علی بن عیسی کحال

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

علی بن عیسی کحال از اطبای قرن چهارم و پنجم هجری (یازدهم و دوازهم میلادی) بود او را در غرب به «ژزو هالی» می‌شناسند. محل تولدش بغداد است اما از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست. ابن ابیاصیبعه تاریخ وفاتش را سال ۴۳۰ ق ثبت کرده است. گویند علی بن عیسی مسیحی بوده است اما دلیل قانع کنندهای در این باره در دست نیست. نیز گفته‌اند به دنبال مشاجره با جاثلیق یوهانس از کلیسای نسطوری روی برگرداند و به کلیسای ملکایی پیوست. علی بن عیسی در بیمارستانی که عضدالدولة دیلمی در بغداد تأسیس کرده بود تدریس می‌کرد. وی را اغلب با عیسی بن علی طبیب متوکل عباسی اشتباه گرفته‌اند. او در چشمپزشکی، حاذق و نظرش مورد احترام همگان بود و در طی قرون وسطا بزرگترین چشمپزشک جهان اسلام بود. تذکرةالکحالین او، در حکم کتاب قانون چشمپزشکی مسلمانان بود. علی بن عیسی با نگاشتن این کتاب در فصول فراوان و توصیفهای مشروح، عمّار موصلی پزشک معاصر خود را تحتالشعاع قرارداد.

علی بن عیسی کحّال نخستین کسی است که در عمل چشم از داروی بیهوشی استفاده کرد. اما هیچجا به اینکه این کار ابداع خودش باشد اشارهای نکرده است. جز آنکه گفته است: "بیمار را در خواب کن که به او داروی بیهوش‌کننده بدهی مانند مهرگیاه و تریاک و از آن قبیل"

هیرشبرگ، محقق آلمانی، دربارة علل خودداری علی بن عیسی از توضیح چگونگی بیهوش کردن بیماران معتقد است: «چنین امری می‌تواند دو علت داشته باشد: یا لازم نبوده چنین چیزی بگوید زیرا جراحان عصر او و محیط او این را میدانسته‌اند یا نمیخواسته آن را بگوید تا از سوء استفادة متقلبان جلوگیری کند.» ابن ابیاصیبعه در عیون الانباء فی طبقات الاطباء آورده است: «علی بن عیسی کحّال در ساخت سرمه و گرد چشم شهرتی بینظیر داشت. دیگران از سخنان او دربارة بیماریهای چشم و درمان آن پیروی کامل می‌کردند و هر کس می‌خواست سرمه و گرد چشم بسازد ناچار بود که از کتاب مشهور او، تذکرةالکحالین، استفاده کند».

آثار[ویرایش]

اثر مهم طبی علی بن عیسی کتابی است به نام تذکرةالکحالین که در سه کتاب (مقاله) و ۱۲۳ فصل تحریر یافته و در آن، همة بیماریهای چشم و درمان آنها و آرا و عقاید اطبای گذشته مطرح شده و از زمان تألیف تا سالها بعد مرجع عموم چشمپزشکان بوده است. مقالة اول این کتاب دربارة کالبدشناسی و وظایف اعضای چشم؛ مقالة دوم دربارة بیماریهای چشم و درمان آنها؛ مقالة سوم دربارة داروهای چشم و تشریح برخی از بیماریهایی است که حس نمی‌شود و نیز علایم و درمان آنها و پرهیز غذایی و مسائل عمومی چشمپزشکی و توصیف دقیق ۱۲ بیماری و مشخصات ۱۴۳ دارو و نسخة تهیة ۸۰۰ محلول ترکیبی درمان چشم. دومیلی در کتاب خود العلم عند العرب می‌گوید: «کتاب علی بن عیسی کحال هنوز در اروپا از مراجع اصلی است و به همین جهت به زبانهای مختلف ترجمه شده است».

سارتون، علاوه بر تذکرةالکحالین، دو اثر دیگر به نامهای تشریح العین و منافع الحیوان به علی بن عیسی کحال نسبت داده است[۱].

هیرشبرگ در کتاب چشم پزشکان عرب بنابر منابع و مآخذ می‌گوید: «طی ۸۰۰ سال پس از آن به ندرت کتابی درسی در زمینة چشمپزشکی نوشته شده که با کتاب او برابر یا از آن بهتر باشد. به هر تقدیر، اگر ترجمه‌های لاتینی زود هنگام آثار او مفیدتر بود و در نتیجه، انتشار بیشتری می‌یافت چشم پزشکی مغرب زمین در این دوران وضعی بهتر پیدا می‌کرد و بیشتر می‌توانست برای بشریت مفید باشد. بدیهی است که یک کتاب درسی چشم پزشکی بدون مدرسه و توضیح شفاهی مطالب و آموزش عملی سودی ندارد».

ترجمه‌های اروپایی[ویرایش]

متن کامل عربی این کتاب منتشر نشده است. فقط فصلهای چهارم، دهم، یازدهم و چهل و پنجم آن به صورت تعلیقاتی بر تاریخچة درمان تراخم در عهد باستان و قرون وسطای اسلامی، نوشتة ماکس مایرهوف، در نشریة «انجمن چشمپزشکان مصر»، شمارة ۲۹، انتشار یافته است. وود، آن را به انگلیسی ترجمه کرده که با عنوان یادنامه‌ای در باب ده قرن چشمپزشکی برای استفادة چشمپزشکان جدید منتشر شده است (شیکاگو، ۱۹۳۶). ترجمة آلمانی کتاب تذکرةالکحّالین به قلم هیرشبرگ، یولیوس لیپرت و اوژن میتووخ با عنوان چشمپزشکان عرب بنا بر منابع و مآخذ در دو جلد منتشر شده است (لایپزیک، ۱۹۰۵). بخش مربوط به علم تشریح آن را نیز امیر عارف ارسلان به فرانسوی ترجمه کرده که در نشریة «یانوس»، (شمارة ۸، ۱۹۰۳) چاپ شده است. طی قرون وسطا نیز چاپهای متعددی از ترجمه‌های لاتین این اثر منتشر شده است چنانکه محققی به نام پانسیه رسالهای را در درمان چشم با عنوان مطالبی در باب ضعف چشم از یادداشتهای چشمپزشکی علی بن عیسی منتشر کرده است (پاریس ۱۹۰۳). این رسالة علی بن عیسی، اثری است که بنا به گفتة عدهای، بهترین رسالة عربی در این موضوع است و به قول مایرهوف لازم بود تا قرن نوزدهم صبر کنیم تا به رسالهای بهتر از آن حتی در میان اروپاییان دست یابیم.

پانویس[ویرایش]

  1. سارتون، جورج، مقدمه بر تاریخ علم، ترجمة غلامحسین صدری افشار، دفتر ترویج علوم وزارت علوم و آموزش عالی، ج 1، ص 836.