سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سازمان راه کارگر سازمانی مارکسیستی و چپ گرا می‌باشد که در جریان انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت و با نام راه کارگر در چهارم تیر ۱۳۵۸ رسماً اعلام موجودیت کرد و درسال ۱۳۶۱ با تغییر اسم , نام سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) را برای خود گزید.

این سازمان عمدتاً از اعضا و هواداران سابق فداییان و مجاهدین مارکسیست تشکیل شد که در زندان دیدگاه خود را نسبت به مبارزه مسلحانه تغییر داده بودند و مواضع ضد مائوئیستی اختیار کرده بودند. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این افراد دور هم جمع شدند و دیدگاه‌های خود را در نشریه رسمی خود به نام «راه کارگر» منتشر کردند.

آن‌ها در تحلیل خود، جمهوری اسلامی را حکومتی مذهبی – بناپارتیستی می‌دانستند.

راه کارگر، پیش از تبعید و بین سال‌های ۱۳۵۸ و۱۳۶۰، در مخالفت هم با لبیرال‌های اسلامی و هم مکتبی‌ها نقش کوچکی ایفا کرد. در این مقطع سازمان دچار انشعاب شد و برخی اعضای آن به حزب توده پیوستند. در نیمه دهه ۶۰، سازمان کوشید خلا ناشی از فروپاشی برخی سازمان‌ها را با ادغام گروه‌های کوچک تر و ارائه یک برنامه و سیاست منسجم پر کند، اما از آن جا که کل جنبش به نقطه از کار افتادگی و اضمحلال رسیده بود، این تلاش‌ها ثمری نداشت.

در سال ۱۹۸۶ بخشی دو تن از مشاوران کمیته مرکزی از جمله محمد آزادگر و تعدادی از اعضای حزب توده که از شوروی به غرب مهاجرت کرده بودند به راه کارگر پیوستند.

در سال ۱۹۸۷ بخش دیگری از اعضای حزب توده که در شوروی تحت عنوان "بیانیه ما" بگرد یکدیگر گرد آمده بودند پس از آمدن به غرب به سازمان راه کارگر پیوستند.

در سال ۱۹۹۶ بهنگام اختلاف نظر پیرامون موضعگیری در قبال اصلاح طلبان سازمان راه کارگر رسماً از ۴ عضو خود خواست که این سازمان را ترک گویند چرا که مواضع آنها در چارچوب مواضع سازمان نمی‌گنجد. کنگره سال ۲۰۰۳ سازمان راه کارگر با رایی بسیار بالا از تصمیم خود انتقاد کرد و اخراج این بخشی از اعضا را ناعادلانه نامید و تصمیم گرفته شد رسماً از این افراد معذرت خواهی شود و از آنها دعوت به همکاری شود.

راه کارگر در سال ۲۰۰۹ دچار انشعابی بزرگ شد. مبنای انشعاب اساساً برپایه اختلافاتی صورت گرفت که از مدت های پیش پیرامون درک از تشکیلات و نوع سازمان یابی، رابطه آن با آزادی اندیشه و بیان مشروط و یا غیرمشروط و بطورویژه درمورد سازمان یک تاکتیکی یا چند تاکتیکی شکل گرفته بود. دو مقاله "گره گاه ها، ضوابط و منطق حاکم بر آنها" نوشته تقی روزبه که شامل هفت سؤال و پاسخ بود و متقابلاً پاسخ محمدرضا شالگونی به هفت سؤال فوق، با عنوان"اختلاف ما" نشان دهنده زمینه ها و دلایل عمده انشعاب در سال ۲۰۰۹ بود. [منبع: [اسناد بحران و انشعاب در «راه کارگر» :[۱] و [۲] - راه کارگر(هئیت اجرائی) و [۳] - راه کارگر(کمیته مرکزی). یا: [۴]

در پی انتشار نامه ای درونی با امضا سی تن از اعضای راه کارگر بخشی از اعضای این سازمان از جمله محمد رضا شالگونی و روبن مارکاریان نظر کمیته مرکزی سازمان برای باقی‌ماندن در راه کارگر و بحث روی اختلافات در کنگره راه کارگر را نپذیرفتند و به همراه بخشی از اعضای راه کارگر خود را راه کارگر نامیدند و رهبری جدیدی را برای بخش منشعب راه کارگر بنام "هیئت اجرائیه سازمان کارکران انقلابی ایران (راه کارگر) تشکیل دادند.

پس از این انشعاب سازمان راه کارگر در کنگره ۲۰۰۹ خود اعلام کرد هیچ دلیل منطقی برای جدایی اعضای جدا شده نمی‌بیند و از بخش منشعب دعوت کرد به سازمان برگردند. در همین کنگره راه کارگر اعلام کرد تشکیلاتی است که تحمل جریانات و فراکسیون های گوناگون نظری را دارد و وجود گرایشات نظری گوناگون و چند گرایشی نظری در تشکیلات را که مرزبندی با جمهوری اسلامی دارند و برای سوسیالیسم از امروز تلاش می کنند از نقاط مثبت راه کارگر می داند و نه نقطه ضعف آن. علی‌رغم جدایی تشکیلاتی دو بخش راه کارگر تغییر خاصی در مواضع سیاسی و نطری هیچیک از این دو بخش بوجود نیامده و هر دو بخش گاهی در همکاری های مشترک از جمله "اتحاد چپ" و ... با هم همکاری می کنند.

از آنجا که بخش منشعب این سازمان با پسوند هیئت اجرائی خود را همچنان سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر) میخواند و طی 4 سال تشابه اسمی این دو سازمان موجب سردرگمی عمومی گشته بود, بخش اصلی سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر) تصمیم گرفت به همان اسم 30 سال گذشته خود رجوع کرده و خود را "راه کارگر" بخواند. زیرا هم تشابه اسمی مشکل بزرگی را ایجاد کرده بود و هم این که به هر حال همه این سازمان را "راه کارگر" می نامیدند. این سازمان در بدو پیدایش خود در ایران هم نام کوتاه "راه کارگر" را داشت. از اینرو اینک خامواده راه کارگر دارای دو سازمان است. سازمان مادر که خود را " سازمان راه کارگر" می نامد و بخش منشعب که به نام پیشین این سازمان فعالیت می کنند. به لحاظ سیاسی هیچگونه اختلاف سیاسی یا ایدئولوژیک میان این دو سازمان وجود ندارد و علت تداوم جدایی اصرار بخش منشعب این سازمان به عدم تحمل گرایشات گوناگون نظری در یک سازمان جپ است.

منابع[ویرایش]