شکیم
| نام دیگر | نابلوس |
|---|---|
| مکان | کرانه باختری |
| گونه | City |
| تاریخ | |
| ساختهشده | ۲۱۰۰ قبل از میلادی. |
| رهاشده | در سال ۶۷ میلادی نابود شد. |
شِکیم(شِخِم) (عبری:שְׁכֶם / שְׁכָם) شهری کنعانی بود که بعداً توسط قوم اسرائیل در سال ۱۴۰۵ قبل از میلاد به رهبری یوشع تسخیر شد و به قبیله مناسه تعلق گرفت. این شهر اولین پایتخت پادشاهی شمالی اسرائیل بود و یکی از دو قلعه مقدس بنی اسرائیل در آن بوده است که هر سال مردان همه قبایل بنی اسرائیل در آنجا جمع میشدند و مراسم عهد را برگزار میکردند. در سال ۱۸۵۵ قبل از میلاد ابراهیم همراه با ساره و برادرزاده اش لوط از آبادیهای تدمور و دمشق گذشتند و به شخم رسیدند و در اینجا به امر یهوه نزدیک بلوط مقدس موره مذبحی برای ئیل ساخت و به سمت دشت نَجَب در جوار صحرای سینا حرکت کرد.
در کتاب مقدس
[ویرایش]موقعیت جغرافیایی
[ویرایش]موقعیت جغرافیایی شکیم در کتاب مقدس به شرح زیر ذکر شده است: شمال بت ال و شیلوه، در راه خروج از اورشلیم به سمت سرزمینهای شمالی (قاضیان ۲۱) در فاصله نزدیکی از مکمته (یوشع ۱۷:۷[پیوند مرده]) و دوتین (پیدایش ۳۷:۱۲) و در منطقه افرایم (یوشع ۲۰:۷) در زیر کوه گریزیم (قاضیان ۹:۶–۷).
تاریخچه
[ویرایش]شکیم شهری کنعانی با تاریخ بسیار کهن بود. اولین اشارت به آن حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد است. اولین اشاره به شکیم در کتاب مقدس در کتاب پیدایش ۱۲:۶ است که در آن ابراهیم به درخت بزرگ موره میرسد و برای خداوند قربانی میکند. در شکیم ابراهیم برای خداوند یک قربانگاه ساخت و خدا بر او آشکار شد و سرزمین را به او و فرزندانش داد (پیدایش ۱۲:۶). در این زمان خداوند عهدی را که با ابراهیم در سرزمین حران بسته بود تأیید کرد و سرزمین کنعان را به او قول داد. واژه شکیم یا شحیم در عبری به معنی شانه است. در ادامه داستان در کتاب مقدس پسران یعقوب (شمعون و لاوی) انتقام تجاوز به خواهرشان دینه را با کشتن تمامی مردم شکیم میگیرند. بعد از این در کتاب خروج، یوشع بن نون قوم اسرائیل را در شکیم جمع کرده و به آنها میگوید که به تورات پایبند باشند. بسیاری اتفاقات مهم در کتاب مقدس نظیر عهد با ابراهیم، چاه یعقوب و مقبره یوسف در شکیم اتفاق افتاده است. این شهر در قرن دهم قبل از میلاد بازسازی شد و پایتخت افرایم گردید. وقتی شاهان پادشاهی شمالی اسرائیل پایتخت خود را به تیرزا و بعد به سامریه منتقل کردند شکیم از رونق افتاد. در عهد جدید عیسی با مردم سامری در شکیم ملاقات میکند. همچنین این شهر احتمالاً توسط حواریون عیسی مورد بازدید قرار گرفته است.
کتاب مقدس عبری (عهد عتیق)
[ویرایش]شکیم برای اولین بار در کتاب مقدس عبری در پیدایش ۱۲: ۶–۸ ظاهر میشود، که میگوید ابراهیم به «درخت بزرگ موره» در شکیم رسید و در همان نزدیکی قربانی کرد. پیدایش، تثنیه، یوشع و داوران شِکیم را بر تمام شهرهای دیگر سرزمین اسرائیل تقدیس میکنند.[۱] 1
در اقامتی بعدی، دو پسر یعقوب، شمعون (شیمون) و لوی، انتقام آدمربایی و تجاوز خواهرشان دینه را از «شکیم پسر حمور حوی، شاهزاده سرزمین» شکیم گرفتند. پسران یعقوب به شکیمیها گفتند که اگر «هر مرد در میان شما ختنه شود، دختران خود را به شما میدهیم و دختران شما را برای خود میگیریم.»[۲] با این حال، هنگامی که شکیمیها با ختنه دسته جمعی موافقت کردند، پسران یعقوب به جز یوسف از این رنج سوءاستفاده کردند و شیمون و لاوی قتلعام تمام مردان شهر را قتلعام کردند و بقیه گنجینههای آنها را غارت کردند و زنان آنها را ربودند.[۳] این امر در نهایت منجر به این شد که شممون و لاوی به دلیل خیانت به اعتماد او، آسیب رساندن به بیگناهان، سوءاستفاده از آیینهای مذهبی و به خطر انداختن قبیله خود در برابر خشم همسایگان، برکت از یعقوب را دریافت نکنند. پس از استقرار بنیاسرائیل در کنعان پس از خروج آنها از مصر، طبق روایت کتاب مقدس، یوشع بنیاسرائیل را در شکیم گرد هم آورد و از آنها خواست تا بین خدمت به خدای ابراهیم که آنها را از مصر رهایی داده بود، یا خدایان دروغینی که اجدادشان در آن سوی رود فرات عبادت میکردند، یا خدایان آموریان که اکنون در سرزمین آنها زندگی میکردند، یکی را انتخاب کنند. مردم تصمیم گرفتند که به خدای کتاب مقدس خدمت کنند، تصمیمی که یوشع آن را در کتاب شریعت خدا ثبت کرد، و سپس او یک سنگ یادبود «زیر بلوطی که در نزدیکی» شکیم بود، نصب کرد.[۴] این بلوط با بلوط موره که ابرام در طول سفرهایش در این منطقه در آن اردو زده بود، مرتبط است.[۵]
شکیم و سرزمینهای اطراف آن به عنوان شهر لاویان به قهاتیان داده شد.[۶]
به دلیل موقعیت مرکزی آن، و همچنین به دلیل حضور در همسایگی مکانهایی که به یاد ابراهیم مقدس شده بودند (پیدایش ۱۲: ۶، ۷؛ ۳۴: ۵)، چاه یعقوب (پیدایش ۳۳: ۱۸–۱۹؛ ۳۴: ۲ و غیره)، و مقبره یوسف (یوشع ۲۴:۳۲)، این شهر قرار بود نقش مهمی در تاریخ اسرائیل ایفا کند.[نیازمند منبع] جِدعون که خانهاش در عُفْرَه بود، از شِکیم دیدن کرد و کنیزش که در آنجا زندگی میکرد، مادر پسرش ابیمَلِک بود (داوران ۸:۳۱). او از یکی از خانوادههای برجسته شکیمی بود که در «اربابان شکیم» نفوذ داشتند (داوران ۹: ۱–۳، متن نسخه استاندارد اصلاحشده جدید و نسخه جدید اصلاح شده کتاب مقدس آمریکایی).[۷]
پس از مرگ جدعون، ابیملک به پادشاهی رسید (داوران ۹: ۱–۴۵). یوتام، کوچکترین پسر جدعون، در کوه جرزیم سخنرانی تمثیلی ایراد کرد که در آن به مردم شکیم در مورد استبداد آینده ابیملک هشدار داد (داوران ۹: ۷–۲۰). سه سال بعد، هنگامی که شهر شورش کرد، ابیملک آن را تصرف کرد، آن را کاملاً ویران کرد و معبد بعل-بریت را که مردم برای نجات به آنجا فرار کرده بودند، به آتش کشید. این شهر در قرن دهم پیش از میلاد بازسازی شد و احتمالاً پایتخت افرایم بود (۱ پادشاهان ۴). شکیم مکانی بود که پس از مرگ سلیمان، [نیازمند منبع] برای گردهمایی قوم اسرائیل و انتصاب پسرش رحبعام به عنوان پادشاه تعیین شد. این گردهمایی با جدایی ده قبیله شمالی پایان یافت و شکیم، که توسط یربعام تقویت شده بود، پایتخت پادشاهی جدید شد (۱ کینگا ۱۲:۱; ۱۴:۱۷; ۲ تواریخ ۱۰:۱).
پس از آنکه پادشاهان اسرائیل ابتدا به ترصه (1 Kings 14:17) و بعداً به سامره نقل مکان کردند، شکیم اهمیت خود را از دست داد و ما تا پس از سقوط اورشلیم (۵۸۷ پیش از میلاد؛ ارمیا ۱۲:۵) از آن چیزی نمیدانیم. وقایع مرتبط با بازسازی، قرار بود آن را دوباره برجسته کند. هنگامی که نحمیا در دومین سفر خود به اورشلیم، نوه کاهن اعظم الیاشیب (احتمالاً مناسی یوسفوس، «عتیقهها»، XI, vii, viii) و به همراه او بسیاری از یهودیان، کاهنان و افراد غیر روحانی را که از شورشیان طرفداری میکردند، اخراج کرد، این افراد خود را به شکیم رساندند؛ سپس یک معبد تفرقهانگیز بر روی کوه گارزیم بنا شد و بدین ترتیب شکیم به «شهر مقدس» سامریها تبدیل شد. دومیها که در حالی که یهودیان ارتدوکس زیر دست سنگین آنتیوخوس چهارم (آثار باستانی، XII, v، ۵، همچنین به آنتینومیانیسم در کتب مکابیان مراجعه کنید) مورد آزار و اذیت قرار نگرفتند و با آغوش باز از هر یاغی که از اورشلیم به نزد آنها میآمد استقبال میکردند (آنتینومیانیسم، XI, viii، ۷)، حدود ۱۲۸ سال قبل از میلاد در برابر یوحنا هیرکانوس سقوط کردند و معبد آنها ویران شد (آثار باستانی، XIII, ix، ۱).
کتاب جودیت که کتاب مقدس کاتولیک رومی، ارتدکس شرقی و سایر کلیساهای مسیحی محسوب میشود، در شهری به نام «بتولیا» قرار دارد. از آنجا که بتولیا وجود ندارد، بهطور گسترده فرض میشود که این نام مستعار شهری دیگر است. رایجترین نظریه این است که شهر بتولیا در واقع همان شکیم است، بر اساس جغرافیایی که در کتاب شرح داده شده است. دایرةالمعارف یهود تا آنجا پیش رفت که اظهار داشت شکیم تنها شهری است که تمام شرایط لازم برای مکان بتولیا را دارد و اظهار داشت: «بنابراین، هویت بتولیا با شکیم فراتر از هرگونه تردیدی است».[۸]
منابع
[ویرایش]- ↑ Yitzakh Magen, "The Dating of the First Phase of the Samaritan Temple on Mt Gerizim in Light of Archaeological Evidence", in Oded Lipschitz, Gary N. Knoppers, Rainer Albertz (eds.) Judah and the Judeans in the Fourth Century B.C.E., Eisenbrauns, 2007 pp.157ff., 184.
- ↑ پیدایش ۳۴:۱۵–۱۶
- ↑ پیدایش ۳۴:۲۴–۳۹
- ↑ یوشع 24: 1-27
- ↑ پیدایش 12: 6
- ↑ یوشع 21: 21
- ↑ تفسیر گیل از داوران 9، دسترسی در 29 اکتبر 2016
- ↑ "دایرةالمعارف یهود - کتاب جودیت".
مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Shechem». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۱ تیر ۹۳٫.