شهرستان سنقر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: شرقی′۳۵°۴۷ شمالی′۴۶°۳۴ / ۴۷٫۵۸۳غرب ۳۴٫۷۶۷جنوب / -۴۷٫۵۸۳;-۳۴٫۷۶۷

شهرستان سنقر یا سنقر کلیایی یکی از شهرستان‌های استان کرمانشاه در غرب ایران است.اگر شهرهای همدان و کرمانشاه و سنندج را به عنوان رئوس یک مثلث در نظر بگیریم شهرستان سنقر کلیایی با مساحتی حدود 2242 کیلومتر مربع تقریبا در مرکز مثلث در شمال شرق استان کرمانشاه بین 47 درجه و 19 دقیقه تا 47 درجه و 57 دقیقه طول شرقی و 34 درجه و 44 دقیقه تا 35 درجه و 4 دقیقه عزض شمالی واقع شده است

بلندترین قله آن 3350 متر است که به علت داشتن چشمه ای به نام سهیل با آب سرد و گوارا و پناهگاهی مطمئن و پاکیزه یکی از مناسب ترین کوه های غرب کشور برای کوهنوردی است این قله به عنوان جزئی از کوهستان دالاخانی در هیات مردی مبارز و نستوده در پشت جنوبی شهر ایستاده است اطرافش را مهمترین یارانش مادیان کوه در شمال کمر زرد و کوه های زن و مرد در غرب احاطه کرده است پست ترین نقطه این منطقه هم به ارتفاع 1500 متر در محل خروجی گامیشان جنوب روستای شاهگدار است

آب و هوا

شهر سنقر دارای زمستان سرد و طولانی با سرمای سخت و سنگین است تابستانش گرم و کوتاه بهارش وحشی و پاییز آن خسته کننده است ارتفاع زیاد و عرض جغرفیای نسبتا بالا موجب پیدایش شرایط آب و هوایی سرد در سنقر شده است زمستان سنقر از اواسط نوامبر (آبان)شروع شده تا اواخر آوریل (فروردین)ادامه دارد ماه ژانویه (دی) سردترین ماه سال است در این ماه متوسط حداقل دمای هوا به 4/11- درجه سانتیگراد و روز های یخبندان آن در سال به 109 روز میرسد بر اساس همین اطلاعات تیر و مرداد گرمترین ماه های سال میباشند در این ماه متوسط حداقل دمای هوا به 8/24 درجه سلسیوس می رسد.


وجه تسمیه سنقر:

سنقر در زبان ترکی نام مرد است . شاید این نام در هزاران سال پیش نام رئیس ایل بوده باشد . البته خود مردم سنقر شهر خود را سونگور (با تشدید روی گ ) مینامند زبان مردم شهر سنقر ترکی است وزبان مردم روستا های اطراف شهر کردی است . البته وجود دهها نام روستایی به لغت ترکی مثل قالاجوق - قره تبه- چوقورجه- آقبلاق- علی بلاق - قالا- قروه- چماق تپه-نخود تپه - قشلاق- بیانگر ترک زبان بودن ساکنان اولیه این روستاها بوده است که به مرور زمان گویش خود را به کردی تغییر داده اند - کما اینکه روستاهای گرجی بیان - چرکس - در روزگاران گذشته به زبانهای قفقازی تکلم میکرده اند .

 از آثار باستانی این شهر میتوان به آرامگاه مالک اشاره کرد که باتوجه به معماری آن که یک بنای آجری  6 ضلعی است به دوره سلجوقیان بزرگ  مربوط میشود  نظیر این آرامگاه  در شهرهای آذربایجان و ترکیه یافت میشود . 

در ایران سه روستا با نام سنقر وجود دارد ودر کشور لیبی هم یک قصبه به نام سنقر وجود دارد سنقر:مرغی است شکاری .شنگار(فرهنگ لغت دکتر معین ج 5) سنقر:{ت} (س.ق) نوعی از باز، مرغی است شکاری و خوش خط و خال که از انوع دیگر باز ها قوی تر بسیار نیز و چالاک است. به عربی نیز سنقر یا سنقور میگویند(فرهنگ عمید، ج 2) سنقر: مرغی است شکاری از نوع چرغ(آشیان ی مرغ) گویند بسیار زننده می باشد و پیوسته پادشاهان بدان شکار کنند (برهان قاطع)

مشخصات ظاهری این پرندگان جثه ای لاغر وکشیده، بال ها و دمی دراز وباریک پاهای بلند و منقاری کوچک دارند درهنگام پرواز بال های را اندکی بالا نگه می دارند نر و ماده هم شکل نبوده و نرها معمولا از ماده ها کوچکترند هنگام شکار در نزدیکی سطح زمین پرواز کرده با دیدن شکا ر، به طور ناگهانی به پایین جهیده شکار را میگیرند . در نیزار یا روی زمین آشیانه میسازند و به جز فصل تولید مثل، پرندگانی ساکت اند و انواعی دارند.

کلیایی کلمه کلیایی که به دنبال سنقرآمده به یکی از دو ناحیه روستایی این منطقه اطلاق می شود که در آن طوایف ایل کلیایی سکونت دارند این کلمه از دو بخش ((کلیا))و ((یی)) تشکیل شده است ((یی)) یاء نسبت است و تعلق و وابستگی به کلیا را می رساند کلیا در زبان اوستایی به معنی گوسفند است در فرهنگ های برهان قاطع، آنندراج، ناظم الاطباء و لفت نامه دهخدا در باره این کلمه چنین توضیح داده شده است ((کلیا))به لغت زند و پازند گوسفند را گویند هز وارشی کلیا نیز کلینا kallغna گوسپند می شود(هاشیه برهان مصحح دکتر معین) هم چنین کلیا اسم رومی شکنبه است و به سریانی و ورومنتن است (فهرست مخزن الدویه) معانی دیگری برای کلیا قایل شده اند از جمله کلیا به معنی شخار است که قلیا باشد و بیشتر صابون پزان به کار برندو قلیا معرب آن است اسم فارسی قلی است کلیا : آلتی که در مازندران با ان شیره ی نیشکر را استخراج می کنند(دهخدا، لغت نامه{کلمبیا –کمعه} ص 127، با استناد به مخزن الدویه، برهان و فرهنگ انجمن آرا) کلیایی : منطقه شمال غربی و غرب سنقر را کلیایی می گویند کل : ده، روستا ( ناظم الطبا ) و (برهان قاطع) کلی: نسوب به ده : به معنی دهی ( دهاتی) و روستایی، چنان که گویند کلی و شهری چون تو صنم و چو ما شمن نیست(سنایی به نقل آنندراج)


این شهرستان از شمال به شهرستان قروه، از جنوب به شهرستان صحنه، از شرق به شهرستان اسدآباد واز غرب به شهرستان کامیاران محدود می‌شود.

شهرستان سنقر در سال ۸۳ بالغ بر 98850 نفر جمعیت داشته‌است.


در دوره صفویه اسدآباد جزء منطقه سنقر شمرده می‌شده‌است. در زمان شاه عباس صفوی، فرماندار سنقر عثمانیان را از مرز بیرون راند. در دوره افشاریه و زندیه سران ایل کلیایی که خود را از اعقاب صفی خان از خانهای دوره صفوی می‌دانند به حکومت سنقر منصوب بوده‌اند.بنابر نظر بزرگان وریش سفیدان منطقه کلیایی این مردمان از ایل کلهر ایوان غرب و از هفت ماله بان سیری می باشند.نام قسمت کردنشین این ناحیه از اسم ایل کلیایی ماخوذ و به کلیایی معروف شد. چون دو قسمت سنقر و کلیایی شهرستان را تشکیل دادند این شهرستان سنقر و کلیایی نامیده شد.

شهرستان سنقر و کلیایی در جلگه همواری واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغات و بیشه‌زار فرا گرفته‌است و قله‌های کوه‌های آن تا اواخر تابستان از برف زمستانی پوشیده‌است.

بقعه مالک، امامزاده احمد ودر سنقر واقع شده‌اند.

از مکان های دیدنی میتوان سراب گزنهله را نام برد


[ویرایش] تقسیمات کشوری

شهرها: سنقر

شهرها: سطر که در زمانهای گذشته اقوامی به نام آزادبخت بر نواحی شهری وروستایی سنقر حکومت داشته‌اند.

[ویرایش] منابع

  • اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران ۱۳۸۳.

و سنقر در گندم زار کلیایی


ارسال مقاله توسط محمد شاهملکی دانشجوی رشته حقوق تهران زاده روستای باوله ساکن سنقر و کلیایی

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر