ها به پایین پرت کند. در پایین پله‌ها استیو بلند شده و رو به ناپدری‌اش گفت:اگه دست کثیفت رو یک‌بار دیگه به من بزنی، قسم می‌خورم که می‌کشمت.

طی حادثه‌ای، ناپدری استیو مادرش را متقاعد کرد که با امضای برگه‌ای در دادگاه اعلام کند که استیو اصلاح ناپذیر است. به موجب این حکم، وی را به مرکزی پسرانه در چینو، کالیفرنیا منتقل کردند. در آنجا بود که استیو شروع به تغییر کرد. وی در آنجا شخصیت محبوبی میان پسران دیگر محسوب نمی‌شد.

شانزده ساله بود که مرکز را ترک کرده و نزد مادرش بازمی‌گردد که اینبار در دهکده گرینویچ ساکن بود ولی مجدداً فرار کرد. در این دوره بود که او با دو ملوان آشنا شده و تصمیم می‌گیرد داوطلبانه در یک کشتی متعلق به جمهوری دومینیکن کار کند. در آنجا یک‌بار از محل کارش فرار کرده ولی در نهایت جایی دیگر کاری پیدا می‌کند. سپس به ایالت تگزاس رفته در آنجا نیز مدام شغل‌هایش را تغییر می‌داد.

خدمت نظامی[ویرایش]

در سال ۱۹۴۷ به خدمت سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا درآمده و درجه‌اش به سرباز یکم ارتقاء می‌یابد. در دوران خدمت مجدداً رفتار پرخاشگرانه خود را انجام می‌دهد که بخاطر این رفتار درجه وی ۷ بار مختلف کاهش پیدا کرد. وی هم‌چنین بخاطر فرار از خدمت و اینکه نتوانست خود را به موقع معرفی کند، در هنگام گشت‌وگذار با نامزدش توسط پلیس ساحلی دستگیر می‌شود و ۴۱ روز را در زندان نظامی سپری می‌کند. سپس تصمیم می‌گیرد که خودش را اصلاح کند و نظم نیروی دریایی آمریکا را بپذیرد. وی در طول یک مانور نظامی، جان ۵ ملوان نظامی همکارش را نجات داد. وی را به درجه نگهبان افتخاری نائل کرده و کارش نگهبانی از قایق رییس‌جمهور وقت آمریکا(هری ترومن)شد. خدمت وی در سال ۱۹۵۰ به پایان رسید. استیو مک‌کوئین بعدها اظهار داشت که خدمت در نیروی دریایی برایش لذت بخش بود.

نمایش[ویرایش]

دهه ۱۹۵۰[ویرایش]

در فیلم سرقت از بانک سنت لوییس
به همراه Neile Adams
به همراه ویرجینیا گرگ

به موجب یک قانون در آمریکا، استیو شامل افرادی می‌شد که می‌توانستند (کمک هزینه تحصیلی) دریافت کنند. استیو مک‌کوئین با کمک این هزینه شروع به تحصیل در رشته بازیگری کرد. سلطان خونسردی، اولین نقش خود را در سال ۱۹۵۰ و در یک نمایش اجرا کرد و شخصیت وی فقط یک جملهٔ ساده را گفت! در این حین بود که استیو برای کسب درآمد شروع به مسابقه دادن با موتور کرد و با پول‌هایی که برنده می‌شد موفق شد اولین موتور (هارلی دیویدسن) خود را بخرد. وی که در عرصه موتورسواری در حال حرفه‌ای شدن بود، در تمام مسابقات آخر هفته‌ها حدود ۱۰۰ دلار برنده می‌شد (۱۰۰ دلار آن موقع تقریباً معادل ۸۰۰ دلار در سال ۲۰۰۹ است). استیو در این دوره در سریالی که محصول (شبکه ABC) بود و در میان سال‌های ۱۹۵۴–۱۹۵۳ پخش می‌شد حضور یافت.

در سال ۱۹۵۵ و زمانی که ۲۵ ساله بود تصمیم به ترک نیویورک گرفت و به سمت کالیفرنیا رفت. در آنجا وی به دنبال کار می‌گشت. بعد از حضور استیو در برنامه‌ای به نام (مدافعان) که برنامه‌ای تلویزیونی بود، هیلارد الکینز که از کارگردانان ان موقع بود، استیو جوان را مناسب (فیلم‌های درجه ب) دید. اولین نقش استیو نیز در فیلم (کسی آن بالا ما را دوست داد) بود که به کارگردانی (رابرت وایز) ساخته شده بود. استیو در این فیلم با (پل نیومن) هم‌بازی بود. سپس در فیلم‌های دیگری همچون (هیچوقت یک غریبه را دوست نداشته باش)، (حباب _اولین نقش اصلی استیو مک کویین) و (سرقت از بانک سنت لویس) بازی کرد.

اولین نقشی که استیو را به شهرت نزدیک‌تر کرد، نقش پی در فیلم وسترنی به نام (سرنوشت ولز فارگو) بود. بازی وی در این فیلم باعث شد مدیر برنامه‌های وی با متقاعد کردن کارگردان دیگری، باعث شود مک کویین در سریالی وسترن نیز ظاهر شود.

دهه ۱۹۶۰[ویرایش]

در ۲۹ سالگی بود که نقشی را در فیلم هیچوقت کم نرو به او دادند. (فرانک سیناترا) که در آن فیلم حضور داشت، در استیو جوان موفقیت‌های آینده‌اش را دیده بود. نقش استیو در این فیلم بسیار مورد تحسین قرار گرفت. (جان استرجز) که کارگردانی این فیلم را بر عهده داشت تصمیم گرفت در فیلم دیگرش نیز از استیو مک کویین استفاده کند و «کلاً دوربین را به او بدهد». این فیلم با نام (هفت دلاور) تولید شد. این فیلم یکی از اولین فیلم‌های بزرگ استیو مک‌کویین است که در آن با بازیگران مشهوری همچون یول برینر، چارلز برانسون و جیمز کابرن هم‌بازی بود.

استیو مک کویین سپس در فیلم بزرگ دیگرش که باز هم به کارگردانی (جان استرجز) بود بازی کرد. نام این فیلم، (فرار بزرگ) بود که داستان واقعی ((فرار از زندان از زندان آلمانی‌ها در جنگ دوم جهانی را روایت می‌کرد)). بخاطر مسائل بیمه‌ای، استیومک کویین خود قادر به اجرای صحنه‌های موتورسواری این فیلم نبود و این صحنه‌ها توسط دوستش اجرا شد. فروش بالای این فیلم استیومک کویین را به یک ستاره در دنیای بازیگری بدل کرد.

در سال ۱۹۶۳ استیو به همراه (ناتالی وود) در فیلم (عشق با غریبه مطلوب) ایفای نقش کرد. سپس در فیلم (نوادا اسمیت)نقش‌آفرینی کرد. سپس فیلم (دانه‌های شن)(فیلم) را بازی کرد و برای بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

نامزدی وی برای اسکار با بازی در فیلم (بولیت) ادامه می‌یابد. صحنه‌های ماشین سواری این فیلم فقط حدود ۱۰٪ آن توسط خود استیو انجام شد و مابقی آن را بدلکاران انجام دادند. از آنجا که هزینه‌های این فیلم به شدت بالا رفت، برادران وارنر ادامه قراردادهای خود را با این فیلم قطع کردند. البته بعد از فروش بالای این فیلم، برادران وارنر مجدداً به سمت استیومک کویین رفتند ولی او کار مجدد با آن‌ها را دیگر نپذیرفت و فیلم بعدیش را با کمپانی (یونایتد آرتیستز) قبول کرد. در فیلم جدید که (رابطه توماس کراون_۱۹۶۸) نام داشت، استیو با (فی داناوی) هم‌بازی بود. در همان سال بود که فیلم (رودخانه‌ها)را نیز بازی کرد.

دهه ۱۹۷۰[ویرایش]

در سال ۱۹۷۱ بود که استیو مک‌کویین در فیلم لو مان و سپس در فیلم گریز به ایفای نقش پرداخت.و در فیلم (گریز) بود که وی همسر آینده‌اش، (آلی مک‌گرا) را می‌بیند و با او آشنا می‌شود. سپس فیلم (بانر کوچک) را بازی می‌کند و سپس مجدداً یک نقش زندانی را به او پیشنهاد می‌کنند. نقش این زندانی در فیلم(پاپیون_۱۹۷۳) بسیار عالی توسط استیومک کویین اجرا می‌شود. در این فیلم (داستین هافمن) نیز در کنار استیو مک کویین به ایفای نقش پرداخته‌است.

وی از زمان ایفای نقش در فیلم (گریز) تبدیل به گران‌ترین بازیگر جهان شد اما بعد از بازی در فیلم آسمان‌خراش جهنمی در سال ۱۹۷۴، ناگهان از حضور در فیلم‌ها خودداری کرد تا فقط به شکل کامل روی رانندگی اش تمرکز کند و شروع به مسافرت به تمام نقاط آمریکا کرد. استیو با بازی در فیلم (دشمن مردم) در سال ۱۹۷۸ مجدداً به دنیای بازیگری برگشت. این فیلم به شکل مختصر در سینما عرضه شد.

دو فیلم آخر استیو مک‌کویین بر اساس داستان واقعی ساخته شده بودند. نام آن‌ها (تام هورن ) و (شکارچی)می‌باشد.

نقش‌های از دست رفته[ویرایش]

نقش اصلی فیلم (صبحانه در تیفانی) به استیو پیشنهاد شده بود که وی بخاطر بازی کردن در فیلم دیگر قادر به پذیرفتن آن نبود. فیلم‌های دیگری نیز که به وی پیشنهاد شدند ولی استیو در آن‌ها ظاهر نشد عبارتند از: ۱۱ یار آوشن ، بوچ کسیدی و ساندنس کید، راننده، اینک آخرالزمان، هری خبیث، پلی در دوردست و ارتباط فرانسوی .

رانندگی[ویرایش]

ترنس استیون مک کوئین به شدت شیفته موتورسواری و ماشین سواری بود. شاید آثاری از این علاقه را بتوان در فیلم‌های او نیز دید. به عنوان مثال صحنه‌های ماشین‌رانی در (فیلم بولیت) یا صحنه‌های هرچند کم موتورسواری وی در فیلم (فرار بزرگ).

استیو مک‌کویین در یک ماشین جگوارش

استیو و کارگردان چند فیلمش، (جان استرجز) قرار بود فیلمی با عنوان (روز یک قهرمان)را که در مورد مسابقات فرمول یک بود بسازند که استیومک کویین بخاطر مشغله زیاد در هنگام فیلم‌برداری فیلم دانه های شن قادر به بازی در این فیلم نشد و در نهایت پروژه متوقف شد.

وی همچنین سابقه شرکت در مسابقات اتومبیل‌رانی و موتورسواری خارج از جاده را نیز دارد. اولین مسابقه مک کویین در مسابقات موتورسواری خارج از جاده با موتوری به نام (TRIUMPH 500CC) انجام شد.

مک‌کویین کلکسیونی از موتور نیز داشت. در زمان مرگش، بیش از ۱۰۰ موتور در کلکسیونش بود که میلیون‌ها دلار ارزش داشتند.

استیو همچنین چندین ماشین مسابقه‌ای حرفه‌ای نیز دارد که شامل:

  • (پورشه ۹۱۷)، (پورشه ۹۰۸)،(پورشه۳۵۶)
  • (فراری ۲۵۰)،(فراری۵۱۲)
  • (جگوار تیپD)
  • (کبرا ۱۹۶۲)
  • (فورد موستانگ GT)

زندگی شخصی[ویرایش]

استیو مک‌کویین در دوران حیاتش ۳ بار ازدواج کرده‌است. یک‌بار با (نیل اَدامز) که از وی دو فرزند به نام‌های تری و چاد مک کویین دارد. ازدواج آن‌ها در تاریخ ۱۹۷۲ به طلاق انجامید. سپس وی با همبازی‌اش در فیلم گریز،(الی مک گرو) در سال ۱۹۷۳ ازدواج می‌کند و این ازدواج نیز در سال ۱۹۷۸ به طلاق منتهی می‌شود.الی مک‌گرو در زمانی که با استیو ازدواج کرده بود یکبار سقط جنین انجام داد؛ و در نهایت و زمانی که فقط یک‌سال به مرگش باقی بود، با (باربارا مینتی) که یک مدل بود ازدواج می‌کند. یکی از نوه‌های استیو مک کویین به نام استیو آر مک کویین نیز بازیگر است.

بعد از طلاق از آدامز و در زمان آشنایی با الی مک‌گرو، استیو رابطه‌ای با باربارا لای دارد که منجر به باردار شدنش می‌شود و در نهایت سقط جنین غیرقانونی می‌کند. مارشال تریل که تخصصش در نوشتن زندگی‌نامه افراد است نیز ادعا می‌کند استیو مک کویین رابطه‌ای با (جاکلین بیسیت) داشته که البته خود جاکلین بیسیت هیچوقت این ادعا را تأیید نکرده‌است.

استیو مک‌کویین در بازداشت پلیس

در زمینه ورزش نیزترنس استیون مک کوئین فعال بوده و روزی ۵ مایل را می‌دوید. وی همچنین کمربند مشکی ورزش رزمی (تانگ سودو) را نیز داشت. استیو همچنین هنر رزمی (جیت کان دو)را نزد قهرمان افسانه‌ای، (بروس لی) آموزش دیده بود. بروس لی از دوستان استیو مک‌کویین نیز بود. همچنین استیو در مراسم دفن بروس لی حضور داشت و یکی از حمل‌کننده تابوت او بود.

استیو مک‌کوئین سابقه استفاده از مواد مخدر را داشت. گفته می‌شد او(ماریجوانا)و (کوکایین)مصرف می‌کرد و به شدت (سیگار)می‌کشید. در سال ۱۹۷۲ پلیس انکوریج در ایالت آلاسکا وی را بخاطر رانندگی در حالت خماری و مستی بازداشت کرد.

بعد از اینکه (چارلز منسن) مرتکب قتل ۵ نفر در یک مهمانی می‌شود که در میان قربانیان نام چند دوست استیو مک کویین نیز(شامل،شرون تیت) دیده می‌شود، گفته می‌شود خود استیومک کویین نیز هدف مرگ بود. طبق اظهارات همسر اول استیو مک کویین، بعد از این ماجرا او شروع حمل سلاح گرم با خود در مراکز عمومی‌کرده بود. دو ماه بعد از قتل‌ها نیز پلیس لیستی از افراد قربانی را پیدا می‌کند که نام استیو مک‌کویین نیز در آن بود. در سال ۲۰۱۱ فاش شد که استیو نیز در شب قتل‌ها به همان مهمانی دعوت بود، اما چون قرار بود دوست دخترش به خانه‌اش بیاید، تصمیم گرفت به مهمانی نرود که نهایتاً جانش نجات پیدا کرد.

استیو مک‌کوئین عادت عجیبی نیز داشت. او عادت داشت در هر فیلمی که قبول به بازیگری می‌کند، چیزی را مجانی از آنجا به عنوان یادگاری بردارد. مثلاً یک ماشین اصلاح که در آن فیلم استفاده شده بود یا یک شلوار جین و امثال اینها. بعدها مشخص شد که استیو این لوازم را به مرکز اصلاح و تربیت پسرانه که خود در دوران نوجوانی چند سال را در آن سپری کرده بود اهدا می‌کرد.

طبق گفته‌های کتابی که همسر آخر استیو منتشر کرده و در مورد زندگی استیو مک‌کوئین است، استیو اواخر عمرش یک مسیحی انجیلی شده بود و برای دعا به کلیسا می‌رفت. بعد از مرگ استیومک کویین،(بیلی گراهام) که از مشاوران مذهبی چند رییس‌جمهور آمریکا بود بر سر مزارش حاضر شد.

مرگ[ویرایش]

بیماری او در ۲۲ دسامبر ۱۹۷۹، (سرطان ریه) ناشی از مجاورت با ماده سرطان‌زای (پنبه نسوز) تشخیص داده شد. با توجه به اینکه او زیاد سیگار می‌کشید(روزی ۴پاکت سیگار)، این باعث وخیم شدن بیماری او شد؛ ولی او این راز را تا یک ماه قبل از مرگش حفظ کرد. سرانجام ترنس استیون مک کوئین در ۱۹۸۰/۱۱/۷ و در ساعت ۳:۴۵ صبح در درگذشت. گفته می‌شود پیش از مرگ وی بلند شده و از پرستار درخواست یک لیوان آب خنک می‌کند و بعد می‌میرد.

جسد او را سوزاندند و خاکسترش را در (اقیانوس آرام) ریختند.

جوایز[ویرایش]

اسکار

  • نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول

فیلم:دانه های شن۱۹۶۷

گولدن گلوب'

  • نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم درام
فیلم:عشق با غریبه مطلوب۱۹۶۴
  • نامزد دریافت بهترین بازیگر فیلم موزیکال_کمدی

فیلم: رودخانه‌ها۱۹۷۰

  • نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر فیلم جنایی

فیلم:پاپیون۱۹۷۳

فستیوال بین‌المللی فیلم مسکو

  • برنده بهترین بازیگر

فیلم:فرار بزرگ ۱۹۶۳

فیلم‌ها[ویرایش]

  • پاپیون
  • گریز
  • بچه سین سیناتی
  • سرقت از بانک سنت لوییس
  • نوادا اسمیت
  • حادثه توماس کراون
  • هرگز نه اینقدر کم
  • عشق با غریبه مطلوب
  • فرار بزرگ
  • دانه های شن
  • بولت
  • شکارچی
  • تام هورن
  • جونیور بانر
  • رودخانه ها
  • آسمانخراش جهنمی
  • لومان
  • THE BLOB

منابع[ویرایش]

  • Steve McQueen by William Claxton and Steve Crist, Taschen Press, 2004
  • Steve McQueen: A Life in Pictures, Pavilion press, 2008

پیوندها[ویرایش]