آخرین بازمانده از ما

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آخرین بازمانده از ما
Last of Us cover.jpg
توسعه‌دهنده(ها) ناتی داگ
ناشر(ها) سرگرمی کامپیوتری سونی
آهنگساز(ها) گوستاوو سانتائولایا[۱]
موتور موتور این-هاوس[۲]
هاوک (فیزیک بازی)
سکو(ها) پلی‌استیشن ۳
پلی‌استیشن ۴
تاریخ(های) انتشار پلی‌استیش ۳

۱۴ ژوئن ۲۰۱۳
پلی‌استیشن ۴

سبک(ها) اکشن ماجراجویی، ترس و بقا
حالت(ها) یک نفره
چندنفره
توزیع دیسک بلو-ری، توزیع دیجیتال

آخرین بازمانده از ما[۴] (به انگلیسی: The Last of Us) یک بازی ویدئویی پسا آخرالزمانی در سبک اکشن ماجراجویی و ترس و بقا است که توسط شرکت ناتی داگ ساخته شده و در ۱۴ ژوئن ۲۰۱۳ بوسیلهٔ بخش سرگرمی کامپیوتری سونی به طور انحصاری برای کنسول پلی‌استیشن ۳ منتشر شده‌است. این بازی بطور رسمی در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۱ در همایش جوایز بازی ویدئویی اسپایک معرفی شد. در نمایشگاه ای۳ ۲۰۱۲، آخرین بازمانده از ما توانست ۵ جایزه از جمله بهترین نمایش، بهترین بازی، بهترین بازی کنسولی، بهترین اکشن ماجراجویی و بهترین صدا را از آن خود کند.[۵] به عنوان یکی از بهترین بازی‌های ویدئویی نسل هفتم کنسول‌های بازی، آخرین بازمانده از ما توانست بیش از ۲۰۰ جایزه برترین بازی سال را دریافت کند و پس از اتومبیل‌دزدی بزرگ ۵، عنوان دومین بازی پرفروش سال ۲۰۱۳ را از آن خود کرد. این بازی تا ژوئیه ۲۰۱۴ توانسته بیش از ۷ میلیون نسخه در سراسر جهان به فروش برساند.

نسخه‌ی جدید و بروز شده از لحاظ گرافیکی این بازی به نام آخرین بازمانده از ما ریمسترد (به انگلیسی: The Last Of Us Remastered) نیز برای کنسول پلی‌استیشن ۴ در ژوئیه ۲۰۱۴ منتشر شده‌است. این نسخه همچنین دارای محتوای قابل دانلود شامل مرحله‌ای به نام عقب مانده[۶] می‌باشد که در ۱۴ فوریه ۲۰۱۴ عرضه گردید.

داستان بازی در مورد تلاش دو انسان برای بقاءاست؛ این که چطور جوئل و الی در مقابل خطرهایی که با آن مواجه می‌شوند ایستادگی کرده و می‌جنگند. تروی بیکر در نقش جوئل و اشلی جانسون در نقش الی صداپیشگی می‌کنند.

روندبازی[ویرایش]

آخرین بازمانده از ما یک بازی با دید سوم شخص است. بازیکن کنترل جوئل را بدست می‌گیرد، درحالی که در طرف دیگر الی توسط هوش مصنوعی خود بازی کنترل می‌شود. بازی دارای مبارزات با سلاح گرم و جنگ‌های تن به تن است و همچنین از سیستم سنگرگیری نیز بهره می‌برد. بازیکن باید با یک سری انسان‌های مبتلا و افراد بازمانده دیگری که مبتلا نشدند اما برضد جوئل و الی هستند، مبارزه کند. یک مکانیزم جدید به نام سیستم خفای محرکه توسط سازندگان به روندبازی اضافه شده، بدین معنی که استراتژی و فنون مختلفی برای رویارویی با موقعیت‌های جدید در اختیار بازیکن قرار گرفته است که دشمنان هم به این کنش‌ها، واکنش‌های گوناگونی نشان خواهند داد. ناتی داگ سیستم هوش مصنوعی جدیدی به نام نیروی توازن خلق کرده است. این سیستم جدید به دشمنان اجازه واکنش طبیعی در مبارزات را می‌دهد، هنگامی که بازیکن را در حال سنگرگیری مشاهده کنند درخواست کمک کرده و یا از نقطه ضعف شخصیت استفاده می‌کند، مانند مواقعی که مهمات جوئل به اتمام رسیده و یا دشمن دیگری به او حمله کرده است.

داستان[ویرایش]

شخصیت اصلی بازی جول پدری مجرد است که همراه دختر دوازده سالهٔ خود سارا در تگزاس زندگی می‌کند. در یک شب، یک نوع قارچ کل ایالت امریکا را در برمی‌گیرد. قارچی که انسان‌ها را شبیه آدمخوارانی وحشی می‌کند. جول و برادرش «تامی»، به همراه سارا در شب حادثه برای در امان ماندن، سعی در فرار از شهر دارند؛ اما شهر توسط سربازان نظامی احاطه شده و سارا بوسیلهٔ یکی از آن‌ها تیر خورده و در دستان پدر خود جان می‌دهد. داستان این بازی در چهار فصل ادامه دارد.

تابستان[ویرایش]

۲۰ سال بعد از این ماجرا، در حالی که بسیاری از مردم در اثر این بیماری از بین رفته‌اند، بازماندگان در منطقه‌هایی کاملاً قرنطینه شده که توسط سربازان محافظت می‌شود زندگی می‌کنند. جول به همراه دوست خود «تس»، در منطقهٔ قرنطینه‎ای در بوستون به قاچاقچی گری می‌پردازند. شخصی به‎نام رابرت سلاح‌های آن‌ها را دزدیده است و «جول» و «تس» قصد دارند سلاح‌ها را از او پس بگیرند. در پی درگیری‌هایی که بین آن‌ها رخ می‌دهند، رابرت می‌گوید که اسلحه‌ها را با گروهی موسوم به «فایرفلای» مبادله کرده است. مارلین رهبر اصلی این گروه است و به «جول» و «تس» قول می‌دهد دو برابر اسلحه‌ها را به آن‌ها بازگرداند، اگر آن‌ها در عوض دختری بنام «الی» را به عده‌ای از افراد فایرفلای که در بیرون از منطقهٔ قرنطینه مستقر هستند برسانند. پیشنهاد وسوسه کننده‌ای است که “جول” و “تس” هم آن را قبول می‌کنند و “الی” را برمی‌دارند و مخفیانه و شبانه فرار می کنند.اما چندین مامور امنیتی جلوی‌شان درمی‌آیند و به سالم بودن “الی” شک می‌کنند. بعد از پشت سرگذاشتن ماموران و کشتن‌شان، “جول” و “تس” متوجه زخم روی بازوی “الی” می‌شوند و فکر می‌کنند او بیمار است. اما “الی” توضیح می‌دهد که این زخم‌ها مال سه هفته پیش هستند درحالی که هرکس این علامت را داشته باشد حداکثر تا دو روز خواهد مرد. بنابراین آن‌ها درمی‌یابند که “الی” در مقابل بیماری مقاوم است و کلید کشف واکسن ضدبیماری برای پزشکان محسوب می‌شود. هوا کم‌کم به سمت و سوی روشنایی پیش می‌رود و خورشید طلوع می‌کند اما سه بازمانده‌ی قصه‌ی ما همچنان به راه‌شان ادامه می‌دهند تا “الی” را به گروه “کرم شب‌تاب” برسانند. “تس” در میانه‌ی راه متوجه می‌شود که به بیماری آلوده شده و از جول می‌خواهد “الی” را بردارد و او را ترک کند. با اصرار زیاد “تس”، سرانجام “جول” و “الی” از آن‌جا می‌روند و “تس” را میان چندین مامور امنیتی تنها می‌گذارند و “تس” هم کشته شد. سپس انها برای پیداکردن یه اتومبیل نزد یکی از دوستان جول به نام “بیل” می روند. یک مکانیک جدی، خشن و مقرراتی! در همین مدت کوتاه او را می‌شناسیم و برای‌مان شخصیت می‌شود. او فرد تنهایی است که حال و هوای سخت روزهای پس از گسترش بیماری روی اعصاب و روان‌اش تاثیر گذاشته و به‌شدت عصبی جلوه می‌کند. اما در سکانس زیبایی می‌بینیم همین فرد خشن و جدی، با دیدن صحنه‌ی به‌دار آویخته شدن همکارش به گریه می‌افتد و بازی هم اصلاً نمی‌خواهد اشک‌تان را دربیاورد یا از این ادا و اطوارها داشته باشد چون چند ثانیه بعد قرار است خبر خوش‌حال کننده‌ای بشنویم. بلکه این سکانس فقط و فقط می‌خواهد بگوید که در این بیست سال آخرزمان چه برسر آدم‌ها آمده و ممکن است انسان‌های دل‌رحمی مثل “بیل” را هم این‌گونه عصبی و خشن جلوه دهد. تا فشار روحی این دنیای آخرزمانی برای‌مان آشکار گردد. همسفرهای دیگری که با “جول” و “الی” همراه می‌شوند “هنری” و “سم” نام دارند. دو برادر سیاه‌پوستی که برخلاف بیل بسیار گرم و صمیمی هستند. هنری تقریباً جوان و “سم” هم سن و سال “الی” است. اما دلیل آشنا شدن با این دو برادر چیست؟ بازی می‌خواهد بر احساس تکیه کند. به همین منظور ابتدا “بیل” را که تنها و بی‌کس بود بر سر راه‌مان قرار می‌دهد تا ببینیم تنهایی در این آخرزمان از هر چیزی بدتر است. پیش از آن هم “جول” را درحالی به ما معرفی کرد که با “تس” بود اما مرگ وی، “جول” را تنها گذاشت. فلسفه‌ی حضور “هنری” و “سم” نیز همین است. آن‌ها شاد هستند چون هم‌دیگر را دارند و هنوز تنها نشدند. وز بود. جول، الی، هنری و سم داشتند جاده‌ها را پشت سر می‌گذاشتند و هر از گاهی هم ساختمان‌های اطراف را می‌گشتند تا اینکه سم از یک اسباب‌بازی آدم‌آهنی خوشش می‌آید و می‌خواهد آن را در کوله‌اش بگذارد که هنری می‌گوید باید فقط لوازم حیاتی را با خودمان بیاوریم. الی” سفره‌ی شام (!) را ترک می‌کند تا “سم” را از تنهایی دربیاورد و چند کلامی با او حرف بزند و سورپرایزش کند. اما سورپرایز “الی” چیست؟ “الی” همان آدم‌آهنی را که سم اجازه نداشت با خودش بیاورد در کوله‌اش گذاشته بود تا مخفیانه به “سم” بدهد ولی سم اصلاً از این کار “الی” خوشحال نمی‌شود و در عوض سوال‌هایی راجع به ترس، تبدیل شدن به موجودات ترسناک، بیماری و مرگ می‌پرسد.او بیمار است و فردا صبح “سم” به همان موجودات ترسناک تبدیل می‌شود. هنری به ناچار برادرش را می‌کشد! هنری شوکه می‌شود. او دیگر نمی‌تواند شاد باشد چراکه با مردن برادرش تنها شده. او دیگر هدفی برای زنده ماندن در این آخرزمان لعنتی ندارد. او خودکشی می‌کند. لازم به ذکر است که تابستان طولانی ترین فصل بازی است.

پاییز[ویرایش]

جول تصمیم می‌گیرد که برای رساندن “الی” به “کرم شب‌تاب” و تمام شدن کارش باید برادرش تامی را پیدا کند؛ چراکه او عضو سابق گروه “کرم شب‌تاب” بوده است. “جول” و “الی” بعد از همسفر شدن با بازمانده‌هایی که دوستان خوبی هم محسوب می‌شدند و همچنین پشت سر گذاشتن شهرهای دور افتاده و کم جمعیت و پرجمعیت با همه‌ی جانوران و راه‌زن‌های‌اش موفق می‌شوند کمربند میانی امریکا را طی کنند و به مقصدشان نزدیک و نزدیک‌تر شوند. تا اینکه سرانجام آن‌ها در فصل پاییز وارد شهر بازسازی شده‌ی “جکسون” در ایالت “وایومینگ” می‌شوند. این شهر در کنار یک سد قرار دارد که “تامی” و همسرش “ماریا” به همراه گروه‌شان از آن سد جهت تولید برق استفاده می‌کنند که اجتماعی قدرتمند و مستحکم را تشکیل داده‌اند. همسر “تامی” با “الی” حرف می‌زند و ماجراهای پیش آمده و گذشته‌ی “جول” را به او می‌گوید. “جول” هم در این فکر است که “الی” را پیش تامی بگذارد و دنبال زندگی‌اش برود. درواقع می‌خواهد ادامه‌ی کارش را به “تامی” واگذار کند. اما پس از حمله‌ی راه‌زن‌ها “الی” به “جول” می‌گوید که ماجرای “سارا” را می‌داند و او هم مثل “جول” عزیزان‌اش را از دست داده است. خلاصه بعد از کشمکش‌های احساسی “جول” تصمیم می‌گیرد با “الی” بماند و او را به دست “تامی” نسپارد. “تامی”، “جول” و “الی” را به دانشگاه “کلورادو شرقی” می‌برد؛ جایی که او به یاد دارد آخرین بار گروه “کرم شب‌تاب” در آن‌جا مستقر بودند اما جول و الی متوجه می‌شوند که دانشگاه مدت‌هاست به حال خود رها شده و دیگر کسی آن‌جا استقرار ندارد. البته امیدشان کاملاً هم نابود نمی‌شود چراکه یک نوار صوتی پیدا می‌کنند و توسط آن درمی‌یابند که “کرم شب‌تاب” به یک بیمارستان در “سالت لیک سیتی” نقل مکان کرده است. “جول” و “الی” درحال ترک کردن دانشگاه به مقصد بیمارستان بودند که ناگهان مورد حمله‌ی گروهی از غارتگران قرار می‌گیرند و حسابی درگیر می‌شوند. در این درگیری‌ها “جول” به‌شدت زخمی می‌شود و حتی به زحمت می‌تواند راه رود که به کمک “الی” موفق می‌شوند تا از آن‌جا فرار کنند.

زمستان[ویرایش]

در زمستان “الی” و “جول” در خانه‌ای کوهستانی سرپناه گرفته‌اند. جول در آستانه‌ی مرگ است و برای مراقبت و نگه‌داری کاملاً به الی نیاز دارد و به او تکیه کرده است.الی به شکار می‌رود و می‌خواهد یک گوزن بزرگ را شکار کند. بعد از روانه کردن چندین تیر به سمت گوزن بخت برگشته به جنازه‌اش می‌رسد اما بر سر جنازه‌ی گوزن با دو مرد غریبه‌ی عجیب روبه‌رو می‌شود. دیوید و جیمز که نام آن دو نفر است معامله‌ای با الی می‌کنند. آن‌ها گوشت گوزن را برمی‌دارند و در عوض مقداری دارو به الی می‌دهند تا بتواند جول را مداوا کند و از مرگ نجات‌اش دهد. جیمز می‌رود داروها را بیاورد و در این میان الی و دیوید در مقابل کلیکرها و افراد آلوده به بیماری مقاومت می‌کنند. سپس دیوید به الی می‌گوید آن افرادی که در دانشگاه “کلورادو” کشتند اعضای گروه‌اش بودند اما با این وجود به الی اجازه می‌دهد تا آن‌جا را ترک کند و داروها را به جول برساند. الی که ترسیده بود هراسان سوار بر اسب‌اش می‌شود و به سمت مخفیگاه‌شان حرکت می‌کند. دیوید هم افرادی را برای تعقیب او می‌فرستد. صبح روز بعد آن افراد الی را به دور از جول محاصره و دستگیر می‌کنند. حالا الی یک طرف مانده و جول هم طرفی دیگر! الی درحالی که زندانی شده متوجه می‌شود دیوید و افرادش آدم‌خوار هستند و بعد از تلاش‌های فراوان و امتنا کردن از پیوستن به گروه دیوید موفق می‌شود تا از آن‌جا فرار کند. دیوید الی را در یک رستوران گیر می‌اندازد و آن‌ها با هم درگیر می‌شوند. از طرفی جول در کلبه‌ی سرپوشیده‌شان ناگهان به‌هوش می‌آید و بعد از بازجویی کردن از دو مامور امنیتی متوجه می‌شود الی زنده است و کجا می‌تواند او را پیدا کند. وقتی جول به رستوران می‌رسد الی را می‌بیند که درحال کشتن دیوید با ضربات پی در پی چاقو است و سرانجام هم‌دیگر را به آغوش می‌کشند و گریه می‌کنند.

بهار[ویرایش]

جول و الی در فصل بهار به “سالت لیک سیتی” می‌رسند. آن‌ها در راه به تونلی زیرزمینی برخورد می‌کنند که وسط‌اش را آب گرفته و سعی دارند از روی اجسام شناور بر آن رد شوند که ناگهان به درون آب سقوط می‌کنند. جول الی را از غرق شدن نجات می‌دهد اما در همین گیرودار نیروهای امنیتی “کرم شب‌تاب” آن‌ها را می‌گیرند و به بیمارستانی که محل استقرارشان بود می‌برند. جول درحالی در بیمارستان به‌هوش می‌آید که توسط “مارلین” مورد استقبال قرار می‌گیرد. او به جول می‌گوید که دارند الی را برای یک عمل جراحی آماده می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند مغز الی را جراحی کنند و بر روی‌اش آزمایش‌های مختلفی انجام دهند تا از آن طریق واکسن مقاوم با عفونت را بسازند. با این کار الی می‌میرد! جول از چنگ محافظ امنیتی که برای‌اش گذاشته شده بود می‌گریزد و پس از مبارزه با نیروهای امنیتی دیگر خود را به اتاق عمل می‌رساند. جایی که الی بی‌هوش روی تخت است و چندین جراح بالای سرش قرار دارند. جول الی را برمی‌دارد و از طریق آسانسور به طرف پارکینگ می‌رود اما در آن‌جا “مارلین” راه‌اش را می‌بندد. رهبر “کرم شب‌تاب” می‌خواهد جول را از این کار منصرف کند و به هر قیمتی عمل‌اش را انجام دهد اما جول مارلین را می‌کشد تا دیگر کسی از “کرم شب‌تاب” به دنبال‌شان نیاید. بنابراین الی را سوار ماشین می‌کند و دو نفری می روند به سوی تامی. در حین رانندگی به خارج از شهر جول به الی می‌گوید که گروه “کرم شب‌تاب” افراد زیادی همچون او را که در برابر بیماری مقاوم بودند پیدا کرده است و پزشکان نیز بر روی‌شان عمل جراحی انجام داده‌اند که هیچ کدام هم موفقیت آمیز نبوده و در تحقیقات‌شان شکست خورده‌اند. و همین‌طور دروغ می‌گوید که دیگر “کرم شب‌تاب” جستجو را برای درمان بیماری متوقف کرده است. جول نتوانست به الی بگوید که آن‌ها می‌خواستند برای تهیه‌ی واکسن او را بکشند و جان‌اش را بگیرند. بازی درحالی به پایان می‌رسد که آن‌ها در کنار جاده و نزدیک محل استقرار تامی توقف کرده‌اند. الی از اینکه افراد زیادی جان‌شان را برای‌اش از دست دادند و او هم‌اکنون بی‌مصرف باقی‌مانده احساس گناه می‌کند و از این رو از جول می‌خواهد که قسم بخورد همه‌ی حرف‌هایی که زده راست بوده است. با قسم خوردن جول پرونده‌ی قصه‌ی این بازی تمام می‌شود.

سازندگان[ویرایش]

ناتی داگ ساخت بازی اخرین ما را در سال ۲۰۰۹ و در حین انتشار بازی انچارتد ۲:در میان دزدان اغاز کرد.برای اولین بار در تاریخ این شرکت٫ناتی داگ

کارگردان هنری: نیل دراکمن

به دو تیم تقسیم شد:در حالی که یک تیم مشغول ساختن انچارتد۳:فریب دریک و دیگری در حال کار بروی بازی اخرین ما بود.کاگردان بروس استیرلی و کاگردان هنری نیل دراکمن٫رهبری تیم سازنده اخرین ما را برعهده گرفتند.

ارتباط بین جول و الی تمرکز اصلی بازی بود.تروی بیکر و اشلی جانسون به ترتیب صدا پیشگی جول و الی را برعهده داشتند.بیکر و جانسون در توسعه بازی همکاری داشتند٫برای مثال بیکر نیل دراکمن را متقاعد کرد که جول به تنهایی تس اهمیت میدهد و جانسون نیل دراکمن را متقاعد کرد که الی باید قوی تر و تدافعی تر باشد.

محتوای اضافی اخرین از ما:عقب مانده یک بخش تک نفره ایجاد کرد که پیشایندی را بر خط داستان اصلی بازی نشان می دهد و الی و دوستش٫رایلی را ترسیم می کند.این محتوا در تاریخ ۱۴ فبریه ۲۰۱۴ به عنوان یک محتوای قابل دانلود و در تاریخ ۱۲ می ۲۰۱۵ به عنوان یک بسته تکمیلی انتشار یافت.

اخرین بازمانده از ما:ریمسترد در تاریخ ۹ آوریل ۲۰۱۴ ٫سونی از بازی اخرین بازمانده از ما:ریمسترد خبر داد که یک نسخه بهبود یافته از نظر گرافیکی برای پلی استیشن ۴ بود.این نسخه در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۴ در امریکای شمالی منتشر شد.

بازتاب‌ها[ویرایش]

  نقدها
ناشر امتیاز
یوروگیمر ۱۰/۱۰ 10/10 ستاره
فامیستو [۷]۳۸/۴۰
گیم اینفورمر ۹.۵/۱۰ 9.5/10 ستاره
گیم‌پرو ۵/۵ 10/10 ستاره
گیم رولیشن [۸]۵/۵ 10/10 ستاره
گیم‌اسپات ۸/۱۰ 8/10 ستاره
گیم تریلرز ۹.۸/۱۰ 9.8/10 ستاره
IGN ۱۰/۱۰ 10/10 ستاره[۹]
تلفیق چند نقد
مؤلف امتیاز
گیم‌رنکینگز ۹۵.۰۴%
متاکریتیک [۱۰]۹۵/۱۰۰

آخرین بازمانده از ما بسیار مورد تحسین منتقدان و وب‌گاه‌های نقد بازی قرار گرفت و توانست بیش از ۵۰ نمره کامل را از آن‌ها دریافت کند و با میانگین امتیاز [۱۱]۹۵.۰۴ و ۹۵ از ۱۰۰ به ترتیب در وب‌گاه‌های گیم‌رنکینگز و متاکریتیک قرار دارد. این بازی در ایالت انگسنان به مدت شش هفته در شماره یک جدول پر فروش ها قرار داشت. آخرین بازمانده از ما در هفته اول فروش توانست ۱.۳ میلیون نسخه،[۱۲] و در هفته سوم ۳.۴ میلیون نسخه در سرتاسر جهان بفروش برساند، که این فروش آن را به پرفروشترین بازی زمان عرضه در سال ۲۰۱۳ مبدل نمود که بعد از عرضه شدن اتومبیل‌دزدی بزرگ ۵ عنوان پرفروشترین به این بازی سپرده شد.[۱۳] آخرین بازمانده از ما تا ژوئیه ۲۰۱۴ توانسته بیش از ۷ میلیون نسخه در سراسر جهان به فروش برساند.[۱۴]

منابع[ویرایش]

آخرین بازمانده از ما www.dbazi.com

  1. «The Last Of Us scored by Oscar-winner Gustavo Santaolalla • News •». Eurogamer.net، ۲۰۱۱-۱۲-۱۳. بازبینی‌شده در Q4 2012/Q1 2013. 
  2. Naughty Dog on The Last of Us' Graphics Engine Improvements
  3. بازی‌های رده‌بندی شده در ژوئیه ۲۰۱۳. بازدید در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۴
  4. «آخرالزمان نزدیک است آماده شوید/پیش نمایش آخرین بازمانده از ما». وبگاه اخبار دنیای بازی، ۲۸ خرداد ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۲. 
  5. «اطلاعات جدید از آخرین بازمانده از ما.». وبگاه اخبار دنیای بازی، ۱ تیر ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۲. 
  6. «Left Behind»
  7. نقد و نمرات مجله فامیتسو - بازدید در ۱۰ فوریه ۲۰۱۴
  8. نقد بازی آخرین بازمانده از ما در وب‌گاه گیم رولیشن
  9. امتیاز و نقد آخرین بازمانده از ما در وب‌گاه آی‌جی‌ان - بازبینی در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳
  10. نقد و جمع امتیاز آخرین بازمانده از ما در وب‌گاه متاکریتیک - بازبینی در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳
  11. میانگین امتیاز بازی آخرین بازمانده از ما در وب‌گاه گیم رنکینگز - بازبینی در ۱۰ فوریه ۲۰۱۴
  12. آخرین بازمانده از ما پرفروشترین بازی زمان عرضه سال - نوشته پال تاسی وب‌گاه فوربس بازبینی در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳
  13. سونی فروش موفق ۳.۴ میلیون نسخه آخرین بازمانده از ما را اعلام نمود - بازدید در در ۱۰ فوریه ۲۰۱۴
  14. فروش آخرین بازمانده از ما از مرز ۷ میلیون نسخه گذشت. وب‌گاه آی‌جی‌ان

پیوند به بیرون[ویرایش]