حمید اشرف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حمید اشرف
Hamid Ashraf.jpg
شناسنامه
نام مستعار عباس[۱]
زادروز ۱۰ دی ۱۳۲۵
زادگاه تهران، ایران
تاریخ مرگ ۸ تیر ۱۳۵۵
محل مرگ تهران، ایران
خویشاوندان سرشناس احمد اشرف
تحصیلات دانشجوی مهندسی مکانیک در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران
فعالیت‌ها مبارزهٔ مسلحانه چریکی، با هدف براندازی دودمان پهلوی

حمید اشرف (تولد: ۱۰ دی ۱۳۲۵ تهران، مرگ: ۸ تیر ۱۳۵۵ تهران) از رهبران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود.[۲] از وی به‌عنوان برجسته‌ترین کادر عملیاتی و تشکیلاتی چریک‌های فدایی خلق یاد می‌شود.[۳]

سازمان چریک‌های فدایی در اردیبهشت ۱۳۵۵ ضربات شدیدی را متحمل شد. حدود ۴۰ چریک شهری کشته‌شدند و خانه‌های تیمی زیادی در شهرهای ایران مورد حمله ساواک قرار گرفتند.[۴] با این وجود حمید اشرف، به‌عنوان رهبر سازمان توانسته‌بود از چند درگیری و محاصره بگریزد. پس از کشته‌شدن حمید اشرف ساختار منسجم سازمان چریک‌های فدایی به‌شدت ضربه خورد.[۵][۶] از او دو نوشته به نام‌های جمع‌بندی سه ساله و تجربیات جنگ چریکی در شهر و کوه باقی‌مانده است.

زندگی‌نامه[ویرایش]

حمید اشرف در ۱۰ دی سال ۱۳۲۵ در تهران متولّد شد. او به دنبال مأموریت شغلی پدرش اسماعیل اشرف که کارمند راه‌آهن بود همراه با دیگر اعضای خانوادهٔ خود به تبریز رفت. پدر او در حدفاصل سال‌های ۱۳۳۶–۱۳۳۱ ریاست ایستگاه راه‌آهن تبریز را برعهده داشت. حمید دو برادر و یک خواهر داشت. خانوادهٔ حمید در سال ۱۳۳۸ به تهران بازگشتند و در حوالی میدان ۲۴ اسفند (انقلاب فعلی) ساکن شدند. او در مقاطع اوّل و دوم دانش‌آموز دبیرستان البرز بود امّا به‌دلیل «توهین به مقام سلطنت» و شرکت در اعتراضات دانشجویی از آن مدرسه اخراج شد. سال پنجم دبیرستان را در دبیرستان دارالفنون گذراند و در آن‌جا با عبّاس جمشیدی رودباری، بهمن آژنگ و فرّخ نگهدار همکلاس شد. حمید در سن ۱۷ سالگی و به دنبال رشد جنبش‌های اعتراضی سال‌های ۴۲–۳۹، به گروه بیژن جزنی-حسن ضیاظریفی که یکی از گروه‌های تشکیل‌دهندهٔ سازمان چریکهای فدائی خلق ایران بود پیوست. در سال ۱۳۴۵ برای تحصیل در رشتهٔ مهندسی مکانیک وارد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران شد. در کنار تحصیل و فعالیت‌های مخفی سیاسی به‌صورت جدّی به ورزش نیز می‌پرداخت و مسئول تیم شنای دانشکده و عضو گروه‌های کوهنوردی شد. پس از دستگیری رهبری گروه جزنی-ظریفی در سال ۱۳۴۶، به علت مقاومت رهبران گروه در برابر شکنجه، هویت تعدادی از کادرها برای ساواک فاش نشد. حمید اشرف به همراه غفور حسن پور اصیل موفق به سازماندهی مجدد گروه گردید. هنگامی که علی اکبر صفایی فراهانی، از اعضای گروه جزنی که پس دستگیری رهبران گروه موفق به خروج از کشور و پیوستن به جنبش مقاومت فلسطین شد، به ایران بازگشت با کمال تعجب گروهی حاضر و آماده با تعداد فراوانی کادر زبده شد. حمید اشرف در شناسایی استراتژیک جنگلها و ارتفاعات مازندران و گیلان در تابستان ۱۳۴۹ مشارکت داشت و رابط بین دسته جنگل و دسته شهر بود. قبل از حمله چریکها به پاسگاه سیاهکل، گروه جنگل به وحدت نظری و عملی با گروه مسعود احمدزاده-امیر پرویز پویان-عباس مفتاحی رسید.

پس از عملیات سیاهکل، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران رسماً اعلام موجودیت کرد و از این زمان تا هنگام مرگش حمید اشرف به عنوان عضو رهبری سازمان عمل کرد. در حالی که متوسط عمر یک چریک شهری شش ماه است حمید اشرف توانست با زندگی شش ساله به عنوان یک چریک شهری رکوردی بی‌سابقه از خود به جای بگذارد. در طی شش سال حمید اشرف چهارده بار از محاصره مأموران امنیتی رژیم شاه گریخت به طوری که اسارت یا قتل او به یک آرزوی دیرینه ساواک تبدیل شده بود. حمید اشرف به تهور و بی باکی و شکیبایی و امیدواری زیاد به آرمان‌های سازمان چریکهای فدایی خلق ایران معروف بود و بارها برای نجات چریک‌های محاصره شده به مناطق درگیری می‌رفت. حمید اشرف تنها عضو سازمان چریکهای فدایی خلق است که در حین حیات خود به او لقب «کبیر» داده شد.

بهزاد کریمی دربارهٔ او می‌گوید «حمید اشرف رفیقی بوده که سال‌های معینی مسئولیت بسیار سنگین حفظ سازمان را بر دوش کشید و در مقیاس خودش و در حد توان و امکاناتش در آن سال‌ها کارهای بزرگی برای حفظ سازمان انجام داد.»[۷]

ساواک در سال ۱۳۴۹ برای حمید اشرف و هشت نفر دیگر از فرماندهان سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، صدهزار تومان جایزه تعیین کرده بود.[۸] حمید اشرف در جزوهٔ یک سال مبارزه چریکی در شهر و کوه، مجموع اعضای گروه جنگل را ۲۲ نفر اعلام کرده بود.[۹]

مواضع[ویرایش]

پس از انشعاب ایدئولوژیک در سازمان مجاهدین خلق ایران در بهمن ۱۳۵۴، حمید اشرف، از کشتن مجاهدینی که تغییر ایدئولوژی نداده و مارکسیست نشده بودند، انتقاد کرده و آن را «لطمه‌ای به وحدت صفوف خلق» نامیده بود.[۱۰]

حملات ساواک[ویرایش]

شیوه‌ی فرار حمید اشرف به این صورت بود که ابتدا نارنجک می‌انداخت. نارنجک که منفجر می‌شد، بلافاصله با مسلسل به سمت مأمورین شلیک می‌کرد. از هر طرف که می‌خواست فرار کند پشت سرش هم نارنجک می‌انداخت و در پناه آن می‌کوشید از منطقه دور شود.
پرویز معتمد، مسئول تیم‌های تعقیب و مراقبت و شنود ساواک

«
»
تهران‌نو

در ساعت ۲ بامداد ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۵، ساواک به خانه تیمی در پلاک ۸ در خیابان خیام در منطقه تهران‌نو که حمید اشرف در آن مخفی بود، در سه حلقه یورش برد.[۱۱] در این درگیری، لادن آل‌آقا، مهوش خاتمی، فرهاد صدیقی پاشاکی، احمد رضا قنبرپور، ارژنگ و ناصر شایگان شام‌اسبی (دانه و جوانه) کشته‌می‌شوند، اما حمید اشرف با وجودی که از ناحیه پا زخمی می‌گردد، موفق به فرار می‌شود.[۱۱][۱۲]

کوی کن

حمید اشرف سپس به خانه‌ی تیمی پلاک ۲۳ در کوچه نیازی در ده‌متری شارق می‌رود. خانه که از ارتباط‌های تلفنی‌اش پیشاپیش توسط ساواک شناسایی شده‌بود، پس از ورود حمید اشرف مورد حمله قرار می‌گیرد. حمید اشرف اما موفق می‌شود با کشتن افسری به‌نام شادیاخ، از طریق پشت‌بام از مهلکه بگریزد.[۱۱]

خیابان شارق

ساواک بلافاصله از طریق شنود تلفنی، از حضور حمید اشرف در خانه‌ای تیمی در خیابان شارق مطلع می‌شود و به آن حمله می‌کند. این‌جا نیز حمید اشرف توانست از طریق رفتن به پشت‌بام خانه‌های همسایه که از کوچه‌های دیگر سر در می‌آورد و پس از درگیری سنگین، حلقه محاصره ساواک را شکسته، به همراه صبا بیژن‌زاده، ملیحه زهتاب، عبدالرضا کلانتر و نادره احمد هاشمی فرار کند.[۱۲]

حمید اشرف پس از فرار، بلافاصله یک ستوان و دو پاسبان کلانتری ۶ را کشت و با ماشین گشت و مسلسل آن‌ها، از منطقه گریخت. وی سپس در میدان محسنی، سرهنگ فرداد، رئیس کلانتری قلهک و پاسبان‌های همراهش را به گلوله بست و کشت.[۱۱]

شهرآرا
اکبرآباد

مرگ[ویرایش]

هر وقت عواملی از این سازمان دستگیر و یا در درگیری کشته می‌شدند، شاه می‌پرسید با حمید اشرف چه کرده‌اید؟
کتاب در دامگه حادثه، خاطرات پرویز ثابتی، ص ۲۴۸

«
»

در ۸ تیر ۱۳۵۵، حمید اشرف پس از شش سال فعالیت مسلحانه، در جلسه مرکزیت سازمان در خانه تیمی مهرآباد جنوبی در تور ساواک گرفتار و به همراه ۱۰ تن دیگر از هم‌رزمانش کشته‌شد.[۱۳][۳] به گفته مهدی سامع، او و زهرا آقانبی قلهکی را از زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری برای شناسایی جسد حمید اشرف، به خانه مهرآباد جنوبی بُرده بودند.[۱۴] او را در قطعه ۳۹ ردیف ۲۵ شماره ۱ در گورستان بهشت زهرای تهران دفن کردند.

پیکر بی‌جان حمید اشرف

ادعای قتل «دانه و جوانه»[ویرایش]

یکی از موارد جنجالی دربارهٔ حمید اشرف، ادعایی است که وی در جریان محاصرهٔ خانهٔ تیمی‌شان در محله‌ی تهران‌نو، دو کودک به نام‌های ناصر و ارژنگ شایگان (معروف به دانه و جوانه) را کشت تا در صورت موفقیت‌آمیز بودن فرارش از تور ساواک، آن دو کودک چهره‌اش را برای ساواک شناسایی نکنند.[۱۵]
فاطمه سعیدی، مادر یکی از آن دو کودک، می‌گوید «ساواکی‌ها قبلاً می‌گفته‌اند که بچه‌ها در درگیری متقابل کشته شده‌اند و چند روز بعد از ماجرا بود که آن روایت رسوا را جعل کردند.»[۱۶]

پس از مرگ[ویرایش]

احمد اشرف، برادر بزرگ‌تر او، بعدها یکی از پژوهش‌گران و نویسندگان برجستهٔ حوزهٔ علوم اجتماعی ایران شد.

فرج سرکوهی منتقد ادبی و روزنامه‌نگار ایرانی، نقل کرده‌است که فریدون فرخزاد پس از کشته‌شدن حمید اشرف با دسته‌گل به دیدار مادر او رفت و همین دلیل اخراج او از رادیو ایران شد.[۱۷]

سنگ‌ قبر حمید اشرف

در فرهنگ عامه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند، ایرج مصداقی
  2. سمیناری برای تجلیل از حمید اشرف یا نقد جنبش چریکی؟، دویچه وله فارسی
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ضربه۵۵؛ از زمستان شمال تا تابستان تهران، بی‌بی‌سی فارسی
  4. فقط توانستم دست برادرم را بفشارم، بی‌بی‌سی فارسی
  5. بازخوانی پرونده فداییان خلق، رادیو زمانه
  6. یاد بعضی نفرات...، بی‌بی‌سی فارسی
  7. گفتگو با بهزاد کریمی و قربانعلی عبدالرحیم‌پور (مجید) در بارهٔ کتاب «شورشیان آرمانخواه»
  8. زندگی دوشادوش مرگ روایتی از جنبش چریکی حلقه تبریز - هژیر پلاسچی
  9. سیاهکل: «شکستی که حماسه شد»، بی‌بی‌سی فارسی
  10. خط مشی سیاسی فداییان و حکومت پهلوی، بی‌بی‌سی فارسی
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ جنگ و گریز ساواک با «چریک افسانه‌ای»‌ حمید اشرف از نگاهی دیگر، رادیو زمانه
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ یاد مانده‌هایی از زندگی چریکی، بی‌بی‌سی فارسی
  13. طاهره خرّم، محمّدرضا یثربی، غلامعلی خرّاطپور، علی‌اکبر وزیری، محمّدمهدی فوقانی، یوسف قانع خشکه بیجاری، فاطمه حسینی، عسگر حسینی ابرده و محمّد حسین حقنواز
  14. سه رویداد: تختی، حمید اشرف و سالگرد سیاهکل، بی‌بی‌سی فارسی
  15. جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر، رادیو زمانه
  16. پرده‌ای دیگر از چشم‌بندی‌های «سربازان گمنام امام زمان» - نشریه آرش - صفحه۴ صفحه ۵
  17. فریدون فرخزاد، ترکیبی از تناقض های پیچیده، بی‌بی‌سی فارسی
  18. بازآفرینی مرگ از عشقی و فرخی تا حمید اشرف و مرضیه اسکویی؛ عکس‌های آزاده اخلاقی، بی‌بی‌سی فارسی
  19. گفتگو با حمید شوکت پیرامون ضرورت تک نگاری‌های تاریخی - سیاسی
  20. معرفی کتاب "بذرهای ماندگار" از اشرف دهقانی، " دادی بر بیداد!"

پیوند بیرون[ویرایش]