شش سیگما
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
شش سیگما فلسفه پرطرفدار مدیریتی در سالهای اخیر بودهاست. شرکت موتورولا، در سالهای دهه ۱۹۸۰ برای نخستین بار شش سیگما را رایج ساخت. شرکت الید سیگنال در اوایل دهه ۱۹۹۰ آن را به کار بست و شرکت جنرال الکتریک آن را به پرطرفدارترین فلسفه مدیریتی تاریخ تبدیل نمود.
محتویات |
[ویرایش] تعريف عملي و كلاسيك
شش سيگما يک نگرش منضبط، داده محرک و روشی برای حذف عيبها در هر فرآيند و محصول می باشد. این فرایند از ساخت تا فروش را در برمي گيرد و شامل همه محصول و خدمات ارايه شده از سوی يک سازمان می گردد.
[ویرایش] تفاوت با دیگر روشهای بهبود سازمانی
همه افراد یک سازمان بدون توجه به موقعیت سازمانی باید در پیادهسازی شش سیگما مشارکت داشته و از آن تأثیر پذیرند. برخلاف دیدگاه بسیاری از افراد که شش سیگما را مجموعهای از راز و رمزهای مهارتی معرفی میکنند که تنها قابل دسترسی برای افراد با تحصیلات بالای دانشگاهی است، شش سیگما برای تمامی افراد سازمان قابل فهم است؛ به گونهای که در پایان اجرای آن در یک سازمان، همه افراد مهارتهای خاصی را به دست خواهند آورند. شش سیگما سیستمی است شامل مجموعه از تکنیکها و ابزارهای بهبود مستمر برای تمرکز بر فرآیند ها، تحلیل و مقایسه آنها و تخصیص منابع به فرآیند هایی که نیازمند توجه بیشتر هستند.
وجه مشترک فرآیندهای مختلف یک سازمان این است که کلیه فرآیند در معرض وقوع خرابی هستند. تمام فرآیندها خرابی ایجاد میکنند و این خرابیها باعث دوباره کاری اتلاف هزینه ونیروی انسانی میشود . شش سیگما با تعریف معیار هایی که نشان دهنده میزان خرابی در فرآیند هستند، امکان مقایسه وضعیت عملکردی فرآیندهای مختلف را فراهم می آورد و به سازمان برای تصمیم گیری در مورد محل تمرکز منابع جهت عملکرد بهتر کمک میکند . چرا شش سیگما، چرا پنج سیگما یا هفت سیگما نه؟
از روی عملکرد فرآیند هایی که در سطح جهانی فعالیت میکنند و تحلیلهای آماری انجام شده از روی فرآیندهای واقعی، فرآیند هایی که در سطح شش سگما فعالیت می کنند، نیازهای شمتری را بهتر برآورد می سازند. فرآیندهای پنج سیگما نیازهای مشتری را برآورد نمیسازند و فرآیندهای هفت سیگما نیز ارزش افزوده زیادی ایجاد نمیکنند؛ بنابراین، شش سیگما انتخاب شده است . عدد 4/3 مردودی در یک میلیون فرصت خرابی، نزدیک به خرابی صفر است و در عین حال قابل حصول بوده و میتواند به عنوان دیک هدف واقعی مطرح باشد.
[ویرایش] اصل اساسی شش سیگما
به عنوان اصل و شالوده خود، شش سیگما به تمام افراد سازمان میآموزد که کارآمد و مفیدتر باشند.
[ویرایش] مؤلفههای اصلی شش سیگما
برای رسیدن به اثربخشی و کارآمدی بالاتر با استفاده از روش شش سیگما، سه مؤلفه اصلی مطرح است:
- مؤلفه اول مربوط به راهبرد شش سیگما است. این مؤلفه راهبردی، مسؤولیت مدیر اجرایی است..
- مؤلفه دوم شش سیگما مربوط به تدابیری است که چگونگی عملکرد گروههای پروژه در بهبود یک فرآیند نیمهکاره را نشان میدهد. این مؤلفه از روششناسی مشابه با روش علمی که در مدارس آن را آموختهاید استفاده میکند. روش علمی به تعریف و تبیین یک مسأله، تحلیل علل ریشهای آن و آزمودن تئوریهای بهبود مربوط میشود. در اصل، این روشی است که به منظور بهبود اثربخشی و کارآیی در شش سیگما به کار میرود.
- دیگر مؤلفه کلیدی شش سیگما، مسائل فرهنگی است که با استفاده از آنها در سازمان خود، میتوانید شش سیگما را به چیزی فراتر از مجموعهای از تدابیر و روشها بدل سازید.
[ویرایش] اهداف شش سیگما
- کاهش نوسانات و تغییرات
- کاهش ایرادات
- بهبود بازدهی فرایند
- افزایش رضایت مشتری
- کاهش هزینه ها
- بهبود کیفیت
- روشی سیستماتیک جهت حل مسائل
- تقویت بنیه رقابتی سازمان
- کاهش سیکل زمانی ( تحویل به موقع )
[ویرایش] متدهای شش سیگما
هدف بنيادی روش شش سيگما اجرای راهبردی مبتنی بر اندازه گيری عملکرد است و از طريق اجرای پروژه های بهبود دهنده،شش سيگما سعی در کاهش نوسانات فرآيند و بهبود آن دارد. اين کار به کمک دو روش فرعی در شش سيگما انجام می شود: DMAIC که به صورت "duh-may-ick" (<ˌdʌ ˈmeɪ ɪk>) تلفظ می شود و DMADV که به صورت "duh-mad-vee" (<ˌdʌ ˈmæd vi>) تلفظ می شود دو متد شش سیگما هستند.
فرآيند DMAIC يک سامانه بهبود دهنده برای بهبود فرآيند هايی است که در حال حاضر خارج از مشخصات عملکردی خواسته شده از سوی مشتری يا مديريت ارشد سازمان می باشند. فرآيند DMADV يک سامانه بهبود دهنده برای ايجاد فرآيند يا محصولات جديدی است که مي خواهيم سطح کيفيت آنها شش سيگما باشد. البته زمانی که نتوان عملكرد فرآيند موجود را بيش از سطح فعلی بهبود داد باز از اين روش می توان بهره جست.
هر دوی اين روشها توسط افراد کارآزموده آشنا با شش سيگما اجرا می شوند. دانلود منبع
[ویرایش] ابزارها و روش های مدیریت کیفیت در شش سیگما
بجز دو متد یاد شده شش سیگما از ابزار و روش های دیگری نیز بهره می برد.
|
|
[ویرایش] منبع
George Eckes, Six Sigma for Everyone, John Wiley & Aons, Inc., 2003
| این یک نوشتار خُرد پیرامون مدیریت است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |