سیلویا پلات

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سیلویا پلات
Sylviaplath1957.jpg
سیلویا پلات سال ۱۹۵۷
زمینهٔ کاری شاعر و رمان نویس
زادروز ۲۷ اکتبر ۱۹۳۲(۱۹۳۲-10-۲۷)
بوستون، ماساچوست
مرگ ۱۱ فوریه ۱۹۶۳ میلادی (۳۰ سال)
لندن، انگلستان
ملیت آمریکایی
علت مرگ خودکشی (با گاز)
جایگاه خاکسپاری کلیسای هپتونستال، یورک‌شر غربی
پیشه نویسنده
سال‌های نویسندگی ۱۹۶۰–۱۹۶۳
همسر(ها) تد هیوز (۱۹۶۳–۱۹۵۶)
فرزندان فریدا ربکا هیوز (زاده ۱۹۶۰)
نیکلاس فرر هیوز (زاده ۱۹۶۲)
صفحه در دادگان فیلم‌ها
امضا Sylvia Plath signature.svg

سیلویا پلات (به انگلیسی: Sylvia Plath) (زاده ۲۷ اکتبر ۱۹۳۲ - درگذشته ۱۱ فوریه ۱۹۶۳)، شاعر، رمان‌نویس، نویسندهٔ داستان‌های کوتاه، و مقاله‌نویس آمریکایی است.

وی بیشتر شهرت خویش را وام‌دار اشعارش است. علاوه بر اشعار، کتاب حباب شیشه که اثری شبه زندگینامه‌ای است که بر مبنای حیات خودش و کشمکش‌هایش با بیماری افسردگی، نوشته شده است نیز کتابی مشهور است.

زندگی‌نامه[ویرایش]

سیلویا پلات در ۲۷ اکتبر ۱۹۳۲ در بیمارستان رابینسون مموریال شهر بوستون ایالت ماساچوست به دنیا آمد. او اولین فرزند اوتو پلات و ارلیا پلات بود. پدرش در پانزده سالگی از قسمت شرقی آلمان که به راهروی لهستانی مشهور بود به آمریکا آمده بود و کرسی استادی زیست‌شناسی را در دانشگاه بوستون در اختیار داشت. مادرش از پدر و مادری اتریشی در بوستون زاده شد و هنگامی که دانشجوی فوق لیسانس ادبیات انگلیسی و آلمانی بود با اتو پلات آشنا شد و باهم ازدواج کردند. سیلویا پلات هشت ساله بود که پدرش - که بسیار ستایش‌اش می‌کرد - را از دست داد. او در کالج اسمیت به تحصیل پرداخت و با نمراتی درخشان از آنجا فارغ‌التحصیل شد.

او در سال (۱۹۵۳) وقتی مادرش به او اطلاع داد که در کلاس نویسندگی فرانک اوکانر پذیرفته نشده به شدت افسرده شد. در ماه اوت همان سال با بلعیدن ۵۰ قرص خواب برای اولین بار اقدام به خودکشی می‌کند ولی برادرش از آن اطلاع پیدا می‌کند و او را به بیمارستان منتقل می‌کند. در آن‌جا چند ماه تحت درمان و روان‌کاوی قرار داشت و تحت مداوا با شوک الکتریکی قرار گرفت. شرح وقایع این روزهای او بعدها دست مایهٔ تنها رمان او یعنی حباب شیشه قرار گرفتند.

در سال‌های بعد، او با استفاده از یک بورس تحصیلی به بریتانیا رفت. در دانشگاه کمبریج با تد هیوز شاعر بلندپایهٔ انگلیسی آشنا شد. ایشان در ژوئن سال (۱۹۵۶) ازدواج کردند.

اولین فرزند این زوج «فریدا»، در آوریل (۱۹۶۰) و دومین فرزندشان «نیکلاس»، در ژانویه (۱۹۶۲) به دنیا آمدند. در این دوران پلات تفاوت میان روشنفکر بودن، همسر بودن، و مادر بودن را درک می‌کند. وی در پاییز ۱۹۶۲ از تد هیوز جدا می‌شود.

Grave of Sylvia Plath - geograph.org.uk - 412470.jpg

سیلویا پلات سرانجام در فوریه ۱۹۶۳ با گاز خودکشی کرد. بسیاری از علاقه‌مندان سیلویا پلات، بی‌بندوباری تد هیوز را عامل از هم پاشیدگی روانی وی و خودکشی او می‌دانند و بارها عنوان هیوز را از روی سنگ قبر او کنده‌اند. ارلیا پلات می‌نویسد که او در ژوئن ۱۹۶۲ به دیدار سیلویا رفته است اما دریافته که کشمکش شدیدی میان دخترش و تد هیوز وجود دارد. او و دیگران این را به رابطه تد هیوز با زنی دیگر و ناتوانی سیلویا در خو گرفتن به این وضع نسبت می‌دادند.

بعد از مرگ پلت[ویرایش]

روز پس از مرگ پلت، حکمی مبنی بر خودکشی او صادر شد. هیوز ازهم پاشیده بود؛ آن ها شش ماه پیش از یکدیگر جدا شده بودند. او نامه ای به یکی از دوستان قدیمی پلت از دانشگاه اسمیت نوشت و گفت: "این پایان زندگی من است. بقیه آن حالت پس از مرگ را دارد."[۱] سنگ قبر پلت در کلیسای محلی سینت توماس حاوی سنگ نوشته ای است که هیوز برای او انتخاب کرد: "حتی میان شعله های شدید آتش، می توان نیلوفر طلایی کاشت." تذکره نویسان متعددی منبع این نوشته را به بهگود گیتا یا زمان بودایی قرن ۱۶ (سفر به باختر) نسبت داده اند. [۲]

بارها افرادی سنگ قبر را بخاطر عنوان "هیوز" مورد تخریب قرار داده اند تا تنها نام "سیلویا پلت" روی آن بماند. زمانی که در سال ۱۹۶۹، اسیا وویل، پارتنر هیوز، خود و دختر ۴سالشان را کشت، این عمل شدت گرفت. اما پس از هر تخریب، هیوز سنگ خراب شده را عوض می کرد. مرگ وویل منجر به این ادعا شد که هیوز با پلت و وویل رفتار توهین آمیزی داشته است.[۳] شاعر رادیکال و فمنیست، رابین مورگان، شعر "تفهیم اتهام" را منتشر کرد که در آن به وضوح هیوز را به جرم قتل پلت متهم می کرد.[۴] دیگر فمنیست ها تهدید کردند که به نام پلت، هیوز را خواهند کشت. [۵]

در سال ۱۹۸۹، زمانی که هیوز هم چنان زیر رگبار جامعه بود، در صفحه نامه های مجلات گاردین و ایندیپندنت مبارزه ای درگرفت. در ۲۰آوریل ۱۹۸۹، هیوز مقاله ای با عنوان "جایی که در آن سیلویا پلت باید به آرامش برسد" نوشت و گفت: "در سال های بعد از مرگ پلت، وقتی پژوهشگران به من نزدیک شدند، من تلاش کردم تا نگرانی به ظاهر جدی آن ها را برای حقیقت راجع به سیلویا پلت جدی بگیرم. ولی خیلی زود چیزی یاد گرفتم. [...] اگر بشدت تلاش می کردم تا دقیقاً ماجرا را برایشان تعریف کنم تا دست از خیالاتشان بردارند، کاملاً محکوم به تلاش برای سرکوب آزادی بیان می شدم. عموماً، تلاش من برای دوری از خیالات مربوط به پلت بعنوان اقدامی برای سرکوب آزادی بیان تلقی می شود [...] نیاز به خیالات مربوط به سیلویا پلت بیش از نیاز به حقایق حس می شود. اینکه این مساله چطور موجب احترام به حقیقت زندگی او (و زندگی من) یا یاد و خاطره اش یا حتی سنت ادبی می شود، نمی‌دانم."[۶]

در ۱۶مارس ۲۰۰۹، نیکولا هیوز، پسر پلت و هیوز، بعد از مدتی افسردگی، خودش را در خانه اش در فربنکس آلاسکا دار زد. [۷]

آثار[ویرایش]

اشعار[ویرایش]

از سیلویا پلات پنج مجموعه شعر مانده است:

رمان‌ها[ویرایش]

یادداشت‌های روزانه[ویرایش]

سیلویا پلات از یازده سالگی تا هنگام مرگش به نوشتن یادداشت‌های روزانه‌اش ادامه داد. مجموعه‌ای از گزیدهٔ یادداشت‌های او که یادداشت‌های سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۲ را در بر می‌گیرد با مقدمه‌ای از تد هیوز و ویراستاری فرانسیس مک‌کالو ۱۹۸۲ به چاپ رسید. البته تد هیوز آخرین یادداشت‌های او را که مرحلهٔ آخر زندگی او را بازگو می‌کردند از بین برده است. او علت این کار را حمایت از فرزندانش عنوان کرده است.

این زندگی نامه خودنوشت اوست. بسیار کامل، پیچیده و دقیق. اینجاست که او می‌کوشد با خودش روراست باشد. در برابر صورت سازی از خود مقاومت می‌کند. سیلویا پلاتی که در اینجا می‌بینیم نزدیکترین فرد به چهرهٔ واقعی او در زندگی روزمره‌اش است. // تد هیوز

آنچه در دست دارید همچون زندگی نامه‌های معمولی فقط شرح زندگی نویسنده نیست. بلکه سرچشمه و منشأ غالب آثار اوست. برای نویسنده‌ای که کارش تا این حد بر جزئیات و ظرایف زندگینامه اش متمرکز است، روابط اهمیتی ویژه دارد. دفتر حاضر چیزی ارائه می‌دهد که از هر زندگینامهٔ خودنوشت مهم‌تر است. از میان این صفحات و عبارات دلنشین صدایی به گوش می‌رسد که مانند اشعار سیلویا پلات صادق و بی نظیر است.

گفتاورد[ویرایش]

«شهرت نمی‌تواند نادیده گرفته شود و هنگامی که از راه می‌رسد، تو همه خوشی‌هایت را فدای آن خواهی‌کرد حتی شوهر و زندگی‌ات را.»[۸]

Fame will come. Fame especially for you.

Fame cannot be avoided. And when it comes

You will have paid for it with your happiness,

Your husband and your life.[۹]

پانویس[ویرایش]

  1. ^  به انگلیسی: Ariel
  2. ^  به انگلیسی: The Bell Jar

منابع[ویرایش]

  1. Gifford, Terry (2008). Ted Hughes. Routledge. p15 ISBN 0-415-31189-6
  2. Carmody and Carmody (1996) Mysticism: Holiness East and West. Oxford University Press ISBN 0-19-508819-0
  3. I failed her. I was 30 and stupid The Observer March 19, 2000 Accessed 2010-07-09
  4. Robin Morgan's Official website Archived 2011-07-19 at the Wayback Machine. Retrieved 9 July 2010
  5. "Rhyme, reason and depression". (16 February 1993). The Guardian. Retrieved 9 July 2010.
  6. Hughes, Ted. "The Place Where Sylvia Plath Should Rest in Peace". Guardian Article. April 20, 1989
  7. "Poet Plath's son takes own life March 23, 2009 BBC article Accessed 2010-07-09.
  8. سیلویا پلات؛ بانوی شعر اعتراف، بی‌بی‌سی فارسی
  9. «Sylvia Plath - Newnham College - University of Cambridge». 
  • سیلویا پلات. حباب شیشه. ترجمهٔ گلی امامی. چاپ اول. تهران: نشر باغ نو، تابستان ۱۳۸۴. ISBN 964-7425-29-5. 
  • [۳]
  • سرود مرغ آتش. سیلویا پلات. زندگی، شعرها و نقد آثار به همراه ترجمه اشعار. رقیه قنبرعلی زاده. نشر گل‌آذین. ۱۳۸۶
  • خاطرات سیلویا پلات. با مقدمه‌ای از تد هیوز. مهسا ملک مرزبان. نشر نی. چاپ دوم. ۱۳۸۶

پیوند به بیرون[ویرایش]