پاپریکا (فیلم ۲۰۰۶)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پاپریکا
Paprikaposter.jpg
پوستر فیلم
کارگردانساتوشی کن
تهیه‌کنندهجونگو ماروتا
ماسائو تاکیاما
نویسندهسِیشی میناکامی
ساتوشی کن
بر پایهپاپریکا
اثر یاسوتاکا سوتسویی
بازیگران
موسیقیسوسومو هیراساوا
تدوین‌گرتاکشی سیاما
شرکت
تولید
توزیع‌کنندهسونی پیکچر انترتینمنت ژاپن
تاریخ‌های انتشار
  • ۲۵ نوامبر ۲۰۰۶ (۲۰۰۶-11-۲۵) (ژاپن)
مدت زمان
۹۰ دقیقه
کشورژاپن
زبانژاپنی
هزینهٔ فیلم۳۰۰ میلیون ین
فروش گیشه۹۴۴٬۹۱۵ دلار

پاپریکا (به ژاپنی: パプリカ Papurika) یک فیلم انیمه در ژانر علمی تخیلی، تریلر روان‌شناختی به کارگردانی ساتوشی کن است که در سال ۲۰۰۶ (محصول کشور ژاپن) استودیو مدهاوس آن را تولید و اکران کرد. فیلم‌نامه این فیلم توسط سِیشی میناکامی و ساتوشی کن بر اساس رمانی به همین نام در سال ۱۹۹۳ از یاسوتاکا سوتسویی به رشته تحریر درآمده است. از صداپیشگان آن می‌توان به مگومی هایاشی‌بارا، تورو اموری، کاتسونوسوکه هوری، تورو فورویا، آکیدو اوتسوکا و کوئیچی یامادرا اشاره کرد.

خلاصه داستان[ویرایش]

دستگاهی‌به نام “DC Mini” اختراع شده که روانشناسان می‌توانند به کمک آن در خواب بیماران خود حاضر شوند و رویاها را تحلیل کنند و به کمک آن روان‌درمانی انجام دهند. به دنبال دزدیده شدن این دستگاه توهمات شدیدی در بین روانشناسان و بیماران ایجاد میشود که خرابی های زیادی را در دنیای واقعیت به وجود می آورد ، دکتر آتسوکو چیبا، به عنوان سرپرست تیمی که بر روی این درمان کار میکند، مسئول پیدا کردن این دستگاه میشود ...

سبک شناسی[ویرایش]

همانند سایر آثار ساتوشی کن، این فیلم از موتیف «رویا و واقعیت» برای به تصویر کشیدن جهانی استفاده میکند که در آن رویاها و واقعیت ها به طور یکپارچه به هم متصل میشوند و مرز بین واقعیت و رویا به شیوه ای واقع گرایانه، نامشخص می شود.از نظر کن، واقعیت و رویا مفاهیم متضادی نیستند بلکه هر دو به این معنا مثل هم هستند که هر دو آن ها "چیز های نقاشی شده" هستند و تنها چیزی که این دو را از هم جدا میکند "آنچه که در هر یک نقاشی شده است" میباشد.

چیزی که پاپریکا را از سایر آثار او متفاوت می کند این است که رابطه عمیق تری بین "رویا" و "واقعیت" نمایش داده میشود. جایی که رویا و واقعیت، هر کدام به وجود دیگری تبدیل میشوند. در این فیلم، "رویا" به عنوان یک 《واقعیتِ تحریف شده ی منعکس کننده ی خواسته هایِ ناخودآگاهِ رویاپرداز》نمایش داده میشود. ایده ی این فیلم این است که با افزودن تحریف هایی در سطح تصویر، "واقعیت" را به "رویا" تبدیل میکند و "رویا" را با اصلاح تحریفات به "واقعیت" تبدیل کند.

در این فیلم، موضوع اصلی کُن، دوگانگی، چندوجهی بودن و تضاد و تعادل بین ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه انسان هاست که او از ابتدا عمداً در فیلم گنجانده بود. رابطه بین آتسوکو و پاپریکا رابطه ای از جنس تضاد و دوگانگی در درون یک شخص است ، همچنین سایر شخصیت پردازی و چینش کاراکتر های دیگر فیلم نیز از همین ایده پیروی میکند.

مفهوم روان‌شناسی انیمه به این می پردازد که با وجود اینکه رؤیا هایی که میبینیم غیرواقعی و اغلب مزخرف هستند اما آن ها از امید ها و ترس ها و احساسات مان سرچشمه میگیرند. با مطالعه ی رویاهای خود، به حقیقت اینکه چه کسی هستیم و چه هدفی داریم، میرسیم. نادیده گرفتن رویاها به معنای نادیده گرفتن بخشی از خودمان است.

توضیح داستان کامل فیلم[ویرایش]

پاپریکا اثری پیچیده است. برای درک پاپریکا، باید چند چیز را مرتب کنیم. اول، آنچه که در حال حاضر وجود دارد و چرا اتفاق میوفتد. دوم، داستان اصلی آتسوکو چیبا. سوم، داستان فرعی مربوط به کاراگاه کوناکوا. زمانی که این سه خط داستانی را از هم جدا کنیم، داستان پاپریکا قابل درک میشود.

نقشه اینوی:ادغام رویاها با واقعیت[ویرایش]

با آنچه در فیلم در حال رخ دادن است شروع میکنیم. خلاصه ی پاپریکا این است که رییس اینوی (شخصیت منفی فیلم) از تکنولوژی برای تسخیر جهان استفاده میکند اما شکست میخورد.این تکنولوژی او شامل حضور در رویا ها و رویا های مشترک و هم چنین ادغام رویاها با واقعیت است.

چرا و چگونه این اتفاق میوفتد[ویرایش]

دستگاه DCMini 1 به شما این امکان را میدهد تا فقط رویای دیگران را تماشا کنید. اما دستگاه DCMini 2 که بسیار پیشرفته تر از نسخه یک عمل میکند، به شما اجازه میدهد که در رویای دیگران حضور پیدا کنید و آن را تجربه کنید. رییس اینوی قصد دارد که از طریق DCMini 2، رویا ها را با واقعیت ترکیب و ساختار جهان را ویران کند.

اینوی که بر روی ویلچر است و قادر به راه رفتن نمیباشد، به رویا ها به عنوان پناهگاهی تکیه کرده است.او که ظاهرا خود را مخالف نفوذ دیسی مینی به دنیای رویا معرفی میکند، در حقیقت میخواهد واقعیت را به رویا تبدیل کند. به این ترتیب او میتواند از محدودیت های خود فراتر رود و به معلولیت جسمی خود غلبه کند. همانطوری که در رویا پاهای او تبدیل به ریشه درختان شده بود و با استفاده از آنها راه میرفت. در آخر رییس اینوی، از بدن دکتر اوسانای استفاده میکند و به شکل کابوس غول پیکر دوباره ظاهر میشود.

آتسوکو چیبا و پاپریکا[ویرایش]

در حالی که شرارت رییس اینوی داستان را پیش میبرد، ما آتسوکو چیبا را دنبال میکنیم. ما تقریبا همه چیز را از طریق او مشاهده میکنیم.به همین دلیل است که نقشه ی اینوی مخفی میماند و در ابتدا متوجه آن نمیشویم. آتسوکو و افراد تیم تحقیقاتی او، درباره پروژه DCMini هیچ ایده ای ندارند که دستگاه دقیقا چه کار های بیشتری به جز روان درمانی، میتواند بکند بنابراین مخاطب هم چیزی نمیداند. ما آتسوکو و دیگران را تماشا میکنیم که بفهمیم چرا یکی از هم تیمی های آن ها از پنجره میپرد، چرا یک نفر دیگرشان گم شده است و معنی رژه هیولایی که در رویا ها اتفاق میوفتد، چیست.

آتسوکو چیبا شبیه رییس اینوی است همانند او در رویاها بسیار آزادتر از واقعیت عمل میکند. چیبا در دنیای رویا در شکل فرد دیگری به نام پاپریکا مشغول به روان درمانی است. ساتوشی کن کارگردان پاپریکا این دوگانگی و تضاد را در کنار هم قرار دادن چیبا و پاپریکا بیان میکند. چیبا دارای مو تیره و بلند و شخصیتی جدی و بی احساس است اما پاپریکا مو روشن و کوتاه دارد و شاد و دلسوز است. آن ها دو روی یک سکه هستند. هر کدام مستقل از دیگری کار میکند ولی میدانند که یک نفر هستند.

تفاوت دکتر آتسوکو با رییس اینوی در این است که اینوی به دنبال جایگزین کردن خودِ رویایی اش به عنوان خودِ واقعی اش میباشد ولی آتسوکو از تقسیم بندی خود راضی است. اما این تقسیم بندی باعث ناتوانی او در ابراز احساساتش شده، چرا که پاپریکا این احساسات را داراست.

نتیجه ی توطئه ی اینوی، پرده ای است که پاپریکا و آتسوکو را از هم جدا میکند. زمانی که اینوی به شکل نهایی خود میرسد و دوباره متولد میشود، آتسوکو و پاپریکا هم یکی میشوند و تولدشان شکل میگیرد و از مرحله ی نوزاد به کودک و به نوجوان و از زن جوان تا بزرگسال میروند.

هر دو شخصیت قهرمان و شرور داستان محدودیت های خود را شکسته اند. پاپریکا/آتسوکو که دوباره متولد شده بود، شکل کابوس اینوی را می خورد و قدرت دگرگونی و متحول شدن خود را به اینوی ثابت میکند. خودِ واقعی آتسوکو از توهم رییس اینوی فراتر است.

کاراگاه کوناکاوا[ویرایش]

حالا به سراغ داستان فرعی کاراگاه کوناکاوا میرویم که از نظر روایت داستان، بسیار گمراه کننده است زیرا که کوناکاوا فیلم را شروع میکند به این معنی که اهمیت داستان او بیشتر از داستان پاپریکا است. پاپریکا او را رویا درمانی میکند. سکانس آغازین فیلم قدرتِ DCMini 2 را نشان میدهد و دوگانگی پاپریکا/آتسوکو را نمایان میکند.

هیچ چیزی در خط داستان اصلی به این بستگی ندارد که کوناکاوا معمای قتل را در راهرو حل کند یا علت کابوس خود را کشف کند. اگر این کار را انجام دهد یا ندهد، اقدامات اینوی و چیبا یکسان باقی میمانند. بنابراین اگر میخواهید فقط وقایع پاپریکا را درک کنید، میتوانید به نوعی همه چیز را که مربوط به کوناکاوا است، نادیده بگیرید.

با این اوصاف، کوناکاوا برای موضوع اصلی پاپریکا بسیار مهم است. به اینوی و چیبا فکر کنید و اینکه چگونه هر یک از آن ها از طریق رویا توانمند شدند. برای اینوی، توانایی راه رفتن دوباره است. برای چیبا، آزادی عاطفی است. داستان کوناکاوا نیز مشابه اینهاست. او نقطه دردناکی دارد که حاضر نیست با آن روبِرو شود یعنی شکست او در فیلمساز شدن و ناتمام ماندن فیلمی که قرار بود با بهترین دوست سابقش که اکنون مرده است، بسازد.

انکار سینما توسط کوناکاوا نتیجه احساس گناه او است. اگر سینما را رَد کند میتواند گذشته اش را هم رد کند و در نتیجه از احساسات منفی ای که در طول سال ها در درونش شکل گرفته، دوری میکند. کابوس های او در رویا، نتیجه ی مستقیم احساسات سرکوب شده اش میباشد که به صورت ماجراجویی های او در فیلمها به نمایش در می آید. مانند جمیز باند، تارزان و ...

در طول فیلم پاپریکا، کوناکاوا با گذشته ی زندگی خود مواجه میشود و معمای کابوس های خود را حل میکند و مانند چیبا، خود را آزاد میکند. نسخه رویاییِ بهترین دوستش، که همان پاپریکای کاراگاه کوناکاوا است، به او میگوید:《 تو هیچ اشتباهی نکردی. تو داستان فیلم ما را در زندگی واقعی تجربه میکنی. برای همین پلیس شدی. این حقیقتی است که از رویا سرچشمه گرفته شده است. این را همیشه به یاد داشته باش.》

به بیان دیگر، نسخه رویاییِ کوناکاوا که همان بهترین دوستش است، عنصرِ مخفیِ خط اصلی داستان را فاش میکند:《این حقیقتی است که از رویا سرچشمه میگیرد.》

پایان بندی[ویرایش]

پاپریکای ساتوشی کن، سه شخصیت اصلی داستان را با سه رابطه بسیار متفاوت با رویاهایشان را به ما نمایش میدهد. کسی که نابود میشود(رییس اینوی)، کسی که متحول میشود(دکتر چیبا) و کسی که به آرامش می رسد(کاراگاه کوناکاوا).

در سکانس پایانی فیلم، هنگامی که کاراگاه کوناکاوا برای تماشای فیلمی به سینما میرود، پوستر سه فیلم قبلی ساتوشی کن( پرفکت بلو، بازیگر هزاره، پدرخوانده‌های توکیو) نشان داده میشود.

میراث[ویرایش]

در سال 2010 فیلم تلقین (Inception) ساخته ی کریستوفر نولان با الهام و ایده گرفتن از این انیمه ساخته شد. بسیاری از منتقدان و طرفداران به شباهت های چشمگیر این دو اثر اشاره کردند.

جشنواره ها[ویرایش]

پاپریکا در 2 سپتامبر 2006 در شصت و سومین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد.این فیلم در چهل و چهارمین جشنواره فیلم نیویورک نمایش داده شد، که در 7 اکتبر 2006 پخش شد. در نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو از 21 تا 29 اکتبر 2006 حضور یافت. همچنین در بیست و هفتمین فانتاسپورتو از 23 فوریه تا 3 مارس 2007 شرکت کرد. این فیلم در جشنواره فیلم ساراسوتا در 21 آوریل 2007 در ساراسوتا، فلوریدا پخش شد.

منابع[ویرایش]

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «(Paprika (2006 film». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۳ ژوئن ۲۰۰۸.

https://filmcolossus.com/

پیوند به بیرون[ویرایش]