کلمه (شهر)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کلمه
کشور  ایران
استان بوشهر
شهرستان دشتستان
بخش بخش بوشکان
سال شهرشدن ۱۳۸۴
مردم
جمعیت ۱۹۳۷نفر

کلمه شهری است در استان بوشهر در جنوب ایران. این شهر مرکز بخش بوشکان از توابع شهرستان دشتستان می‌باشد.

جمعیت و وسعت[ویرایش]

جمعیت این شهر بر اساس آمار سراسری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۹۳۷ نفر بوده است[۱]. این شهر به لحاظ وسعت و جمعیت یکی از کوچکترین شهرهای کشور محسوب می شود. طول این شهر حدود ۵/۲ کیلومتر و عرض ۵/۱ کیلومتر است و طبق آخرین سرشماری جمعیتی حدود ۲۱۳۷ نفر را در خود جای داده‌است.[نیازمند منبع]

موقعیت[ویرایش]

کلمه شهری کوچک در ۲۸ درجه و ۵۷ دقیقه شمالی و ۵۱ درجه ۲۸ دقیقه شرقی در ارتفاع ۴۲۰ متری از سطح دریا و در ۷۰ کیلومتری شرق بوشهر و ۵۷ کیلومتری برازجان (مرکز شهرستان دشتستان) واقع شده‌است. این شهر از لحاظ تقسیمات کشوری از توابع شهرستان دشتستان و مرکز بخش بوشکان است.

طبیعت[ویرایش]

این شهر با واقع شدن در میان رشته کوه زاگرس جنوبی دارای خاکی حاصلخیز و آب و هوایی نسبتاً ملایم و کوهستانی است. کشاورزی و دامپروری آن از رونق خوبی برخوردار است. وجود طبیعت بکر، نخلستانها، کوه های سر به فلک کشیده، رودخانه دائمی تنگ باهوش از شاخص‌های آنست.

آب و هوا[ویرایش]

آب و هوای شهر کلمه به علت قرار گرفتن دریک منطقه کوهستانی گرم و خشک ولی از نقاط جنوبی تر استان بوشهر دمای پایینتری دارد.

پوشش گیاهی[ویرایش]

کوهستانی بودن، خاک رس و حاصلخیزی و آب و هوای مناسب و معتدل سبب شده‌است که بر خلاف سایر نقاط جنوب ایران که از لحاظ پوشش گیاهی فقیر و بیشتر شور زار هستند. زمین های این شهر پوشیده از علفزارها و درختان خودرویی است که یک طبیعت زیبا و مثال زدنی را در جنوب کشور به وجود آورده‌است به طوری که منطقه را بیشتر به نام بهارستان می شناسند. در فصول زمستان و بهار زمین‌ها پوشیده از گل و گیاه و درختچه های کوچک و بزرگی می شود که چشم هر بیننده ای را به تحسین وا می دارد. نخلستانها و مرکباتی همچون لیمو، لیمو شیرین، پرتقال، سیب، انگور، انجیر، زردآلو از این جمله‌اند.

حیات وحش[ویرایش]

موقعیت خاص جغرافایی شهر کلمه سبب شده‌است که حیات وحش این شهر نیز مستثنی باشد و گونه های جانوری و پرندگان و خزندگان کمیابی در طبیعت مشاهده گردند البته نباید فرهنگ طبیعت دوستی مردم را نیز در این بین نادیده گرفت. وجود کل (بز کوهی)، میش و قوچ وحشی، انواع گربه سانانی چون: پلنگ، گربه وحشی، گراز، گرگ، روباه، شغال، کفتار و پرندگانی همچون: کبک، تیهو، دراج، هواسیل، بلبل خرما، کنجشک بومی، کبوتر چاهی، قمری، چکاوک و پرندگان شکاری مثل: عقاب، باش، شاهین و پرندگان مهاجری که برای زمستان گذرانی به این شهر مهاجرت می کنند از جمله حیاط وحش کلمه هستند.

تاریخچه و آثار تاریخی[ویرایش]

شهر کلمه به عنوان دومین دروازه ورودی استان بوشهر از استان فارس از دیر باز دارای اهمیت خاصی بوده‌است که وجود کاروانسرای نزدیک شهر که در مسیر کلمه به روستای خون واقع شده‌است خود گواهی بر این مدعا است، وجود آثار باستانی بخصوص در قسمت شمالی شهر نشان از قدمت تاریخی این شهر است ولی متأسفانه به دلیل کم توجهی کاوش باستان شناسی انجام نشده‌است و به همین دلیل نمی توان قدمت این شهر را مشخص نمود. هر چند که آثار باستانی به جا ماند نشان از قدمت هزاران ساله این شهر دارد. وجود این آثار نشان می دهد که به دلیل قرار گرفتن این شهر در مسیر فارس به بوشهر و رفت‌وآمد کاروانهای تجاری از این مسیر مردم این شهر علاوه بر مشاغل کشاورزی و دامپروری به داد و ستد نیز مشغول بوده‌اند و یا اینکه بازرگانانی برای خرید محصولات کشاورزی و فراورده های دامی به این شهر مسافرت می کرده‌اند.

وجه تسمیه شهر کلمه[ویرایش]

در مورد نام شهر کلمه نظرات متفاوتی وجود دارد و در کتابهای مختلف دلایل مختلفی برای نام گذاری این شهر آورده شده‌است برخی این نام (قلمه) که نشان دهنده افتادن قلم پای دختر پادشاه کوه گیسکان که توسط دشمنان پس از فتح قلعه به اسب بسته شده بودند نسبت می دهند که زیاد مورد توجه نیست، برخی به دلیل قرار گرفتن این شهر در میان کوهستان و کل به معنای قسمتی از یک کوه دانسته‌اند و برخی نیز مه صبح گاهی غلیظی که در فصل زمستان وجود دارد را دلیل این نامگذاری دانسته‌اند و معتقدند که (کله) به معنای خیمه گاه و (مه) هم که همان مه صبح گاهی می باشد و در کل به معنی (خیمگاه مه) است می دانند و برخی نیز گفته‌اند که چون قومی از کلیمی‌ها در این شهر سکونت داشته‌اند آن را کلمه گفته‌اند.

زبان[ویرایش]

زبان اهالی این شهر فارسی است و به لهجه محلی جنوبی که همان ته لهجه لری است تکلم می کنند.

دین و مکان‌های مذهبی[ویرایش]

مردم شهر کلمه مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند. مردمی معتقد که آئین‌ها و مراسمات مذهبی را با تعصب خاصی برگزار می کنند. دارای یک باب مسجد، دو حسینیه و دو بقعه (شه زاده ابراهیم و شاه زاده محمد) نیز از جمله زیارتگاه های این شهر است که مردم به زیارت آنها می روند.

اقوام و طوایف[ویرایش]

مردم کلمه از طوایف فارس، لر، لیرکی و تنگسیر هستند که جامعه اجتماعی شهر کلمه را تشکیل داده‌اند و در کنار هم زندگی می کنند.

جغرافیای سیاسی اجتماعی[ویرایش]

هر چند که این شهر از شهرهای کوچک ایران محسوب می شود و جمعیت کمی دارد و حتی از برخی روستاهای همجوار نیز کم جمعیت تر و کم وسعت تر است ولی به لحاظ موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در کمربند میانی بخش بوشکان در سال ۱۳۸۰ به عنوان مرکز بخش بوشکان و در سال ۱۳۸۴ نیز شهرداری در این شهر مستقر گردید. به دنبال استقرار بخشداری دیگر ادارات و نهادهای دولتی نیز در این شهر مستقر شدند. فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی نهادهای غیر دولتی نیز در این شهر رونق دارد.

جاذبه‌های گردشگری[ویرایش]

قرار گرفتن شهر کلمه در یک منطقه خوش آب و هوا با طبیعت بکر و دست نخورده، کوه های سر به فلک کشیده، رودخانه دائمی تنگ باهوش در پایین دشت شهر، وجود تونل پیامبر اعظم از جمله تونلهای بزرگ جاده ای کشور، کاروانسرای قدیمی مابین کلمه - خون، پارک شقایق، پارک غدیر، نخلستانهای زیبا و یک دست، باغات ترکیبی مرکبات، طبیعت سرسبز و مثال زدنی همه و همه باعث شده‌است که این شهر طبیعت گردان و گردشگران زیادی را به سوی خود بکشد. به همین خاطر است که هر ساله هزاران نفر از هم میهنان عزیز برای گذراندن تعطیلات و استفاده از طبیعت و موهبت های خدادادی به این شهر مسافرت می نمایند و کلمه از لحاظ جذب طبیعت گردی در استان حائز اهمیت است.

کشاورزی و دامپروری[ویرایش]

زمین های حاصلخیز و آب و هوای مناسب سبب شده‌است که تعدادی از اهالی این شهر به شغل کشاورزی و دامپروری بپردازند به طوری که این شهر به عنوان یکی از قطبهای کشاورزی استان محسوب می شود. کشت محصولاتی همچون گندم، جو، کنجد، خیار، هندوانه، سبزی، محصولات گل خانه ای و محصولات باغی مثل: خرما، قصب(خرمای زاهدی) و مرکباتی همچون: لیمو، پرتقال و لیمو شیرین این شهر را به لحاظ کشاورزی غنی کرده‌است. در این شهر علاوه بر کشاورزی، دامپروری نیز از رونق خوبی برخوردار می باشد و مردم با پرورش گاو، بز و گوسفند علاوه بر تامین مایحتاج خود محصولات دامی را به خارج از منطقه نیز صادر می کنند.

صنایع دستی[ویرایش]

مردان و زنان این شهر در کنار مشاغل کشاورزی و دامپروری با دستان هنرمند خود دست به خلق آثار هنری می زنند. گلیم و گبه، جاجیم، جانماز، تک (زیر اندازی که با برگ نخل می بافند)، زنبیل و دیگر آثار هنری که با استفاده از مواد موجود در طبیعت ساخته می‌شود.

غذاهای محلی[ویرایش]

غذاهای محلی که ریشه در باورهای مردم دارد همچون طلوع که در ایام عید پخت می شود و مردم معتقدند که خوردن آن خوش یمن است و از انجیر کوهی درست می شود. للک، دال عدس، قلیه ماهی، حلوا، رنگینک، انواع نان (نان تیری، مشتک، گرده، نان شیرین) تنها بخشی از غذاهای محلی این شهر می باشد.

منابع[ویرایش]

http://asiyo.ir/ سایت خبری استان بوشهر