مه ۱۹۶۸ فرانسه
جنبش دانشجویی-کارگری مه ۱۹۶۸ فرانسه به مجموعه حوادثی اطلاق میشود که در طول ۴ هفته در ماه مه سال ۱۹۶۸ در فرانسه رخ داد، نقطه اوج این جنبش در فاصله یک هفتهای سوم تا دهم ماه مه به وقوع پیوست، خیزشی که از اعتراض یک گروه دانشجویی شروع شده بود، میلیونها نفر از مردم شهرنشین فرانسه را به میدان مبارزه کشاند.[۱]
هرچند رویدادهای مه ۱۹۶۸ فرانسه هرگز به عنوان انقلاب شناخته نشد ولی تأثیر آن بر روابط انسانی و زندگی مدنی جامعه از هیچ انقلابی کمتر نبود. در مورد جنبش ۱۹۶۸ نظرات و عقاید متفاوت و متضادی مطرح میشود، برخی آن را گسترش دامنه آزادی و شکوفایی و بالندگی انقلاب کبیر فرانسه تعبیر کردند و در برابر برخی دیگر جنبش را غوغای عوام، روانپریشی تودهای یا کارناوال نام نهادند.[۲][۳]
روز شمار مه ۶۸[ویرایش]
بیست و سوم آوریل[ویرایش]
درگیری خیابانی، در پی اعلامیه گروههای چپ مبنی بر عدم شرکت در امتحانات معارف دینی. یک دانشجوی راستگرا مجروح شد. پلیس، کوهن بندیت را مسئول آن دانست و او را برای بازجویی فراخواند.
بیست و پنجم آوریل[ویرایش]
(پنجشنبه) - پلیس برای اولین بار پس از ۳۰ سال برای جدایی دانشجویان چپ و راست مداخله کرد.
بیست و هشتم آوریل[ویرایش]
(یکشنبه) - راهپیمایی CVN در اعتراض به برپایی نمایشگاهی در حمایت از ویتنام جنوبی.
رئیس دانشگاه نانتری، گرافین، دانشکدهها را دو روز زودتر از شروع عید پاک تعطیل میکند، یک آمفی تئاتر را به نام چه گوارا میکند. که با عدم استقبال دانشجویان مواجه میشود: «ما به هدایای کوچک احتیاجی نداریم، ما هر ساختمانی را که نیاز داشته باشیم، به دست میآوریم».
دوم می[ویرایش]
(پنج شنبه) - ژرژ پیمپیدو پاریس را به مقصد تهران برای سفری ده روزه ترک میکند.
حمله دانشجویان شبه نظامی راستگرا، موسوم به «اکسیدانت»، به مرکز اصلی MAU.
اشغال آمفی تئاتر به دست ۳۰۰ تن از «خشمگینها» (گروه رادیکال آنارشیست به رهبری دانیل کوهن بندیت) و نمایش فیلمی از زندگی چه گوارا.
کوهن بندیت و پنج تن از دوستانش برای حضور در کمیته انضباطی دانشگاه پاریس در روز ۶ می احضار میشوند.
رئیس گرافین بار دیگر دانشگاه را به مدتی نامعلوم تعطیل میکند.
سوم می[ویرایش]
(جمعه) - بعد از ظهر، ۵۰۰ دانشجوی چپی در حیاط دانشگاه سوربن تجمع میکنند. این عده شامل اعضا UNEF، JCR، FER و افراد جنبش ۲۲ مارس و MAU به همراه رهبرانشان، که عضو شورای انقلاب بودند، میشد. هدف تجمع در ظاهر، اعتراض به تعطیلی دانشکده ادبیات نانتری بود اما در واقع در اعتراض به احضار کوهن بندیت و دوستانش بود. آنها یک گروه انتظامات مسلح به تکههای چوب و آهن را تشکیل میدهند و شعارشان این است: «مشت عکسالعمل طبیعی در برابر سیاست موجود است.»
تصمیم مشترک رئیس دانشگاه سوربن، ژان روشه، و وزیر آموزش عالی، آلن پرفیت، مبنی بر اجازه ورود پلیس به دانشگاه. حدود ۴٫۵ بعد از ظهر، پلیس تجمع کنندگان را محاصره میکند. رهبران تجمع تصمیم میگیرند به تجمع خاتمه بدهند. پلیس آنها را در دستههای ۲۵ تایی به سمت کامیونهای قفسدار هدایت میکند.
«سکوت مرگباری همه جا را فراگرفته بود... همزمان با خروج اولین کامیون پلسی از سوربن همراه با سرنشینان ساکت و آرامش، موج جمعیت به حرکت درآمد. ابتدا سر و صداها و فریادهای پراکندهای بلند شد و آنگاه سرود ریتمیک اتوبوس زندان خوانده شد و حرکت برق آسایی آغاز شد؛ «مرگ بر سرکوبگر!»، اولین سنگ پرتاب شد...»
صدها تن مجروح و ۵۹۶ نفر بازداشت شدند. در پایان هفته چهار نفر به دو ماه حبس محکوم شدند. دانشجویان خواستار آزادی دوستانشان بودند و رئیس سوربن، روشه، دانشگاه را تا اطلاع ثانوی تعطیل اعلام کرد. در اعتراض به آن UNEF، صدو شصت هزار دانشجوی دانشگاههای پاریس را برای تظاهراتی در روز دوشنبه (۶ می) فراخواند.
در این روز، پاریس –پایتخت صلح جهان- به عنوان محل برگزاری مذاکرات صلح ویتنام انتخاب و معرفی شد.
ششم می[ویرایش]
(دوشنبه) - ساعت ۹ صبح، ۴ الی ۵ هزار دانشجو به دعوت UNEF در تجمع شرکت میکنند.
دانیل کوهن بندیت و دوستانش تا ساعت ۱ در جلسه کمیته انظباتی بودند. او که سوربن را برای شرکت در راهپیمایی ترک میکرد، مختصر و مفید گفت: «ما در آنجا به مدت ۴ ساعت شاهد خنده و جوک و طنز بودیم».
برای اولین بار پس از خاتمه جنگ الجزایر، چند تن از اساتید نیز با دانشجویان به راهپیمایی پرداختند. دانش آموزان نیز به رهبری CAL در آن شرکت داشتند.
تا ساعت ۳ بعد از ظهر اوضاع آرام بود. اما وقتی دانشجویان خواستند به سمت سوربن بروند، خودروهای پلیس راه آنها را سد کرد و آنها را عقب راند. این سرآغاز ۱۲ ساعت درگیری مداوم و زد و خورد بود.
«شواهد زیادی... نشان میدهد خیلی از افرادی که در این درگیریها شرکت داشتند کسانی بودند که از جنبش، حرف و خواسته دانشجویان اطلاع چندانی نداشتند بلکه بیشتر به خاطر رفتار خشونت بار پلیس و عمل وحشیانه آنها به جنبش پیوسته بودند.» [۴]
«خواستههای دانشجویان هیچ نشانی از اتوپیا(آرمانشهر) نداشت و لذا به هیچ وجه سرپیچی از نظام اجتماعی نبود... رهبران دانشجویان برای مصالحه و پایان درگیریها سه شرط را اعلام کردند. بیرون رفتن پلیس از کرتیه لاتین(محله اصلی خوابگاه دانشجویان)، آزادی سریع و بی قید و شرط دانشجویان دستگیر شده و بازگشایی دانشگاه.»[۵]
هفتم می[ویرایش]
(سه شنبه) - ۳۰ هزار دانشجو به مدت ۵ ساعت در سرتاسر پاریس دست به راهپیمایی میزنند.
پلیس در صفوف به هم فشرده از سوربن محافظت میکرد اما کرتیه لاتین در اختیار دانشجویان بود. «آنها شعار میدادند ما همه شورشی هستیم و پرچمهای سیاه و سرخ در دست هزاران نفر به حرکت در میآمد.» [۶]
هشتم می[ویرایش]
(چهارشنبه) - «وقتی رادیوی پاریس اعلام کرد چهار پنجم مردم موافق و همراه با دانشجویان هستند، بزرگترین و شکوهمندترین حمایت از دانشجویان بروز کرد. به نظر میرسید جامعه بورژوازی با این اقدامات موافق است.»
در این روز ۶۰ هزار دانشجو در فرانسه مشغول تظاهرات بودند، اما دولت و پارلمان آن را به افراد خارج دانشگاه و توطئه گران منتسب میکردند و تنها نتیجه اقدامات چپهای ماجراجو میدانستند.
نهم می[ویرایش]
(پنجشنبه) - «به احتمال زیاد آخرین فرصتی بود که وزیر آموزش عالی برای مصالحه و خارج نشدن کنترل از دست امور دولت داشت.»[۷]
نزدیک ظهر، رئیس روشه و روسای دانشکدهها تصمیم خود را مبنی بر بازگشایی دانشگاه و از سر گیری امور معمولی را اعلام میکنند. UNEF بلافاصله جواب میدهد تا آزادی دانشجویان در بند و عقب نشینی پلیس، به اعتصاب ادامه میدهد. اتحادیه اساتید نیز تصمیم به ادامه اعتصاب گرفت. بعد از ظهر در سوربن همچنان بسته و پلیس مستقر ماند. وزیر اقدام روسای دانشکدهها را ناکام گذاشت.
«جنبش به سمت رادیکالیزه شدن پیش میرفت... شب، تشکل JCR که حامی کوهن بندیت بودند، برگزاری تجمعی را اعلام کردند. شاید از ابتدای بحران این اولین دفعهای بود که افراطیون دست خود را رو کرده بودند. انقلاب به تدریج از خواستههای صنفی به سوی چالشهای سیاسی سوق پیدا میکرد.»[۸]
«بازگشایی دانشگاه از نظر افراطون انقلابی، تاکتیکی بیش نبود. استراتژی اصلی، همانطور که ارنست مندل گفته بود، تلاش در پیوند بین جنبش دانشجویی به جنبش کارگری بود تا بدین وسیله انقلاب سوسیالیستی در معنی واقعی آن اتفاق بیفتد»[۹]
صبح ملاقاتی بین رهبران UNEF و رهبران اتحادیههای کارگری فرانسه، جرج سگوی از اتحادیه حزب کمونیست(CGT)و اوژن دسکمپ از اتحادیه سوسیالیست ها(CFDT) انجام شد.
دهم می[ویرایش]
(شب سنگرها) - «همه چیز با اجتماع ۵هزار نفری نوجوانهایی که خونشان به جوش آمده بود و فریاد میزدند رفقای ما را آزاد کنید، آغاز شد»[۱۰] این جمعیت که به رهبری CAL جمع شده بودند خواستههای خود را چنین اعلام میکردند: آزادی فعالیت سیاسی در مدارس، مشارکت دانش آموزان در انجام امور مدارس، به رسمیت شناختن CAL از جانب مسئولین. این جمعیت پس از مدتی در یک جمعیت ۱۵ هزار نفری دانشجویان هضم میشود.
ساعت ۶٫۵ عصر وزیر اجرایی و جانشین نخست وزیر، لوییس ژوکو پیشنهاد میکند پلیس از کرتیه لاتین عقب نشینی کند و دانشگاه سوربن و نانتری بازگشایی شود. اما در جواب همه یکصدا آزادی دوستانشان را فریاد میزنند.
پلیس جمعیت را در محله کرتیه لاتین محاصره میکند، «این ریسک بزرگی بود که مسئولان دست به انجام آن زده بودند که با دانشجویان در موطن خود و خانه خودشان یعنی کرتیه لاتین وارد جنگ شوند. ... پس از یک هفته فعالیت و به نتیجه نرسیدن رهبران دیگر نمیتوانستند نیروهای خود را آرام کنند و به خانههایشان بازگردانند... در یک لحضه دستوری مثل جرقه صادر شد: کرتیه لاتین هر طور شده باید برای دانشجویان بماند.»[۱۱]
دستوری مبنی برساختن سنگر صادر نشده بود اما دانشجویان به طور خودجوش به آن پرداخته بودند. سنگرها شامل اتومبیلهای واژگون شده و خرده سنگ و چوب و شیشه تلنبار شده پشت آن بود. قبل از روشن شدن هوا تقریباً ۶۰ سنگر آماده شده بود. آن شب که سرآغاز انقلاب بود، «شب سنگرها» نام گرفت.
در ساعت ۱:۱۵ بامداد ژوکو مشخص کرد که راه حل مسالمتآمیزی نمیتواند وجود داشته باشد. یک ساعت پس از سخنان او اولین موج حمله پلیس آغاز شد.
«پسران و دختران به طرز غیر قابل باوری خود را به صحنه نبرد میرسانند و جانفشانی میکردند و برای خیلی از جوانان این یک موقعیت استثنایی بود که شجاعانه خود را به انقلاب بسپارند و یاد فانون، چه گوارا و دبره آنان را تسکین میداد. این صحنههای انقلابی، ویتنام آنها بود... در چنین لحظههای پر احساس و هیجانانگیزی بود که هزاران حنجره فریاد میزد: دوگل قاتل!»
ساعت ۵:۳۰ دستوری مبنی بر توفق جنگ و متفرق شدن تظاهرکنندگان از سوی کوهن بندیت از رادیو اعلام شد. ۳۶۸ نفر مجروح، ۴۶۰ نفر بازداشت و ۱۸۸ اتومبیل تخریب شدند.
یازدهم می[ویرایش]
(شنبه) - نخست وزیر پمپیدو، شب از سفر ایران و افغانستان به کشور باز میگردد. سه ساعت پس از ورودش، ۳ دقیقه با ملت صحبت کرد و اعلام کرد سوربن از دوشنبه صبح بازخواهد گشت و دادگاه دانشجویان را آزاد خواهد کرد.
عصر تعداد اندکی از نیروهای MAU دانشکده ادبیات پاریس را که خارج از دانشگاه سوربن بود و به اشغال پلیس درنیامده بود، تسخیر کردند.
در همین روز CGT و CFDT همراه با FEN(فدراسیون اصلی اساتید در فرانسه)، به عنوان قویترین اتحادیههای کارگری فرانسه، در طی یک اقدام مشترک اعضای خود را به اعتصاب و تظاهرات در روز دوشنبه فراخواندند. دوشنبه ۱۳ میدهمین سالگرد کودتایی بود که دوگل را بر سر کار آورده بود.
سیزدهم می[ویرایش]
(دوشنبه) - تظاهرات انبوهی با شرکت بیش از هشتصد هزار نفر برپا شد و اتحاد بین دانشجویان و کارگران شکل گرفت.
کوهن بندیت برای ادامه نهضت، خواستار تشکیل کمیتههای اجرایی در تمام نواحی شهر شد. JCR بازوی اصلی جنبش بود و نشریهاش به نام سرویس اُردو، تظاهرات را خط دهی میکرد. آنها دانشجویان و کارگران را در فضای باز پای برج ایفل جمع کردند و سپس شعار «همه به سوی سوربن» سر داده شد.
پمپیدو به قولش وفا کرده بود. دانشجویان زندانی آزاد شدند، پلیس از کرتیه لاتین بیرون رفت و دربهای سوربن باز شد. دانشجویان به داخل دانشگاه رفتند و کنترل امور را به دست گرفتند. این کنترل تا ۱۶ ژوئن ادامه یافت.
چهاردهم می[ویرایش]
(سه شنبه) - دوگل طبق برنامه ریزی که از یکسال پیش انجام شده بود کشور را به قصد بازدید از رومانی ترک میکند.
کارگران یک کارخانه کوچک هواپیماسازی در حومه نانت که دست به اعتصاب زده بودند، کارخانه را تسخیر و مدیر را دفتر کارش محبوس میکنند. کارگران رنو در روئن دست به اعتصاب میزنند و روز بعد کارخانه را به تصرف خود در میآورند. به تدریج بر سر در تمام کارخانههای رنو پرچمهای سرخ و سیاه آویخته شد. ظرف ۴۸ ساعت موج اعتصاب و تسخیر با سرعت سرسام آوری تمام صنایع فرانسه را در نوردید.
CGT سعی کرد با بی اعتنایی به جنبش دانشجویی و پنهان ساختن آن در پشت مطالبات اقتصادی کارگران، اعتصاب را به مسیر خاصی هدایت کند و آن را محدود سازد. «اعضای این اتحادیه از کیک پخته شده سرمایه داری سهم بیشتری میخواستند و برخلاف نظر دانشجویان به هیچ عنوان دنبال فروپاشی نظام سرمایه داری نبودند.»[۱۲]
درمقابل CFDT با هم نوایی با شعارهای دانشجویی سعی کرد خود را به آنها نزدیک کند. آنها در بیانیهای اعلام کردند: «تلاش دانشجویان برای دموکراتیزه کردن دانشگاه، همان ماهیت دموکراتیزه کردن کارخانجات را از سوی کارگران دارد.» به طور خلاصه میتوان گفت که هدف و جهت گیری CGT دستمزدها و حقوق صنفی بود، حال آنکه CFDT به دنبال اصلاحات مبنایی نظیر مشارکت کارگران در تصمیم گیریهای کلان و مشارکت در مدیریت کارخانه بود.
شانزدهم می[ویرایش]
(پنجشنبه) - دانشجویان به سان تئاتر ادئون در شهر یورش میبرند و آن را تسخیر میکنند. شایعه میشود در اقدام بعدی قصد تسخیر ایستگاه رادیویی را دارند.
هزاران دانشجو سوربن را جهت پیوستن به اعتصاب کارگران کارخانه رنو ترک کردند. کارگران مودبانه تشکر کردند اما اجازه ندادند دانشجویان وارد کارخانه شوند.
هجدهم می[ویرایش]
(شنبه) - ژنرال دوگل از سفر رومانی باز میگردد.
نوزدهم می[ویرایش]
(یکشنبه) - دوگل فردای بازگشتش وزیر جنگ، پیر مرمز، را به عنوان اولین وزیر پیش خود فرا میخواند. سپس با وجود توصیههای پمپیدو، تصمیم خود را مبنی بر صحبت با ملت در روز ۲۴ میاعلام میکند.
بیست و دوم می[ویرایش]
(چهارشنبه) - در تمام کشور، اعتصاب هنوز در اوج بود. «کرکرههای پنجرهها پایین کشیده شده بود و تمام سالن هاش شهر بسته شده بود. حتی بانک مرکزی فرانسه، وزارت دارایی و نیروگاه اتمی در مارکول نیز از این قاعده مستثنی نبودند. اداره هواشناسی نیز دچار رکود بود. جریان سوخت با کندی مواجه بود. پاریس خیلی بههمریخته و کثیف به نظر میرسید. شهر مملو از زبالهها و تراکتهای سیاسی بود.»[۱۳]
دانیل کوهن بندیت در فرانسه عنصر نامطلوب اعلام میشود و از کشور اخراج میشود.
جمعیتی از دانشجویان به طرف مجلس سنا تظاهرات کردند و شعار میدادند «ما همه خارجی هستیم»(در اعتراض به اخراج کوهن بندیت آلمانی) که به ضد و خورد شدید با پلیس منجر شد. پلیس ضدشورش به کرتیه لاتین هجوم میآورد و موقعیتهای استراتژیک مقابل سوربن را اشغال میکند.
بیست و پنجم می[ویرایش]
(شنبه) - مذاکرات چندجانبه پمپیدو با رهبران اتحادیههای کارگری
سرکوب شدید هرگونه تظاهرات خیابانی
مرگ یک افسر ۵۲ ساله در لیون بر اثر برخورد یک کامیون از کنترل خارج شده با سنگرهای پلیس
مرگ یک جوان ۲۶ ساله در کرتیه لاتین بر اثر ترکش یک شی پرتاب شده
۸۰۰ نفر بازداشت و ۱۵۰۰ نفر مجروح شدند. حیاط سوربن به بیمارستان تبدیل شده بود.
بیست و هفتم می[ویرایش]
(دوشنبه) - موافقت نامه گرنل دربارهٔ سطح دستمزدها، هفتههای کاری، سن بازنشستگی و ... به امضای طرفین مذاکره رسید. این بزرگترین موفقیت و منفعت به دست آمده پس از بیست سال برای کارگران بود.
کارگران در یک عمل غیر منتظره موافقت نامه را پاره کردند و به رهبرانشان تاختند. و آنها را به تبانی با دولت و کارفرمایان متهم میکردند.
پیر فرانس مندز به عنوان یکی از رهبران PSU(حزب سوسیالیستهای جدا)، تنها حزبی با دانشجویان همراه شده بود، تبدیل به مرد شماره یک انقلاب شد.
بیست و هشتم می[ویرایش]
(سه شنبه) - فرانس میتران، رهبر فدراسیون سوسیالیستها، صبح با مطبوعات مصاحبه کرد و بعد از ظهر در جلسه حزب کمونیست شرکت کرد. او در این مصاحبه مرگ رژیم دوگل و کاندیداتوری خود را برای ریاست جمهوری اعلام کرد.
والداک روشه، رهبر حزب کمونیسم فرانسه، بعد از ظهر مصاحبه میتران در جواب سخنان او با اظهارات تندی گفت: «هیچ نظامی نمیتواند بدون همکاری با کمونیستها موجبات پیشرفت اجتماعی و اصلاحات سیاسی را فراهم کند.» سپس در ادامه آمادگی حزب کمونیست را برای پذیرش پستهای مختلف اعلام کرد.
بیست و نهم می[ویرایش]
(چهارشنبه) - «هیچ روزی در تاریخ فرانسه مثل ۲۹ می دلهرهآور، متشنج و هیجانانگیز نبود. اغلب افراد اعتقاد داشتند رژیم دوگل سقوط کردهاست».[۱۴]
کمی پس از ۱۱ صبح، دوگل کاخ الیزه را به مقصد نامعلومی ترک میکند. ابتدا اعلام میشود برای استراحت به زادگاهش، کلمبی، رفتهاست. اما پس از چند ساعت مشخص میشود که به آنجا نرفتهاست. ژنرال دوگل گم شده بود. در نهایت هلی کوپتر اش در بادن-بادن، مرکز فرماندهی ۷۰ هزار نیروی فرانسوی مستقر در آلمان فرود میآید.
ساعت ۶:۳۰ عصر به کلمبی میرود.
چپ اردتدکس تمام نیرویهایش را به میدان فرا میخواند. حدود نیم میلیون کارگر از قلعه باستیل به پاریس سرازیر میشوند.
مندز و میتران برنامههای خود را تا ۶:۳۰ عصر برای کسب قدرت هماهنگ میکنند.
سیام می[ویرایش]
(پنج شنبه) - «والداک روشه سلاح لازم برای پیروزی در این جنگ]بین چپها و دوگل[ را به دوگل هدیه کرده بود. خطر و ترس از کمونیسم در تمام فرانسه گسترده شده بود.»[۱۵]
ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر، ژنرال خبر برکناری نخست وزیر را به او ابلاغ میکند و خواستار انتخابات جدید میشود. «نیم ساعت بعد، اتومبیلهای سیتروئن سیاه رنگ، ۲۷ وزیر کابینه را برای تشکیل آخرین جلسه کابینه به الیزه میآورند. تمام طول مسیر و جلو کاخ الیزه پوشیده از تراکتهایی بود که مردم را برای شرکت در تظاهرات آن روز بعد از ظهر در حمایت از دوگل دعوت میکرد.»[۱۶]
ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر دوگل با ملت سخن گفت. او چنین گفت: «در چنین اوضاع و احوال و تحت چنین شرایطی من هرگز سقوط نخواهم کرد. من پادشاه فرانسه هستم و این کار را به بهترین نحو به انجام خواهم رساند.» سلاح مخفی دوگل همان نفوذ کلام او بود. او از خطر جسته بود. شعار «زنده باد فرانسه» همه جا شنیده میشد و پرچم سه رنگ فرانسه بر پرچمهای سرخ و سیاه برتری یافت. می۶۸ به پایان خود رسید.
جستارهای وابسته[ویرایش]
پانویس[ویرایش]
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ رادیو زمانه | محمدرضا نیکفر | اندیشه انتقادی | ۱۹۶۸: گسترش پهنهٔ امکان
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص۹۵
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۱۰۰
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۱۰۵
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۱۰۳
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۱۰۴
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۱۰۵
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۱۰۶
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۱۰۷
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۱۹۸
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۲۱۲
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۲۷۲
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۲۸۰
- ↑ انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، ص ۲۸۲
منابع[ویرایش]
پاتریک سیل و مورین مکانویل، انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه، حسین بخشنده، نشر سرایی، تهران، ۱۳۸۱
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ مه ۱۹۶۸ فرانسه موجود است. |