عهدنامه نصیبین
نرسه از ۲۹۳ تا سال ۳۰۲ میلادی، پادشاه ساسانی بود. پس از تحکیم بنیان فرمانروایی، به روم پرداخت و درصدد تهدید روم برآمد و مسئله ارمنستان را هم برای کشمکش بهانه ساخت. نرسی در آغاز کار، تیرداد سوم، پادشاه اشکانی ارمنستان را که برنشاندهٔ روم بود و در زمان بهرام دوم بر بخشی از ارمنستان تحمیل شده بود، از آنجا بیرون کرد. دیوکلتیان امپراتور بیزانس، برای حمایت تیرداد افواجی گسیل کرد که گالریوس فرماندهی لشکر رومی را به عهده گرفت. در میانرودان شمالی از سپاه نرسه، شکست خوردند.
یک سال بعد نرسه با موکب و حرمسرای شاهانه، عازم ارمنستان گشت، به علت دورویی یا تزلزل نجبای ارمنی که با دشمن تبانی کرده بودند، در محلی نزدیک به ارزروم کنونی، نرسه، از سپاه بیزانس شکست خورد چون تعدادی از خویشان و کسان وی از جمله زنش، ارسانه نام، با خزاین سلطنتی، به دست دشمن افتاد، نرسی ناچار شد برای نجات آنها شرایط سنگینی را که روم برای صلح پیشنهاد می کرد، بپذیرد. فرستادگانش که جهت درخواست صلح و درخواست اسیران به اردوی گالریوس رفتند ناچار شدند، در مقابل سردار رومی، چنانکه یک نقش یادگاری در شهر یونانی تسالونیکی نشان می دهد، خاکساری و فروتنی فوق العاده ای را تحمل نمایند. می گویند گالریوس با خشم و تهدید، رفتار غرور آمیزی را که پدر نرسی، شاپور یکم نسبت به امپراتور روم والرین که اسیر جنگی ایران شده بود، به این فرستادگان یادآوری کرد. سرانجام با موافقت دیوکلتیان امپراتور روم شرقی، به استرداد اسیران رضایت دادند.[۱] در آخر عهد نامه ای بین ایران و روم بسته شد و صلح بین دو کشور قریب چهل سال دوام یافت.[۲]
عهد نامه نصیبین [ویرایش]
به موجب این عهد نامه که در در سال ۲۹۸ میلادی بسته شد و چون منافع روم را در شرق، به قدر کافی تأمین می کرد تا چهل سال دیگر از جانب رومیان، همچنان معتبر ماند. مفاد عهد نامه به شرح زیر است:
۱. واگذاری پنج ولایتی که در ساحل رود دجله واقع بود.
۲. دجله سرحد دولتین شد.
۳. عدم دخالت ایران در امور ارمنستان و واگذاری قلعه زنتا، واقع در آذربایجان به روم.
۴. تسلیم بر اینکه مملکت ایبری (گرجستان) تحت الحمایه روم است.
۵. نصیبین یگانه محلی برای مبادلهٔ مال التجاره مابین ایران و روم خواهد بود. (این شرط را مینویسند که به خواهش نرسه حذف شده است.) [۳]
این شرایط آذربایجان و حتی تیسفون را بلاواسطه در مجاورت متصرفات روم قرار می داد و از این حیث نیز برای ایران یک تهدید مستمر به شمار می آمد. عهد نامهٔ نصیبین که در واقع پیروزی سیاسی دیوکلتیان، امپراتور روم به شمار می آمد. برای نرسی که هنگام به تخت نشستن، رؤیای تجدید دوران شاپور یکم پدرش را داشت، چنان مایهٔ ننگ و خفت شد که وی بعد از امضاء آن، دیگر نتوانست سلطنت کند، چندی بعد استعفا کرد و ظاهراً از شدت ناراحتی و اندوه در سال ۳۰۲ میلادی در گذشت.[۴]
پانویس [ویرایش]
منبع [ویرایش]
زرین کوب، عبدالحسین . تاریخ مردم ایران قبل از اسلام. تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴
کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان، تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۷
پیرنیا، حسن ( مشیرالدوله). تاریخ باستانی ایران. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۶۲
| این یک نوشتار خُرد پیرامون تاریخ است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |