مالیات مستقیم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تعریف واقعی مالیات مستقیم در بین حوزه­ های مختلف مالیات­ ستانی متفاوت است با این حال در تعریف کلی، مالیاتی است که بر یک شخص یا دارایی وضع می ­شود و متمایز از مالیاتی است که بر معاملات( مالیات غیر مستقیم ) وضع می­شود.

مالیات بر دارائی[ویرایش]

1:مالیات بر ارث

2:حق تمبر

مالیات بر درآمد[ویرایش]

1:مالیات بر درآمد اجاره

2:مالیات بر درآمد کشاورزی

3:مالیات بر درآمد حقوق

4:مالیات بر درآمد مشاغل

5:مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی

6:مالیات بر درآمد اتفاقی

[۱]

نمونه هايي از ماليات مستقيم[ویرایش]

1)مالیات بر درآمد شخصی :

دو شیوه حدی برای وضع مالیات بر درآمد شخصی وجود دارد:

الف)وضع مالیات بر اقلام مختلف درآمدی به صورت جداگانه: در ایران این شیوه از اعمال مالیات وجود دارد که در آن برای هر یک از اقلام درآمدی( درآمد مشاغل، سود سپرده، درآمد اجاره و غیره )، معافیتها و نرخهای جداگانه اعمال میشود. این شیوه به دلیل سنتی بودن مشکلات عدیده ای را برای سیستم مالیاتی به وجود آورده است. یکی از این مشکلات، عدم وجود ملاحظه عدالتی در این شیوه است.

ب) وضع مالیات بر مجموع درآمد شخص: در اکثر کشورها این شیوه اعمال میشود به این نحو که کل درآمد شخص تجمیع و مشمول مالیات میشود. لذا ممکن است با نرخهای بالاتری به نسبت روش قبلی مشمول مالیات شود.

لازم به ذکر است که این دو شیوه معمولا حدی هستند و کمتر کشوری از این دو شیوه حدی استفاده میکنند در عمل ترکیبی از این دو مورد استفاده قرار میگیرد. با این حال در ایران روش حدی اعمال مالیات بر پایه ها به صورت جداگانه وضع و مورد اجرا قرار میگیرد.

درمالیات برانواع درآمد، هر یک از منابع متعدد درآمد شخصی (مانند حقوق، بهره پول، درآمد املاک، اجاره‌بهای مستغلات، درآمد حاصل از تصدی مشاغل آزاد مانند درآمد پزشکان، وکلای دادگستری و...) معمولاً به طرق و نرخ‌های مختلف مشمول مالیات قرارمی‌گیرد. در مالیات بر مجموع درآمد کلیه عواید شخص ازمنابع مختلف درآمد روی هم محاسبه می‌شود و معمولاً پس از کسر بخشودگی‌های مقرر درقانون با «نرخ‌های تصاعدی» مشمول مالیات قرارمی‌گیرد. به‌طورکلی وصول مالیات برانواع درآمد سهل‌تراست ولی مالیات برمجموع درآمد بیشتر منطبق با عدالت مالیاتی است. ازآن‌ جا که مالیات بردرآمد شخصی به ترتیبی که توضیح داده خواهد شد یک نوع انعطاف‌ پذیری دردریافت مالیات بوجود می‌آورد که یکی از عوامل مهم ثبات اقتصادی محسوب می‌شود، امروزه دراغلب کشورها مالیات بردرآمد مهم‌ترین منبع عواید دولتی به حساب می‌آید. انتقاد وارد بر مالیات بردرآمد شخصی این است که موجب کاهش انگیزۀ فعالیت شخصی و سرمایه‌گذاری مولد می‌گردد. اما مالیات بردرآمد دو جنبه دارد که ممکن است اثرات یکدیگر را خنثی کنند. ازیک سو چون دولت قسمتی از درآمد حاصل ازکار و فعالیت افراد را به عنوان مالیات اخذ می‌کند بدین ‌جهت ممکن است افراد فراغت را به کار و فعالیت بیشتر ترجیح دهند و این عمل ازنظر اقتصادی مفید نمی‌باشد. از سوی دیگر چون مالیات بردرآمد شخصی باعث می‌شود که پس از کسر مالیات، درآمد خالص (درآمد قابل تصرف) کمتری باقی بماند، ممکن است این امر موجب شود که افراد برای حفظ سطح زندگی و میزان مصرف خود برساعات کار بیفزایند و با کوشش و فعالیت بیشتر کمبود درآمد را جبران کنند. اما بی‌شک مالیات بردرآمد شخصی باعث کاهش پس‌اندازهای اختیاری افراد می‌شود و این امر ممکن است موجب تقلیل سرمایه‌گذاری خصوصی شود که باید با سرمایه‌گذاری دولتی جبران شود. [۲]

2)مالیات بر درآمد شرکت‌ها:

از مجموع عواید شرکت، مخارج و هزینه‌های مختلف کسر می‌گردد و درآمد ویژه باقی می‌ماند که به نرخ‌های تصاعدی مشمول مالیات قرارمی‌گیرد. لیکن محاسبه درآمد ویژه شرکت‌ها و نوع هزینه‌هایی که باید کسر شود به سادگی امکان‌پذیر نیست. از طرف دیگر باید میان مالیات و سرمایۀ اولیۀ تشکیل شرکت‌ها تناسب معقولی برقرار گردد تا عدالت مالیاتی رعایت شود؛ به گونه‌ای که شرکت‌های با سرمایۀ اولیۀ کم‌تر مالیات‌ کمتری نسبت به شرکت‌های با سرمایۀ اولیۀ بیشتر بپردازند. برای حل این مسائل روش‌های مختلف مالی و حسابداری به کار گرفته می‌شود. شرکت‌های بازرگانی سعی می‌کنند که قیمت و میزان تولید خود را به نحوی تنظیم کنند که منافع آن‌ها حداکثر شود، پس همیشه این امکان وجود دارد که شرکت‌های مذکور از طریق افزایش قیمت کالای خود قسمتی از مالیات متعلقه را به مصرف‌کنندگان انتقال دهند. چنانچه تقاضا برای کالای مزبور درمقابل افزایش قیمت چندان تغییر نکند (مردم مجبور باشند آن کالا را تهیه کنند و کالا ضروری باشد) امکان انتقال مالیات بیشتراست. مالیات بردرآمد شرکت‌ها از مقدار وجوهی که درسرمایه‌گذاری جدید به کارمی‌افتد می‌کاهد، زیرا این نوع مالیات باعث می‌گردد که از سرمایه‌گذاری مجدد مقدار وجوهی که به عنوان مالیات به دولت پرداخت می‌شود جلوگیری به عمل آید و سود قابل توزیع بین صاحبان سهام نیز کاسته شود. واضح است که کاهش پس‌انداز شرکت و هم‌چنین تنزل پس‌انداز صاحبان سهام به علت تقلیل سود سهام که درنتیجه وضع مالیات حاصل شده است، دربازارپول و سرمایه اثر می‌گذارد و نتیجتاً درکاهش سرمایه‌گذاری مؤثر واقع می‌شود. به همین جهت در بسیاری از کشورها سود توزیع نشده شرکت‌ها از پرداخت مالیات معاف می‌گردد و درتعیین نرخ‌های مالیات بردرآمد شرکت‌ها نیز جانب اعتدال رعایت می‌شود. [۲]

قانون ماليات هاي مستقيم[ویرایش]

تدوین قانون مالیاتها و اعمال آن از دو نظر مهم می باشد، از یک سو نقش مهمی در تامین منابع مالی دولت دارد و از سوی دیگر در تنظیم امور اقتصادی کشور مؤثر است. بنابراین قوانین مالیاتی نه تنها باید متضمن ایجاد درآمدهایی برای دولت باشند، بلکه باید به نحوی وضع گردند که موجب رشد و توسعه اقتصادی کشور شوند. از اهداف دیگری که قوانین مالیاتی باید آنها را دنبال کنند، تحقق عدالت اجتماعی و توزیع برابر درآمد و ثروت در جامعه می باشد.[۳]

سیر تحولات قانون جامع مالیاتهای مستقیم در ایران[ویرایش]

قانون جامع مالیاتها در سال ۱۳۴۵ تصویب گردیده است. این قانون به علت وجود اشکالات متعدد در سالهای ۱۳۶۶ و ۷۱ مورد بازنگری قرار گرفت. با این وجود علیرغم اصلاحات بعمل آمده، قانون مذکور نتوانست از نابسامانی نظام مالیاتی بکاهد. بنابراین در سال ۱۳۷۹ اصلاحیه جدید قانون مالیاتهای مستقیم با فراخوانی از طرف مجلس، با اتفاق نظر کمیسیون اقتصادی مجلس، کارشناسان مرکز پژوهشهای مجلس و کارشناسان مستقل و نمایندگان بخش خصوصی و مسوولان مالیاتی کشور، مورد تایید نمایندگان مجلس قرار گرفت. اصلاحیه مذکور بر قانون مالیاتهای مستقیم متمرکز شده است. این اصلاحیه برای رفع نارساییهای نظام مالیاتی ایران با اصلاحات عمیق قانون مالیاتهای مستقیم سال ۱۳۶۶ وضع شده است و از ابتدای سال ۱۳۸۱ به اجرا درآمد. در این اصلاحیه، نرخ متوسط مالیات از ۵۴ درصد به ۳۵ درصد کاهش یافت.

ویژگیهای قانون مالیاتهای مستقیم ایران[ویرایش]

  1. به استناد قانون مالیاتهای مستقیم ایران از درآمد بهره سپردهها و اوراق مشارکت مالیاتی اخذ نمیشود.( موضوع ماده 145 قانون مذکور )
  2. به استناد این قانون مالیاتی از سود توزیعی سهام ( dividend ) مالیاتی اخذ نمیشود. گر چه در سطح شرکت مالیات موضوع ماده 105 قانون مالیاتهای مستقیم اخذ میشود ولی در سطح اشخاص حقیقی مالیاتی اخذ نمیشود.
  3. از لحاظ اجرایی مالیات بر درآمد شخصی( شخص حقیقی ) به صورت پایه های جدا اعمال میشود و بر خلاف عمده کشورها مالیات بر جمع درآمد در قانون مالیاتهای مستقیم وضع نشده است. عدم وضع مالیات بر جمع درآمد در قانون در کنار اصرار بر اجرای طرح جامع مالیاتی تناقضی آشکار در اجرای مالیات محسوب میشود.
  4. با عدم وضع و اجرای مالیات بر جمع درآمد، هدف عدالت در قوانین مالیاتی جستجو نمیشود.
  5. بالاترین نرخ مالیات بر درآمد شخصی(25 درصد ) در ایران به اندازه قابل توجهی نسبت به سایر کشورها کمتر است که باعث میشود کسب و کار به صورت شخص حقوقی( شرکت ) ثبت نشوند.
  6. نرخ مالیات دستمزد و حقوق( ماده 85 ) کمتر از نرخ مالیات بر سایر درامدها است. نصاب آن نیز متفاوت از سایر درآمدها( ماده 131 ) است که نقض آشکار عدالت افقی در کنار تحمیل مشکلات اجرایی قانون را در خود دارد.
  7. در کل در تصویب قوانین مالیات مستقیم ملاحظه عدالتی مدنظر قرار نگرفته است.

لایحه اصلاح مالیاتهای مستقیم[ویرایش]

لایحه اصلاح مالیاتهای مستقیم که کلیات آن در تاریخ 8 بهمن 1392 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید[۴] شامل موارد زير است:

الف) تعدیل نرخهای مالیاتی: در لایحه اصلاح مالیاتهای مستقیم، نرخهای مالیاتی برای اشخاص حقیقی( ماده 131) کاهش یافته است. این تغییر خود انگیزه کسب و کار شفاف و ثبت شرکتها را کاهش می دهد. هر چه کسب و کار در شکل شخص حقوقی( شرکت) فعالیت نمایند به نفع اقتصاد کشور است. در کل پیش بینی میشود این تغییر به عدم شفافیت منجر شود.

ب) رفع تبعیض های مالیاتی: برخی از معافیتهای مالیاتی که در حال حاضر برای موسسات و نهادهای دولتی وجود دارد، طبق لایحه جدید برای همه سرمایه گذاران و فعالان عرصه اقتصادی، اعم از دولتی و خصوصی، یکسان در نظر گرفته شده است، تا شرایط تبعیض آمیز بین نهادهای دولتی و خصوصی از میان بر

ج) روشهای تشخیص و وصول مالیات بر اساس خود اظهاری و اعتماد به افراد و استناد به حسابرسان متعهد در نظر گرفته شده است. [۳]

سهم ماليات در بودجه ي دولت در ايران[ویرایش]

در حال حاضر نسبت ماليات به توليد ناخالص داخلي ( T/GDP) در کشور 7/6 درصد است و اين در حاليست که متوسط اين رقم در جهان 17 درصد است.شاخص T/GDPدر کشورهاي در حال توسعه هم‌تراز ايران حدود 20 درصد و در کشورهاي توسعه يافته بيش از 20 درصد است و اين در شرايطي است که ايران از نظر شاخص‌هاي اقتصادي جزو 20 کشور اول در شاخص توليد ناخالص داخلي در جهان به شمار مي‌رود.تقريبا 25 درصد توليد ناخالص داخلي مشمول ماليات در کشور از تور ماليات خارج است و اين به آن معني است که حدود يک چهارم اقتصاد کشور ماليات نمي‌پردازد. [۵]

در بودجه سال ۷۹، ۶۴ درصد درآمدهای مالیاتی را، مالیاتهای مستقیم و مابقی، مالیاتهای غیر مستقیم تشکیل داده است. همچنین سهم درآمدهای مالیاتی از مخارج دولت حدود ۲۶ درصد بوده است. سهم مالیاتها از GDP حدود ۶ درصد، از کل درآمدهای عمومی کمتر از ۳ درصد و از هزینه های جاری حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد بوده است. [۶]

از ميان انواع ماليات هاي مستقيم و ماليات غيرمســتقيم سهم ماليات اشخاص حقوقي با 4/50 درصد بيشترين ســهم را دارد و از زيرمجموعه هاي آن نيــز ماليات عملكرد نفت با9/16درصــد و ماليات اشــخاص حقوقي غيردولتي و ماليات معوقه اشــخاص حقوقي دولتي 10 درصد و ماليات علي الحساب اشخاص حقوقــي دولتي كه همان شــركت هاي دولتي به شــمار مي روند با4/7 درصد به ترتيب بيشترين سهم را از ماليات اشخاص حقوقي داراهستند. با مقايسه سهم اين بخش ها ازGDPو سهم مالياتي آنهابه وضوح مشاهده مي شود كه شــكاف بسيار زيادي بين آنها وجود دارد. [۷]

منبع[ویرایش]

http://irmeta.com/meta/b275/t2634/

http://www.agroeco.ir/Forum/agroeco13/topic-t547.html

http://www.agroeco.ir/Forum/agroeco13/topic-t547.html

http://www.aftabir.com/articles/view/economy_marketing_business/financial_economy/c2c1218279954_tax_p1.php/

http://www.aftabir.com/articles/view/economy_marketing_business/financial_economy/c2c1218279954_tax_p1.php/

يك چهارم اقتصادكشور ماليات نمي‌دهد،روزنامه اطلاعات،19تير1392، شماره25636

http://www.aftabir.com/articles/view/economy_marketing_business/financial_economy/c2c1218279954_tax_p1.php/

تركيب نا كار آمد درآمدهاي مالياتي، روزنامه ايران،31 تير1387،شماره 3982