حمید اشرف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حمید اشرف

حمید اشرف (تولد: ۱۰ دی ۱۳۲۵ تهران، مرگ: ۸ تیر ۱۳۵۵ تهران) از رهبران سازمان چریکهای فدایی خلق بود. حمید اشرف عضو گروه جزنی-ظریفی بود که پس از دستگیری رهبری گروه در سال ۱۳۴۶ بقایای گروه را به همراه غفور حسن پور اصیل سازماندهی کرد. پس از بازگشت علی اکبر صفایی فراهانی، از دیگر اعضای گروه جزنی-ظریفی که موفق به فرار و پیوستن به جنبش مقاومت فلسطین شده بود، گروه جنگل با استفاده از کادرهای گروهیی که حمید اشرف آماده کرده بود تشکیل شد.

زندگی‌نامه[ویرایش]

حمید اشرف در ۱۰ دی سال ۱۳۲۵ در تهران متولّد شد. او به دنبال مأموریت شغلی پدرش اسماعیل اشرف که کارمند راه‌آهن بود همراه با دیگر اعضای خانوادهٔ خود به تبریز رفت. پدر او در حدفاصل سال‌های ۱۳۳۶–۱۳۳۱ ریاست ایستگاه راه‌آهن تبریز را برعهده داشت. حمید دو برادر و یک خواهر داشت و برادر بزرگ‌تر او احمد اشرف بعدها یکی از پژوهش‌گران و نویسندگان برجستهٔ حوزهٔ علوم اجتماعی شد. خانوادهٔ حمید در سال ۱۳۳۸ به تهران بازگشتند و در حوالی میدان ۲۴ اسفند (انقلاب فعلی) ساکن شدند. او در مقاطع اوّل و دوم دانش‌آموز دبیرستان البرز بود امّا به‌دلیل «توهین به مقام سلطنت» و شرکت در اعتراضات دانشجویی از آن مدرسه اخراج شد. سال پنجم دبیرستان را در دبیرستان دارالفنون گذراند و در آن‌جا با عبّاس جمشیدی رودباری، بهمن آژنگ و فرّخ نگهدار همکلاس شد. حمید در سن ۱۷ سالگی و به دنبال رشد جنبش های اعتراضی سال های 42-39، به گروه بیژن جزنی-حسن ضیاظریفی که یکی از گروههای تشکیل‌دهندهٔ سازمان چریکهای فدائی خلق ایران بود پیوست. در سال ۱۳۴۵ برای تحصیل در رشتهٔ مهندسی مکانیک وارد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران شد. در کنار تخصیل و فعالیت‌های مخفی سیاسی به‌صورت جدّی به ورزش نیز می‌پرداخت و مسئول تیم شنای دانشکده و عضو گروه های کوهنوردی شد. پس از دستگیری رهبری گروه جزنی-ظریفی در سال ۱۳۴۶، به علت مقاومت رهبران گروه در برابر شکنجه، هویت تعدادی از کادرها برای ساواک فاش نشد. حمید اشرف به همراه غفور حسن پور اصیل موفق به سازماندهی مجدد گروه گردید. هنگامی که علی اکبر صفایی فراهانی، از اعضای گروه جزنی که پس دستگیری رهبران گروه موفق به خروج از کشور و پیوستن به جنبش مقاومت فلسطین شد، به ایران بازگشت با کمال تعجب گروهی حاضر و آماده با تعداد فراوانی کادر زبده شد. حمید اشرف در شناسایی استراتژیک جنگلها و ارتفاعات مازندران و گیلان در تابستان ۱۳۴۹ مشارکت داشت و رابط بین دسته جنگل و دسته شهر بود. قبل از حمله چریکها به پاسگاه سیاهکل، گروه جنگل به وحدت نظری و عملی با گروه مسعود احمدزاده-امیر پرویز پویان-عباس مفتاحی رسید پس از عملیات سیاهکل،سازمان چریکهای فدایی خلق ایران رسما اعلام موجودیت کرد و از این زمان تا هنگام مرگش حمید اشرف به عنوان عضو رهبری سازمان عمل کرد. در حالی که متوسط عمر یک چریک شهری شش ماه است حمید اشرف توانست با زندگی شش ساله به عنوان یک چریک شهری رکوردی بی سابقه از خود به جای بگذارد. در طی شش سال حمید اشرف چهارده بار از محاصره ماموران امنیتی رژیم شاه گریخت به طوری که اسارت یا قتل او به یک آرزوی دیرینه ساواک تبدیل شده بود. حمید اشرف به تهور و بی باکی و شکیبایی معروف بود و بارها برای نجات چریک های محاصره شده به مناطق درگیری می رفت. حمید اشرف تنها عضو سازمان چریکهای فدایی خلق است که در حین حیات خود به او لقب «کبیر» داده شد.

بهزاد کریمی دربارهٔ او می‌گوید «حمید اشرف رفیقی بوده که سال‌های معینی مسئولیت بسیار سنگین حفظ سازمان را بر دوش کشید و در مقیاس خودش و در حد توان و امکاناتش در آن سال‌ها کارهای بزرگی برای حفظ سازمان انجام داد.»[۱]

حمید اشرف به خاطر شکیبایی و امیدواری زیاد به آرمان‌های سازمان چریکهای فدایی خلق ایران مشهور بود. از او دو نوشته به نام‌های جمع‌بندی سه ساله و تجربیات جنگ چریکی در شهر و کوه منتشر شده است. ساواک عکس او و هشت نفر از سران سازمان چریکهای فدایی خلق ایران را بر دیوارهای تهران چسبانده و در روزنامه‌ها منتشر کرده بود و برای زنده یا مرده هر کدام صدهزار تومان جایزه گذاشته بود.[۲] یکی از موارد جنجالی که سازمان ساواک دربارهٔ حمید اشرف منتشر کرد این بود که ساواک مدعی شد حمید اشرف در جریان محاصره خانه تیمی شان در تهران نو دو نوجوان شایگان را کشت تا بعد از فرارش او را لو ندهند. اما شاهدی وجود نداشته است که این موضوع را گزارش دهد و دیگران این موضوع را رد می‌کنند و آنرا حربه تبلیغاتی ساواک می‌دانند. در این ماجرا حداقل چهار نفر کشته شدند. فاطمه سعیدی، مادر یکی از آن دو نوجوان، می‌گوید «ساواکی‌ها قبلاً می‌گفته‌اند که بچه‌ها در درگیری متقابل کشته شده‌اند و چند روز بعد از ماجرا بود که آن روایت رسوا را جعل کردند.»[۳]

حمید اشرف در هشتم تیر ۱۳۵۵ در جریان حملهٔ ساواک به محل نشست مسئولین سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در خانه‌ای تیمی در مهرآباد جنوبی به همراه ده تن دیگر (طاهره خرّم، محمّدرضا یثربی، غلامعلی خرّاطپور، علی‌اکبر وزیری، محمّدمهدی فوقانی، یوسف قانع خشکه بیجاری، فاطمه حسینی، عسگر حسینی ابرده و محمّد حسین حقنواز) کشته شد.[۴][۵] او را در قطعه ۳۳ بهشت زهرا به خاک سپردند.

درباره[ویرایش]

دربارهٔ زندگی و مبارزات حمید اشرف کتاب‌های اندکی نوشته شده است. از این جمله می‌توان به بخش‌هایی از کتاب "بذرهای ماندگار" نوشتهٔ اشرف دهقانی اشاره کرد.[۶][۷] در سال ۱۳۹۰ کتابی الکترونیکی با نام «حمید اشرف؛ آمیزهٔ سرود و فلز»[۸] توسّط انتشارات نشریهٔ آلترناتیو منتشر شد که به زندگی مبارزاتی و آثار حمید اشرف می‌پردازد. این کتاب تا زمان انتشار، تنها کتابی بود که منحصراً دربارهٔ حمید اشرف منتشر شده بود.

منابع[ویرایش]

پیوند بیرون[ویرایش]