کله‌پاک‌کن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کله‌پاک‌کن

پوستر فیلم
کارگردان دیوید لینچ
تهیه‌کننده دیوید لینچ
نویسنده دیوید لینچ
بازیگران جک نانس
شارلوت استوارت
موسیقی دیوید لینچ
فتس والر
پیتر آیورز
فیلم‌برداری فردریک المز
هربرت کاردول
تدوین دیوید لینچ
توزیع‌کننده لیبرا فیلیمس
تاریخ انتشار ۱۹ مارس ۱۹۷۷
مدت زمان ۸۹ دقیقه
زبان انگلیسی
بودجه $۱۰۰٬۰۰۰
صفحه در وب‌گاه IMDb

کله‌پاک‌کن، فیلمی است سورئال به نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی دیوید لینچ با بازی جک نانس، شارلوت استوارت، جین بیتس، جودیت آن رابرتس و لارل نیر. ساخته شده به سال ۱۹۷۷.

در سال ۲۰۰۴، کتابخانه ملی کنگره ایالات متحده آمریکا، فیلم را برای حفاظت در فهرست ملی ثبت فیلم برگزید. فیلم به طریقه سیاه و سفید تهیه شده‌است. کله‌پاک‌کن، اولین فیلم بلند دیوید لینچ بود که پس از چند کار کوتاه آن را کارگردانی کرد. ساخت فیلم با حمایت بنیاد فیلم آمریکا در دورانی که لینچ در آنجا مشغول به تحصیل بود صورت گرفت و در نهایت هفت سال طول کشید. فیلم حول هنری اسپنسر (جک نانس) پیش می‌رود که در چشم اندازهای متروکه صنعتی با کودک ناقصش که شکل و شمایلی غیر معقول دارد رها شده. در طول فیلم اسپنسر با رویاها و یا توهمات در مورد بچه و زن داخل رادیاتور مواجه می‌شود.

بخش اصلی ساخت کله پاک کن به خاطر مشکلات مالی چندین سال به طول انجامید و کمک‌های فیسک و همسرش سیسی اسپیسک پیشروی کار را میسر کرد. فیلمبرداری این اثر در چند لوکیشن مطعلق به بنیاد فیلم آمریکا در کالیفرنیا از جمله گریستون مانشن و تعدادی اصطبل متروک که لینچ در آنها زندگی می‌کرد انجام شد. لینچ و طراح صدا آلن اسپلت به مدت یک سال بر روی صدای این فیلم در استودیو فیلم که صدا بندی شده بود کار کردند. موسیقی متن کله پاک کن شامل آهنگ «در بهشت» (به انگلیسی: In Heaven) که توسط پیتر آیورز برای این فیلم نوشته شده بود و همینطور موسیقی ارگ از فتس والر می‌باشد.

در آغاز جمعیت کوچکی فیلم را دیدند و توجه چندانی بدان نکردند. کله پاک کن پس از چندین پخش طولانی به صورت فیلم نیمه شب مورد توجه قرار گرفت. از زمان پخش فیلم این اثر با نقدهای مثبتی روبرو شده. تصاویر سوررئال و گرایش‌های جنسی نهفته در درونمایه فیلم عناصری کلیدی محسوب می‌شوند.

درونمایه[ویرایش]

طراحی صدای کله پاک کن از عناصر کلیدی آن محسوب می‌شود. فیلم شامل مشخصه‌های بصری برجستهٔ متعددی می‌باشد که با صداهای اطرافشان نیز هماهنگ هستند. همانطور که "فریادهای آهسته و ممتد" و "چشم اندازهای شنیداری محرک خیال" با آن هماهنگ هستند. سر و صدای مناطق صنعتی در پس زمینهٔ همهٔ صحنه‌های فیلم شنیده می‌شود و فضایی تحدید آمیز و اعصاب خورد کن ایجاد می‌کند. از این روند درکارهایی مانند هفت دیوید فینچر و فیلم کمدی بارتون فینک ساختهٔ برادران کوئن هم تقلید شده. جیمز ویرزبکی در کتابش موسیقی، صدا و فیلمساز از این صدای مزاحم پیاپی اینگونه یاد می‌کند: "سبک صوتی در سینما به شکل شاید حاصلی از تخیلات اسپنسر" و موسیقی متن را "به طرزی بی رحمانه بی قید در تفاوت میان واقعیت و خیال." توصیف می‌کند. این فیلم همچنین آغازی بر حرکت دیوید لینچ به سمت پیوند دادن موسیقی حقیقی فیلم (موسیقی ای غیر از موسیقی پس زمینه که قسمتی از فیلم و اتفاقات آن است و شخصیت‌های فیلم می‌توانند آن را بشنوند.) با رویاها و خیالات می‌باشد. مانند وقتی که زن داخل رادیاتور در توالی طولانی رویاهای اسپنسر "در بهشت" را می‌خواند. این رویه در اپیزود دوم توئین پیکس هم وجود دارد که موسیقی حقیقی فیلم از رویاهای یکی از کاراکترها به افکار در حین بیداری او وارد می‌شود. و همچنین در مخمل آبی همین تکنیک در آهنگ "در رویاها" از روی اوربیسن تکرار شده.

کله پاک کن همچنین برای درونمایه‌های قوی جنسی مورد توجه واقع شده است. در آغاز فیلم تشکل جنین دیده می‌شود سپس هنری اسپنسر را شخصیتی می‌بینیم که از سکس می‌هراسد اما محسور آن می‌شود. حضور مکرر موجودات اسپرم مانند در همهٔ صحنه‌های سکس فیلم دیده می‌شود. جذبهٔ ظاهری زن داخل رادیاتور وقتی که در حین اجرای قطعه موسیقی اش با خشونت شروع به له کردن موجودات اسپرم مانند اسپنسر می‌کند و به نگاه خیره او خشمگین می‌شود از بین می‌رود. دیوید جی اسکل در کتابش نمایش هیولا: تاریخچه‌ای فرهنگی از ژانر وحشت فیلم را اینگونه توصیف می‌کند: "در این فیلم تولید مثل انسان همانند فریک شویی متروکه نشان داده شده، کاری که فقط مناسب دوزخیان می‌باشد." و به خصیصه‌ای متفاوت از زن داخل رادیاتور اشاره می‌کند و به او به این شکل می‌نگرد: "بسیار مشتاق برای جلب نظر بیننده‌ای نادیده." مارک الین استوارت در کتابش با نام دیوید لینچ رمزگشایی شده زن داخل رادیاتور را ناخود آگاه اسپنسر در نظر می‌گیرد؛ تجلی ای از میل خودش برای کشتن بچه که پس از این کار او را در آغوش می‌گیرد گویی برای اینکه که خیالش را راحت کند که کار درستی انجام داده.

در طول فیلم اسپنسر گونه‌ای سکون صلح طلبانه و جبری گرایانه از خود نشان می‌دهد و بدون سعی برای ادارهٔ اتفاقات محیط اطرافش به آن‌ها اجازه پیش روی می‌دهد. این رفتار منفعلانه در تنها اقدام وی در نقطه اوج فیلم به پایان می‌رسد؛ زندگی تحت کنترل و تحکم آمیز وی را به عمل بچه کشی وا می‌دارد. منتقدانی همچون کولان اودل و میشل لوبلان به این سکون به شکل پیشاهنگی بر داستان مصور عصبانی‌ترین سگ دنیا نوشته دیوید لینچ می‌نگرند.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Eraserhead»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۴).

پیوند به بیرون[ویرایش]